رفتن به مطلب

mani24

کاربر انجمن
  • تعداد ارسال ها

    8583
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

تمامی مطالب نوشته شده توسط mani24

  1. mani24

    تو یا سیگار؟؟.........سیگار!

    امشب سیگارى را دود کردم که شش سال گوشه ى اتاقم بود و برایم خاطره به همراه داشت… نمیدانم سنگینى از سیگار بود یا شـش سال خاطره…!
  2. اولین روز بارانی را به خاطر داری؟ غافلگیر شدیم چتر نداشتیم خندیدیم دویدیم و به شالاپ شلوپ های گل آلود عشق ورزیدیم. دومین روز بارانی چطور؟ پیش بینی اش را کرده بودی چتر آورده بودی من غافلگیر شدم سعی می کردی من خیس نشوم و شانه سمت چپ تو کاملاً خیس بود سومین روز چطور؟ گفتی سرت درد میکند حوصله نداشتی سرما بخوری چتر را کاملاً بالای سر خودت گرفتی و شانه راست من کاملا خیس شد و چند روز پیش را چطور؟ به خاطر داری؟ که با یک چتر اضافه آمدی و مجبور بودیم برای اینکه پین های چتر توی چش و چالمان نرود دو قدم از هم دورتر برویم فردا دیگر برای قدم زدن نمی آیم. تنها برو! . . . . . .
  3. mani24

    شعـری بـرای تـو...

    کفش هـــای آمدنـــت را یـــادت هسـت ؟؟؟ تنـــد آمـــدی ... بی بــاور آمـــدی ... ندیـــده فهمانـــدی ... شیریـــن آمــــدن را بلــــدی !!! کــــو ...؟؟؟ چـــه فرهــــاد تلخــــی را تجربــــه کــــردم ...
  4. mani24

    شعـری بـرای تـو...

    دیدگـــــــانت را نبنــــــد نگــاهتـــــ را نــدزد تـــــــــو کــــه میدانے آیــه آیـــه ے زنـــدگیـــــمـ از گــــوشه ے چشمـ هــایتـــــ تلاوتــــــ می شــود ...
  5. mani24

    شعـری بـرای تـو...

    در من تمام توست و در تو تمام آنچه دوست میدارم . .
  6. mani24

    تقویم را ورق زده ام ....

    بعضـــی وقتا .... حضــــور یه نفـــر بهت احساس امنیت و آرامش میده احساس زنده بودن و مهم بودن ؛ گاهی بدون اینکه چیزی بگی میفهمه حالتو درکت میکنه .... اونوقت که دلت میخواد محکم بغلش کنی و بهش بگی: دوستت دارم و بخاطر همه چیز ممنـــــــــــــــــــون ..
  7. mani24

    تقویم را ورق زده ام ....

    سالها رفت و هنوز یک نفر نیست بپرسد از من که تو از پنجره ی عشق چه ها می خواهی؟ صبح تا نیمه ی شب منتظری همه جا می نگری گاه با ماه سخن می گویی گاه با رهگذران،خبر گمشده ای می جویی راستی گمشده ات کیست؟ کجاست؟ صدفی در دریا است؟ نوری از روزنه فرداهاست یا خدایی است که از روز ازل ناپیداست...؟ ب
  8. mani24

    تقویم را ورق زده ام ....

    از وقتی تنها شدم معنی خیلی از حرفها رو فهمیدم درد دوری ، حسرت دیدار ، جدایی ، فاصله ، غم وغصه کاش همه اینها معنی دیگه ای داشتن ولی دلتنگی وتنهایی منو با همه اینها آشنا کرد شبها با حسرت دیدار تو خوابیدم همه رویاهای شبهامو با غم دوری تو به صبح رسوندم و بالاخره با تنهایی از خواب بیدار شدم. از تنهایی با همه دوست شدم با فاصله ها و جدایی ها و حسرت ها زندگی کردم اما تنها کسی که به من وفادار موند و تنهام نذاشت، تنها یار تنهاییم ، تنهایی بود♥
  9. mani24

    گلایه های بغض آلـود ...

