-
تعداد ارسال ها
5294 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
تمامی مطالب نوشته شده توسط S.F
-
دقیقا منم همینا رو میگم. خوب ب نظرت چ باید کرد؟ "عمل" ن "حرف" لطفا در بعد کلان نگاه نکن. در همین بعد "من" نگاه کن. بعد "کوچک"
- 19 پاسخ
-
- 3
-
-
متاسفانه خیلی کار سختیه. حداقل برای من. نمی تونم مرز واقع گرا بودن و امیدوار بودن رو تشخیص بدم! مثلا، ب ی چیز امیدوار باشیم (حتی با رعایت شش مرحله) ممکن ه ب جواب نرسیم. بعد دچار گرفتاری های روانی میشیم. نمیشیم؟ ضمن اینکه چطور میشه در عین واقع گرایی، خیلی هم تو دنیای خیالی زندگی نکنیم؟ ابته من امید رو در بازه های کوچک زمانی درک میکنم، مثلا درحال رفتن ب جایی هستم؛ امیدوارم اون نفر باشه. اما نمی تونم امید رو در بازه های بزرگتر، مثلا برای 1 سال آینده امید داشته باشم ک مثلا 10 کیلو وزن کم یا زیاد کنم
- 25 پاسخ
-
- 4
-
-
سوالات مربوط به زبان انگلیسی خود را در اینجا مطرح کنید
S.F پاسخی برای Turtoise ارسال کرد در موضوع : زبان انگلیسی
poor performance may occur while variable thickness blades have been employed. من ویک/پور برای پرفورمنس بیشتر شنیدم پره ضخامت متغیر، چ جور پره ای مهندس؟ اگ اسم خاص داره، حتما و حتما اسم خاص شناخته شده اش رو بنویس- 419 پاسخ
-
- 1
-
-
درود [Hidden Content] این لینک قابل دانلود نیست؟ موارد تو این پست چطور؟ #6
- 36 پاسخ
-
- 2
-
-
- مهندسی اپتیک،zemax
- نور در سالیدورکس
-
(و 2 مورد دیگر)
برچسب زده شده با :
-
اگ تا حدودی من رو نمیشناختید؛ قابل درک تر بود این "سوتفاهم" من ب کسی جسارت نکردم فقط برای اینکه مثالی مشهود بزنم، "ترامپ"رو گفتم. منظورم این نبود ک "علوم سیاسی" یا هر گزارش علمی، تحلیلی دیگه چیپه ک. بیایید بحث رو مرور کنیم: موضوع تاپیک، یک موضوع کلی هست. نظر من ب صورت یک فرم استرانگ درباره موضوع رو ک گفتم. بعد "پیشنهاد" دادم روی موضوعاتی ک"دست ماست" بحث کنیم. و یکی دو تا مثال دم دستی از "موضوعاتی ک دست ما نیست" زدم. هرچند با شناختی ک دارم، بعید می دونستم اسیر"قضاوت" شده باشید و ب نظرم میرسه "مخاطب، من نوعی باشه". البته ک نه من از زندگی شما خبر دارم ن شما از زندگی من. خوشحال میشم شما هم ب عنوان یک فرد "فرهیخته" تو بحث شرکت کنید. همینجا چندین مورد هست، ک میشه بهش پرداخت. ک البته بالاتر اشاره کردم. و شما هم ب زبان متفاوت تر مطرح کردین. هرم نیازهای مالزو! تا زمانی ک گرفتارنیازهای اولیه زندگی هستیم، نمی تونیم تو حوزه های خود شکوفایی (فلسفه و امثالهم، من حقیقتا معنی عرفان رو درک نمیکنم!) فعالیت کنیم و بهتره سیستم آموزشی و نفرات جامعه ب فکر همون قسمت های پایین هرم باشند.(این هم موازی حرفهای پست بالاست؛ هم موازی پست شما) حتی ی شعر قشنگ هست این البته مفهومش اینکه کمی هرم رو با شیب بیشتر در نظر بگیریم. بنا ب همه این موارد، تصور میکنم قلم من مبهم بوده.
- 19 پاسخ
-
- 3
-
-
.:. گاه نوشـــــته های نواندیشـــــانی ها .:.
