-
تعداد ارسال ها
9169 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
تمامی مطالب نوشته شده توسط Mahnaz.D
-
غذایی گرم و لذيذ با بشقاب رسانا
Mahnaz.D پاسخی برای Mahdi Eng ارسال کرد در موضوع : گالری صنایع غذایی
یه لیوانایی هست که اینجوریه . یه ماسماسک داره زیرش مثل نعلبکی....لیوان رو می ذاری روش چایی یا هر چی دیگه توشه گرم می مونه. اینقده خوبه ...هی آدم نباید بره آب جوش کنه به چاییش اضافه کنه. Mug and Warmer- 12 پاسخ
-
- 9
-
-
.:. گاه نوشـــــته های نواندیشـــــانی ها .:.
Mahnaz.D پاسخی برای - Nahal - ارسال کرد در موضوع : گاه نوشته های نواندیشی ها
یه کیلو بابونه خوردم...قرص خواب خوردم...نفس عمیق کشیدم..... هنوز خوابم نمی بره...یه کم هم که مثلاً خوابم میبره با صدای ماشین هایی که در صد کیلومتری خونه هستن بیدار میشم ... یه هفتست زندگیم اینه -
دیروز با بچه ها رفتیم Ameli's شیرینی بخوریم: مکالمه ی ما: من: بچه ها فامیلی مامنم اینقدر طولانی بود همیشه باید تو این مربعی های فرم ها 2 تا خونه اضافه می کرد " نامداریان نصرت آبادی" سینا: هِه این که چیزی نیست ...اسم کامل من میدونی چیه؟ سید سینا مصطفوی ثابت بوشهری علیرضا: تازه فامیلی مامان بزرگ من هم همین طوریه: کمالی مجاور لنگرودی پروین: منم که نیکپور پاریزی من در این لحظه به فامیلی کوتاه خودم افتخار می کردم
-
.:. گاه نوشـــــته های نواندیشـــــانی ها .:.
Mahnaz.D پاسخی برای - Nahal - ارسال کرد در موضوع : گاه نوشته های نواندیشی ها
این بانک های خارچی کشتن منو..... یه گزارش از حسابم می خواستما...یه هفتست دارن لفتش می دن امروز باید 3 تا تمرین ریاضی+ 300 تا سئوال آنلاین + یه مقاله برای درس فردام تحویل بدم -
.:. گاه نوشـــــته های نواندیشـــــانی ها .:.
Mahnaz.D پاسخی برای - Nahal - ارسال کرد در موضوع : گاه نوشته های نواندیشی ها
تو اوج حوابم یکی زنگ زد...حیف کارم گیرشه وگرنه می تونستم ریجکت کن :mornincoffee: یکی بالاخره یه پیغام مهربونانه بهم داد....معرفتتو بشم جوون -
.:. گاه نوشـــــته های نواندیشـــــانی ها .:.
Mahnaz.D پاسخی برای - Nahal - ارسال کرد در موضوع : گاه نوشته های نواندیشی ها
دیابت نوع 1.....قند 300...اون فقط 16 سالشه -
.:. گاه نوشـــــته های نواندیشـــــانی ها .:.
Mahnaz.D پاسخی برای - Nahal - ارسال کرد در موضوع : گاه نوشته های نواندیشی ها
چه اجباریه وقتی هر کی سرش تو گوشی خودشه و حواسش به اون یکی نست با هم راه برن و چند دقیقه یه بار بگن: خب دیگه چه خبر؟ -
پنج غذای تاریخ مصرف گذشته که قابل خوردن هستند
Mahnaz.D پاسخی برای Mahdi Eng ارسال کرد در موضوع : گالری صنایع غذایی
آمریکاییها یکی از اسراف کارترین موجودات رو زمینن، اصلا یه وضع افتضاحی، میبینید نصف سالاد مونده بد از شام، همینجوری میریزن دور! یعنی تا به چشه خودم خیلی چیزا رو ندیدم باورم نمیشد.- 10 پاسخ
-
- 4
-
-
این رو باید توی google scholar سرچ کنید. اونجا مقاله های آکادمیک رو دارن یا اگر به ieee دسترسی دارید ازش استفاده کنید. متاسفانه دسترسی به مقاله های آکادمیک بدون دیتا بیس ساده نیست.
-
.:. گاه نوشـــــته های نواندیشـــــانی ها .:.
