رفتن به مطلب

Architect

کاربر انجمن
  • تعداد ارسال ها

    529
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

تمامی مطالب نوشته شده توسط Architect

  1. Architect

    حمام عمومي

    حمام عمومي حمام تا قبل از عصر جديد بخشي از حوزة عمومي بود، حمام كنار خيابان بود. در عصر گذشته حاشية خيابان مهمتر از خود خيابان بود، اما در عصر جديد، خود خيابان موضوعيت يافته وبخشي از سپهر عمومي شده و هر حاشيه و بيرون خيابان در قلمرو خصوصي قرار گرفته است. حمام هاي عمومي تنها مكان شستشوي آدمها نبوده، اگرچه به يك معنا آدمها بدنهاي يكديگر را به آساني مي ديدند و از كم و كيف اندام يكديگر باخبر مي شدند و مسائل خصوصي بدن خود را نيز به آساني در حمام به نمايش مي گذاشتند.حمام عمومي به‏قدري، به لحاظ پديدارشناسي تثبيت شده و پذيرفته شده بود كه پيدايش حمام هاي خصوصي با مقاومت هايي روبرو شد. از بين رفتن حمام خزانه اين پرسش را طرح كرد كه پس مسلمين چگونه غسل نمايند. لذا تا آن موقع شكل غسل، متناظرباساختار حمام ها (حمام هاي خزانه اي) بود، تنها وقتي كه حمام ها، خصوصي شدند، احكام مربوط به حمام و غسل تغيير يافتند. اين تصورايجاد شده بود كه اين شكل حمام، طبيعي ترين شكل استحمام است. حمام كردن بدين شيوه، بخشي از نگرش طبيعي شده بود كه مورد بازانديشي قرار نمي‏گرفت. اساساً گاهي مخالفتهایي از سوي برخي بزرگان مذهبي در آن زمان در جهت برچيده شدن حمام خزانه‏اي صورت مي‏گرفت. مگر ممكن است به لحاظ مذهبي حمام خزينه‏اي وجود نداشته باشد؟ در هر صورت در حمام هاي عمومي، بدن به شكل خاصي كنترل مي‏شد. حمام ها به واقع عمومي بودند نه صرفا از اين بعد كه عموم مردم با هم مي‏توانستند به حمام بروند بلكه از اين لحاظ كه بخشي از حوزة عمومي سنتي جامعة ما بود. برخي از مذاكرات سران در حمام صورت مي گرفت. قرارهاي روزمره تا قرارهاي جدي و اساسي نيز در حمام گذاشته مي شد.برخي قتل هاي مهم در حمام صورت مي گرفت. داستانهايي هست كه دزدي‏هايي در حمام انجام مي‏شد. نقل ها،ضرب المثل ها، خاطرات، احكام فقهي، توصيه هاي پزشكي و مقررات حكومتي در مورد حمام ها وجود داشت. اكنون هيچكدام از اين مقررات ، احكام و … وجود ندارد. در واقع حمام، گفتمان خاص خود را به همراه داشت. بسياري از داستانها و حوادث در حمام صورت گرفت. حمام هاي مدرن، خصوصي اند، هيچ احكام و مقررات جمعي به آن سوار نمي‏شود. ساخت حمام هاي مدرن، توصيه پزشكي، احكام فقهي را نيز تغيير داده‏است. داستانها و ضرب المثل هايي با جوك هايي اگر مرتبط با حمام جديد باشد، با تكيه بر امر خصوصي و موضوعات خصوصي است.شغل هاي مرتبط با حمام، فروشنده هاي دست فروشي كه كنار حمام وسايل مرتبط با آ‏ن‏را بفروش مي‏رسانند.گداهاي سرقفلي دار به تدريج با افول حمام عمومي از منظر چشمهاي ما رخت بر مي‏بندند. اگر كسي حمام مي رفت، بسياري از آن با خبر مي شدند. حمام رفتن امري عمومي و اجتماعي محسوب مي شد، نه به اين دليل كه در آن آدمهاي متفاوت حضور داشتند بلكه به اين دليل، حمام در مركز شهر قرار داشت، فردي كه به آنجا مي رفت، همانند، خريد، تجارت… در معرض ديد همه قرار داشت، در واقع مي شد مسائل مرتبط با نظافت افراد را تحت نظارت هاي اجتماعي قرار داد. برقراري روابط جنسي در جامعة ما بدليل قدرت احكام مذهبي، اشكال خاص خود را مي يافت. اين روابط جنسي دقيقاً مرتبط با مقوله حمام عمومي بود. حمام همواره در اختيار و در دسترس افراد نبود.