رفتن به مطلب

ارسال‌های توصیه شده

ارسال شده در
الا یا ایها الساقی ادرکاسا وناولها

که عشق اسان نمود اول ولی افتاد مشکلها

 

آن به که درین زمانه کم گیری دوست

با اهل زمانه صحبت از دور نکوست

آنکس که تو را به جملگی تکه بر اوست

چون چشم خود باز کنی،دشمنت اوست

ارسال شده در
آن به که درین زمانه کم گیری دوست

با اهل زمانه صحبت از دور نکوست

آنکس که تو را به جملگی تکه بر اوست

چون چشم خود باز کنی،دشمنت اوست

تا کی به تمنای وصال تو یگانه

اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه

ارسال شده در
تا کی به تمنای وصال تو یگانه

اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه

 

هرکه را با خط سبزت سر سودا باشد

پای ازین دایره بیرون ننهد تا باشد

ارسال شده در
هرکه را با خط سبزت سر سودا باشد

پای ازین دایره بیرون ننهد تا باشد

 

در کوی نیک نامان ما را گذر ندادند//گر تو نمی پسندی تغییر ده قضا را

ارسال شده در
در کوی نیک نامان ما را گذر ندادند//گر تو نمی پسندی تغییر ده قضا را

 

آسمان چون جمع مشتاقان پریشان میکند

در شگفتم من نمیپاشد ز هم دنیا چرا

ارسال شده در
آسمان چون جمع مشتاقان پریشان میکند

در شگفتم من نمیپاشد ز هم دنیا چرا

ای خوش ان روز که پرواز کنم تا بر دوست

به هوای سر کویش پر و بالی بزنم

ارسال شده در

ای خوش ان روز که پرواز کنم تا بر دوست

به هوای سر کویش پر و بالی بزنم

 

منزل حافظ کنون بارگه پادشاست

دل بر دلدار رفت جان بر جانانه شد

ارسال شده در
منزل حافظ کنون بارگه پادشاست

دل بر دلدار رفت جان بر جانانه شد

دیگر مگو که زاهد مارا گذشت نیست نگذشت اگر چه از سر دنیا زدین گذشت

ارسال شده در

دیگر مگو که زاهد مارا گذشت نیست نگذشت اگر چه از سر دنیا زدین گذشت

تا چند زنم بروی دریاها خشت

بیزار شدم ز بت‌پرستان کنشت

خیام که گفت دوزخی خواهد بود

که رفت بدوزخ و که آمد ز بهشت

ارسال شده در

تا معطر كنم از لطف نسيم تو مشام

شمه اى از نفحات نفس يار بيار

ارسال شده در
تا معطر كنم از لطف نسيم تو مشام

شمه اى از نفحات نفس يار بيار

رفیقان قدر یکدیگر بدانید

چو معلوم است شرح از بر نخوانید

....................

ارسال شده در

رفیقان قدر یکدیگر بدانید

چو معلوم است شرح از بر نخوانید

....................

 

 

دلی همدرد و یاری مصلحت بین...که استظهار هر اهل دلی بود

به گردابی چو می افتادم از غم...به تدبیرش امید ساحلی بود

ارسال شده در
دلی همدرد و یاری مصلحت بین...که استظهار هر اهل دلی بود

به گردابی چو می افتادم از غم...به تدبیرش امید ساحلی بود

ديروز به ياد تو و آن عشق دل انگيز

بر پيكر خود پيرهن سبز نمودم

در آينه بر صورت خود خيره شدم باز

بند از سر گيسويم آهسته گشودم

ارسال شده در
ديروز به ياد تو و آن عشق دل انگيز

بر پيكر خود پيرهن سبز نمودم

در آينه بر صورت خود خيره شدم باز

بند از سر گيسويم آهسته گشودم

 

من نه آنم که دو صد مصرع رنگین گویم

من چو فرهاد یکی گویم و شیرین گویم

ارسال شده در
من نه آنم که دو صد مصرع رنگین گویم

من چو فرهاد یکی گویم و شیرین گویم

ما زنده به آنیم که آرام نگیریم موجیم که آسودگی ما عدم ماست

ارسال شده در
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم موجیم که آسودگی ما عدم ماست

تاپیشه توست راست گویی ... هرگز نبری سیاه رویی

ارسال شده در

تاپیشه توست راست گویی ... هرگز نبری سیاه رویی

 

یارب به کریمی کریمانت بخش

بر آب دیده یتیمانت بخش

صد بار به لطف و کرمت بخشیدی

یک بار به سلطان خراسانت بخش

ارسال شده در

شاهد آن نیست که مویی و میانی دارد

 

بنده ی طلعت آن باش که آنی دارد

ارسال شده در

دل من نرم تر از جنس بلور

 

دلم از جنس حریر،

 

گر تو را قصد شکستن باشد

 

سنگ بی انصافیست!

 

یک تلنگر کافیست...

ارسال شده در

تاکی به انتظار گذاری به زاری ام

باز آی بعد از این همه چشم انتظاری ام

×
×
  • اضافه کردن...