رفتن به مطلب

فرهنگ رجز خوانی ایرانیان


ارسال های توصیه شده

ارسال شده در

بدو گفت خندان که نام تو چیست

تن بی سرت را که خواهد گریست

مرا مادرم نام مرگ تو کرد

زمانه مرا پتک ترگ تو کرد

(شاهنامه فردوسی)

.

فرهنگ ایرانیان سرشار است از رجزخوانی

از ادبیات کهن و نو گرفته تا مکالمات روزمره

از دنیای سیاست گرفته تا ورزش و اقتصاد و مذهب

گویی این مردم با رجزخوانی در تک تک سلول های وجودیشان انرژی مضاعفی احساس می‌کنند!

.

اما همین رجز خوانی‌های مداوم اغلب بلای جان این جامعه شده است. کنترل خشم را دشوار کرده و سطح انواع تنش را در تعاملات داخلی و خارجی بالا برده است.

بسیار ضروریست که به این مسأله بیاندیشیم که چگونه می توانیم پاهایمان را بیشتر از آنکه با شدت بر زمین رجز خوانی بکوبیم، به آرامی بر زمین واقعیت قرار دهیم و پیش از رجز خوانی برای دیگری، ظرفیت و توان خویش را بهتر درک کنیم.

.

به نظر شما ریشه های رجز خوانی در فرهنگ ما چیست؟

آیا فاصله گرفتن از این فرهنگ به نفع ماست یا ضرر ما؟

  • Like 3
  • Thanks 1
ارسال شده در

تا امروز بر این باورم که جبر جغرافیایی تأثیر قابل توجهی بر گسترش فرهنگ رجز خوانی در جامعه ایرانی داشته است.

سرزمین ایران اغلب مورد هجوم خشن ترین انسان ها قرار گرفته، از اعراب گرفته تا مغولان. حتی حاکمان بومی این سرزمین هم کمتر اهل ترحم به مردم بوده اند و قدرت را با مردم سهیم نمی شدند.

در چنین شرایطی مردمِ خشمگین بیشتر از آنکه زورشان در «دنیای واقعی» به ستمگر برسد در «دنیای انتزاعی» به مقابله با او رفته اند.

دست و پا زدن بیش از حد در دنیای انتزاعی، پله پله سطح توهمات را در این جامعه بالا برده است و آنها را اغلب در دنیایی موازی با دنیای واقعی نگه داشته به نحوی که در هنگام رجزخوانی واقعا بر این باورند که دیگری را می توانند در دنیای توهمی خود شکست دهند. 

  • Like 3
  • Thanks 1
ارسال شده در

یکی از راه‌های کاستن تبعات منفی فرهنگ رجز خوانی، تلاش برای توسعه نگاه علمی به زندگی به جای نگاه موهومی و فانتزی است.

در نگاه علمی؛ آزمون، تجربه و قدرتِ به چالش کشیدن و زیر سئوال بردن گزاره ها حرف اول را می زند. در حالیکه انسان رجز خوان بیشتر از آنکه اهل شک و پرسش باشد اهل ایمان و یقین است و برای پاسخ های آماده و تغییر ناپذیر در زمان، ارزش به مراتب بیشتری قائل است.

به امید آنکه با هرچه بیشتر فاصله گرفتن از فرهنگ رجزخوانی، آرامش و آسایش بیشتری برای جسم و روان خود به ارمغان بیاوریم.

  • Like 4
ارسال شده در

جنگی که در انتهای سال ۱۴۰۴ شروع شد و در سال ۱۴۰۵ بدون هیچ چشم انداز روشنی در جریان است یکی از خروجی های همین فرهنگ رجزخوانی بخش قابل توجهی از این مردم است.

فرهنگی که در تاریخ این سرزمین، بارها و بارها کسانی را تحریک به حمله به ایران کرده که اگر اینقدر برایشان رجز خوانده نمی شد، به احتمال زیاد اینقدر مصمم به دنبال آسیب زدن به ما نمی افتادند!

اما همچنان بسیاری معتقدند این چرخه خشونت و عصبانیت که قرن‌هاست گرفتار آنیم با رجزخوانی هرچه بیشتر قطع می شود نه تلاش برای زدودن این فرهنگ از دین و سیاست و اقتصاد و روزمرگی های این مردم!

  • Like 4
  • Confused 1
ارسال شده در

 

ما به کار بعضیا نمیگیم رجزخوانی، میگیم گنده .... 

