-
تعداد ارسال ها
2962 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
تمامی مطالب نوشته شده توسط Sepideh.mt
-
? اومدم بهت سر بزنم ماسکم دارم
- نمایش دیدگاه های قبلی بیشتر 2
-
-
-
حالا نصب کن و نظر بده

بعدا میخوایم سعی کنیم بچه ها رو دوباره تو شبکه اجتماعیش جمع کنیم.
-
معرفی معرفی(مدیر تالار ورزش)جدید... تشکر و قدردانی از زحمات صبا خانوم
Sepideh.mt پاسخی برای Tamana73 ارسال کرد در موضوع : اطلاعیه ها و اخبار انجمن
خسته نباشی صبا جان تبریک میگم مینا جان- 12 پاسخ
-
- 9
-
-
نظر سنجی: مسابقه 1000 امتیازی تالار ادبیات به مناسبت تولد انجمن
Sepideh.mt پاسخی برای Sepideh.mt ارسال کرد در موضوع : مسابقات ادبی
خب دیگه بریم سراغ اعلام نتایج مسابقه عرضم به حضورتون که: 1. رای کاربر yalda7965 از تعداد آرای متن شماره 3 و رای کاربر katiba و peggijaan از تعداد آرای متن شماره 4 کسر شد 2. متن شماره 1 با 7 رای نوشته sam arch عزیز متن برتر اعلام میشه ، 1000 امتیاز هم بهشون تعلق میگیره . متن شماره 2 با 5 رای نوشته Mohammad Aref عزیزمون و متن شماره 3 نوشته آرتاش عزیز رتبه دوم رو مشترکا میگیرن و به هرکدوم 300 امتیاز تعلق میگیره . متن شماره 4 با 3 رای نوشته meytim عزیز و متن شماره 6 نوشته shahdokht.parsa عزیز رتبه سوم رو مشترکا میگیرن و 150 امتیاز بهشون تعلق میگیره . متن شماره 5 با 1 رای نوشته قاصدکــــــــ عزیزمون رتبه چهارم و 100 امتیاز بهشون تعلق میگیره متشکرم از همه کسایی که شرکت کردند تو مسابقه چه اونایی که متن فرستادن و چه اونایی که تو نظر سنجی شرکت کردن ایشالا مسابقات بعدی حضور پررنگ تری از کاربرای انجمن رو ببینیم ممنون از همتون- 39 پاسخ
-
- 7
-
-
نظر سنجی: مسابقه 1000 امتیازی تالار ادبیات به مناسبت تولد انجمن
Sepideh.mt پاسخی برای Sepideh.mt ارسال کرد در موضوع : مسابقات ادبی
1- ایشون اسپم نکردن پست گذاشتن نظرشون رو گفتن و حتما هم ما جواب میدیم بهشون، پست بی مورد نبوده. اگه قرار باشه پست هر کاربر تازه واردی حذف بشه پس چجوری تعداد پستاشون بره بالا؟ اولین پستی که تو اولین روز ورود خودتون به انجمن ارسال کردید حذف شد و بهش اعتنایی نشد؟ و باز هم تکرار میکنم پست ایشون اسپم نیست و باید به سوال و نظرشون جواب داده میشد 2- نیاز به جواب دادن رو چه کسی مشخص میکنه؟ شما الان تشخیص دادید نیازی نیس برای این کاربر شفاف سازی بشه؟ شرمنده !!! اصلا اینطور نیست 3- تعداد پست ها درسته ، تعداد امتیازات هم درسته ، سپاس ها مشکل داره که چند وقته پیش از سیستم به کلی پاک شده تعداد پست ها اگر کمتر نشون داده میشه به علت اینه که بعضی از تاپیک ها کلا به غیر از پست اول بقیه شمارش نمیشه- یا تاپیکی حذف شده یا .... و البته این رو بگم که در صورتی که اینطور شده باشه همچنان شما کاربر انجمن هستی. نه کاربر تازه وارد با 0 پست مسئله دیگه ای هست بازم من در خدمتم- 39 پاسخ
-
- 6
-
-
نظر سنجی: مسابقه 1000 امتیازی تالار ادبیات به مناسبت تولد انجمن
