رفتن به مطلب

ارسال‌های توصیه شده

ارسال شده در

وفا مجوی زخوبان که در شکستن عهد

 

چو در شکست سر زلف خود سبک دستند

  • Like 2
ارسال شده در

درد عشقی کشیده ام که مپرس

زهر هجری چشیده ام که مپرس

  • Like 2
ارسال شده در

سالکی گفتا چه داری آرزو؟گفتم، سکوت

معنی صد نکته را در یک سخن پیچیده ام:a030:

  • Like 2
ارسال شده در

ما ز یاران چشم یاری داشتیم

خود غلط بود آنچه می پنداشتیم

  • Like 2
ارسال شده در

محبوب من بیا:ws37:

تا اشتیاق بانگ تو در جان خسته ام

شور و نشاط عشق برانگیزد

من غرق مستی ام

از

تابش وجود تو در جام جان چنین

سرشار هستی ام:ws37:

من بازتاب صولت زیبایی توام

آیینه شکوه دلارایی توام

 

حمید جانِ مصدق:ws37:

  • Like 2
ارسال شده در

من آنچه از دیوار

به یاد می آرم

صف صفای صنوبرهاست

بلوغ شعله ور سرخ سبز نسترن است

شکفته در نفس تازه سپیده دمان

درست گویی جانی به صد هزار دهان

نگاه در نگه آفتاب می خندد

نه برج آهن و سیمان

نه اوج آجر و سنگ

که راه بر گذر آفتاب می بندد

من آنچه از لبخند

به خاطرم ماندهاست

شکوه کوکبه دوستی است بر رخ دوست

صلای عشق دو جان است و اهتزاز دو روح

نه خون گرفته شیاری ز سیلی شمشیر

نه جای بوسه تیر

من آنچه از آتش

به خاطرم باقی است

فروغ مشعل همواره تاب زرتشت است

  • Like 2
ارسال شده در

تا سواد قریه راهی بود

چشم های ما پر از تفسیر ماه زنده بومی

شب درون آستین هامان

می گذشتیم از میان آبکندی خشک

از کلام سبزه زاران گوش ها سرشار

کوله بار از انعکاس شهرهای دور

منطق زبر زمین در زیر پا جاری

زیر دندانهای ما طعم فراغت جابجا می شد:ws37:

 

از سهراب عزیز:ws37:

  • Like 1
ارسال شده در

دانی که چرا سر نهان با تو نگویم ؟

 

طوطی صفتی طاقت اسرار نداری

  • Like 1
ارسال شده در

یاور از ره رسیده با من از ایران بگو

از فلات غوطه در خون بسیاران بگو

باد شبگرد سخن چین ، پشت گوش پرده هاست

تا جهان آگه شود ، بی پرده از یاران بگو:ws37:

 

ایرج جنتی عطایی:ws37:

  • Like 1
ارسال شده در

وفانکردی و کردم جفا ندیدی و دیدم

شکستی و نشکستم بریدی و نبریدم

  • Like 1
ارسال شده در

می خواستم ، چشم هایم به رنگ فیروزه باشد و

گیسوانم از طلایی ذرت

بلکه گریخته باشم از سماجت این سیاهی بی انتهای موروثی

می خواستم زاده شوم

در اعتدال بنادر آزاد

می خواستم پدر ! چه طور بگویم

این شرم شرقی قرمز

کلافه ام کرده ست

می خواستم : با مرد مهربان نجیبی که عاشق من بود

می خواستی : دکتر شوم ، پدر

همراه با هزار آرزوی بلند دیگر برای من

اما من له شدم پدر

پدر

تقصیر شما که نبود ! بود؟:ws38:

 

از رویا زرین:ws37:

  • Like 2
ارسال شده در

دلم تنهاست ماتم دارم امشب

دلی سرشار از غم دارم امشب

  • Like 2
ارسال شده در

بادبادک به شاخه ها برخورد

دست نخ را گرفت و سخت کشید

شاخه های درخت در هم گرفت

رشته ی نازک گسیخته ای

بی صدا پخش شد میان حیاط

باد می آمد

دست نخ را دو لایه می تابید:ws37:

 

از سیما یاری

  • Like 2
ارسال شده در

در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم

لطف آنچه تو اندیشی حکم آنچه تو فرمایی

  • Like 5
ارسال شده در

یا قامتی که سادگی

ام دریاب

اسبی گران تر از سپیده

با ناژادی فردا

پشت کرده به من

تاب می خورد

یک چشم فاصله

استخر فرصت است:ws37:

 

محمد بیابانی:ws37:

  • Like 5
ارسال شده در

تنش نقره سیم و رخ چون بهشت

بر او بر نبینی یک اندام زشت

  • Like 5
ارسال شده در

ترجیح می دهم که درختی باشم

در زیر تازیانه ی کولاک و آذرخش

با پویه ی شکفتن و گفتن

تا

رام صخره ای

در ناز و در نوازش

باران

خاموش ار برای شنفتن

 

"محمدرضا شفیعی کدکنی "

  • Like 4
ارسال شده در

نک زد کلاغ چاق

بر پوست دانه

بلعید مغزش را

شکستش

در گوشه ی حیاط

با باد می چرخد

مشتی غلاف خشک

مشتی غلاف خرد

مرد آب می ریزد

پای

نهال گردویش

در خاک باغچه:ws37:

 

از سیما یاری

  • Like 3
ارسال شده در

هرکس به طریقی دل ما میشکند

بیگانه جدا دوست جدا میشکند

  • Like 2
ارسال شده در

دریغا ، ای اتاق سرد

اجاق آتش اندام او بودی

تو هم ای بستر مشتاق یک شب دام او بودی

چه شب ها آرزو کردم

که ناگه دست در او را در آغوش من اندازد

نفس یابد ز عطر پیکرش هر بی نفس اینجا

ز شادی بشکند همچون دل من هر گرفتاری قفس اینجا

گل قالی برقصد زیر دامانش

بشوید بوسه ام گرد سفر از روی خندانش

نگاه خسته ی تصویر بیمارم

که خیره مانده بر کاشانه جان گیرد

 

منوچهر آتشی:ws37:

  • Like 2
×
×
  • اضافه کردن...