-
تعداد ارسال ها
3768 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
تمامی مطالب نوشته شده توسط soheiiil
-
شعر گفتن برای زنی زیبا اصلا سخت نیست ترانه ساختن برای چشمانش که میخندند ساده ترین کار است اما ... به زبان آوردن یک جمله حتی یک کلمه... برای زنی که قلبی زیبا اما پردرد دارد زنی که... عشق میخواهد و در دلش دنیایی از جنس سکوت دارد و چشمانش ... که بغض هزار آسمان ابری دارد سخت ترین کارهاست شعر او ناب ترین شعر دنیاست.
- 370 پاسخ
-
- 7
-
-
وتقعا حوصلتون میکشه بخونید؟ من که همون پارا اولو خوندم:دی دل خجسته ای داریدا
- 20 پاسخ
-
- 4
-
-
دمت گرم همشهری:دی....میدان آبرسان تبریزه اینجا شما ها آدمای بدبینی هستید که البته جور زمانه کم تاثیر نداشته من مثل شما باینری فکر نمیکنم حتی این چند قدم مثبت هم برا من نوید روزهای معتدله این روزها مردم کشورم امید دارند و خوشحالند و این کفایت میکنه تا الان برام این شعر مشیری هم تقدیم شما امید روشنائی گر چه در این تیره گیهانیست من اینجا باز در این دشت خشک تشنه می رانم من اینجا روزی آخر از دل این خاک با دست تهی گل بر می افشانم من اینجا روزی آخر از ستیغ کوه چون خورشید سرود فتح می خوانم و می دانم تو روزی باز خواهی گشت شعر ریشه در خاک
- 26 پاسخ
-
- 9
-
-
نه واقعا فکر میکنی تو به این گندگی تو شیکم یه مارمولک ده سانتی جا میشی؟ نه خدایی جا میشی؟
- 58 پاسخ
-
- 3
-
-
اگه با رویکرد حل مسائل مکانیکی از قبیل مقاومت مصالح و اجزا باشه منم مشتاقم شرکت کنم
- 91 پاسخ
-
- 13
-
-
تبریک به Ehsan عزیز مسئول بخش جامدات تالار مکانیک
soheiiil پاسخی برای M!Zare ارسال کرد در موضوع : مسابقات و گفتگوهای گروه مکانیک
در زمان شما ظرفیت ها ظرفیت های گفتمان اسلامی نبود و برای همین ظرفیت شما ظرفیت کافی برای تحقق آرمان های ظرفیتی انقلاب نبود و باید از ظروف بزرگتری برای دربرگیری این ظرفیت کلفت استفاده میکردید هرچند که ما به گندگی ظرفیت خود شما ایمان داشتیم رئیس:دی- 33 پاسخ
-
- 3
-
-
مونده چه چیز مقدس باشه برای یک تفکر بدیلش قابلیت سانسور کردن داره برای من واقعیتش اینه که سعی میکنم برای چیزی چیلتر نداشته باشم به نوعی همه هم حق دارند هم حق ندارند
- 36 پاسخ
-
- 8
-
-
.:. گاه نوشـــــته های نواندیشـــــانی ها .:.
soheiiil پاسخی برای - Nahal - ارسال کرد در موضوع : گاه نوشته های نواندیشی ها
خوشحالم و الان این تنها چیزیه که مهمه -
آره کرده بودم!