Mahnaz.D پاسخی برای - Nahal - ارسال کرد در موضوع : گاه نوشته های نواندیشی ها
بهم می گه: پایه ای بریم بدوییم...ساز تمرین کنیم... نقاشی بکشیم... شیرینی بپزیم..... من: اوهوم اون: حالا ببینیم چی می شه -
.:. گاه نوشـــــته های نواندیشـــــانی ها .:.
Mahnaz.D پاسخی برای - Nahal - ارسال کرد در موضوع : گاه نوشته های نواندیشی ها
آخجون داریم میریم آملیز:hapydancsmil: Ameli's : یه شیرینی فروسی فرانسوی که 24 ساعت شبانه روز و 7 روز هفته بازه اینقدر شیرینی هاش خوشمزش -
[Hidden Content]
-
.:. گاه نوشـــــته های نواندیشـــــانی ها .:.
Mahnaz.D پاسخی برای - Nahal - ارسال کرد در موضوع : گاه نوشته های نواندیشی ها
دکتر یه قرص داده بهم...120% عوارضه! گچ بخورم عوارضش کمتره -
.:. گاه نوشـــــته های نواندیشـــــانی ها .:.
Mahnaz.D پاسخی برای - Nahal - ارسال کرد در موضوع : گاه نوشته های نواندیشی ها
دیروز تو دانشگاه بودم و داشتم قهوه می خوردم که خواهرم زنگ زد... می گه: چی داری می خوری؟ :(50): می گم: قهوه ی بدون کافئین؟:mornincoffee: می گه: وااااااااااااااااااا اینم شد قهوه؟ اگه کافئین نداره پَ واسه چی می خوری؟ می گم فقط به خاطر بو و مزشه که دوست دارم...و چون دیشب هیچ چی نخوابیدم و می خوام امشب بخوابم دارم این مدلیش رو می خورم....:mornincoffee: باز گفت واااااااااااااااااااااا خو بخور ببین چی می شه ... -
.:. گاه نوشـــــته های نواندیشـــــانی ها .:.
Mahnaz.D پاسخی برای - Nahal - ارسال کرد در موضوع : گاه نوشته های نواندیشی ها
یه غلطی کردم یکی رو دعوت کردم رستوران...از دیروز هی می گه چی بپوشم گفتم بابا زیر پوش بپوشو و تمبون تو خونه....کشتی منو -
ازلذتهای کوچک زندگیت بگو........
Mahnaz.D پاسخی برای peyman sadeghian ارسال کرد در موضوع : حیاط خلوت
هر لذتی بود...کوتاه بود...خیلی کوتاه -
خونه ی یکی از دوستام دعوت شده بودم...بعد یکی از آشناهاشون هم اومده بود..... گفت رشته ی شما چیه؟ گفتم والا ایران برق بودم...اینجا عمران- معماری... گفت عه چه جالب.... منم برق خوندم بعد نمی دونم چی شد گفتم آره اینقدر از درسای مخابراتی بدم میومد...بیشتر الکترونیک دوست داشتم... اه اه چیه این درسای مخابراتی :84eb3ampc0vsywihe0i یهو گفت اتفاقاً ارشد رو من مخابرات خوندم... لذت می بردم از درسا من دیگه محل حادثه رو ترک کردم.:5c6ipag2mnshmsf5ju3..تا آخر شب هم یه لبخند ملیح میزدم به ایشون فقط
- 2547 پاسخ
-
- 11
-
-
- ماجراهای و اتفاقات جالب
- اتفاقات خنده دار
-
(و 1 مورد دیگر)
برچسب زده شده با :
-
.:. گاه نوشـــــته های نواندیشـــــانی ها .:.