Sepideh.mt پاسخی برای Sepideh.mt ارسال کرد در موضوع : مسابقات ادبی
مسئولش من هستم. در جریان این کاربران هم هستم،پروفایل همشونم چک کردم. نگران نباشید طبق قوانین که 20 بار تکرار کردم من رای این افراد رو کم میکنم بخاطر همین قضیه ما نظر سنجی رو عمومی برگزار میکنیم که شرکت کننده ها مشخص باشن- 39 پاسخ
-
- 2
-
-
نظر سنجی: مسابقه 1000 امتیازی تالار ادبیات به مناسبت تولد انجمن
Sepideh.mt پاسخی برای Sepideh.mt ارسال کرد در موضوع : مسابقات ادبی
واقعا؟؟؟؟ 18 نفر؟؟؟؟؟ فقط؟؟؟؟:icon_pf (34):- 39 پاسخ
-
- 4
-
-
نظر سنجی: مسابقه 1000 امتیازی تالار ادبیات به مناسبت تولد انجمن
Sepideh.mt پاسخی برای Sepideh.mt ارسال کرد در موضوع : مسابقات ادبی
واقعا؟؟؟؟ 18 نفر؟؟؟؟؟ فقط؟؟؟؟:icon_pf (34):- 39 پاسخ
-
- 4
-
-
نظر سنجی: مسابقه 1000 امتیازی تالار ادبیات به مناسبت تولد انجمن
Sepideh.mt پاسخی برای Sepideh.mt ارسال کرد در موضوع : مسابقات ادبی
رای بدید دوستان مستقیم و غیر مستقیم تبلیغ نکنید- 39 پاسخ
-
- 4
-
-
نظر سنجی: مسابقه 1000 امتیازی تالار ادبیات به مناسبت تولد انجمن
Sepideh.mt پاسخی برای Sepideh.mt ارسال کرد در موضوع : مسابقات ادبی
رای بدید دوستان مستقیم و غیر مستقیم تبلیغ نکنید- 39 پاسخ
-
- 4
-
-
نظرسنجی مسابقه 1000 امتیازی تالار ادبیات به مناسبت تولد انجمن
-
نظرسنجی مسابقه 1000 امتیازی تالار ادبیات به مناسبت تولد انجمن
-
فراخوان: مسابقه 1000 امتیازی تالار ادبیات به مناسبت تولد انجمن
Sepideh.mt پاسخی برای Sepideh.mt ارسال کرد در موضوع : مسابقات ادبی
ممنون از همه دوستان بریم سراغ نظر سنجی: [Hidden Content]- 32 پاسخ
-
- 6
-
-
فراخوان: مسابقه 1000 امتیازی تالار ادبیات به مناسبت تولد انجمن
Sepideh.mt پاسخی برای Sepideh.mt ارسال کرد در موضوع : مسابقات ادبی
ممنون از همه دوستان بریم سراغ نظر سنجی: [Hidden Content]- 32 پاسخ
-
- 6
-
-
نظر سنجی: مسابقه 1000 امتیازی تالار ادبیات به مناسبت تولد انجمن
Sepideh.mt پاسخی برای Sepideh.mt ارسال کرد در موضوع : مسابقات ادبی
متن شماره 1 بِسمُ الرَب گویند در شِشُمِ رمضان الکریم 1430 قمری، شُیوخ خیابانی در مَعیت عُلمای دِگر، پایه ی حوزه ای نهادندی که فقط علومِ شهری دنبال کردَندی؛ اختلاف بودَندی که این فتنهِ شیخِ کوچکِ خیابانی بودی یا مشغولیت جُملگی یاران به آن علم! باری! علومِ دِگر اضافه شُدندی، عُلما و شاگردان علوم مُختَلِفه در دُکانها بحث کردَندی و همدیگر را ریشخَند کردَندی و گاهی برای تسویه حساب، زنگِ آخر پُشت حوزه رفتندی! حوزه در تعالی قرار داشتندی که دَفعتا عُلما پراکنده و شاگردان سَردرگیبان شُدندی! شُیوخ بِچاره نشستندی که ناگَه شیخِ کوچکِ خیابانی فغان زَدی: یافتم! مشکل را پُر شدن ضَمیری دانستَندی که جُملگی آنرا "کَش" نامیدَندی،چون "ضَمیر" از "کَش" خالی شد،عُلما و شاگردان یَقه دَرانُ فغان زنان به حوزه برگشتندی. زانپَس تاکنون جامهِ حوزه به vb4 ارتقا یافتندی، ولی همچنان مشکلات با "خالی کردن کَشِ ضمیر" چاره شُدَندی! پاینده باد شیخِ کوچکِ خیابانی. ***** متن شماره 2 ازچی بگم برات؟ ازدوره جنینی که چندبار تا مرحله سقط شدن پیش رفتی و به عشق کسایی که منتظرت بودن،زنده موندی. بچه هایی که قبل ازتولدت منتظرت بودن وبا چه ذوقی اسم واست انتخاب کردن ازتولدت که همراهش شادیا و دوستیارو آوردی یا فکر کردن و اندیشیدنارو ازیکی دو سالگیت و شیرین بودنت یا تب کردنات و بی قراریهای بچه ها برای بهتر شدن حالت.انقدر تودل برو بودی که واست سرو دست میشکوندن. ازوقتی که داشتی بچه سرراهی میشدی و بچه ها باجون دل ازت نگهداری کردن از3،4 سالگیت و شیطنتا یا حس کنجکاویت برای یادگیری و یاددادنای بیشتر.کامل روپات وایسادن ودویدن وحرف زدن یا سنگ صبور بچه ها شدن از5،6 سالگیت و بزرگیت درعین بچه بودن وبهترین شدن دربین بزرگترینا. یااینکه مبدا خیلی دوستیهایی بودی که بعداز شکل گرفتن فراموشت کردن وبهت بی توجهی کردن چون دیگه شیرینی نوزادیت رونداشتی ولی باز دم نزدی ودوستیهای بیشتری رو رقم زدی ازتولد 7 سالگیت باتمام تنهایی که نسبت به گذشته حس میکنی یاازدوستای صمیمیت که همیشه همراهتن همه اینا هست ولی بدون حالاکه آماده رفتن به مدرسه میشی واسه یادگیریهای بیشتر،حتما دوستای جدیدتریم پیدا میکنی.دوستایی که شایدمثل همین دوستای صمیمیت بشن وکنارشون بزرگ برسی وبه بالاترین موفقیتها برسی دوستت دارم نواندیشان **** متن شماره 3 سلام همیشه هر نوشته ای اغازی داشته و پایانی این دفعه من سر از دل نوشته در میارم دهکده ی کوچک آره اینجا برای من حکم یه دهکده رو داره من همیشه عاشق دهکدهایی بودم که دکتر مایک و خاله هتی توش زندگی میکردن اینجا زندگی جریان داره، زندگی که جریان داشته باشه آدمای خوش دل و خوش سیرت میرن سمتش، من اینجا یه دنیا آدم خوش دل دور خودم جمع کردم هر دهکده ای یه خاله هتی داره فکر میکنم خاله ی هتی اینجا محمد عارف باشه امیدوارم هیچ وقت دهکده تبدیل به شهر نشه تو هیاهوی شهر صداهارو نمیشنوم اما اینجا من تک تک صداهارو میشنوم و خاطرات روزای تلخ و شیرین زندگی واقعی و مجازی روبه روی چشمانمون به تماشای آینده نشستن خاطرات عروسی، دورهمی های یواشکی، پچ پچ درگوشی از ارتباط بچه ها، همدردی با دوستایی که دلشون گرفته، یاد دادن یاد گرفته ها و غیره. پاینده باشی دهکده ی کوچیک **** متن شماره 4 چند سال پیش، که تازه عضو نواندیشان شده بودم، از شمال راه افتادم که بیام تهران. کنار جاده وایستادم و برای اتوبوسهایی که به سمت تهران می رفتند دست تکون دادم. بعد از چند دقیقه یکی از اتوبوسها ترمز زد و من سوار شدم. صندلي سمت راستي پشت راننده نشستم. کنار من يه نفر شبيه آنگولايي ها نشسته بود و روي يه کاغذ مچاله شده يه چيزهايي مي نوشت. از آينه مي ديدم که یه شکلک هاي عجيب و غريب هم در مياره. بين راه، یه برگه به من نشون داد و از من يه آدرس پرسيد؛ فهمیدم که طرف واقعاً خارجیه. اولين باري بود که بايد واقعاً به يه نفر به انگليسي جواب می دادم. توي برگه آدرس يه جايي، توی بزرگراه سعیدی، به فارسي ولي با حروف انگليسي (فینگلیش) نوشته شده