رفتن به مطلب

ارسال‌های توصیه شده

ارسال شده در

دلی که آتش غم بر فروزد

همان بهتر که در آتش بسوزد

دلی که ساده بود وبی ریا بود

مثال شمع تا آخر بسوزد

  • Like 2
ارسال شده در

دیدمش خرم و خندان قدح باده به دست

وندرآن آیینه صد گونه تماشا می کرد

  • Like 2
ارسال شده در

در سنبلش آویختم از روی نیاز :ws3:

گفتم من سودازده را کار بساز. :ws44:

گفتا که لبم بگیر و زلفم بگذار :w16: :pichak::pichak::pichak::pichak:

در عیش خوش آویز نه در عمر دراز. :w139:

  • Like 1
ارسال شده در

زان یار دلنوازم شکریست با شکایت

گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت

  • Like 3
ارسال شده در

تا بعشق تو جان و دل بستم

 

رستم از خویش و با تو پیوستم

  • Like 4
ارسال شده در

من نه خود می روم او مرا می کشد

کاه سر گشته را کهربا می کشد

  • Like 3
ارسال شده در

در طواف شـمع مي گفت اين سخـن پروانه اي

سوختم زيــن آشنــايــان اي خوشـا بيگا نه اي

  • Like 3
ارسال شده در

یاران میم ز بهر خدا در سبو کنید

 

آلوده غمم بمیم شست و شو کنید

  • Like 4
ارسال شده در

دلا! باز این همه افسردگی چیست؟

به عهد گل، چنین پژمردگی چیست؟ :icon_gol:

  • Like 3
ارسال شده در

تا چند اسیر عقل هر روزه شویم

در دهر چه صد ساله چه یک روزه شویم. :ws44:

  • Like 3
ارسال شده در

تو آن سروی که چون سر بر کنی سرها بیارایی

وگر سرور شوی آیین سرورها بیارایی

  • Like 3
ارسال شده در

یار ما گر میل صحرا میکند صحرا خوش است

 

میل دریا گر کند در چشم ما دریا خوش است

  • Like 4
ارسال شده در

تو را ميخواستم،اما چه حاصل

برايت هر چه كردم،باز كم بود....

  • Like 3
ارسال شده در

دل بوفای تو نهادن خوش است

 

جان بتمنای تو دادن خوش است:icon_gol:

  • Like 4
ارسال شده در

تنها نه ز راز دل من پرده برافتاد

تا بود فلک شیوه او پرده دری بود:icon_gol:

  • Like 3
ارسال شده در

دل زجهان کندن جان کندنست

 

روز ازل دل ننهادن خوش است:icon_gol:

  • Like 4
ارسال شده در

تک تک ساعت چه گوید گوش دار

گویدت بیدار باش ای هوشیار

  • Like 2
ارسال شده در

رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند

چنان نماند چنین نیز هم نخواهد ماند

  • Like 2
ارسال شده در

در کارگه کوزه گری رفتم دوش

دیدم دوهزار کوزه گویاو خموش

هر یک به زبان خویش با من گفتند

کو کوزه گر و کوزه خر و کوزه فروش؟

  • Like 2
ارسال شده در

شب گور خواهی منور چو روز

از این جا چراغ عمل برفروز

تن کار کن می‌بلرزد ز تب

مبادا که نخلش نیارد رطب

  • Like 1
×
×
  • اضافه کردن...