-
تعداد ارسال ها
779 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
تمامی مطالب نوشته شده توسط Cannibal
-
اسم زنشونو جلو جمع میگفتن علیرضا (اسم بزرگترین بچه ) ...
Cannibal پاسخی برای Alireza Hashemi ارسال کرد در موضوع : گفتگوی آزاد
اینکه جلوی جمع به زنم بگم تیمور یا امثالهم اصلا خوب نیست. تو یه جمع خانوادگی که اسمشو صدا میکنم توی یه جمع غریبه هم اگه نخوام اسمشو صدا کنم، راههایی هست که بدون صدا کردن، صداش کنم !!!!!!!- 366 پاسخ
-
- 1
-
-
با این حروف چطور تونستیم دیکته یاد بگیریم؟
Cannibal پاسخی برای sweetest ارسال کرد در موضوع : گفتگوی خودمانی
معلم از کجا فهمیده این کلمه چیه که غلط گرفته؟؟؟؟؟ چون تونسته کلمه رو بخونه. بنابراین کودک کار خودشو کرده. و لایق صفر نیست..... -
بسیار زیبا نوشتی...
-
تصویر خودروی ایت الله جنتی
Cannibal پاسخی برای mohammad.khoshnood ارسال کرد در موضوع : بایگانی آتلیه عکاسی
خب آیا وقتی رئیس جمهور گینه میاد و ما با بنز جابجاش میکنیم، دلیل میشه که بنز برای اونه؟؟؟- 4 پاسخ
-
- 2
-
-
بچه بودی دوست داشتی چی کاره بشی که الان مهندس؟
Cannibal پاسخی برای ماتینا ارسال کرد در موضوع : گفتگوی خودمانی
من دوست داشتم مخترع بشم...... بقیه میگن داری میشی. -
تا حالا شده کسی با اسم شما مشکل داشته باشه؟
Cannibal پاسخی برای shahdokht.parsa ارسال کرد در موضوع : گفتگوی آزاد
از اسم خودم خوشم نمیاد چون اولا عربیه و ثانیا طولانیه ولی شدیدا تکه. کلا دختری که اسمش مشتقی از "دخت"ـه لسمش خیلی قشنگه. ژینا یعنی چی؟؟ آناهیتا اسم قشنگیه و در ایجاز هم میشه آنا !!! اسمهای دیگه: عطیه سارا ندا (دیگه اصلا نمیاد) اگه خوشت نیومد میتونی از اسامی نظیر مهین تاج یا خیرالنسا یا امثالهم استفاده کنی. اسامی ایهام دار مثل نصرت و فرخ هم خوبن.- 46 پاسخ
-
- 5
-
-
همسر یکی از آشناها تازه فارغ شده. برای بار دوم. ************************ از نظر من آدم تا وقتی که مطمئن نیست میتونه آینده ی فرزندشو تامین کنه، نباید بچه دار بشه. در زمانهای قدیم 10 تا 10 تا میاوردن و نصفشونم تو راه تلف میکردن و اصلا هم گویا براشون مهم نبود. پدر و مادر با آوردن فرزند،درواقع اونو وارد بازی ای کردن که مطمئن نیستن خودش میخواد یا نه. در بزرگی اگر هر اتفاق ناخوشایندی برای کودک گذشته بیافتد، مطمئنا اگر بدنیا نمیامد، این اتفاقات هم نمیافتاد.(راجع به مسائل بزرگتری نسبت به تصادف یا قطع نخاع و یا ... صحبت میکنم) اگر دنیا (حداقل ایران) اینگونه نبود، مطمئنا نظر من هم اینگونه نبود ولی وقتی من نسبت به آینده ی خودم شک دارم، چرا باید در آینده ی مشکوک خودم یکی دیگه رو هم وارد بازی کنم که بعدش هم معلوم نباشه من قراره تا کی بالای سرش باشم یا آیا این یک دانشمند پولدار میشه یا یک معتاد جوبی!!!!! حتی اگر آینده ی کودکم را از لحاظ مالی تامین کنم نمیتونم %100 اطمینان بدهم که او را به بهترین نحو تربیت میکنم تا یک هرزه یا یک قاتل نشود. در هر صورت فی الحال با بچه آوردن موافق نیستم(با بچه داشتن ولی موافقم)و مطمئنا این اعتقاد من اعتقاد 100% درستی نیست....
- 77 پاسخ
-
- 3
-
-
اشتباه تایپی داشتم.منطورم دلکندن از هیچ چیز....ثانیا وقتی قرار باشه بمیرم خب مسلما مهم نیست که موبایلمو با خودم نمیبرم...
-
یاد فیلم اره افتادم.
- 53 پاسخ
-
- 1
-
-
فکر نمیکنم هیچ چیزی بیشتر از از دست دادن یه نفر اذیتم کنه.