باز اونی که یه پِخی هست رجز بخونه یه چیزی..

 

(ببخشید سنم رفته بالا ، ادبم اومده پایین)

 

 

  • Like 5
  • Thanks 1
ارسال شده در

نکشیدن ترمزِ فرهنگ رجزخوانی در جامعه ایرانی کار را به جایی رسانده که اکنون «عوام رجزخوان» از «خواص رجزخوان» چندین مرتبه در پافشاری به موهومات جلو افتاده اند!

واکنش‌ تند عوامِ رجزخوان به اعلام آتش بس پس از ۴۰ روز جنگ به نحوی است که انگار نه انگار تعداد زیادی از سران کشور ترور شده اند و بخش قابل توجهی از زیرساخت‌ها نابود شده‌ و میلیاردها دلار خسارت به ایران خورده است.

عوام رجزخوان که به دلیل سطح هوشی و ادراکی پایین تر، کنترل کمتری بر توهمات خود دارند با فشار بر خواص رجزخوان می‌گویند عقب ننشینید و همچنان جلو بروید!

خواص رجزخوان روزگاری با شستشوی مغزی تلاش کردند این عوام را برای جان فدایی جلو بیاندازند و حالا سطح توهم رجزخوانی به جایی رسیده که این عوام هستند که خواص را برای جان فدایی به جلو هُل می‌دهند!

حکایت غریبی است جلو افتادن بُت پرستان از بُت سازان در سخت‌گیری بیشتر در احکام پرستش!

  • Like 4
  • Thanks 1
ارسال شده در

یکی از ریشه های رجزخوانی بسیاری از ایرانیان برای سایر ملت‌ها را می توان در پدیده ای به نام «هویت ملی کینه توزانه» جستجو کنیم که افراد با نفی هویت دیگران در حال تقلا برای دیده شدن هستند.

در این نوع هویت، نوعی عدم اعتماد به نفس به چشم می خورد چرا که عقب ننشستن از رجزخوانی به نوعی از احساس حقارت و ضعف در برابر دیگران هم می آید.

حکایت بسیاری از این مردم به کودکی می ماند که وقتی مدت ها در محله ای فقیر نشین زندگی کرده و او را به بالای شهر می برند با کلید بر روی ماشین های مدل بالا خط می اندازد و فقط می خواهد ابراز وجود کند و بگوید من هم هستم حتی به قیمت آسیب رساندن به دیگری!

  • Like 4
  • Thanks 1
ارسال شده در

اینکه خودت رجزخوان نباشی اما همه زندگی ات تحت تاثیر رجزخوانان باشد حس خوبی نیست.

رجزخوانان برای این باورند که فقط آنها هستند که حرف برای گفتن دارند و برای همین هم هست که هر روزنه ای برای حرف زدن دیگری را می بندند!

گاهی به این فکر میکنم که آیا بدون آنکه خود رجزهایی رساتر بخوانیم می توانیم از شر گله های رجزخوان بدوی رها شویم؟

  • Like 4
  • Thanks 1
ارسال شده در

شاید می‌توانستیم زبان مشترکی با رجزخوان‌های ایرانی پیدا کنیم و با نقد و همفکری، آنها را به دنیای واقعی نزدیک‌تر کنیم. اما با این پدیده عجیب و منحصر به فرد واردات رجزخوان عرب و افغان به ایران چه باید کرد؟

در کمال شگفتی اعراب حشدالشعبی از عراق و افغان‌های فاطمیون هم این روزها در خیابان‌های تهران برای مردم ایران و دنیا در حال رجزخوانی و قدرت‌نمایی هستند!

افسوس که این سرزمین به جای جذب دستاوردهای ارتباطی بشر مدرن، در حال جذب داشته‌های بشر بدوی و یاغی است که جز رجزخوانی و تهدید، راهی برای تعامل و برقراری رابطه با قبیله دیگر نمی‌دانست.

  • Like 4
  • Confused 1
ارسال شده در

رجزخوانی آن بخش از ایرانیانی که هنوز در خیابان‌ها رجز می‌خوانند و فکر میکنند پیروز کامل این نبرد خسارت‌بار هستند بیشتر از آنکه شبیه رجزخوانی بالغین باشد، شبیه رجزخوانی کودکان است.

یک بالغ رجزخوان تا حدودی میزان قدرت خود را می‌داند و تلاش می‌کند با رجزخوانی روحیه حریفش را تضعیف کند و اگر رجزخوانی او جواب نداد عقب می‌کشد.