زمان خاص داشت. روابط جنسي زمان خاصي و موقعيت خاصي داشت. مسأله نوبت در ميان بود. ميان حوزة روابط جنسي با حمام فاصلة بسياري بود. همين امر روابط جنسي معمول و متعارف را با توجه به مقرراتي كه احكام فقهي جهت غسل و… بر آن سوار كرده بود، تحت نظارت و انضباط خاصي قرار مي داد. حمام در كنار بازار قرار داشت، يعني بخش از امر تجارت بود تا طهارت. افراد جهت استحمام پول پرداخت مي كردند. حمام ها، همينطور تحت نظارت، شهرداري هاي زمان خود بودند. مرتب بازديد مي شدند.حمام ها، همان‏طور كه گفتيم بخشي از حوزة عمومي محسوب مي شد. در حمام مردانه: رد و بدل اخبار، گفتگو و مذاكرات، برنامة توطئه ياقتل و…. در حمام زنانه: گزارش مسائل درون خانواده، حل و فصل دعواهاي زنانه، مقرر داشتن ازدواج براي دختر، نشان كردن دخترها براي خانواده خود.دخترهايي كه به حمام مي آمدند، اندام و گيسوانشان را به نمايش مي گذاشتند، اينگونه خود را به زنان ديگر نشان مي دادند تا براي پسرهاي خود انتخاب كنند.حمام ها به دليل عمومي بودنشان هم مورد قدم (اقتصاد) هم حكومت و هم مذهب (فقها) بوده‏اند. لذا گفتمان خاصي حول حمام شكل گرفت.بسياري از داستان ها، نوشته ها، خاطرات، احكام فقهي، مسائل بازار، توصيه هاي پزشكي مجموعه نظام سخن پيرامون حمام را شكل مي دادند. حمام به‏گونه‏اي مورد توجه قدرت بود و ازجانب قدرت كنترل مي شد، در عين حال خود نيز سوژة قدرت بود. حمام خود صاحب قدرت بود. و آنقدر مكان مهمي بود كه در رفتارهاي جدي، فتواي فقهي نيز مورد توجه بود.براي مثال يك كلمه فقهي دربارة سربازاني كه بدليل عدم دريافت حقوق كنسولگري روس پناه بردند وجود دارد كه بواسطه آن، سربازان ايراني از حضور در حمام عمومي منع شدند. «از اشخاصي مثل اين چند نفر سرباز جديد بي‏شرف كه به کنسولگري روس پناه برده اند، دوري كنيد. امروز مي توان گفت كه رفتن اين بي غيرتها به حمام مسلمين اشكال دارد. خداوند خودش جزاي اينها را بدهد» واضح است كه حمام هاي سنتي مكاني عمومي بود. حمام مسلمين همانند خيابانها و بازار مسلمين داراي ارزش اجتماعي بود. اما امروزه منع در باب حمام رفتن افراد متخلف معنائي ندارد. امروزه مكانهاي عمومي قداست و كنترل پذيري دوران سنت را ندارند. نمي‏شود افراد متخلف را از حمام عمومي، خيابانها، پاساژها، رستوران ها منع كرد. گفتمان حمام برخاسته از شرايط اجتماعي، منطق ذهني انسانهاي آن روز بخشي از ادبيات گفتاري گذشتة ما را شكل مي‏داد. افول حمام عمومي و كاسته شدن اهميت اجتماعي آن چنين گفتماني را به تدريج با افول همراه ساخت. ديگر چه كسي در باره حمام عمومي مي‏نويسد، سخن مي‏گويد يا فتوائي صادر مي‏كند؟
  2. وینولی رافائل وینولی (به اسپانیایی: Rafael Viñoly) متولد ۱۹۴۴، معماری پر آوازه از اوروگوئه است. از آثار مشهور وی می‌توان دانشکده مدیریت دانشگاه شیکاگو را نام برد وینولی هم اکنون مقیم و ساکن آمریکاست. اينم از : سايت رسمي رافائل وينولي
  3. سركنسولگري ايران در هرات «اين ساختمان قرار است كه نماينده كشوري با معماري كهن در سرزميني كه هنوز زمان مديدي از جدايي اش از ايران نمي گذرد باشد ، سرزمين كه در غبار سطحي اش ، ريشه ها و بنيان هاي فرهنگ ايران را مي توان يافت. اين نگاه به شكل گيري انديشه اي در طرح انجاميده كه سعي دارد در سطحي پايين تر از سطح بيرون حياط ها را بر يافته و آثار به جاي مانده از سرزمين مادري پديد آورده و بناي خويش را بر آن استوار سازد. طرح اين مجموعه تشكيل شده از بنايي است كه در ميان دو حياط قرار گرفته است و محوري پياده اين سه عنصر متوالي را به يكديگر متصل مي نمايد. حياط اول با كه در ضلع جنوبي واقع شده با سنگ نگاره هاي