    بــــــــــــــــه سلامتی همه اونای که پای عشقشون پیر میشن اما سیر نمیشن....
  10. mani24

    گلایه های بغض آلـود ...

    سـرمـایی که بـوده ام همیشهـ ؛ ولـی . . . بیـن خـودمـان بمـانـد سـرمـایی تـر می شـومـ وقتـی ... پـای آغـوش ِ تـو در میـان بـاشـد!!!!
  11. mani24

    گلایه های بغض آلـود ...

    هرگـــز به دیگــران اجازه نده، قلـم خودخواهــی دست بگــیرند، ســـرنوشت را ورق زننــد، خاطــراتت را پـاک کنند و پایـانش بنویســند قســـــمت نبـــــــــود ...!! ئ
  12. [h=2][/h] وفا چیزیست که اموخته ام ...........برای قلبم ...... و در قلبم نهفته ام ..... من اموخته ام ..... عاشقانه زیستن را ...... عاشقانه محبت کردن را ....... عاشقانه خندیدن را ..... عاشقانه گریستن را ...... عاشقانه نوشتن را ...... عاشقانه دیدن را ... و عاشقانه به یاد تو بودن را .........زیرا قلبم از ان توست زندگی من ......
  13. دلم بی تاب که میشود ...........زمین و زمان را به هم میریزد ........ هر روز به دنبال نگاهت به کوچه های انتظار میرود .........فاصله را مایوس میکند و تو را میخواهد ....... اغوشت را .........لمس نگاهت را ....... تو نیز فاصله ها را بردار و دلم را در اغوش بکش .......
  14. چشمانم بی صبرانه تو را میخواهند ............نگاهم پر از اضطراب از نبودنت .....ندیدنت .. ...به دنبال دیدگانت میگردد ...... برگرد ........و سکوت خواهش دلم را .......با فریاد دوستت دارم دلت پاسخ بده ..........و دلتنگی ام را در اغوش بکش ......
  15. دنيا شروع کرده به لنگيدن از روزي که شصتش خبر دار شده دلت نمي خواهد دوستت داشته باشم
  16. این منم در آینه یا تویی برابرم؟ ای ضمیر مشترک ای خود فراترم! در من این غریبه کیست؟؟؟ باورم نمی شود خوب می شناسمت در خودم که بنگرم این تویی خود تویی در پس نقاب من... ای مسیح مهربان زیر نام قیصرم! نقطه نقطه خط به خط صفحه صفحه برگ برگ خط رد پای توست سطرسطر دفترم قوم و خویش من همه از قبیله ی غم اند عشق خواهر من است درد هم برادرم سالها دویده ام از پی خودم ولی تا به خود رسیده ام دیده ام که دیگرم در به در به هر طرف بی نشان و بی هدف گم شده چو کودکی در هوای مادرم از هزار آینه تو به تو گذشته ام می روم که خویش را با خودم بیاورم با خودم چه کرده ام؟؟؟ من چگونه گم شدم؟؟؟ باز می رسم به خود از خودم که بگذرم..... دیگران اگر که خوب یا خدا نکرده بد خوب من چه کرده ام؟؟؟ شاعرم که شاعرم! راستی چه کرده ام؟؟؟ شاعری که کار نیست کار چیز دیگری است من به فکر دیگرم!!!
  17. دارم میسوزم از عشقت نگاهم کن بیا با اون نگاهت روبراهم کن بیا من تشنه گرمای حرفاتم بیا من عاشق چشمای گیراتم فقط با عشقه که من زنده میمونم با تو می تونم و بی تو نمی تونم بیا ماهم , بیا با هم , تو همراهم بیا تا هم نفس باشیم ما دو تا هم بیا دنیامو تو عطرت شناور کن بیا گرمای این احساسو باور کن یه لحظه عاشقم باشی تو می دونم می تونم با تو دنیا رو بلرزونم به من تو با نگاهت زندگی میدی خودت از تو نگاهم اینو فهمیدی چقد آروم میگیرم با صدای تو چقد خوبه برام آب و هوای تو بگو دوسم داری عشقم فقط یک بار به جاش قلبم برای تو اونو بردار بیا قلبم اگه دیدی دوسش داری می تونی تا ابد اونو نگه داری .....
  18. گفتی : یک دو سه ... دویدیم شتابان بی آن که بدانیم کجاست خط پایان !
  19. برای تو می نویسم که عاشقانه میخوانی درد دلم را برای تو مینویسم ، برای تو که میدانم عاشقی یا در غم عشقت نشسته ای. مینویسم تا بخوانی ، من با یک دنیا احساس نوشته ام ، تو نیز با چشمان خیست بخوان.... برای تو می نویسم که عاشقانه دفتر عشق را ورق میزنی و آنچه که برای دلها مینویسم ، با یک عالمه احساس میخوانی.... صفحات دفتر عشق را یکی یکی ورق بزن ، دفتری که صفحه به صفحه آن جای قطره های اشک در آن پیداست... این قطره های اشک ، قطره های اشک من و آنهاییست که از ته دل متنهای مرا میخوانند.... بخوان همراه با همه ، من نیز می نویسم برای تو و برای همه.... دفتر عشق ، این دفتر کهنه که هر صفحه از آن با کلام عشق آغاز شده برای همه است ، برای عاشقان وبرای آنهاییست که در غم از دست دادن عشق نشسته اند و آنها که تنها در گوشه ای خسته اند... دفتر عشق ، دفتریست که هیچگاه صفحات آن که همه از جنس دل است به پایان نمیرسد اما شاید روزی این دستهایم خسته از نوشتن کلام عشق شود... بخوان آنچه برای تو و برای همه عاشقان دفتر عشق نوشته ام.... بخوان تا من نیز عاشقانه برایت بنویسم... ببین عشق چه غوغایی در این دفتر عشق به پا کرده.... دلی آدمی را دیوانه کرده ، یک عاشق را مجنون کرده .... برای تو می نویسم که میدانم مثل منی ، همصدا با من ، و همنشین با اشک! برای تو مینویسم که عاشقترینی ، غمگینترینی و یا شايد هم مثل خودمن تنهاترینی!
  20. mani24

