رفتن به مطلب

پست های پیشنهاد شده

شاعر مبارکت باد ناگاه روشنایی

شادا که بار دیگر از عشق میسرایی

 

یا رب این قافله را لطف ازل بدرقه باد

كه از او خصم به دام آمد و معشوقه به كام

لینک ارسال
  • پاسخ 18.5k
  • ایجاد شد
  • آخرین پاسخ

بهترین ارسال کنندگان این موضوع

بهترین ارسال کنندگان این موضوع

پست های محبوب

ما را زمینیان و زمین برنتافتند  باران شدیم ، ابر شدیم ، آسمان شدیم ...   محمد سلمانی

مهر زن بر دهن خنده که در بزم جهان سر خود می خورد آن پسته که خندان باشد صائب

در ازل، عکس می لعل تو در جام، افتاد عاشق سوخته دل، در طمع خام افتاد   ساوجی

یا رب این قافله را لطف ازل بدرقه باد

كه از او خصم به دام آمد و معشوقه به كام

 

ما زیاران چشم یاری داشتیم

خود غلط بود آنچه می پنداشتیم...

لینک ارسال
:vahidrk:از تو که بهترم از گوگل سرچ مشاعره میکنی:ws3:

 

 

 

باشه حتما تو محمودی بخری 30 تومن من غزلیات شمس بخرم اونم حتما نسخه نفیس 300 تومن:vahidrk:

:ws3:

 

کاملا مشخصه کی سرچ گوگل میزنه:vahidrk:

 

آوره پس چی:ws3:.میخواستی تو هم غزلیات شمس دوست داشته باشی:ws37:

خودم براش میخرم با افتخارِ دوبله:hapydancsmil:

 

فدای سوده ی نازم:hapydancsmil:

 

مرهم نمی نهی به جراحت، نمک مپاش

نوشم نمی دهی به دلم نیشتر مزن

نذر کردم گر از این غم به در آیم روزی

 

تا در میکده شادان و غزل خوان بروم:icon_gol:

لینک ارسال
کاملا مشخصه کی سرچ گوگل میزنه:vahidrk:

 

آوره پس چی:ws3:.میخواستی تو هم غزلیات شمس دوست داشته باشی:ws37:

 

 

فدای سوده ی نازم:hapydancsmil:

 

 

نذر کردم گر از این غم به در آیم روزی

 

تا در میکده شادان و غزل خوان بروم:icon_gol:

می نشینم.از سرزمین بیگناهم

مشت خاکی روی زخم خون فشانم می فشانم

لینک ارسال
می نشینم.از سرزمین بیگناهممشت خاکی روی زخم خون فشانم می فشانم

 

ما دست در دست باهم٬ آشفته و مست باهم

مثل نسیمی گذشتیم٬ آهسته از کوی باران

لینک ارسال
ما دست در دست باهم٬ آشفته و مست باهم

مثل نسیمی گذشتیم٬ آهسته از کوی باران

نوای خسته شبهای من :عشق

صدای زخمی لبهای من: عشق

لینک ارسال
تمام شاعران٬ اهل دروغند

مگر آنها که از جنس فروغند

:84eb3ampc0vsywihe0i

دست هایم چقدر بود و به دریا نرسید؟!

 

خبـــر مرگ مرا طعنــــه به یــــارم بزنید

 

آی! آنها! که به بی برگی من می خندید!

 

مرد باشید و ... بیایید ... و ... کنارم بزنید

 

نجمه زاع

لینک ارسال
:84eb3ampc0vsywihe0i

دست هایم چقدر بود و به دریا نرسید؟!

 

خبـــر مرگ مرا طعنــــه به یــــارم بزنید

 

آی! آنها! که به بی برگی من می خندید!

 

مرد باشید و ... بیایید ... و ... کنارم بزنید

 

نجمه زاع

 

ب شعرهایی ک من مینویسم بی احترامی نکن:icon_gol:

...................

