Ashkan_ad72 1891 ارسال شده در 4 شهریور، 2013 تالار ما دعوا توش زیاد نیسبچه هامون یخورده ناز دارن.. روحیشون لطیفــــــــه.... بچهها تالار ما بزرگ شدن دیگه انقدا ناز ندران 3
Hamid Ghobadi 12840 ارسال شده در 4 شهریور، 2013 امر کردند چرا محفل نمی آیی!!! امر را پذیرفتم و آمدم اما بسیار خسته میباشم ... امروز حسابی سردرد دارم و خستگی بسیار بر تن! گویی جنازه ای هستم که خیره بر مانیتور مثل بت ثابت شده ام! نه مرا توانی است که برخیزم و نه در اینجا حضور داشته باشم! بنظر شما چه کنم؟ سلام بر همگی! 6
Hanaaneh 28168 ارسال شده در 4 شهریور، 2013 تو نمیدونی چرا؟ باشه منم هیچی نمیگم اصلا من رفتم شب بخیر 2
soil eng 17164 ارسال شده در 4 شهریور، 2013 الهه برخودت زشت بود پیتزا بده بزنی تو سرت واسه من پیتزا نمیشدااااااااااااااااا :icon_razz: نههه اون زدن تو سر واسه خاطر قاسم بود ک باید دست تو جیبه موبارکش کنه وگرنه واسه مهمونای گلی مث شوما باید قربونی کرد... راستی شب خیلی حال کردم..ی جمع رو خندوندی(پروین اعتصامی و...) 2
azarafrooz 14221 ارسال شده در 4 شهریور، 2013 امر کردند چرا محفل نمی آیی!!! امر را پذیرفتم و آمدم اما بسیار خسته میباشم ... امروز حسابی سردرد دارم و خستگی بسیار بر تن! گویی جنازه ای هستم که خیره بر مانیتور مثل بت ثابت شده ام! نه مرا توانی است که برخیزم و نه در اینجا حضور داشته باشم! بنظر شما چه کنم؟ سلام بر همگی! درود ای آرایایی دلیر چه بسیار نیکوست که اطاعت امر نمودید و قدم رنجه فرموده و تالار را مزین فرمودید.... گرد خستگی بر چشمانتان نشسته است به گمانی اندک زمانی پس از ماندن در این سرای برفته و بخسبید 3
Hanaaneh 28168 ارسال شده در 4 شهریور، 2013 حمید به نظر من برو راحت بخواب بی خیال همه چیز فردا هم سرحال پاشو و سه تا نفس عمیق بکش 3
azarafrooz 14221 ارسال شده در 4 شهریور، 2013 نههه اون زدن تو سر واسه خاطر قاسم بود ک باید دست تو جیبه موبارکش کنهوگرنه واسه مهمونای گلی مث شوما باید قربونی کرد... راستی شب خیلی حال کردم..ی جمع رو خندوندی(پروین اعتصامی و...) اوا یه جمع شد حالا باز هم تکرار میشد میگفتی جلو جمع سنگ تموم بزارم 3
soil eng 17164 ارسال شده در 4 شهریور، 2013 بچهها تالار ما بزرگ شدن دیگه انقدا ناز ندران ربطی به بزرگی نداره... همه روحیه لطیفی دارن مث طبیعت! امر کردند چرا محفل نمی آیی!!! امر را پذیرفتم و آمدم اما بسیار خسته میباشم ... امروز حسابی سردرد دارم و خستگی بسیار بر تن! گویی جنازه ای هستم که خیره بر مانیتور مثل بت ثابت شده ام! نه مرا توانی است که برخیزم و نه در اینجا حضور داشته باشم! بنظر شما چه کنم؟ سلام بر همگی! عرض بود،نه امر استراحت کن سلاااام تو نمیدونی چرا؟باشه منم هیچی نمیگم اصلا من رفتم شب بخیر حنانههههههه؟؟؟؟ 4
Ghasem Zare 8758 ارسال شده در 4 شهریور، 2013 سلاممممممم حمید/ پیتزا بزن جون بگیری حنانه من که نفهمیدم چیکار کردم 4
.sOuDeH. 16059 ارسال شده در 4 شهریور، 2013 امر کردند چرا محفل نمی آیی!!! امر را پذیرفتم و آمدم اما بسیار خسته میباشم ... امروز حسابی سردرد دارم و خستگی بسیار بر تن! گویی جنازه ای هستم که خیره بر مانیتور مثل بت ثابت شده ام! نه مرا توانی است که برخیزم و نه در اینجا حضور داشته باشم! بنظر شما چه کنم؟ سلام بر همگی! تکبیــــــــــــــــــــــــــر 6
soil eng 17164 ارسال شده در 4 شهریور، 2013 اوا یه جمع شد حالا باز هم تکرار میشد میگفتی جلو جمع سنگ تموم بزارم اهوم..نشسته بودم تو جمع..یهو خندیدم...:icon_pf (34): دیگه مشکوک میشد اگه نمیدادم بخونن جالب اینجاس ی دخمل کوچک هم در جمع حضور داشت...هی میخونه میگه واااا شعر گفتن کجاش خنده داره روت همیشه بخنده دخترررر 3
azarafrooz 14221 ارسال شده در 4 شهریور، 2013 i wanna a pizza plz ()too:w02: سودی دیر رسیدی قاسم نونوا نه پیتزا بیار نه پیک موتوری پیتزا خرید اوورد دیگه اهوم..نشسته بودم تو جمع..یهو خندیدم...:icon_pf (34):دیگه مشکوک میشد اگه نمیدادم بخونن جالب اینجاس ی دخمل کوچک هم در جمع حضور داشت...هی میخونه میگه واااا شعر گفتن کجاش خنده داره روت همیشه بخنده دخترررر مرسیییییییی خو بچه راست میگه دیگههههههههههههههه 5
Ghasem Zare 8758 ارسال شده در 4 شهریور، 2013 هی روزگار پیتزا کوو قاسم رفته بحث دوستانه میکنه آمار بگیریم چندنفر شدیم الهه بشمار سریع 3
soil eng 17164 ارسال شده در 4 شهریور، 2013 حنانه-سودی-قاسم-اشکان-حمید(اگه نخوابیده باشه)-آذر- من 7 نفریم قاسم همه رو دریاب 3
ارسالهای توصیه شده