رفتن به مطلب

Salar.Mehr

کاربر انجمن
  • تعداد ارسال ها

    94
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

تمامی مطالب نوشته شده توسط Salar.Mehr

  1. Salar.Mehr

    فرم رزومه - تالار مکانیک

    من هم رزومه رو ارسال کردم.امیدوارم بتونم کنار دوستان چیزهای خوبی یاد بگیرم رزومه من دریافت شد؟! اخه انگار بار اول نشد و مجبور شدم یه بار دیگه ارسال کردم! نمیدونم دوتا اومد یا یکی
  2. من برای تحلیل یک گیربکس خودروی 5 دنده نیاز دارم که سرعت زاویه ای تک تک چرخنده ها رو داشته باشم تا بتونم تحلیل روشون انجام بدم حالا معلومات من نسبت دنده ها و حداکثر گشتاور ورودیه.همین با این معلومات چطوری میتونم سرعت زاویه ای تک تک چرخنده ها رو محاسبه کنم؟
  3. یه سوالی ازتون داشتم من برای تحلیل یک گیربکس خودروی 5 دنده نیاز دارم که سرعت زاویه ای تک تک چرخنده ها رو داشته باشم تا بتونم تحلیل روشون انجام بدم حالا معلومات من نسبت دنده ها و حداکثر گشتاور ورودیه.همین با این معلومات چطوری میتونم سرعت زاویه ای تک تک چرخنده ها رو محاسبه کنم؟
  4. Salar.Mehr

    تست تصادف crash test

    ممنون سجاد جان فقط امکانش هست اطلاعات تخصصی بیشتر در این باره پیدا کرد؟ منظورم محاسبه تنش ها و مقاومت های خودروه
  5. خب برای طراحی این کار تا اینجایی که من کار کردم بنظرم بهترین برنامه catia و استفاده از محیط ICEM Shape که تازه در ورژن های جدید کتیا ارائه شده
  6. Salar.Mehr

    سوال و جواب در مورد نرم افزار کتیا

    کسی سایت یا برنامه ای سراغ نداره که قطعات استاندار اماده ای که توی کتیا کار کنه رو داشته باشه؟ البته درسته یه سری قطعات استاندارد در خوده کتیا هست ولی قطعاتی مثل یاتاقان و انواع چرخنده ها و این چیزا رو میخوام کسی اطلاع داره؟
  7. اخ اخ گفتی!! بد دردیه!! منم از این مربضی ها دارم!
  8. یه جایی هست الان دقیقا اسمش یادم نیست از مجله انجمن مکانیک دیدم.600 تومان هزینه داره و سطح 1 و 2 را در 8 روز اموزش میدند با مدرک معتبر خب الان در شرایطی هستم که هنوز بیس کاریم مشخص نیست. به نظرتون این مدرک ارزش گرفتن و صرف هزینه و وقت رو داره؟
  9. Salar.Mehr

    بازرسی جوش

    سلام کسی اطلاعاتی در مورد بازرسی جوش و ازمون و فرصت های شغلی این کار داره؟ اصلا مدرکش به درد بخور هست؟
  10. ممنون بابت لینک اگر میشه یک مقدار هم در مورد کاربرد این نرم افزار توضیح بدی؟
  11. Salar.Mehr

    سیاه ... سپید ... خاکستری ...!

    تووو نفسمی.همه کسمی هواتو اگه بخوای ازم بگیری میمیرم تووو نورچشممی.آخه عشقمی اگه تو بگی باید واسم بمیری میمیرم عاشقمو وای من دوست دارم وای بی قرارم قلبمو میخوای پس چرانمیای تو کنارم.... جونمو میبخشم واسه ی مهربونی نگاه تو عمرمو میزارم پای عشق چشای بی گناه تو جونمو میبخشم ...میبخشم... عاشقمو وای من دوست دارم وای بی قرارم قلبمو میخوای پس چرانمیای تو کنارم
  12. Salar.Mehr

    با هم متلب یاد بگیریم

    اقای چاپمن اشتباه کرده!!!! باید یا f g e یکی از اینا نوشته بشه که توضیحش را بالا دادم عدد گذاشتن که معنا نداره اخه
  13. Salar.Mehr

    با هم متلب یاد بگیریم

    4% چرا نوشتی؟؟ چرا عدد میزاری؟ همون f بزار بمونه دیگه
  14. Salar.Mehr

    با هم متلب یاد بگیریم

    خب نیاید به جای این حروف عدد بزاری! f% یعنی به صورت اعشاری نشون بده e% یعنی به صورت نمایی g% یعنی یا نمایی یا اعشاری هرکدوم کمتره خودش تصمیم میگیره
  15. Salar.Mehr

    برج میلاد

    میگند طرح خارجی برج توسط نرم افزار کتیا طراحی شده درسته؟
  16. نام کاربری از sa_heart_la به Salar.Mehr
  17. سلام! 1- به نظرت بازار کار رشته ات چیه؟ 2- اسم کاربریتو دوست داری؟ چرا؟ 3- چرا اومدی نواندیشان؟ 4-بهترین کتابی که خوندی؟ 5- به نظرت بهترین نواندیش کی بوده؟ 6- منو میشناسی؟!!!! 7- نام-پیشه- قصدت از دخول به کاخ؟!
  18. Salar.Mehr

    ماجرای من و همسرم!!