بود. تونستم راهنماييش کنم که چيکار کنه. از من تشکر کرد. نمي دونستم در جواب تشکرش بهش چي بگم. یهو یاد یه ترفندی که توی نواندیشان خونده بودم افتادم و بهش گفتم "الخواهش!" البته با صداي خيلي آهسته گفتم که متوجه نشه. **** متن شماره 5 نوانديشان براي من يك باغ است. باغي در بيمكان و بيزمان باغي كه به اندازه سبزي روح انسانهايش سبز است. بر سردر اين باغ نوشته اند: با هرآنچه كه هستي وارد شو، نه آنچه كه داري. چرا كه اين باغ، باغ داشته ها نيست، باغ جسم و جنس و ثروت و... نيست، فقط روح است، روح لطيف انساني. نوانديشان، فرصت شكفتن و شكوفاندن نهال جان است. فرصت يادگيري هنر باغباني است. اي كاش در اين فرصت باغ را سبزتر و هوا را لطيفتر از آنچه كه تحويل گرفتهايم، تحويل دهيم. در اين صورت است كه حتماً باغبان خوبي براي زندگي و عمر خود نيز خواهيم بود. و دست آخر، آسوده خواهيم بود كه زندگي ما ارزش زيستن را داشته، و جهان را جاي بهتري براي ديگران كردهايم. #من فرزندم را به نوانديشان خواهم فرستاد تا او نيز هنر باغباني را بياموزد _ : ) #نهال دوستي بنشان كه كام دل به بار آرد ، نهال دشمني بركن كه رنج بيشمار آرد _ حافظ شيرازي **** متن شماره 6 وآنگاه كه در بين دغدغه ها و گرفتاريها به دنبال متني و عكسي ميگردي كه بتونه خيلي از دغدغه هاي اون تايمت و حل كنه و با يه سرچ به محفلي ميرسي و رفع مشكل ميشه برات و يك مدت بعد سر دلتنگي و شايد شكست هات يا رفع روزمرگيات تو دوره و زموني كه دنياي مجازي شده راه تخليه احساساتت باز برميگردي به محفلي كه توش راحتي اولش بخاطر اينكه كسي نميشناستت تا قضاوتت كنه و هي گله و شكايت ميكني و بعد ميبيني كه كلي توش آدم با فهم و رفيق هست و خوشحالي كه كسايي اومدند و همچين جايي رو درست كردند، هرساله تو شهريور بخاطر تأسيسش بهشون تبريك ميگي. ممنون كه بوديد و هستيد اينجا نوانديشاني هست كه خونه دوم منه دوستش دارم هم خودشو هم كاربرهاشو پايدار بموني رفيق روزهاي خوب و بد و شاد و غمگينم رفيق چند سالم نميدونم هديه چي بدهم بهت ولي همين كه ميام و ميرم و هميشه بهت سر ميزنم بزرگترين هديه حقيقي به دنياي مجازي هست وقتم كه ارزشش طلاست رو بهت ميدم- 39 پاسخ
-
- 25
-
-
نظر سنجی: مسابقه 1000 امتیازی تالار ادبیات به مناسبت تولد انجمن
Sepideh.mt پاسخی برای Sepideh.mt ارسال کرد در موضوع : مسابقات ادبی
متن شماره 1 بِسمُ الرَب گویند در شِشُمِ رمضان الکریم 1430 قمری، شُیوخ خیابانی در مَعیت عُلمای دِگر، پایه ی حوزه ای نهادندی که فقط علومِ شهری دنبال کردَندی؛ اختلاف بودَندی که این فتنهِ شیخِ کوچکِ خیابانی بودی یا مشغولیت جُملگی یاران به آن علم! باری! علومِ دِگر اضافه شُدندی، عُلما و شاگردان علوم مُختَلِفه در دُکانها بحث کردَندی و همدیگر را ریشخَند کردَندی و گاهی برای تسویه حساب، زنگِ آخر پُشت حوزه رفتندی! حوزه در تعالی قرار داشتندی که دَفعتا عُلما پراکنده و شاگردان سَردرگیبان شُدندی! شُیوخ بِچاره نشستندی که ناگَه شیخِ کوچکِ خیابانی فغان زَدی: یافتم! مشکل را پُر شدن ضَمیری دانستَندی که جُملگی آنرا "کَش" نامیدَندی،چون "ضَمیر" از "کَش" خالی شد،عُلما و شاگردان یَقه دَرانُ فغان زنان به حوزه برگشتندی. زانپَس تاکنون جامهِ حوزه به vb4 ارتقا یافتندی، ولی همچنان مشکلات با "خالی کردن کَشِ ضمیر" چاره شُدَندی! پاینده باد شیخِ کوچکِ خیابانی. ***** متن شماره 2 ازچی بگم برات؟ ازدوره جنینی که چندبار تا مرحله سقط شدن پیش رفتی و به عشق کسایی که منتظرت بودن،زنده موندی. بچه هایی که قبل ازتولدت منتظرت بودن وبا چه ذوقی اسم واست انتخاب کردن ازتولدت که همراهش شادیا و دوستیارو آوردی یا فکر کردن و اندیشیدنارو ازیکی دو سالگیت و شیرین بودنت یا تب کردنات و بی قراریهای بچه ها برای بهتر شدن حالت.انقدر تودل برو بودی که واست سرو دست میشکوندن. ازوقتی که داشتی بچه سرراهی میشدی و بچه ها باجون دل ازت نگهداری کردن از3،4 سالگیت و شیطنتا یا حس کنجکاویت برای یادگیری و یاددادنای بیشتر.کامل روپات وایسادن ودویدن وحرف زدن یا سنگ صبور بچه ها شدن از5،6 سالگیت و بزرگیت درعین بچه بودن وبهترین شدن دربین بزرگترینا. یااینکه مبدا خیلی دوستیهایی بودی که بعداز شکل گرفتن فراموشت کردن وبهت بی توجهی کردن چون دیگه شیرینی نوزادیت رونداشتی ولی باز دم نزدی ودوستیهای بیشتری رو رقم زدی ازتولد 7 سالگیت باتمام تنهایی که نسبت به گذشته حس میکنی یاازدوستای صمیمیت که همیشه همراهتن همه اینا هست ولی بدون حالاکه آماده رفتن به مدرسه میشی واسه یادگیریهای بیشتر،حتما دوستای جدیدتریم پیدا میکنی.دوستایی که شایدمثل همین دوستای صمیمیت بشن وکنارشون بزرگ برسی وبه بالاترین موفقیتها برسی دوستت دارم نواندیشان **** متن شماره 3 سلام همیشه هر نوشته ای اغازی داشته و پایانی این دفعه من سر از دل نوشته در میارم دهکده ی کوچک آره اینجا برای من حکم یه دهکده رو داره من همیشه عاشق دهکدهایی بودم که دکتر مایک و خاله هتی توش زندگی میکردن اینجا زندگی جریان داره، زندگی که جریان داشته باشه آدمای خوش دل و خوش سیرت میرن سمتش، من اینجا یه دنیا آدم خوش دل دور خودم جمع کردم هر دهکده ای یه خاله هتی داره فکر میکنم خاله ی هتی اینجا محمد عارف باشه امیدوارم هیچ وقت دهکده تبدیل به شهر نشه تو هیاهوی شهر صداهارو نمیشنوم اما اینجا من تک تک صداهارو میشنوم و خاطرات روزای تلخ و شیرین زندگی واقعی و مجازی روبه روی چشمانمون به تماشای آینده نشستن خاطرات عروسی، دورهمی های یواشکی، پچ پچ درگوشی از ارتباط بچه ها، همدردی با دوستایی که دلشون گرفته، یاد دادن یاد گرفته ها و غیره. پاینده باشی دهکده ی کوچیک **** متن شماره 4 چند سال پیش، که تازه عضو نواندیشان شده بودم، از شمال راه افتادم که بیام تهران. کنار جاده وایستادم و برای اتوبوسهایی که به سمت تهران می رفتند دست تکون دادم. بعد از چند دقیقه یکی از اتوبوسها ترمز زد و من سوار شدم. صندلي سمت راستي پشت راننده نشستم. کنار من يه نفر شبيه آنگولايي ها نشسته بود و روي يه کاغذ مچاله شده يه چيزهايي مي نوشت. از آينه مي ديدم که یه شکلک هاي عجيب و غريب هم در