-
باز امشب در اوووووووج آسمانم.(خدا کنه نخوره به پر و بالم)
-
پسر داییم برای خرید ایرانسش تعبیری زیبا داشت: «تالیا بهم زنگ زد و گفت آقا همه رفتن، شما نمیخوای بری؟»
-
10.000 سال قبل از میلاد. خوشم اومد. راجع به یه مرد قبیله ای بود که در حمله ی یه قبیله ی بزرگتر معشوقشو از دست میده و ...
- 3176 پاسخ
-
- 2
-
-
- فیلم
- لیست فیلم های هالیوودی
- (و 5 مورد دیگر)
-
با ترول ها بحث نکنید چون به معنی پیروزی آن ها است
Cannibal پاسخی برای eder ارسال کرد در موضوع : گفتگوی آزاد
حضور پرشور ترول ها در ریج کامیکس(Rage Comics) خیلی پر رنگه نمونه ای از ریج کامیکس: کلا ریج کامیکس بیشتر به نمایش اتفاقات مشترک که مایه ی عصبانیته میپردازه.- 21 پاسخ
-
- 9
-
-
امشب بدترین شب سال نویی بود که یکی میتونست داشته باشه......
-
لطفا، لطفا، لطفا، ماهی قرمز نخرید!!!
Cannibal پاسخی برای Cannibal ارسال کرد در موضوع : گفتگوی خودمانی
آکواریوم خیلی ذوست دارم ولی حیف ندارم. مگرنه با خرید این ماهی ها مشکلی ندارم. -
تحلیل شخصیت شماره 77 ............ .s.f.......
Cannibal پاسخی برای S.F ارسال کرد در موضوع : تحلیل شخصیت کاربران انجمن نواندیشان
از همون اول که اومدم تو انجمن(برای قضیه ی اون طراحی کذایی) با شما آشنا شدم و فهمیدم واقعا مکانیک بلدید. بعد از اون هم رابطمون دوستانه تر شد و دیدم که اهل طبیعت و کوه و کمر هم هستید. بسیار هم با ادب و منطقی. خوشتیپ هم هستید. بازم تکرار میکنم ایشالا به تور هم بخوریم.- 76 پاسخ
-
- 7
-
-
چند سالی است که حامیان حقوق حیوانات برای حذف ماهی قرمز از سفره هفت سین و جلوگیری از زایش و سپس مرگ این موجودات زیبا در فضای مجازی دست به کار شده اند . تجربه ای که سال به سال موفق تر بوده. امسال هم با شروع خریدهای نوروزی و آمدن ماهی قرمز به درب مغازه ها حامیان حیوانات برای جلوگیری از تجارت مرگبار این موجود زیبا که اتفاقا هیچ جایگاهی در فرهنگ نوروز ایرانی ندارد دست به کار شده اند تا در جهت تحریم خرید ماهی قرمز فرهنگ سازی کنند. تجارت ماهی قرمز مدتهاست که در دوره زمانی ۱۵ اسفند تا ۱۵ فروردین شکل میگیرد تجارتی که محصول آن هیچ ریشهای در تاریخ باستانی عید نوروز ندارد. ۸۰ سال پیش به همراه ورود چای به ایران ماهی قرمز نیز که سمبل عید چینی است به سفرههای هفتسین مراسم عید نوروز ما وارد شد غافل از اینکه در عید چینی ماهی قرمز را رها میکنند تا زندگی جریان یابد و ما ماهی قرمز را اسیر تنگ بلورین میکنیم تا همزمان با رشد سبزههای سفرههایمان و باروری زمین هر روز او را به مرگ نزدیک و نزدیکتر کنیم. جالب است بدانید در هیچ کدام از مراسم سنتیمان در مورد نوروز ماهی قرمز جایگاهی ندارد. در میان رسوم زرتشتی در سفره عید انار به نشانه باروری و عشق و یا سیب سرخ درون ظرف آب مقدس رها میشود تا عشق و باروری همچنان پاینده بماند. اگر ایرانیها میدانستند که ماهی قرمز هیچ ریشه تاریخی در سفره هفتسین ندارد به جای پرداخت برای خرید و قتل ماهیهای قرمز به بهانه عید، سیب قرمز یا انار را در آب رها میکردند که ریشه در تاریخ این دیار دارد. هر سال ایام عید ۵ میلیون قطعه ماهی میمیرند. ۵ میلیون قطعه ماهی قرمز به خاطر رنگ و لعاب سفره هفتسین، به خاطر هیچ. و عجیب نیست اگر بدانیم در صورتیکه ایرانیها از خرید ماهی قرمز منصرف شوند این تجارت سیاه روزی پایان خواهد یافت. عجیب نیست اگر باور کنیم سیب سرخ یا انار همان سرخی هفتسین ایرانیست که ریشه در تاریخ چند هزار ساله سنت ما دارد. عجیب نیست اگر تابلوی معروف هفتسین کمالالملک را در کاخ گلستان به تماشا بنشینیم و ببینیم که او نیز ماهی قرمز را میان سفره هفتسینش طراحی و نقاشی نکرده است. ماهی قرمز که از نماد های سال نو چینیست چند دهه است که در خوان نوروزی ایرانیان هم جای خود را باز کرده .