-
تبریک به Ehsan عزیز مسئول بخش جامدات تالار مکانیک
soheiiil پاسخی برای M!Zare ارسال کرد در موضوع : مسابقات و گفتگوهای گروه مکانیک
- 33 پاسخ
-
- 9
-
-
خاله شادونه موارد استعمال: ایشون باعث میشن ایمان بیارید که اوسگل تر از شما هم هست دنیا===>امید به زندگی از صدای ایشون میتونید به منظور آلارم بیداری در خانه و احیانا پادگان استفاده کنید ===> تضمینی بهتر از صدای خیابانی و چند مورد دیگه که حال ندارم بگم همینا
- 59 پاسخ
-
- 9
-
-
سوال و جواب در مورد درس طراحی اجزاء 1و2
soheiiil پاسخی برای EN-EZEL ارسال کرد در موضوع : مکانیک جامدات
تو حل المسائل ننوشته بود جوابشو گویا پروژه کلاسیه و حجم حلش زیاده اگه بخواید میتونیم باهم حلش کنیم- 32 پاسخ
-
- 2
-
-
- فنر های پیچشی
- قوس الکتریکی
- (و 18 مورد دیگر)
-
ما را ز شب وصل چه حاصل که تو از ناز تا بند ز قبا باز کنی صبح دمیدست
- 88 پاسخ
-
- 5
-
-
سوالات و مشکلات کامپیوتری خود را اینجا مطرح کنید
soheiiil پاسخی برای mona_serendipity ارسال کرد در موضوع : سوالات و مشکلات کامپیوتری
سلام بله مشکل protected hidden بود که مرتفع شد -
سوالات و مشکلات کامپیوتری خود را اینجا مطرح کنید
soheiiil پاسخی برای mona_serendipity ارسال کرد در موضوع : سوالات و مشکلات کامپیوتری
من همیشه آپدیتم آدما مثل ویروسن البته- تو ماتریکس میگه به تو چه؟:دی -
سوالات و مشکلات کامپیوتری خود را اینجا مطرح کنید
soheiiil پاسخی برای mona_serendipity ارسال کرد در موضوع : سوالات و مشکلات کامپیوتری
یا ایها الکامپیوتریون کیف هذا الاتفاق یمکن؟ به عبارتی فلش من حجم رو نشون میده ولی وقتی میری توش میگه خالیه اطلاعات من رو هواست هل من الناس ینصرنی؟ -
آموزش اصطلاحات مفید برای گفتگو به زبان انگلیسی
soheiiil پاسخی برای S.F ارسال کرد در موضوع : Vocabulary
[h=5]why did you discourage him.........چرا زدي تو ذوقش؟ zip up.......دهنتو گل بگير I will show you some skill.........يه چشمه اي بهت نشون ميدم let settle it.......شر رو بخوابونيم the situation is way out of control..........كار از اين حرفا گذشته [/h]- 176 پاسخ
-
- 8
-
-
کتابی بدون یک کلمه زائد صدبار خوندم تا حالا صدها بار هم میخونمش بدون شک روحش شاد و یادش گرامی
- 1 پاسخ
-
- 2
-
-
خیانت از بوسه یهودا تا اشکهای نیچه مادر «هملت» خائن بود. بودن یا نبودن؟ مسأله این نیست. حالا جز «خیانت» به هیچ چیز فکر نمیکنیم. با این همه، حرف از خیانت که باشد «شکسپیر» خودش را به ذهنمان تحمیل میکند؛ او خالق هملت و مادر خائنش بود. حالا برای نوشتن از خیانتکاران بزرگ جهان، باید مقدمه را به استاد «کالبد شکافی توطئه» سپرد. تاریخ پر است از چهرههای بزرگی که خیانت کردند یا به آن ها خیانت شد. هنوز چند سطر مانده تا رسیدن به تراژدی. پیش از آن اما جملهای از شکسپیر: «اگر کسی یکبار به تو خیانت کرد، این اشتباه از اوست. اگر کسی دوبار به تو خیانت کرد، این اشتباه از توست!» یهودا بر گونه مسیح بوسه زد «کسی که با من نان خورده است، به من خیانت میکند.» شام آخر با این جمله جاودانه شد. حواریون، مسیح را دوره کردهبودند. «این را به همه شما نمیگویم. من تکتک شما را انتخاب کردهام و خوب میشناسم.» عیسی از چه کسی سخن میگفت؟ حواریون مات و مبهوت به چشمان یکدیگر خیره شدند. «پطروس» به مسیح نزدیک شد: «خداوندا، آن شخص کیست؟» ... و مسیح لقمهای گرفت و در دهان «یهودا» گذاشت: «عجله کن و کار را به پایان برسان!» هیچکس منظور مسیح را نفهمید. پول دست یهودا بود و حواریون تصور کردند عیسی به او دستور داده است که برود خوراک بخرد یا چیزی به فقرا بدهد. یهودا برخاست و در تاریکی شب بیرون رفت. مسیح گفت: «وقت من تمام است. همه جا را دنبال من خواهید گشت اما مرا نخواهید یافت. نخواهید توانست که بهجایی بیایید که من میروم.» پطروس پرسید: «شما کجا میروید؟» - «حال، نمیتوانی با من بیایی ولی بعد به دنبالم خواهی آمد.» - «چرا نمیتوانم حالا بیایم؟ من حتی حاضرم جانم را فدای شما کنم.» - «تو جانت را فدای من میکنی؟ همین امشب پیش از بانگ خروس، سه بار مرا انکار کرده، خواهی گفت که مرا نمیشناسی.» (انجیل یوحنا، باب 13، آیه 38- 18) خارج از شهر، حواریون شام آخر را میخوردند. یهودا از مخفیگاه خارج شد و ساعاتی بعد از آن، کیسهای پر از سکههای نقره در دست داشت. او به علمای قوم یهود قول داد که نهتنها مخفیگاه حواریون، که دقیقاً مسیح را هم برای سربازان رومی شناسایی کند. یهودا سربازان رومی را با خود به محفل مسیح میآورد. تعدادی از حواریون خود را مسیح معرفی میکنند. کدام یک از این جمع مسیح است؟ یهودا پیش میرود و گونه مسیح را میبوسد! المپیاس؛ مادر اغواگر پشت سر مادر «اسکندر» حرف وحدیث فراوان است. میگویند دوران کودکی او در فضایی آکنده از شهوت و خشونت گذشت. آن دوره البته هنوز «فروید» ظهور نکرده بود که اسکندر را بهعنوان یک نمونه قابل مطالعه مورد بررسی قرار دهد. با این همه خیلیها رفتار و میل به جهانگشایی اسکندر را ناشی از همان دوران کودکی و احتمالاً «عقیده ادیپ» میدانند! چه میگفتیم؟ بحث، بحث خیانت بود و حرف و حدیثهای پشت سر مادر اسکندر. به روایتی «المپیاس» - مادر اسکندر- یکی از خائنان سرشناس تاریخ است. در اینکه المپیاس به «فیلیپ» - پدر اسکندر- خیانت میکرد، جای هیچ تردیدی نیست. چگونگی خیانت زنی که تفریحش نوازش مارهای افعی زهرآگین و پیچاندنشان به دور خود بود، البته روایتهای مختلفی دارد. معتبرترین آن ها اینکه المپیاس با یکی از سربازان فیلیپ رابطه داشته است و بهوسیله او، همسرش را به قتل رسانده. احتمال دیگر هم اینکه او یکی از کسانی بوده که در توطئه قتل فیلیپ نقش داشتهاند. هرچه که باشد، المپیاس با رفتار اغواگرانه - به قول امروزیها اروتیک- و از طرفی خیانتش به فیلیپ، نقش پررنگی در زندگی اسکندر داشت. او هم عامل اصلی به قدرت رسیدن اسکندر بود و هم با احاطه کامل بر افکار پسرش او را تبدیل به چهرهای تاریخی کرد. گرچه المپیاس خود هم یکی از زنان پرماجرای تاریخ است؛ همسر پادشاه مقدونیه، یکی از خیانتکاران سرشناس جهان. خیانت به ناپلئون، خیانت ناپلئون «ناپلئون» شما را یاد چه چیزی میاندازد؟ بله، او در نهایت محکوم به خیانت شد و در تبعید درگذشت. حالا اما فراتر از کلیگوییهای تاریخ، کمی هم وارد جزئیات میشویم. از رابطه ناپلئون با «ژوزفین» - همسر اولش- چیزی شنیدهاید؟ مثل تمام زوجهایی که فکر میکنند تافته جدابافته از دیگرانند، آن ها هم تصور میکردند هیچکس مثل آن ها عاشق نیست. البته در اینکه ناپلئون و ژوزفین روزهای عاشقانهای را با هم سپری کردند جای هیچ تردیدی نیست. مسأله اما این است که هر عشقی تاریخ مصرف دارد. پس روزهای دیگری هم از راه رسید. حالا به این موضوع فکر کنید که وقتی ناپلئون از نبرد بازگشت و با خیانت ژوزفین مواجه شد، چه گفت؟ احتمالاً این یکی از جملههای تاریخی درباره خیانت است: «خدای من! پس از مدتها یک دغدغه شخصی!» از ناپلئون چه انتظاری داشتید؟ او مرد جنگ بود و لابد انتظار نداشتید که به همین سادگی شکست را بپذیرد. به هر حال این اتفاق مقدمهای برای پایان عشق رویایی ناپلئون و ژوزفین بود. گرچه عدهای از مورخان هم خیانت را فقط بهانه میدانند و میگویند امپراتور فرانسه در اوج قدرت از همسرش خسته شده بود. به هر حال ناپلئون دیگر علاقهای به ژوزفین نداشت و چشمهایش دنبال دختر پادشاه اتریش بود. در تأیید اینکه ناپلئون هم خود تمایلی به خیانت داشت همین جمله از او بس که: «این چه قانونی است که مردها را وادار میکند تنها یک همسر داشته باشند؟» مشکل ناپلئون اما این بود که کلیسای کاتولیک سدی محکم برابر طلاق او از ژوزفین بود. او به پاپ متوسل شد تا بلکه فتوای طلاق دهد. پاپ اما به هیچقیمتی حاضر نشد قوانین را زیر پا بگذارد. این بود که ناپلئون دست به اقدامی بیسابقه زد. او به سنای فرانسه رفت و مشکلش را با سناتورها درمیان گذاشت. ناپلئون از آن ها خواست برای آزاد کردن او از این قید که نوعی حمایت از اصل آزادی است رای به طلاق ژوزفین بدهند. در نهایت سناتورها با وجودی که میدانستند این اقدام خلاف آموزشهای کلیسا است، از ترس جان یا نان یا هر چه، رأی به طلاق ژوزفین دادند. به این ترتیب امپراتور فرانسه تبدیل به یکی از چهرههای برجسته تاریخ شد که هم خیانت دیدهاند و هم خیانت کردهاند. به هر حال ناپلئون مرد بزرگی بود، نبود؟! تراژدی ویکتور و آدل «آدل فوشر» سبزه بود. او موهای مشکی داشت و ابروانی کمانی. «آدل» در 16 سالگی زیبا و جذاب بود. او اولین عشق «ویکتور هوگو» بود. ویکتور و آدل همدیگر را از بچگی میشناختند. دو خانواده فوشر و هوگو با هم صمیمی بودند و بچههایشان با هم بزرگ شدند. آدل تنها کسی بود که ویکتور عاشقانه تحسینش میکرد. ویکتور هوگو از همه کس و همه چیز داستان ساخت اما خودش شخصیت اول یک تراژدی بود. زندگی عاشقانه ویکتور از نوجوانی آغاز شد. او عاشق آدل، دختر همسایهشان بود. مادر ویکتور اما با این رابطه مخالف بود و دختر خانواده فوشر را لایق این عشق نمیدانست. از طرفی پدر آدل هم ویکتور را موجودی مغرور، دمدمیمزاج و تنپرور میدانست. پس ویکتور و آدل ناچار شدند به شکل پنهانی این رابطه عاشقانه را ادامه دهند. ویکتور هیچ تردیدی نداشت که این رابطه منجر به ازدواج میشود. او حتی زیر اولین نامه عاشقانهاش را گستاخانه با عنوان «همسر تو» امضا کرد. دو سال بعد، وقتی که تعداد نامههای رد و بدل شده بین آدل و ویکتور به 