S.F پاسخی برای - Nahal - ارسال کرد در موضوع : گاه نوشته های نواندیشی ها
آن ده، ک آن بِه و مسپار ب کِه و مِه وقتی عصبانیت، بهتر سکوت کنیم. نه بقیه ب ما بدهکار ان؛ ن ما ب بقیه بدهکاریم البته این رو همه میدونن، ولی عده بسیار کمی بهش عمل میکنن. اکثر ما، اول اینکه ب خاطر هیچ و پوچ (دنیا همه هیچ و کار دنیا همه هیچ ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ ) (حتی علمی هم می شه اثبات کرد) عصبانی میشیم و بعد از اون تک تک اطرافیانمون رو از خودون آرزده میکنیم... کاش همیشه یادمون باشه، ممکن فردا بمیرم؛ یا کسی ک دارم باهاش حرف میزنم ممکنه بمیره. اندکی عمل... -
ب نظرم کشور رو هم چون ب نوعی مجموعه از از ادمهاست باید با همون هرم نیاز مقایسه کرد. رشته هایی مثل فلسفه در راس هم هستن و بعد مدیریت ها و غیره. اینها هم نیازهستن. میگم بیایید از موضوعاتی حرف بزنیم ک دست ماست و برامون مفیده. از همین انجمن بگیر تا هزارجای دیگ، میبینم این روزا دوستانی درباره ترامپ حرف میزنن. ی نگاهی ب جامعه بکنید ما ب قهقری داریم میریم. ساعتها وقت، انرژی، تفکر صرف چ میشه؟؟ تحلیل بازار؟ تحلیل سیاست؟ چ بگم. تو این بخش کم مشکل نداریم. بخش "سرمایه انسانی" ک خوب البته، متاسفانه این برگرفته از "فرهنگ" ماست. در حقیقت بر گرفته از "شخصیت" ماست. برگدم ب حرف اول خودم، مترادف با موضوع تاپیک؛ میشه درباره جنبه هایی ش حرف زد ک دست من و شمای نوعی است.
- 19 پاسخ
-
- 5
-
-
کجای جمله ام نوشتم توجه به علوم مهندسی و محدود کردن علوم انسانی؟ شاید بد نوشتم! فهوا کلام من این بوده ک شاخه هایی هستن که زیاد قابل ازمایش نیستن، مانند فلسفه! انصافا و به حق، نمیشه این رو جز رشته های میانی دونست. اما رشته هایی هستن، مانند مدیریت ها، این گروه رو باید در شاخه میانی، مهندسی-انسانی جای داد. و رشته مهندسی، واقعیت اینکه تو دانشگاه اگرررررررررر نیرو مهندسی ب خوبی اموزش ببینه؛ در بهترین حالت ما یک دانشمند داریم نه مهندس:icon_pf (34): دانشمند بودن بد نیست؛ اما مهندسی کاربردی ه. کار کردن با استانداردها، حتی ی درس یک واحدی هم نداره!!!! بعد بازار کار انتظار داره ک مهندس بتونه کار کنه و بشناسه. خیلی موارد هست. ک خارج از حوزه اختیارات ماست و بحث کردن درباره شون اتلاف وقت ه. مثل همین نظر من درباره 3 گروه کردن اموزش ها. بهتر نیست، ب جاش ب "دانشجو" بپردازیم؟ این ک "دانشجو" چگونه باید باشد. جدا ازینکه آقا امکانات نیست. ماهم چاره ای نداریم و غیره. به نظر من چیزی ک ما"دانشجوها" نداریم. روحیه "جنگده بودن" و زود تسلیم نشدن ه. البته موارد دیگه هم هست. ولی فکرکنم جز من و شما کسی تو این سایت زیاد متمایل به این بحث ها نشه. این بحث ها مال قسمت بالاتر هرم مالزو هست.( هرچند من هم مثل بقیه گرفتار همون نیازهای اولیه هستم...)
