شقایق31 40377 ارسال شده در 17 فروردین، 2012 یک عمر شنیدیم علف باید به دهن بزه شیرین بیاد هی زور زدیم علف شیرین بشیم غافل از اینکه طرف گاو بود و کارتن میخورد:ws28: 2
Artaria 13629 ارسال شده در 17 فروردین، 2012 ریگی پسرشهاین اواتاروت قبلا خوشگل تر بودا زمین خوردی ؟چرا انوقت؟ زیر پات پوست موز بود:gnugghender: یه نقل قول بگیر بدونیم با کی هستی یک عمر شنیدیم علف باید به دهن بزه شیرین بیاد هی زور زدیم علف شیرین بشیم غافل از اینکه طرف گاو بود و کارتن میخورد:ws28: چه میکنه این فیس بوک 2
شقایق31 40377 ارسال شده در 17 فروردین، 2012 یه نقل قول بگیر بدونیم با کی هستی چه میکنه این فیس بوک والا من فیس بوک نرفتم مشاهده گفتگوی من و با یکی از بچه ها رو میخوندم من اون موقع برای اون گذاشته بود مینا هم برای من گذاشته بود منم گذاشتم براتون که بخندید عهههههههههههههه چقدر گذاشتن داشت:whistle: 3
Artaria 13629 ارسال شده در 17 فروردین، 2012 در حال حاضر 32 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (1 کاربران و 31 مهمان ها).Senator. 31 مهمان ؟ 1
* v e n o o s * مهمان ارسال شده در 17 فروردین، 2012 ایووووووووووووللللل :hapydancsmil: خوش اومدی میسیییی داداشی مهربون من امروز امتحان داشتم؛ فردا هم دارم؛ پس فردا هم دارم؛ همش هم سختن ؛ خدا به دادم برسه
Artaria 13629 ارسال شده در 17 فروردین، 2012 میسیییی داداشی مهربون من امروز امتحان داشتم؛ فردا هم دارم؛ پس فردا هم دارم؛ همش هم سختن ؛ خدا به دادم برسه اوه اوه ، پشت سر هم چرا ؟ حالا نوبت سمیراست :gnugghender:
* v e n o o s * مهمان ارسال شده در 17 فروردین، 2012 :flowerysmile: اوه اوه ، پشت سر هم چرا ؟ :5c6ipag2mnshmsf5ju3 حالا نوبت سمیراست :gnugghender: چه میدونم؛ خیلی اینجوری بده؛ دیشب ساعت 2.5 خوابیدم؛ 5 بیدار شدم من که دیگه باهاشون قهرم؛ با یه نفر دیگه بدن، چرا از پیش ما میرن خب، منو باش چقدر با محمد حرف زدم که امین رو از اخراجی در بیاره؛ با سمیرا حرف بزنه ... چقدر فکر و ذهنم مشغول کردم؛ بخدا اون شب حرف امین اشکمو درآورد... حالا که واقعا علاقه ای به اینجا ندارن، منم دیگه اصرار نمیکنم
Artaria 13629 ارسال شده در 17 فروردین، 2012 چه میدونم؛ خیلی اینجوری بده؛ دیشب ساعت 2.5 خوابیدم؛ 5 بیدار شدم من که دیگه باهاشون قهرم؛ با یه نفر دیگه بدن، چرا از پیش ما میرن خب، منو باش چقدر با محمد حرف زدم که امین رو از اخراجی در بیاره؛ با سمیرا حرف بزنه ... چقدر فکر و ذهنم مشغول کردم؛ بخدا اون شب حرف امین اشکمو درآورد... حالا که واقعا علاقه ای به اینجا ندارن، منم دیگه اصرار نمیکنم بابا درسخون ، منو بکشی اون وقت شب بیدار نمیمونم درس بخونم عب نداره، خب اینام حق دارن ، بعضی وقتا واقعا دل آدم میشکنه و با اینکه اینجارو دوس داره مجبوره بره ، گرچه باز بیشتر از قبل به صورت مهمان میاد چک میکنه اینجارو حالا دیگه این حرفارو بذارین کنار بیاین سر خونه زندگیتون ، ما اینجا تو این کلبه وسط جنگل میترسیم
* v e n o o s * مهمان ارسال شده در 17 فروردین، 2012 فک کنم امتحانای منم شروع شده برم یکم درس بخونم :scared9: تازه داری فکر میکنی ؟
Artaria 13629 ارسال شده در 17 فروردین، 2012 تازه داری فکر میکنی ؟ خوندم ، حالا 5 دیقه آنتراکت فقط 5 دیقه میمونماااا
* v e n o o s * مهمان ارسال شده در 17 فروردین، 2012 خوندم ، حالا 5 دیقه آنتراکت فقط 5 دیقه میمونماااا 5 دقیقت تموم نشد ؟
pesare irani 41807 ارسال شده در 17 فروردین، 2012 :gnugghender::gnugghender::gnugghender::gnugghender::gnugghender::gnugghender: 2
ارسالهای توصیه شده