ماهی هایی که خوشبخت ترین آنها تنها شاید تا پایان ۱۳ بدر عمر کنند..ماهی هایی که به غلط و به نظر برخی از زمان قاجار وارد سفره هفت سین شده . دلیلش ؟عده ای میگویند چون نام عربی آن(سمک)با (س) شروع میشود احتمالا به عنوان سینی جدید وارد هفت سین سنتی شده. در مورد نمادش هم در بیشتر منابع بحث است. برخی آن را نماد حوت و برخی نماد زندگی خوانده اند. زندگی که به واسطه از دست رفتن جان یک موجود زنده به دست می آید. همه ساله از اواخر بهمن ماه تشت های ماهی قرمز در تمام خیابانها به چشم میخورد. گلفروشی ها میوه فروشی ها اکواریومی ها و حتی دیگر شغل ها گویی در مورد فروش ماهی قرمز بهشان وحی شده . فروشنده هایی که حتی معنای ماهی قرمز را بر سر سفره نمی دانند . این بی اطلاعی از فلسفه ماهی قرمز(که به جرات میتوان گفت هیچ فلسفه ای در فرهنگ ایرانی ندارد) تنها مخصوص فروشنده ها نیست شاید بیش از ۹۰ درصد مردمی که ماهی میخرند هم نمی دانند ماهی قرمز عید نماد چیست! اغلب این ماهی ها وسیله ای برای سرگرمی و بازی بچه ها میشوند. و تنها یکی دو روز دوام می اورند. تجارت ماهی قرمز همه ساله میلیون ها ماهی بیگناه را به کام مرگ میکشد.سنتی که با نوروز که جشن زایش طبیعت است در تضاد است . یک تنگ کوچک هر چقدر هم بزرگ باشد باز کوچک است! (خواهشا دوستانتون رو هم شریک این ماجرا بکنید)
- 11 پاسخ
-
- 11
-
-
امروز جلوی همه بور شدم. کاشکی به امشب نمیرسیدم.
-
تصویری:خانم ها در 4 مرحله زیبا شوید
Cannibal پاسخی برای hamid_shahrsaz ارسال کرد در موضوع : بخش بانوان
خب خود مدله هم خوب چیزیه.....- 1 پاسخ
-
- 3
-
-
شما صاحب 4 میلیارد تومن پول شدید!!!!!!!!!!!!
Cannibal پاسخی برای شــاروک ارسال کرد در موضوع : گفتگوی آزاد
باهاش تجارت راه مینداختم. اگه میرسید، یه هتل میزدم. اگه به هتل نمیرسید چندتا رستوران خفت و کافی شاپ. و بعلاوه ی چند تا قهوه خونه. بعد با سودش هر کاری دلم خواست تا آخر عمرم میکنم و همینطور بچه هام و بچه هاشون....- 18 پاسخ
-
- 4
-
-
امشب یه دفه حال داداش کوچیکم بد شد.خیلی بد. بردنش درمونگاه. دعاش کنید.
-
نقد و بررسی وژدان داری (وجدان)؟عذابت داده نامرد....خاطرات وجدانی
Cannibal پاسخی برای Alireza Hashemi ارسال کرد در موضوع : گفتگوی آزاد
عذاب وجدانهای موضعی داشتم که بعد از چند روز تموم شه ولی کلا چون بچه ی شری بودم، تو یه دوره ی بلند از دوم تا چهارم دبستان، کلا عذاب وجدان داشتم. دپ دپ بودم. دوست داشتم نباشم. حتی غذا نمیتونستم بخورم. وضعم طوری بود که وقتی مادرم رو میدیدم بحالش گریه میکردم که فکر میکنه چه پسر گلی داره. مهمونی برام معنی نداشت. شده بودم مثل یه تیکه لاشه که هر جا میبرنش به یه جا خیره میشه و اصلا کاری به کار کسی نداره. بطوری که بعضی وقت ها مادرم از دستم عصبانی میشد و میگفت، رفتیم فلان جا؛ نری یه گوشه کز کنی. تو همین شرایط(عذاب وجدان و به تبعش افسردگی) بودم که مادر مادربزرگم(که من وابستگی خاصی بهش داشتم) و پدر بزرگم() فوت کردند. نابود شدم. تلخ ترین دوران عمرم بود. تا این که با مادرم صحبت کردم. امیدوارم بتونید درک کنید که همه ی اینا برای یه پسر بچه ی دبستانی، چقدر سخته. الانم یادگاری که از اون موقع برام مونده، کم حرفیمه(طوریکه هنوزم بعضی اوقات دعوام میکنن) -
خدا که خودش همه چی رو میبینه! من دعا میکنم که هرچی بهتره، همون بشه.
- 45 پاسخ
-
- 6
-