- 19 پاسخ
-
- 6
-
-
درود سوالتون گویا نیست. اول اینکه، چرا این تالار؟ منظورتون واکنش های شیمیایی حین پروسه است؟ پوشش به روش شیمیایی، امروزه صنعتی شده است و خیلی کارها رو باهاش انجام میدن. کلیت کار هم چ تو مدل پی وی دی چ مدل سی وی دی برپایه تبخیر فلز و نشوندن اون ماده روی متریال مورد نظر هست. حالا این وسط یک سری تکنولوژی برای هدایت بهتر تبخیرفلزی، ب کار میره ک متناسب با اونها ممکنه اسم ها کمی عوض بشن. دانشگاه تهران، تا جایی ک من دیدم، ازمایشگاه ممز دانشکده برق ی ازمایشگاه نسبتا خوب داره.
- 2 پاسخ
-
- 2
-
-
تاپیک خوبیه. مراحلی که گفتید هم خیلی کامل هستن. متشکرم خیلی باید حواسمون ب خرافات باشه. متاسفانه یا خوشبختانه من این "قانون جذب" رو اون طور ک ب نظر میاد قبول ندارم. من ب چیزی ورای مفاهیم "نظم" و "تلاش" اعتقاد ندارم! البته مواردی ک گفتید با مواردی که گاها تو فیلمها مطرح میشه یا تبلیغ کتابها متفاوته. در زندگی من علی رغم تلاشهای و نظمی ک می چینم رخدادهایی خارج از کنترل من هم اتفاق می افته، باید همیشه ضمن حفظ "واقع گرایی" و زندگی در "واقعیت" و نه "ارزوها" مثبت اندیش باشم. خیلی مفاهیم بهم تنیده ای هستن. اما یک هشدار جدی در حوزه روانشناسی مطرح هست "تنبلی" "افسردگی" "کاهش عزت نفس" تبعات منفی هستن ک ممکن ه برای افرادی پیش بیاد ک خارج از دنیای واقعی زندگی میکنن. ب شما کتاب" میلیونر آنی" مارک فیشر رو پیشنهاد میکنم. بسیار جالب هست ک عنوان "دولتمند"ترجمه شده و تفاوت با "پولدار" ب خوبی مشهود هست.
- 25 پاسخ
-
- 6
-
-
چ دنیای خوشگلی در وادی حیرت ب سان گم کرده راهان سر ازین چادر ب ان چادر میکنم. خداییییش روحم بس شاد و خنده های زیبایی بر اندرون دلم نشست مجددا سر از چادر ها در اورده و در وادی بی منزلگه حیرت، قدم بر ابهامات خویشتن می نهم شاد روان باشید
- 27 پاسخ
-
- 1
-
-
سوالات مربوط به زبان انگلیسی خود را در اینجا مطرح کنید
S.F پاسخی برای Turtoise ارسال کرد در موضوع : زبان انگلیسی
قطعا آر میخاد حاصل عجله همیشه نقصان میشه :icon_pf (34): البته مواردی ک میگم صرفا پیشنهاد هست. اگر جایی روحس کردید اشتباه هست؛ حتما هست. مشابه همین "آر" در مورد "اپون" هم،حق با شماست ممممم. "ترو" شاید بهترش کنه.- 419 پاسخ
-
- 2
-
-
چقدر سوال خوب دلایل درس خوندن، گاها اونقدرا ساده نیست، چ اینکه کلا دلایل رفتار انسان به خاطر ناپایداری "خود آکاه" زیاد قابل استناد نیس! ب هر صورت، یک سری کارهای اماری شده. خاطرم هست یک مقاله بود ک مثلا بررسی کرده بود و دو فاکتور "علاقه" و "نیاز برای کسب کار" رو مقایسه کرده بود ب طوری ک متغیر میدان ش. بحث سن بود. تو سن 35 تا 40 زده بود برابری درصدی بین علاقه و نیاز. و بالای اون علاقه پیشی گرفته بود و خوب مسلم ه ک زیر 35 هم کلا نیاز برای کار بالاتر و موثر تر معرفی شده بود. حالا اینکه تو جامعه ما مشکل هست یا نه خیلی طولانی تره. مثلا اینکه واقعا هدف چاپ مقالات تو گروه های مهندسی، واقعا نواوری و ایده و اینا نیست؛ ک اگر اینطور بود. قابلیت استراتزکی رقابتی شون رو تو مقالات نمی اوردن. حرف من اینکه ما نیاز داریم بین دنیای اکادمیک برای رشته های مهندسی و علوم انسانی، توفیق بزاریم. و علوم انسانی رو هم باید محدود تر کنیم. الان هر چ مهندسی نباشه علوم انسانی ه! بحث خیلی زیاده و شاخه شاخه. البته چ نتیجه ای بگیریم و چ نگیریمش هم خودش محل اعراب هست ک اصلا ماهیت این بحث الزامی هست یا نه!