مياره. بين راه، یه برگه به من نشون داد و از من يه آدرس پرسيد؛ فهمیدم که طرف واقعاً خارجیه. اولين باري بود که بايد واقعاً به يه نفر به انگليسي جواب می دادم. توي برگه آدرس يه جايي، توی بزرگراه سعیدی، به فارسي ولي با حروف انگليسي (فینگلیش) نوشته شده بود. تونستم راهنماييش کنم که چيکار کنه. از من تشکر کرد. نمي دونستم در جواب تشکرش بهش چي بگم. یهو یاد یه ترفندی که توی نواندیشان خونده بودم افتادم و بهش گفتم "الخواهش!" البته با صداي خيلي آهسته گفتم که متوجه نشه. **** متن شماره 5 نوانديشان براي من يك باغ است. باغي در بيمكان و بيزمان باغي كه به اندازه سبزي روح انسانهايش سبز است. بر سردر اين باغ نوشته اند: با هرآنچه كه هستي وارد شو، نه آنچه كه داري. چرا كه اين باغ، باغ داشته ها نيست، باغ جسم و جنس و ثروت و... نيست، فقط روح است، روح لطيف انساني. نوانديشان، فرصت شكفتن و شكوفاندن نهال جان است. فرصت يادگيري هنر باغباني است. اي كاش در اين فرصت باغ را سبزتر و هوا را لطيفتر از آنچه كه تحويل گرفتهايم، تحويل دهيم. در اين صورت است كه حتماً باغبان خوبي براي زندگي و عمر خود نيز خواهيم بود. و دست آخر، آسوده خواهيم بود كه زندگي ما ارزش زيستن را داشته، و جهان را جاي بهتري براي ديگران كردهايم. #من فرزندم را به نوانديشان خواهم فرستاد تا او نيز هنر باغباني را بياموزد _ : ) #نهال دوستي بنشان كه كام دل به بار آرد ، نهال دشمني بركن كه رنج بيشمار آرد _ حافظ شيرازي **** متن شماره 6 وآنگاه كه در بين دغدغه ها و گرفتاريها به دنبال متني و عكسي ميگردي كه بتونه خيلي از دغدغه هاي اون تايمت و حل كنه و با يه سرچ به محفلي ميرسي و رفع مشكل ميشه برات و يك مدت بعد سر دلتنگي و شايد شكست هات يا رفع روزمرگيات تو دوره و زموني كه دنياي مجازي شده راه تخليه احساساتت باز برميگردي به محفلي كه توش راحتي اولش بخاطر اينكه كسي نميشناستت تا قضاوتت كنه و هي گله و شكايت ميكني و بعد ميبيني كه كلي توش آدم با فهم و رفيق هست و خوشحالي كه كسايي اومدند و همچين جايي رو درست كردند، هرساله تو شهريور بخاطر تأسيسش بهشون تبريك ميگي. ممنون كه بوديد و هستيد اينجا نوانديشاني هست كه خونه دوم منه دوستش دارم هم خودشو هم كاربرهاشو پايدار بموني رفيق روزهاي خوب و بد و شاد و غمگينم رفيق چند سالم نميدونم هديه چي بدهم بهت ولي همين كه ميام و ميرم و هميشه بهت سر ميزنم بزرگترين هديه حقيقي به دنياي مجازي هست وقتم كه ارزشش طلاست رو بهت ميدم- 39 پاسخ
-
- 25
-
-
نظر سنجی: مسابقه 1000 امتیازی تالار ادبیات به مناسبت تولد انجمن
Sepideh.mt پاسخی برای Sepideh.mt ارسال کرد در موضوع : مسابقات ادبی
با سلام نواندیشانی های گل خب بریم سراغ نظر سنجی مسابقه از همه عزیزانی که تو این فرصت کم و با این محدودیت کلمه تو مسابقه شرکت کردن بی نهایت سپاسگزارم، ایشالا تو مسابقاتتون جبران کنم نظر سنجی تا روز سه شنبه بازه فقط به یک نوشته میتونید رای بدید اینم از قوانین کلی مسابقه که هیچوقت کسی نمیره بخونه : قوانین عمومی شرکت در مسابقات تالار ادبیات با تشکر از حضورتون- 39 پاسخ