اما یک کودک رجزخوان کلا نمی‌داند حدود قدرت خود و شخص مقابلش چیست! کودک با ایمان به قدرت مطلقه‌ی خود آنقدر در رجزخوانی پیش می‌رود که هم خودش گوشمالی حسابی می‌شود و هم آن بالغینی که باید این کودک عاصی را از خیابان‌ها جمع کنند. همان بالغینی که نتوانستند حجم توهم ورودی به کودکشان را در گذر زمان کنترل کنند.

  • Like 4
  • Thanks 1
ارسال شده در

درود 

البته شاید بشه از بعد دیگه ای هم به قضیه نگاه کرد

در کتاب هنر جنگ، نوشته ی سون تزو، یکی از فرماندهان جنگ چینی 

در قسمتی، می‌خونیم که هروقت دیدید دشمن شب ها سر و صدا به پا کرد، بدانید که شدیداً ترسیده 

البته شما مدیونید فکر کنید بعضیا تا سرحد مرگ ترسیدن

  • Like 4
  • Haha 1
ارسال شده در
20 ساعت قبل، مهندس مملکت گفته است:

در قسمتی، می‌خونیم که هروقت دیدید دشمن شب ها سر و صدا به پا کرد، بدانید که شدیداً ترسیده 

البته شما مدیونید فکر کنید بعضیا تا سرحد مرگ ترسیدن

 

در مورد سران رجزخوان که برای خودشون مال و اموال فراوان رقم زدن با این بحث عامل ترس موافقم. ولی برای پیاده نظامی که اغلب بی سر و پا هستند، نه!

اینها چون هیچی جز اعتقادات موهومی ندارن با همه وجود رجز میخونن و به نظر برخورد با اینگونه از رجزخوان‌ها سخت تر هم هست. چون طرف جز موهومات مغزی خودش پدیده ارزشمندی در زندگی نداره که بخواد نگران اونها باشه‌. مثل همون اعراب پابرهنه‌ای که قرن ها پیش با تمام وجود شمشیر میزدن و رجز میخوندن و پیش می‌تاختند‌‌ و تمدن‌های بزرگ رو زمین میزدن‌.

  • Like 3
  • Confused 1
ارسال شده در

رجزخوانی یکی از تکنیک های جنگیدن هست، برای ایجاد رعب و وحشت

البته در زمانی که جبهه ی رجز خوان قوی تر باشه به کم هزینه تر شدن پیروزی منجر میشه

اما در مورد این جانوران بی مغز در خیابان

دیر و دور نخواهد بود، روزگاری که به مثال دادگاه نورنبرگ، تمام کسانی که به ملت ایران خیانت کردند ( به هر شکلی) محاکمه خواهند شد و جواب پس خواهند داد

و خیلی ها شون احتمالا به دلیل خیانتی که کردن و داغی که بر دل خانواده های زیادی گذاشتن، حتی به محاکمه هم نخواهند رسید

یکی از دلایل این رجز خوانی همین هست که از بی پشتیبان شدن می‌ترسند و میدونند که در آینده، تمام رانت ها و سهمیه ها و ... و مفت خوری ها تمام خواهد شد و هر کسی فقط بنا به شایستگی ش بر دیگران برتری پیدا خواهد کرد 

همین ها پتانسیلی کافی برای عربده کسی هستند

موافقی؟

  • Like 2
  • Thanks 1
ارسال شده در
4 دقیقه قبل، مهندس مملکت گفته است:

یکی از دلایل این رجز خوانی همین هست که از بی پشتیبان شدن می‌ترسند و میدونند که در آینده، تمام رانت ها و سهمیه ها و ... و مفت خوری ها تمام خواهد شد و هر کسی فقط بنا به شایستگی ش بر دیگران برتری پیدا خواهد کرد 

همین ها پتانسیلی کافی برای عربده کسی هستند

موافقی؟

 برای اون دسته که به مال و دارایی و رانت و به نوعی کاسبی تحریم آلوده شدند، بله عامل ترس از دست دادن مهمه و اینها معمولا موقعیت و منصبی هم دارند. حتی اینها بیشتر میخوان در این شرایط مذاکره کنن تا همچنان در قدرت بمونن و بتونن به رانت خواری ادامه بدن ولی اون بخش ایدئولوژی زده رجزخوان کف خیابان که چیزی از دارایی ها نداره، از اینها میخواد همچنان در میدان باشن حتی به قیمت تخریب همه زیرساخت‌های کشور!