Mahnaz.D پاسخی برای - Nahal - ارسال کرد در موضوع : گاه نوشته های نواندیشی ها
یکی از بچه های ایرانی دانشگاه اعتماد به سقفش خیلی بالاست....بعد فکر می کنه چون چشماش روشنه همه میمیرن براش امروز داشت با من کل کل می کرد....منم برگشتم بهش گفتم: ببین اگه اعتماد به نفس تو رو صندوق صدقات داشت...تا حالا شده بود بانک مرکزی.....چته فکر می کنی خبریه ؟ آدما باید اول یه نگاه به عقل و شعورشون بندازن ...بعد به قیافشون تو آیینه. -
یه مکالمه ی کوتاه: - وای موهام میریزه...چیکار کنم؟ + آره راست می گی...از همه جام موهات در میاد رو بلوز...سویی شرت ...رو کامپیوتر - برم کوتاه کنم یه سانتی؟ +نه دیه اونقدر...اصن هر کاری می خواب بکن..... میخواب من برات کوتاه کنم؟بلدم ها.... در یک حرکت اومدم توی دستشویی خونه ... موها رو به دو دسته تقسیم کردم... آوردم جلو.... سرش رو 4 سانت زدم...بقیه رو هم به خیال خودم میرون اولی گرفتم خراب نشه..... تا 2 روز جرات نداشتم موهام رو صاف کنم ببینم چه گندی زدم امروز که رفتم حموم گفتم یه حالی به خودم بدم.... موهام رو سشوار کشیدم...دیدم نه باباااااااااااااا خوب شده نتیجه ی اخلاقی: هر کاری دلتون خوایت با موهاتون بکنید....فوقش باید برید 1 سانتی بزنید یا کچل کنید....موئه....در میاد
-
.:. گاه نوشـــــته های نواندیشـــــانی ها .:.
Mahnaz.D پاسخی برای - Nahal - ارسال کرد در موضوع : گاه نوشته های نواندیشی ها
فیس. بوک رو غیر فعال کردم تا دوستایی رو که دم از معرفت می زنن رو بشناسم..... و حالا خوب شناختمشون...خــــــــــــــــــوب -
اگه یه نفر بگه دوستت داره..........
Mahnaz.D پاسخی برای Saba Heidari ارسال کرد در موضوع : گفتگوی آزاد
دوست داشتن به گفتن نیست...به عمله... یکی رو می بینی همچین تز میده آره من اگه یکی رو دوست داشته باشم فلان و بهمان..... وقتی پای عمل می رسه دریغ از یه دونه از حرفایی که زده و وقتی بهش می گی چی شد؟ تو که اونجوری می گفتی..... می گه: اونا حرفه یکی دیگه رو هم پمی بینی شاید روزی 10 بار هم بهت نگه دوست دارم اما تک تک کاراش داد می زنه که دوستون داره.- 137 پاسخ
-
- 1
-
-
این پست رو من حدود 2 سال پیش گذاشتم. نمی دونم چه بلایی سرش اومده.
- 40 پاسخ
-
- 3
-
-
اون موقع که شوهر خواهرم اومده بود خواستگاری خواهرم... یه بار مامانم با مامانش رفت پارک لاله حرف بزنن.... مامان منم ته ساده برگشته گفته:" زرین خانوم حالا شما تو فامیلتون این همه دختر دارید...پسرتون نمی خواد اونا رو بگیره ؟:5c6ipag2mnshmsf5ju3"...یعنی کشته مرده ی این حرکت مامانمم :ws28: مامانم وقتی برگشت خونه که نتایج مذاکرات رو بگه : خیلی ریلکس گفت: همچین چیزیو گفتم بهناز که اینو شنیدا می گفت...مامان آخه اینم حرف شد زدی...چرا نون ما رو آجر می کنی:icon_razz:
- 2547 پاسخ
-
- 22
-
-
- ماجراهای و اتفاقات جالب
- اتفاقات خنده دار
-
(و 1 مورد دیگر)
برچسب زده شده با :
-
.:. گاه نوشـــــته های نواندیشـــــانی ها .:.
Mahnaz.D پاسخی برای - Nahal - ارسال کرد در موضوع : گاه نوشته های نواندیشی ها
هیچ وقت نتونستم بفهمم مشکل آدما با سکوت دیگران چیه؟ من آدمایی رو که سکوت می کنن و به حرفای بقیه گوش می دن رو خیلی دوست دارم.... متین و آروم و ساکت...نه آب زیر کاه.... بعد از اینکه حرف ها تموم شد ۴ تا جمله ی درست حسابی می گن... نمی دونم چرا بعضی آدما فکر می کنن اگه حرف نزنن بقیه بهشون می گن لال! یه وقتایی سکوت خیلی خوبه...خیلی.... -
.:. گاه نوشـــــته های نواندیشـــــانی ها .:.
Mahnaz.D پاسخی برای - Nahal - ارسال کرد در موضوع : گاه نوشته های نواندیشی ها
من نمی دونم چرا این آدمهایی که یه دستی می زنن به بقیه و الکی یه چیزی می گن تا سر از تو کار بقیه در بیارن اینقدر احساس باحالی و قدرت می کنن
