رفتن به مطلب

پست های پیشنهاد شده

دف در دفِ تنیده و، مه در مهِ رمیده، خدا را بِدف! به دف روحِ

آسمان، به دف روحِ من بِدف!

 

 

 

فاش می گویم و از گفته ی خود دلشادم

بنده ی عشقم و از هر دو جهان آزادم

لینک ارسال
  • پاسخ 18.5k
  • ایجاد شد
  • آخرین پاسخ

بهترین ارسال کنندگان این موضوع

بهترین ارسال کنندگان این موضوع

پست های محبوب

ما را زمینیان و زمین برنتافتند  باران شدیم ، ابر شدیم ، آسمان شدیم ...   محمد سلمانی

مهر زن بر دهن خنده که در بزم جهان سر خود می خورد آن پسته که خندان باشد صائب

در ازل، عکس می لعل تو در جام، افتاد عاشق سوخته دل، در طمع خام افتاد   ساوجی

مــو پریشان به شکار آمــــد و بعد از آن روز

 

 

مــن پریشانم و او گیره به گیسو زده است

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تا همسفرم عشق است٬ در جاده تنهایی

از دست نخواهم داد٬ دامان شکیبایی

لینک ارسال
تا همسفرم عشق است٬ در جاده تنهایی

از دست نخواهم داد٬ دامان شکیبایی

 

یک شب دلی به مسلخ خونم کشید و رفت

دیوانه ای به دام جنونم کشید و رفت

یک آسمان ستاره ی آتش گرفته را

بر التهاب سرد قرونم کشید و رفت...

 

لینک ارسال
من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش

هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت

تو ماهی و من ماهی این برکه ی کاشی

 

اندوه بزرگی است زمانی که نباشی

لینک ارسال
یاد یاران هرکجا باشند برما واجب است

ما رفیق نارفیق شهر غمها نیستیم.

من نبض اندوه چکاوک را گرفتم

او را غمی جز آرزوی آسمان نیست

لینک ارسال
مطلب از من مست طاعت و پيمان و صلاح

كه به پيمانه كشي شهره شدم روز الست

جانم به این بچه های مکانیک که همشون تا ارنج تو سیاهین ولی روحشون لطیفه:ws3:

تا تو هستی و غزل هست دلم تنها نیست

محرمی چون تو هنوزم به چنین شبها نیست :icon_gol:

لینک ارسال
سه تار استاد لطفي..

دردم از يار است و درمان نيز هم

دل فداي او شد و جان نيز هم

 

من به ویرانه تبسم کردم

با شب جغد ٬ تکلم کردم

لینک ارسال
من فروپاشی ارکان وفا را دیدم

خوش ندارید ولی خون خدا را دیدم

 

ما از تبسم رهاتر٬ از خواب هم بی صداتر

رفتیم از شب فراتر٬ بازو به بازوی باران

لینک ارسال
نازم به شعر ناب تو حافظ که باده است

 

پر کن مرا پیاله که خالی فتاده است

جااااااااااااااااااااااااانم:icon_gol::icon_gol::icon_gol:

 

تنها نه فرات که هفت دریا می سوخت

 

از تشنگیت تمام دنیا می سوخت

 

باران سما ز سرنوشتش گله داشت

 

روزی كه جگر گوشه ی زهرا می سوخت

 

لینک ارسال

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.


×
×
  • اضافه کردن...