رفتن به مطلب

ارسال‌های توصیه شده

ارسال شده در

دوش من بودم و آن بت بنده نواز

از من همه لابه بود و از وي همه ناز

  • Like 1
!ala مهمان
ارسال شده در

زدست دیده و دل هر دو فریاد

که هر چه دیده بیند دل کند یاد

بسازم خنجری نیشش ز فولاد

زنم بر دیده تا دل گردد آزاد

ارسال شده در

دل ميرود ز دستم،صاحبدلان خدا را

 

دردا كه راز پنهان،خواهد شد آشكارا

  • Like 2
ارسال شده در

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا

بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا

  • Like 3
ارسال شده در

اگر دشنام فرمایی و گر نفرین دعا گویم

جواب تلخ می‌زیبد لب لعل شکرخا را

  • Like 3
ارسال شده در

ای که دستت میرسد کاری بکن

پیش از آن کز تو نیاید هیچ کار

  • Like 4
ارسال شده در

رسید باد صبا غنچه در هواداری

ز خود برون شد و بر خود درید پیراهن

  • Like 3
ارسال شده در

نامدگان و رفتگان از دو کرانه ی زمان

سوی تو می دوند هان!ای تو همیشه در میان:icon_gol:

  • Like 3
ارسال شده در

نابرده رنج گنج میسر نمیشود . . .

مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد . . .

  • Like 3
ارسال شده در

دیدمت دورنمای در و بام ای شیراز

سرم آمد به بر سینه سلام ای شیراز

 

وامداریم سرافکنده ز خجلت در پیش

که پس انداخته ایم اینهمه وام ای شیراز...

  • Like 3
ارسال شده در

ز دست رفته نه تنها منم در این سودا

چه دست ها که ز دست تو بر خداوند است!

  • Like 2
ارسال شده در

تا که از طارم میخانه نشان خواهد بود

طاق ابروی توام قبله جان خواهد بود

 

سرکشان را چو به صاف سرخم دستی نیست

سر ما خاک در دردکشان خواهد بود...

  • Like 2
ارسال شده در

در خدمت خلق زندگی ما را کشت

واندر پی تان دوندگی ما را کشت

هم منت روزگار و هم منت خلق

ای مرگ بیا که زندگی ما را کشت

  • Like 3
ارسال شده در

تا کی در انتظار گذاری به زاریم

باز آی بعد از اینهمه چشم انتظاریم

 

دیشب به یاد زلف تو در پرده های ساز

جان سوز بود شرح سیه روزگاریم...

  • Like 2
ارسال شده در

ما بدين در نه ،پي حشمت و جاه آمده ايم

از بد حادثه اينجا به پناه آمده ايم

 

رهر و منزل عشقيم و ز سر حد عدم

تا به اقليم وجود اين همه راه آمده ايم

  • Like 2
ارسال شده در

ماهم که هاله ای به رخ از دود آهش است

دائم گرفته چون دل من روی ماهش است

 

دیگر نگاه وصف بهاری نمی کند

شرح خزان دل به زبان نگاهش است...

  • Like 1
ارسال شده در

تو دريايي تلاطم داري اي دوست

تو لبخند و تبسم داري اي دوست

دو بيتي هاي من پايان ندارد

تو در فکرم ترنم داري اي دوست

  • Like 2
ارسال شده در

تیره گون شد کوکب بخت همایون فال من

واژگون گشت از سپهر واژگون اقبال من

 

خنده بیگانگان دیدم نگفتم درد دل

آشنایا با تو گویم گریه دارد حال من...

  • Like 1
ارسال شده در

نوش دارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی

سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا؟ :w00: :167: :w00:

  • Like 1
ارسال شده در

ای چشم خمارین که کشد سرمه خوابت

وی جام بلورین که خورد باده نابت

 

خواهم همه شب خلق به نالیدن شبگیر

از خواب برآرم که نبینند به خوابت...

  • Like 1
×
×
  • اضافه کردن...