    دلتنگستـان

    مرا باخيالت تنها نگذار . اصلا" به تو نرفته است ! . مهربان نيست، . آزارم ميدهد، . . دلم خودت را ميخواهد . . .
  21. mani24

    دلتنگستـان

    گاهی رفتن بهتر است.گاهی باید رفت. باید رفت تا بعضی چیز ها بماند. اگر نروی هر انچه ماندنیست خواهد رفت. اگر بروی شاید با دل پر بروی و اگر بمانی با دست خالی خواهی ماند. گاهی باید رفت و بعضی چیزها که بردنی ست با خود برد، مثل یاد،مثل خاطره ،مثل غرور، و انچه ماندنیست را جا گذاشت،مثل یاد،مثل خاطره،مثل لبخند. رفتنت ماندنی می شود وقتی که باید بروی،بروی. و ماندنت رفتنی میشود وقتی که نباید بمانی بمانی. برو و بگذار چیزی از تو بماند که نبودنت را گرانبها کند. برو وبگذار پیش ازاینکه رفتنت دردی بر دلی بنشاند،خاطره ای پر حسرت شود
  22. mani24

    وصف حالتان با زبان شعر

    وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیاز داشتم. وقتی که دیگر رفت.. من به انتظار آمدنش نشستم.. وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد من اورا دوست داشتم. وقتی او تمام کرد من شروع کردم. وقتی او تمام شد من آغاز کردم. و چه سخت است. ...تنها متولد شدن مثل.. تنها زندگی کردن است مثل تنها مردن..!
  23. mani24

    وصف حالتان با زبان شعر

    تا به دیروز گمان می‌کردم رنگ شادی، سرخ است زندگی با همه خوب و بدش قرمز بود ولی امروز که بیدار شدم آسمان آبی بود پنجره آبی بود بال پروانه و حتی گلها شعله آبی، نور هم آبی بود عشق هم آبی شد
×
×
  • اضافه کردن...