رفتن به مطلب

ارسال‌های توصیه شده

ارسال شده در

نصیحتی کنمت یاد گیر و در عمل آر

که این حدیث ز پیر طریقتم آرزوست

  • Like 4
ارسال شده در

تار و پود هستی را سوختیم و خرسندیم

رند عافیت سوزی همچو ما کجا بینی

 

  • Like 4
ارسال شده در

یاران همنشین همه از هم جدا شدند

ماییم و آستانه دولت پناه تو

  • Like 3
ارسال شده در

واعظان هم صوفیان منصب پرست

اعتبار مردم بیضا شکست

 

اقبال

  • Like 5
ارسال شده در

تیره گون شد کوکب بخت همایون فام من

واژگون شد از سپهر واژگون اقبال من

  • Like 6
ارسال شده در

نکته ای می گویمت روشن چو در

تا شناسی امتیاز عبد و حر

  • Like 6
ارسال شده در

رباب و چنگ به بانگ بلند می گويند

که گوش هوش به پیغام اهل راز کنید

به جان دوست که غم پرده بر شما ندرد

گر اعتماد بر الطاف کارساز کنید

  • Like 6
ارسال شده در

دلم در هر تپش صد بار آواز تو می خواند

تو هم یاد دل ما میکنی یا نه

  • Like 6
ارسال شده در

همه کارم ز خود کامی به بدنامی کشید آخر

نهان کی ماند آن رازی کز او سازند محفل ها

حضوری گ رهمی خواهی از او غايب مشو حافظ

متی ما تلق من تهوی دع الدنیا و اهملها

  • Like 5
ارسال شده در

ای اسیر دوش و فردا در نگر

در دل خود عالم دیگر نگر

  • Like 4
ارسال شده در

در کنار جاده ی رو به بی انتها ها

من در آوازی مقدس

غرق می شوم در شبح سال ها ی کودکی ام

با تو

با تو که به قول آن شاعر اهل هوای جنوب«ایمنم»

آری

 

با تو که عروس ماهیگیران تنهای ابدیتی

و جای آن همه مروارید آبی خواب آلود را می دانی،

من بی تو بی ترانه می شوم

  • Like 4
ارسال شده در

من چه گویم سر این شمشیر چیست

آب او سرمایه دار از زندگی است

 

اقبال لاهوری

  • Like 4
ارسال شده در

تیغ تیز و دل بیرحم چرا داده خدا

جوی خون بر در بیداد روان باید کرد

  • Like 4
ارسال شده در

در گل خود تخم ظلمت کاشتی

وقت را مثل خطی پنداشتی

  • Like 7
ارسال شده در

یک حرف صوفیانه بگویم اجازت است

ای نور دیده جنگ به از صلح و داوری

  • Like 6
ارسال شده در

یاد ایامی که سیف روزگار

با توانا دستی ما بود یار

  • Like 4
ارسال شده در

رندى آموز و كرم كن كه نه چندان هنرست

حيوانى كه ننوشد مى و انسان نشود

  • Like 5
ارسال شده در

دل صنوبریم همچو بید لرزان است

ز حسرت قد و بالای چون صنوبر دوست

  • Like 5
ارسال شده در

تو کز محنت دیگران بی غمی

نشاید که نامت نهند آدمی

  • Like 5
ارسال شده در

یک شبی مجنون نمازش را شکست

بی وضو در کوچه لیلا نشست

عشق آن شب مست مسمش کرده بود

فارغ از جام الستش کرده بود

  • Like 4
×
×
  • اضافه کردن...