نیچه در غروب بُتان منطق این آدم‌ها را به خوبی توصیف کرده بود:

اگر من بی سر و پایم، تو چرا نیستی؟

گرفتاری با آدم‌های این مدلی همین هست که ترس دنیوی کمی دارن و مرگ در راه باورهاشون براشون یک بازی دو سر بُرد هست. اصلا برای زندگی و رفاه و آسایش ارزشی قائل نیستند که ترس از دست دادن اون رو داشته باشن.

  • Like 3
  • Thanks 1
ارسال شده در

مسئله اینجاست که آمرین این جماعت، همون خانواده های اولیگارشی موجود هستن که افسار این جماعت رو به دست گرفتن 

  • Like 2
  • Confused 1
ارسال شده در
4 ساعت قبل، مهندس مملکت گفته است:

مسئله اینجاست که آمرین این جماعت، همون خانواده های اولیگارشی موجود هستن که افسار این جماعت رو به دست گرفتن 

مشکل اینجاست که همین خانواده‌های الیگارشی برای سلطه بر عوام اینقدر براشون از خاص بودن و ممتاز بودنشان در تاریخ بشر رجز خوانده‌اند که این بخش از بی سر و پایان حسابی باد شده اند و از نظر توان حرکت فکری، بسیار فربه و سنگین شده‌اند‌.

حالا که میخوان افسار رو کمی کج کنن، این موجودات فربه اصلا نمیتونن در مسیری دیگر تکون بخورن. شستشوی مغزی نزدیک به ۵ دهه در کنار قرن‌ها زخم تاریخی درمان نشده که مورد سواستفاده قرار گرفتند، عوام رجزخوان رو به یک مصیبت کنترل ناپذیر برای همین الیگارش‌ها تبدیل کرده که هم بهش وابسته اند و هم نمیدونن چطوری اونارو به سمت چیزهایی ببرن که عمری اونارو ازش نهی میکردن.

  • Like 3
ارسال شده در

خبرگزاری‌های رسمی حکومت ایران در اوایل اردیبهشت ۱۴۰۵ مطلبی را به نقل از سردار سالار ولایتمدار عضو کمیسیون امنیت ملی منتشر کردند که بسیار قابل تامل است. ایشان فرموده‌اند:

"بر اساس نظر علمای نجف، قم و مشهد و تصمیم مسئولان امنیتی، فعلاً تصاویر و آثار جدیدی از رهبری جدید منتشر نمی‌شود تا دشمنان نتوانند از مسیرهای خاص و علوم غریبه که در دانشگاه‌هایی همچون علوم غریبه تل‌آویو مطرح می‌شود، به ایشان آسیب برسانند."

.

.

باور به ماورالطبیعه و علوم غریبه و اجنه و ... هم نقش قابل تاملی در فرهنگ رجزخوانی ایرانیان دارند‌. وقتی یک انسان به این نتیجه برسد که حتی موجودات فانتزی و غیرقابل شناسایی هم امکان آسیب رساندن به او را دارند، به مراتب بیش از پیش یقین پیدا می‌کند که در این کائنات بی انتها موجود بسیار خاصی است. هرچه موجودی احساس کند خاص تر است، دشمنان بیشتری برای خود می‌بیند و هرچه دشمن بیشتر، نیاز به رجزخوانی برای آنان چندبرابر!

  • Like 3
ارسال شده در
12 ساعت قبل، Essi Stanley گفته است:

خبرگزاری‌های رسمی حکومت ایران در اوایل اردیبهشت ۱۴۰۵ مطلبی را به نقل از سردار سالار ولایتمدار عضو کمیسیون امنیت ملی منتشر کردند که بسیار قابل تامل است. ایشان فرموده‌اند:

"بر اساس نظر علمای نجف، قم و مشهد و تصمیم مسئولان امنیتی، فعلاً تصاویر و آثار جدیدی از رهبری جدید منتشر نمی‌شود تا دشمنان نتوانند از مسیرهای خاص و علوم غریبه که در دانشگاه‌هایی همچون علوم غریبه تل‌آویو مطرح می‌شود، به ایشان آسیب برسانند."

.

.