- 19 پاسخ
-
- 7
-
-
سوالات مربوط به زبان انگلیسی خود را در اینجا مطرح کنید
S.F پاسخی برای Turtoise ارسال کرد در موضوع : زبان انگلیسی
symmetrical blades employed in order to keep the tangential force (Fu) upon blade این فعلا برا متن. برا اشتباهات جمله شما. ب نظرم چند تا اشتباه داره. الان تمرکز و فرصت کافی ندارم. مجدد برمیگردم.- 419 پاسخ
-
- 2
-
-
سوالات مربوط به زبان انگلیسی خود را در اینجا مطرح کنید
S.F پاسخی برای Turtoise ارسال کرد در موضوع : زبان انگلیسی
چی میخاستید بگید؟ مممم. من خودم خوشم نمیاد اب قاطی نوشتار کنم (هجو) ولی معمولا تو متنهای اکادمیک(مقالات و گاها کتابها) این تیپ موارد زیاده. فی المثل: کامپوتر تگنولوزی به جای نرم افزار-سخت افزار.- 419 پاسخ
-
- 2
-
-
سوالات مربوط به زبان انگلیسی خود را در اینجا مطرح کنید
S.F پاسخی برای Turtoise ارسال کرد در موضوع : زبان انگلیسی
through هم میشد. بله. الانگ هم ب نظر من درست میاد.- 419 پاسخ
-
- 1
-
-
تحليل شخصيت sefid barfi عزيز... شماره 35
S.F پاسخی برای Matin H-d ارسال کرد در موضوع : تحلیل شخصیت کاربران انجمن نواندیشان
nv,n درود برخورد زیادی نداشتم. اما تصور من اینکه شما هم اون مرحله دگرسان گرایی رو گذروندی و اگر خودت رو با 5 س گذشته مقایسه کنی، می بینی گویا اصلا طرز نگاهت ب زندگی متحول شده. تحول همیشه خوب نیست. و خوب معناهای مختلف داره. اما انچه ک معمولا ما "تحول" می نمامیم. حداقل از نظر خودمون احتمالا خوب بوده و هست. پس مبارک باشد شاد و پاینده باشی.- 171 پاسخ
-
- 4
-
-
nv درود0 ن انچنان شناخت دارم ک قلم بر نقد برقصانم! ن انچه شناخت دارم ک از انچه ب تصور، خوبی می دانم؛ بگویم اما برای خالی نبودن، برگه: ب نظر میاد، دوران پر تلاطم رو در نقطه اکسترمم پشت سرگذاشتی. مابقی، تنها ب خاطر اختشاشات سیستمه ک گاهی مخرج کسر رو مخدوش میکنه. اونم خدا پدر مادر لاپلاس رو بیامرزه ک این روزها، ب لطف کاوش های نتی و توانمندی شخصی گویا در حال بررسی هست. ن افراط ن تفریط، بازه زیبا و دلنشین جوبهای حالت پایدار( ک خدا میداند چقدر دوستشان دارم:icon_razz:) با فرض سادگی؛ تابعیت کلی شخصیتت تو ذهن من ه. سلامت و پاینده باشی مهندس. یا بهتر بگم دکتر
- 12 پاسخ
-
- 3
-
-
سوالات مربوط به زبان انگلیسی خود را در اینجا مطرح کنید
S.F پاسخی برای Turtoise ارسال کرد در موضوع : زبان انگلیسی
as much as "A" اون "ا" اخر اضافی ه دیگه. بعد چون دو تا انگکریس داشت. یکی اش کردم. at most opp. at least حداکثر و حداقل اینا میشن. این ک نوشتم فک کنم بهتره. through the optimization of the duct geometry, maximum increasing percentage of power and turbine efficiency will b ....and .... ,respectively.- 419 پاسخ
-
- 3
-
-
ممم. خوب اصلا ایا اسطوره داشتن درسته؟ آیا مثلا اینکه من در ایران به دنیا اومدم باید طرفدار تیم ملی ایران باشم، رفتار منطقی و عادلانه ای هست؟ ب قول دوبلی، اگر من 500 کیلومتر اون ور تر تو کشور همسایه ب دنیا می یومدم الان باید طرفدار ی تیم دیگه میشدم؟ البته یکم شدیده(وخودم میدونم اما چاره ای ندارم) باید ب قول مهدی ک ی مدت گیر داده بود"ایده لوژی منفور ااست" بگم "مرگ بر اسطوره":icon_pf (34): چون گویا ما خاصیتا، چیزی جز نیازهای متحرکی ک فقط ب افراط رفتار میکنیم و عتدالی نداریم نیستیم.