200 رسید، آن دو بالاخره با هم ازدواج کردند و حاصل این ازدواج 5 فرزند بود. این اما تازه آغاز قصه بود؛ تراژدی ویکتور هوگو. آدل همیشه معتقد بود که هیچ نیست، جز دختری فقیر از طبقه متوسط جامعه. گرچه آدل ظاهر خوبی داشت اما بعدها ثابت شد که عقیده او درباره خودش کم و بیش درست بوده است. آدل سربههوا و کمهوش بود. برای او نبوغ و دستاوردهای ادبی همسرش تنها به خاطر ارزشهای مالی قابل توجه بود. آدل هیچ وقت نفهمید که چرا ویکتور تمام شب را بیدار میماند و مینویسد. عاقبت بعد از 10 سال مادام آدل هوگو مرتکب عملی شد که از آن شخصیت اصلاً بعید نبود. روز عهدشکنی از راه رسید و آدل به همسرش خیانت کرد. «چارلز سنتبوو»، جوانی بود که با ویکتور هوگو کار میکرد. ویکتور او را دوست خود میدانست و به این جوان کمک کرد تا در حوزه شعر به تحقیق و تفحص بپردازد. درست در همین دوران بود که سنتبوو به زندگی آدل هوگو رخنه کرد. آدل به شکل پنهانی با سنتبوو در کلیسا ملاقات میکرد. وجه تکاندهنده قضیه برای ویکتور این بود که روزگاری آدل به یاد ملاقاتهای پنهانی «کوزت و ماریوس»، زیر یک درخت شاهبلوط به ملاقات او میآمد. ویکتور هوگو بابت این خیانت رنج غیرقابل توصیفی را تحمل کرد. او که در ناامیدی دست و پا میزد، تنها نوشت: «من به این عقیده رسیدهام که امکان دارد کسی که مالک تمام عشق من است، دیگر به من علاقه نداشته باشد. او دیگر به من اهمیت نمیدهد. مدرت زیادی است که من دیگر شاد نیستم.» ...و نیچه گریست نظرتان درباره عشق نیچه چیست؟ همان فیلسوفی که میگفت: «به سراغ زنان میروی، تازیانه را فراموش مکن.» کسی نفهمید پشت این جمله نیچه چه حقیقت بزرگی پنهان بود و هنوز هم کسی نفهمیده است. بگذریم، «لوفون سالومه» عشق نیچه بود. عاشق شدن یک فیلسوف احتمالاً باید مکافات داشته باشد، که داشت. نیچه هر کاری کرد که دل سالومه را بهدست بیاورد. حالا استفاده از لفظ «خیانت» برای این دختر روس شاید بیانصافی باشد اما بیوفایی او نیچه را به مرز جنون کشاند. میگویند اگر سالومه به عشق نیچه پاسخ مثبت میداد، شاید زندگانی نیچه به شکل دیگری رقم میخورد. حداقل اینکه از تندی بیانش کاسته میشد. درد نیچه این بود که حتی از طرف دختر مورد علاقهاش هم فهمیده نمیشد. سالومه میگفت: «در مغز نیچه افکار تند و اندیشههای غریب و نامأنوس میلولند که برای عادی زندگی کردن خطرناکند.» پس از این پاسخ به درخواستهای عاشقانه، نیچه در تنهایی مفرط خرد میشود و در پاسخ مینویسد: «خیالبافیهای من به حال شما چه فرقی میکند؟ حتی حقیقتگوییهای من برای شما اهمیتی نداشته است. دلم میخواهد به این فکر کنید که من دیوانهای دچار سردرد هستم که از زور تنهایی به جنون مبتلا شدهام.» نیچه در این مسیر به جایی رسید که روزی یال اسبی پیر و تازیانهخورده را بغل کند، اشک بریزد و دیوانه شود. با این همه، سالومه را بهعنوان بیوفایی دوستداشتنی باید ستایش کنیم. تنها پاسخی مثبت به عشق نیچه کافی بود تا دیگر «ابرمردی» شکل نگیرد و «چنین گفت زرتشت» نوشته نشود. دنیا بدون خیانت شاید خیلی چیزهایی را که حال دارد، دیگر نداشت. این مطلب و خیانتها را دوباره مرور کنید. از بوسه یهودا تا اشکهای نیچه