باور به ماورالطبیعه و علوم غریبه و اجنه و ... هم نقش قابل تاملی در فرهنگ رجزخوانی ایرانیان دارند‌. وقتی یک انسان به این نتیجه برسد که حتی موجودات فانتزی و غیرقابل شناسایی هم امکان آسیب رساندن به او را دارند، به مراتب بیش از پیش یقین پیدا می‌کند که در این کائنات بی انتها موجود بسیار خاصی است. هرچه موجودی احساس کند خاص تر است، دشمنان بیشتری برای خود می‌بیند و هرچه دشمن بیشتر، نیاز به رجزخوانی برای آنان چندبرابر!

البته این مورد به نظرم بیشتر درمورد علمای قم و یارانشون صحت داره..

 

  • Like 2
ارسال شده در
20 ساعت قبل، M.P.E.B گفته است:

البته این مورد به نظرم بیشتر درمورد علمای قم و یارانشون صحت داره..

باور به ماوراءالطبیعه، دخالت فرازمینی‌ها و انرژی‌های ناشناخته در سرنوشت انسان در ایران ریشه‌دار هست. چیزی به مراتب فراتر از آنچه علمای قم و یارانشان در اینجا گفتن مثل همین استفاده از علوم غریبه برای ضربه زدن!

در یک پژوهشی که چندسال پیش انجام شده بود نزدیک ۷۰ درصد ایرانی‌ها به چشم زخم معتقد بودند یا مسائلی مثل نقش ماه تولد در شخصیت و فال قهوه و ... حتی در میان تحصیلکرده‌ها هم نفوذ کرده و اکثریت مردم به شکلی از علوم غریبه باور دارن.

هرچه عواملی که بتواند موجودیت مارو تهدید کنه گسترده‌تر بشه، ترس بیشتری وجود مارو میگیره و بین ترسیدن و رجز خواندن میشه رابطه‌ای پیدا کرد. کسیکه مدام رجز میخونه خودش رو زیر فشار و تهدیدی پایدار حس می‌کنه.

هرچه ما بتونیم عوامل ترس و اضطراب جسم و روان رو کمتر کنیم، آدم‌ها با اعتماد به نفس بیشتری زندگی میکنن و برای شکست‌هاشون کمتر دشمن تراشی میکنن و در نهایت مجبور نمیشن برای اون دشمنان رجز بخونن.

  • Like 2
ارسال شده در
1 ساعت قبل، Essi Stanley گفته است:

باور به ماوراءالطبیعه، دخالت فرازمینی‌ها و انرژی‌های ناشناخته در سرنوشت انسان در ایران ریشه‌دار هست. چیزی به مراتب فراتر از آنچه علمای قم و یارانشان در اینجا گفتن مثل همین استفاده از علوم غریبه برای ضربه زدن!

در یک پژوهشی که چندسال پیش انجام شده بود نزدیک ۷۰ درصد ایرانی‌ها به چشم زخم معتقد بودند یا مسائلی مثل نقش ماه تولد در شخصیت و فال قهوه و ... حتی در میان تحصیلکرده‌ها هم نفوذ کرده و اکثریت مردم به شکلی از علوم غریبه باور دارن.

هرچه عواملی که بتواند موجودیت مارو تهدید کنه گسترده‌تر بشه، ترس بیشتری وجود مارو میگیره و بین ترسیدن و رجز خواندن میشه رابطه‌ای پیدا کرد. کسیکه مدام رجز میخونه خودش رو زیر فشار و تهدیدی پایدار حس می‌کنه.

هرچه ما بتونیم عوامل ترس و اضطراب جسم و روان رو کمتر کنیم، آدم‌ها با اعتماد به نفس بیشتری زندگی میکنن و برای شکست‌هاشون کمتر دشمن تراشی میکنن و در نهایت مجبور نمیشن برای اون دشمنان رجز بخونن.

پاراگراف دوم جای هر انکاری را مینده

من چند سال درگیر یه مساله بودم و خوب یادمه  یکی از نزدیکام، بقول خودش دعا برام گرفت که مشکلم حل بشه و گفت دعاتون کردن و....

من که هرچی آورده بود را ریختم تو سطل زباله و گفتم من به این چیزا اعتقاد ندارم 

بعد چند سال درنهایت به حقم رسیدم 

ولی خوب که فکر میکنم میبینم درست میگی

ولی خدایش اینکه یه نفرو نشون ندن و بگن میخوایم از طریق انرژی ناشناخته و... آسیب نبینه خیلی سَمه😅

  • Like 2
  • Haha 1

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری
×
×
  • اضافه کردن...