دوست دارم که خودم باشم و تنها باشم

پشت یک پنجره سرگرم تماشا باشم

لینک ارسال
ب شعرهایی ک من مینویسم بی احترامی نکن:icon_gol:

...................

دوست دارم که خودم باشم و تنها باشم

پشت یک پنجره سرگرم تماشا باشم

 

من تورا خوب _ای رهگذر_ میشناسم

من تورا خوب _ای خوبتر_ میشناسم

لینک ارسال
من تورا خوب _ای رهگذر_ میشناسم

من تورا خوب _ای خوبتر_ میشناسم

 

من از وقوع حادثه شیون نمیکنم

اغیار شِکوه کرده ولی من نمیکنم

لینک ارسال
من از وقوع حادثه شیون نمیکنم

اغیار شِکوه کرده ولی من نمیکنم

من و آیینه و گل های مریم با تو خندیدیم

 

سفر کردیم با هم تا چه رؤیاها...چه عالم ها...

 

چه روز خوب و آرامی...تو می خندی جهان زیباست

 

هوای خانه هم اصلاً ندارد ابری از غم ها

لینک ارسال

من و آیینه و گل های مریم با تو خندیدیم

 

سفر کردیم با هم تا چه رؤیاها...چه عالم ها...

 

چه روز خوب و آرامی...تو می خندی جهان زیباست

 

هوای خانه هم اصلاً ندارد ابری از غم ها

 

اگر یادمان بود و باران گرفت

نگاهی به احساس گلها کنیم

 

اگر کینه آمد به سروقتمان

سرکوچه او را ز سر واکنیم

 

اگر گفت «من با شما دوستم»

برانیمش از خویش و حاشا کنیم

لینک ارسال
اگر یادمان بود و باران گرفت

نگاهی به احساس گلها کنیم

 

اگر کینه آمد به سروقتمان

سرکوچه او را ز سر واکنیم

 

اگر گفت «من با شما دوستم»

برانیمش از خویش و حاشا کنیم

مرا ز باده نوشین نمی گشاید دل

 

که می به گرمی آغوش یار باید و نیست

 

درون آتش از آنم که آتشین گل من

 

مرا چو پاره ی دل در کنار باید و نیست

لینک ارسال

مرا ز باده نوشین نمی گشاید دل

 

که می به گرمی آغوش یار باید و نیست

 

درون آتش از آنم که آتشین گل من

 

مرا چو پاره ی دل در کنار باید و نیست

 

تو کهکشانی و چشمانی از ستاره تُراست

مسافری که نگیرد به شب خبر ز تو کو؟

 

تو یک ترانه‌ی نابی و یک نغزل محض

میان دفتر من عاشقانه‌تر ز تو کو؟

لینک ارسال
تو کهکشانی و چشمانی از ستاره تُراست

مسافری که نگیرد به شب خبر ز تو کو؟

 

تو یک ترانه‌ی نابی و یک نغزل محض

میان دفتر من عاشقانه‌تر ز تو کو؟

 

خسته شدم نفر بعد بیاد

لینک ارسال
خسته شدم نفر بعد بیاد

 

شما خسته شدی ادامه نده نیازی ب گفتنش نیست دوستم:a030:

 

 

تو کهکشانی و چشمانی از ستاره تُراست

مسافری که نگیرد به شب خبر ز تو کو؟

 

تو یک ترانه‌ی نابی و یک نغزل محض

میان دفتر من عاشقانه‌تر ز تو کو؟

 

وطنم اما، مردی است که هنگام دعا

شِکوه را جز به درگاه خدا حرف نزد

لینک ارسال

وطنم اما، مردی است که هنگام دعا

شِکوه را جز به درگاه خدا حرف نزد

 

 

دف در دفِ تنیده و، مه در مهِ رمیده، خدا را بِدف! به دف روحِ

آسمان، به دف روحِ من بِدف!

لینک ارسال

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.


×
×
  • اضافه کردن...