-
- 25
-
-
نظر سنجی: مسابقه 1000 امتیازی تالار ادبیات به مناسبت تولد انجمن
Sepideh.mt پاسخی ارسال کرد برای یک موضوع در مسابقات ادبی
با سلام نواندیشانی های گل خب بریم سراغ نظر سنجی مسابقه از همه عزیزانی که تو این فرصت کم و با این محدودیت کلمه تو مسابقه شرکت کردن بی نهایت سپاسگزارم، ایشالا تو مسابقاتتون جبران کنم نظر سنجی تا روز سه شنبه بازه فقط به یک نوشته میتونید رای بدید اینم از قوانین کلی مسابقه که هیچوقت کسی نمیره بخونه : قوانین عمومی شرکت در مسابقات تالار ادبیات با تشکر از حضورتون- 39 پاسخ
-
- 25
-
-
فراخوان: مسابقه 1000 امتیازی تالار ادبیات به مناسبت تولد انجمن
Sepideh.mt پاسخی برای Sepideh.mt ارسال کرد در موضوع : مسابقات ادبی
بخدااا، من تو روز کمتر از 200 کلمه حرف میزنم باور بفرمایید حداکثر 200 تا بود، سه کلمه هم میشه- 32 پاسخ
-
- 5
-
-
فراخوان: مسابقه 1000 امتیازی تالار ادبیات به مناسبت تولد انجمن
Sepideh.mt پاسخی برای Sepideh.mt ارسال کرد در موضوع : مسابقات ادبی
تا 10 شب بنویس باشه؟- 32 پاسخ
-
- 3
-
-
فراخوان: مسابقه 1000 امتیازی تالار ادبیات به مناسبت تولد انجمن
Sepideh.mt پاسخی برای Sepideh.mt ارسال کرد در موضوع : مسابقات ادبی
به علت درخواست مکرر بینندگان عزیز (!!!) مهلت ارسال آثار تا ساعت 22 امشب تمدید شد بشتابید بنویسید.... تورو خدا ... واسه مریض میخوام- 32 پاسخ
-
- 6
-
-
فراخوان: مسابقه 1000 امتیازی تالار ادبیات به مناسبت تولد انجمن
Sepideh.mt پاسخی برای Sepideh.mt ارسال کرد در موضوع : مسابقات ادبی
سلام عزیزم حیفه ذوقت نیس بخاطر یه عدد کورش کردی؟ بنویس . 200 تااااااااااااا کلمه من تو روز کمتر از این حرف میزنم باور کن :))بعله حساب میشه اونا هم . ولی شما شرکت کن نذار این موارد مانع بشه اووو همین 1000 امتیاز نمیدونی چه داستانا داشت. من سفته دادم و برگه امضا کردم دیگه از این امتیازا نذارم واسه مسابقه و .... اصن کلی رفتم زیر بار ضمانت و این حرفا واسه مسابقه فرصتم تا 10 شب امشب تمدید شد بنویس ببینم چه میکنی، ماشالا شما که دست به نوشتنت خوبه 200 کلمه دست گرمیه واست- 32 پاسخ
-
- 5
-
-
از اون یکی اتاق طراحی صدای آهنگ " آهوی دشت زنگاری" میاد :|
-
دورهمی ویژه نواندیشانی ها به مناسبت هفتمین سالروز تأسیس انجمن نواندیشان
Sepideh.mt پاسخی برای Mohammad Aref ارسال کرد در موضوع : گردشگری نواندیشان
تو چرا آواتارت اینه؟ تنها سوالی ک الان برام مطرح شده اینه- 59 پاسخ
-
- 2
-
-
مسابقه تشخیص هویت شماره"صد و یک"
Sepideh.mt پاسخی برای Tamana73 ارسال کرد در موضوع : مسابقات تشخیص هویت
نه خب میدونم یه چیزی ک اینجوری تعجب میکنم اگه تو باشی که پس داداش سامی :)) اصن حضور سام تو همچین تاپیکی ینی اینکه خودشه. پسره تابلو- 106 پاسخ
-
- 5
-
-
مسابقه تشخیص هویت شماره"صد و یک"
Sepideh.mt پاسخی برای Tamana73 ارسال کرد در موضوع : مسابقات تشخیص هویت
واااا این ایلیاس؟ :w58:- 106 پاسخ
-
- 3
-