-
- 5
-
-
آموزش اصطلاحات مفید برای گفتگو به زبان انگلیسی
soheiiil پاسخی برای S.F ارسال کرد در موضوع : Vocabulary
[h=5] Love and Relationships Idioms اصـــــــــــطلاحات عــــــــــــشقولانه 1. To fall for someone عاشق کسی شدن I fell for her in a big way. She's gorgeous! بدجور عاشقش شدم. خیلی خوشگله 2. To find Mr. Right /Miss Right شخص ایده آل (موردعلاقه) Rita is always hoping to find Mr. Right but so far she has not had any luck. ریتا امیدواره که مرد مورد علاقه اش رو پیدا کنه ولی تا الان که نتونسته 3. To patch up a relationship از نو یک رابطه رو ساختن/شروع کردن Jack and Lara believed it was time to patch up their relationship. جک و لارا فکر کردن دیگه وقتش رسیده که رابطشونو از نو شروع کنند 4. To have a crush on someone به کسی چشم داشتم - به کسی علاقه داشتن Paul had a crush on Sophie since first grade. پُل از همون کلاس اول از صوفی خوشش میومد (بهش چشم داشت) 5. To get hitched ازدواج کردن Once you get hitched, you're life will change forever. وقتی ازدواج کنی، زندگیت برای همیشه تغییر میکنه 6. Head over heels علاقه شدید به کسی داشتن- معادل عبارت می میرم برات It's obvious that they're head over heels in love with each other. قشنگ معلومه که واسه هم می میرن 7. To be hung up on someone تو فکر کسی بودن - مدام به کسی فکر کردن Antoinette has been hung up on Mary since yesterday. از دیروز تا حالا آنتوانت همش تو فکره ماری هست 8. To make eyes at someone خوش و بش کردن با کسی Sally spent the whole evening making eyes at Stephen. سالی تمام بعد از ظهر داشت با استفان خوش و بش میکرد 9. To pop the question خواستگاری کردن Marcus was waiting for the right moment to pop the question to Casey. مارکوس منتظر فرصت مناسب بود تا از کِیسی خواستگاری کنه 10. Those three little words دوستت دارم Brian finally said those three little words to his girlfriend. برایان بلاخره به دوست دخترش گفت که دوسش داره [/h]- 176 پاسخ
-
- 5
-
-
نظرسنجی بهترین کاربر تالار مکانیک- فروردین ماه
soheiiil پاسخی برای M!Zare ارسال کرد در موضوع : مسابقات و گفتگوهای گروه مکانیک
من چرا نیستم؟- 37 پاسخ
-
- 6
-
-
نه ....ضعیفه کشی تو مرام من نیس:دی
- 34 پاسخ
-
- 2
-
-
نظرسنجی بهترین تصاویر مهندسی مکانیک-راند1
soheiiil پاسخی برای pesare irani ارسال کرد در موضوع : مسابقات و گفتگوهای گروه مکانیک
میخواید منم چند تا عکس باحال بذارم؟ در مورد هرکدوم هم مختصر توضیح میدم تا بدونید چین اصلا اینا:هاهاها زنجیر گیربوکس مالتی ترونیک....ده ها پین و بلانک با دقت مونتاژ میشن....اوف:دی جایی که آهن هم مثل موم تو دستانمونه ....پاتیل های حمل مذاب آهن تندیس تراشی مهندسین ساخت و تولید منتهی نه با گچ که با فولاد کی گفته مکانیکیون قریحه هنری ندارن؟ می مور.... فیلم میژن ایمپاسیبل 4 رو دیدید؟ خودروی هیبریدی ساخت شرکت BMW ...- 112 پاسخ
-
- 7
-