    یك شب كه من و همسرم توی رختواب مشغول ناز و نوازش بودیم. در حالی كه احتمال وقوع حوادثی هر لحظه بیشتر و بیشتر می‌شد یك دفعه خانم برگشت و به من گفت: "من حوصله‌اش رو ندارم فقط می‌خوام كه بغلم كنی." چی؟ یعنی چه؟ و اون جوابی رو كه هر مردی رو به در و دیوار می‌كوبونه بهم داد: تو اصلاً به احساسات من به عنوان یك زن توجه نداری و فقط به فكر رابطه‌ی فیزیكی ما هستی! و بعد در پاسخ به چشم‌های من كه از حدقه داشت در می‌اومد اضافه كرد: تو چرا نمی‌تونی من رو بخاطر خودم دوست داشته باشی نه برای چیزی كه توی رختواب بین من و تو اتفاق می‌افته؟ خوب واضح و مبرهن بود كه اون شب دیگه هیچ حادثه‌ای رخ نمی‌ده. برای همین من هم با افسردگی خوابیدم. فردای اون شب ترجیح دادم كه مرخصی بگیرم و یك كمی وقتم رو باهاش بگذرونم. با هم رفتیم بیرون و توی یك رستوران شیك ناهار خوردیم. بعدش رفتیم توی یك بوتیك بزرگ و مشغول خرید شدیم. چندین دست لباس گرون قیمت رو امتحان كرد و چون نمی‌تونست تصمیم بگیره من بهش گفتم كه بهتره همه رو برداره. بعدش برای اینكه ست تكمیل بشه توی قسمت كفش‌ها برای هر دست لباس یك جفت هم كفش انتخاب كردیم. در نهایت هم توی قسمت جواهرات یك جفت گوشواره‌ای الماس. حضورتون عرض كنم كه از خوشحالی داشت ذوق مرگ می‌شد. حتی فكر كنم سعی كرد من و امتحان كه چون ازم خواست براش یك مچ‌بند تنیس بخرم، با وجود اینكه حتی یك بار هم راكت تنیس رو دستش نگرفته‌بود. نمی‌تونست باور كنه وقتی در جواب درخواستش گفتم: "برشدار عزیزم." در اوج لذت از تمام این خرید‌ها دست آخر برگشت و بهم گفت: "عزیزم فكر كنم همین‌ها خوبه. بیا بریم حساب كنیم." در همین لحظه بود كه گفتم: "نه عزیزم من حالش و ندارم." با چشمای بیرون زده و فك افتاده گفت:"چی؟" عزیزم من می‌خوام كه تو فقط كمی این چیزا رو بغل كنی. تو به وضعیت اقتصادیه من به عنوان یك مرد هیچ توجهی نداری و فقط همین كه من برات چیزی بخرم برات مهمه." و موقعی كه توی چشماش می‌خوندم كه همین الاناست كه بیاد و منو بكشه اضافه كردم: "چرا نمی‌تونی من و به خاطر خودم دوست داشته‌باشی نه به خاطر چیزایی كه برات می‌خرم؟" خوب امشب هم توی اتاق‌خواب هیچ اتفاقی نمی‌افته فقط دلم خنك شده كه فهمیده "هرچی عوض داره گله نداره."
      • 5
      • Like
  19. خیلی جالب بود ممنون و ممنون از این که خبرم کردید
  20. Salar.Mehr

    اهل دانشگاهم

    اهل دانشگاهم رشته ام علافی‌ست جیب‌هایم خالی‌ست پدری دارم حسرتش یک شب خواب! دوستانی همه از دم ناباب و خدایی که مرا کرده جواب اهل دانشگاهم قبله ام استاد است جانمازم نمره! خوب می‌فهمم سهم آینده من بی‌کاریست من نمی‌دانم که چرا می‌گویند مرد تاجر خوب است و مهندس بیکار و چرا در وسط سفره ما مدرک نیست چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید باید از مردم دانا ترسید! باید از قیمت دانش نالید! وبه آن‌ها فهماند که من ایجا فهم را فهمیدم من به گور پدر علم و هنر خندیدم!
  21. Salar.Mehr

    گنجشک

    گنجشک با خدا قهر بود…روزها گذشت و گنجشگ با خدا هیچ نگفت . فرشتگان سراغش را از خدا می گرفتندو خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت: می آید ؛ من تنها گوشی هستم که غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی هستم که دردهایش را در خود نگاه میدارد… و سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست. فرشتگان چشم به لب هایش دوختند، گنجشک هیچ نگفت و… خدا لب به سخن گشود : با من بگو از آن چه سنگینی سینه توست. گنجشک گفت : لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگی هایم بود و سرپناه بی کسی ام. تو همان را هم از من گرفتی. این طوفان بی موقع چه بود؟ چه می خواستی؟ لانه محقرم کجای دنیا را گرفته بود؟ و سنگینی بغضی راه کلامش بست… سکوتی در عرش طنین انداخت فرشتگان همه سر به زیر انداختند. خدا گفت: ماری در راه لانه ات بود. باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند. آن گاه تو از کمین مار پر گشودی. گنجشگ خیره در خدائیِ خدا مانده بود. خدا گفت: و چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنی ام برخاستی! اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود. ناگاه چیزی درونش فرو ریخت , های های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد
      • 2
      • Like
  22. میگند این نرم افزار سخت نیست و میشه با یکم کار کردن یاد گرفت درسته یا نیاز به اموزش داره؟
×
×
  • اضافه کردن...