- 4 پاسخ
-
- 3
-
-
الان موضوع بحث اخلاق کاربردی در حوزه پژوهش ه؟ جدا از اینکه اصلا ماهیت دزدی ادبی، با تقلب، داده سازی، داده اشتباه، استفاده از داده دیگران و چند مفهوم دیگه باهم توفیق دارن. در ابتدا پذیرش در یک ازمایشگاه، پزوهشکده و یا قبول شدن در مقاطع تصیلات تکمیلی در دانشگاه های خوب دنیا، موظف به مطالعه دقیق و امضا متنی ب نام academic integrity policy و یا نامهای مشابه میشین ک تمام ای موارد رو توضیح و تفسیر میکنه و عواقبش رو میگه. هممممم. خوب دلایلی وجود داره: 1- ضعف شخصیتی( تنبلی، خود کم بینی، مقایسه شدن با دیگران و ...) 2- اجبار به دادن مقاله (دانشجو ی جور مجبوره - استاد ی جور دیگه) 3- هدف: کلا مقاله دادن، هدفی جز الف) کسب موقعیت شغلی. ب) بدست آوردن موقعیت بهتر ج) کسب نمره و امتیاز لازم د) یکی پول بده یکی پول بیگیره نداره 4- ضعف هویتی !!! (با مورد اول توفیق داره) شخصیت منظورم هر فرد هست. اما هویت یابهتره بگم "ملیت" ما ب شدت اسیب دیده. 5-عدم آگاهی کافی !!! 6- عجله و عدم دقت حین نگارش 7- کمبود امکانات آزمایش! مورد دیگه ای ب ذهنم نمیرسه. اما راه حل چیه؟ ی قسمتیش دست من ه پژوهشگره. ولی انصافا ی قسمتیش ک اتفاقا "اثر وزنی" بالایی هم داره دست نظام اموزشی ه. دقیقا نمیدونم با کدوم عضو بدنشون تصمیماتشون رو میگیرن هر چند حدس زدنش سادس! حتی بارها ( 7بار) به " آموزش عال کشور" نامه زدم. از ایمل دانشگاهی. ولی هیچ پاسخی نبوده! چرا؟ خوب معلومه. چون اون عضوی ک تصمیم رو گرفته؛ قابلیت پردازش داده نداره، فقط قبلیت صدور دستور داره... هی میخام از سیستم اموزشی نگم، هی نمیشه.
- 1 پاسخ
-
- 2
-
-
این پست و خیلی پست های دیگه هست ک برمگرده ب موقعی ک من عضو بودم ولی اینا رو نمیخوندم. چ حیف. شاید اون موقع اگر میخوندم مفید می بوده. شاید! از این بگذریم ک گویا(بر اساس شنیده هام) تالار ازاد ی موقعی خیلی خوب موضوعاتی داشته. اما من واقعا متوجه نشدم. نقطه اغاز بحث و پایانش چیا بود؟ میگم متاسفانه ما هم دوره بودیم، ولی من اصلا شناختی از وافن نداشتم و ندارم. بنابراین جمله ک نوشتی، خیلی ابهام داره. حداقل برا من!
