رفتن به مطلب

ارسال‌های توصیه شده

ارسال شده در

تاکی به انتظار گذاری به زاری ام

باز آی بعد از این همه چشم انتظاری ام

 

من آن مجنون صحرا گرد تنها در بیابانم

که حتی در بیابانها به دنبال تو می گردم

ارسال شده در
من آن مجنون صحرا گرد تنها در بیابانم

که حتی در بیابانها به دنبال تو می گردم

من درد تو را ز دست آسان ندهم

دل بر نکنم ز دوست تا جان ندهم

ارسال شده در

من درد تو را ز دست آسان ندهم

دل بر نکنم ز دوست تا جان ندهم

مرغ دل باز هوا دار کمان ابرویی است

ای کبوتر نگران باش که شاهین امد

ارسال شده در
مرغ دل باز هوا دار کمان ابرویی است

ای کبوتر نگران باش که شاهین امد

در آغاز محبت گر پشیمانی بگو با من

که دل ز مهرت برکنم تا فرصتی دارم

ارسال شده در
در آغاز محبت گر پشیمانی بگو با من

که دل ز مهرت برکنم تا فرصتی دارم

من و دل در غم هجرش همه شب بیداریم

دل پی شکوه ی او ،من پی دلداری دل

ارسال شده در

من و دل در غم هجرش همه شب بیداریم

دل پی شکوه ی او ،من پی دلداری دل

 

 

لب بر لبم بنه به نوازش دمی چو نی**************تا بشنوی نوای غزل های دلکشم

ارسال شده در

لب بر لبم بنه به نوازش دمی چو نی**************تا بشنوی نوای غزل های دلکشم

ما نام خود ز صفحه دلها سترده ایم

در دفتر جهان ورق باد برده ایم

ارسال شده در

ما نام خود ز صفحه دلها سترده ایم

در دفتر جهان ورق باد برده ایم

ما در این عالم که خود کنج ملالی بیش نیست*********عالمی داریم در کنج ملال خویشتن

استاد شهریار

ارسال شده در

ما در این عالم که خود کنج ملالی بیش نیست*********عالمی داریم در کنج ملال خویشتن

استاد شهریار

ناز پرورده تنعم نبرد راه به دوست/ عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد

ارسال شده در
ناز پرورده تنعم نبرد راه به دوست/ عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد

دردم از یار است و درمان نیز هم*****دل فدای او شد و جان نیز هم

ارسال شده در

دردم از یار است و درمان نیز هم*****دل فدای او شد و جان نیز هم

من که باشم تا زنم لاف غلامی بر درش؟

 

بندهٔ آنم که دولت خواه سلطان من ست

ارسال شده در
من که باشم تا زنم لاف غلامی بر درش؟

 

بندهٔ آنم که دولت خواه سلطان من ست

تو را با غیر میبینم،صدایم درنمی آید***دلم میسوزد و کاری ز دستم بر نمی آید

ارسال شده در
دانی که گل ز باغ چرا زود می‌رود/ یعنی که اندکیست زمان بقای حسن

نقاش غزل تا که به چشمان تو پرداخت

دیوانه شد از طرز نگاهت قلم انداخت

ارسال شده در
نقاش غزل تا که به چشمان تو پرداخت

دیوانه شد از طرز نگاهت قلم انداخت

تا تونگاه می کنی کار من آه کردن است

ای به فدای چشم تو این چه نگاه کردن است

ارسال شده در

تا تونگاه می کنی کار من آه کردن است

ای به فدای چشم تو این چه نگاه کردن است

تا بود بار غمت بر دل بی‌هوش مرا

 

سوز عشقت ننشاند ز جگر جوش مرا

ارسال شده در
تا بود بار غمت بر دل بی‌هوش مرا

 

سوز عشقت ننشاند ز جگر جوش مرا

 

اگر روزی تو را کردم فراموش

بدان شمع وجودم گشته خاموش:ws3:

ارسال شده در
اگر روزی تو را کردم فراموش

بدان شمع وجودم گشته خاموش:ws3:

 

شب عاشقان بی دل چه شبی دراز باشد

تو بیا کز اول شب در صبح باز باشد

ارسال شده در
شب عاشقان بی دل چه شبی دراز باشد

تو بیا کز اول شب در صبح باز باشد

 

در دایره وجود موجود علیست

اندر دوجهان مقصد و مقصود علیست

گرخانه اعتقاد ویران نشدی

من فاش بگفتمی که معبود علیست

ارسال شده در
در دایره وجود موجود علیست

اندر دوجهان مقصد و مقصود علیست

گرخانه اعتقاد ویران نشدی

من فاش بگفتمی که معبود علیست

 

تا کران این بازار نقد جان به کف رفتم...شادیش گران دیدم اندهش به ارزانی

ارسال شده در

یا رب از ابر هدایت برسان بارانی

 

پیشتر زانکه چو گردی ز میان برخیزم

×
×
  • اضافه کردن...