- 48 پاسخ
-
- 1
-
-
بازیگر نقش "هری پاتر" گفت: من همجنسگرا هستم.
S.F پاسخی برای just work ارسال کرد در موضوع : گفتگوی آزاد
ی عده همجنس باز ان( تمایلی ب جنس مخالف ندارن) ی عده ترنس هستن. ی عده "بای" هستن. خلاصه اینکه این وسط خیلی پیچیدگی هست. همش ب خاطر این تقابل جسم و فکر ه ک این همه پیچیدگی وحود داره و واقعا نمیشه گفت مشکل صرفا روانی هست یا جسمی. مثلا در بدن مردها و زنها. هر دو هورمون تستسترون و استروژن هست! حالا ی مقدار متعادل ( خدایا. تعادل با تساوی فرق داره. توفیق هست بین عدل و تساوی. بگذریم) حتی با مطالعه فلسفی مفهوم چیزی ب عنوان "عشق" ب این موارد می رسیم گاها. در تخمین های اول کتاب "ضیافت" منسوب ب افلاطون، مطرح میشه ک انسان یکی بوده و بعد نصف شده و در زمین پراکنده شده و چ و چ. حوصلم سر رفت الان تاپیک داره مره سمت اینکه این قضیه خوبه یا بد؟ جدا از اینکه خوبه یا بد. حس میکنم تنها میشن تنهایی اصلا خوب نیست... بیاییم. انسان باشیم. اگر اشتباه میکنه ما کارشناس نیستیم. اگر کار بدی میکنه ما قاضی نیستیم.( البته بحث قضاوت وابسته ب شرایطه . بگذریم. حس نوشتن نیس) از کامنت هاتون لذت میبرم، همین ک این دیدگاه های مختلف وجود دارن. بهترین نوع تکمل رو نوید میده. لطفا نمیرید...( مرگ افکار منظورمه)- 45 پاسخ
-
- 3
-
-
dam‧age 1 S3 W2 / ˈdæmɪdʒ / noun 1 physical harm [ uncountable ] physical harm that is done to something or to a part of someone’s body, so that it is broken or injured damage to damage to property These chemicals have been found to cause serious environmental damage. There may be permanent brain damage. brain . His eyesight suffered irreparable damage. 2 emotional harm [ uncountable ] harm caused to someone’s emotions or mind : The death of a parent can cause long-lasting psychological damage . 3 bad effect [ uncountable ] a bad effect on something damage to The damage to his reputation was considerable. The closure of the factory will cause severe damage to the local economy. damage limitation/control the attempts at political damage control during the scandal 4 damages [ plural ] law money that a court orders someone to pay to someone else as a punishment for harming them or their property → compensation : The court awarded him £15,000 in damages. 5 the damage is done used to say that something bad has happened which makes it impossible to go back to the way things were before it happened : She immediately apologized, but the damage was done. 6 what’s the damage? spoken used humorously to ask how much you have to pay for something COLLOCATIONS verbs do damage Too much sun can do severe damage to your skin. cause damage We surveyed the damage caused by the bomb. suffer/sustain damage formal She has suffered damage to her hearing. repair the damage The cost of repairing the damage could be around £300 million. prevent/avoid damage Young trees need protecting to prevent damage from the wind. ADJECTIVES/NOUN + damage serious/severe The earthquake caused severe damage to a number of buildings. extensive/widespread (= covering a large area ) Because of the size of the bomb, the damage was extensive. permanent/irreparable/irreversible damage (= that cannot be repaired ) By smoking for so long, she may have suffered irreversible damage to her health. minor damage Fortunately, the fire caused only minor damage. physical damage There is considerable evidence that the drug can cause physical damage. structural damage (= to the structure of a building ) The building was checked for structural damage. environmental damage The programme will concentrate on reducing environmental damage and pollution. fire/storm/flood etc damage (= caused by fire, storm, flood etc ) The campsite suffered extensive flood damage. brain/liver/nerve etc damage If you drink a lot of alcohol it can cause liver damage. accidental damage (= caused by an accident ) The insurance covers you for accidental damage to your possessions while you are on holiday. criminal damage (= caused by someone committing a crime ) The boy was charged with criminal damage after setting fire to his girlfriend’s house.