قديمي خود ياد سرزمين كهن را زنده مي كنند. ضلع جنوبي اين حياط به نمازخانه اختصاص يافته است و عابريني كه از كنار مجموعه مي گذرند ، نگاهشان از روي آبنمايي كه بر بام نمازخانه فرش شده عبور نموده و از شكاف ميان دو ساختمان گذر كرده و به درخت سروي كه در ميان حياط شمالي با حصار معرفت قرار گرفته دوخته مي شود و آن را چونان هدفي براي خود محفوظ مي دارد. ساختمان اصلي مجموعه كه در ميان جداره هايي از آجر گري خود را از شرايط نامساعد جوي مصون داشته ، به دو بخش اصلي تقسيم مي شود. بخش غربي كه وظيفه ي حافظت بنا از بادهاي نامطلوب را بر عهده دارد به عملكردهاي خدماتي و بخش شرقي عملكردهاي اصلي و اداري مجموعه سركنسولگري را در خود جاي داده است. دو باغ شرقي و غربی هم عملكرد خصوصي تري دارند ، فضايي را فراهم آورده اند كه بنا در آرامشي از هياهوي شهر بر بستر خويش استقرار يابد.»
  4. ساختمان اداري فرشته «اين بنا براي كاركردهاي تجاري ، اداري و مسكوني در دو بلوك و با فاصله از اضلاع كج و معوج زمين شكل گرفت تا ساختمان «شهري» و بستر سبز طرح با حفظ درختان موجود ممكن شود. بلوك اول با ارتفاع چهار طبقه با نماي کاملاً شيشه اي در اطراف ، با فاصله و درون سازه فلزي مهاربندي شده قرار گرفت تا حس سبكي و تعليق آن افزايش يابد، پلان ها در درون دو بلوك بيضي و مربع ، آزاد و بدون تقسيم بندي در نظر گرفته شده اند. طبقه همكف اين بخش ، كه هم سطح خيابان در نظر گرفته شده با دروازه هايي از سنگ گرانيت سياه و با يك سايبان مواج از فلز سوراخ دار از طبقات ديگر جدا شده تا كاركرد متفاوت آن را بيان كند. اين سايبان در اطراف بلوك شيشه اي از بالا با ميله هايي آويزان شده است كه در عين حال نگهدارنده ريل نردبان شستشوي شيشه ها هم هست. بلوك با ارتفاع بيشتر با نماي سيماني ، به شكل حجمي با پلان بيضي است كه قطر آن موازي ضلع شمالي مورب است كه با توالي يكنواخت در عرض و ارتفاع سوراخ شده تا پنجره ها كوچك اما متعدد در آن تعبيه شود. اندك بودن شفافيت اين بخش به دليل محدود كردن اشراف صورت گرفته است. دو حجم به واسطه يك هسته فلزي ، كه در آن پله گرد فلزي ، آسانسور پارانواميك شيشه اي ، پل ارتباطي واحدها ، كانال هاي عمودي تأسيسات ، هواساز واحدها و بالابرده ، آبدارخانه ها و سرويس ها در وسط و همچنين شبكه سازه فلزي مهاربندي شده در بيرون قرار دارند به هم متصل شده اند». «استراكچر ساختمان همان استراكچر نمايان بيروني است و دو پوسته است ، يك ديوار پرده اي است كه براي اولين بار در ايران اجرا شده است. سيستم هاي خاصي براي اجراي آن پيش بيني شده و شيشه ها با ارتفاع يك طبقه ساخته شده اند و پوسته دروني آن يك پوسته چوبي دارد ، كه بسته مي شود. قسمت بتوني ، كه به مجاورت با همسايه و ارتباط شهري و درختان دور كدر شده اند، زون مركزي فلزي ، آسانسور شيشه اي و سرويس ها و تأسيسات از قسمت مركزي عبور مي كنند و بياني مطابق رويكرد هاي تك دارد.
  5. سفارت ايران در سئول «ساختمان سفارت ايران و محل اقامت سفير اين كشور صورت به منحصر به فردي طراحي شده اند در حالي كه فضاي داخلي آن به صورتي طراحي شده كه با قيد و بند هاي طراحي محدود شده اند. بسيار واضح است كه معمار با اتكا به تحليل هاي زمينه موجود ، ساختمان را بر اساس درك شخصي خود از فرهنگ ، محيط ، سنت و آداب و رسوم ايراني طراحي كرده است. ساختمان سفارت ايران و محل اقامت سفير بر اساس يك تعبير اسطوره اي از نور ، طراحي شده است كه شامل چهار عنصر پاسيو ، آتريوم ، فضاهاي بسته و باز است.» «در اين ساختمان از لحاظ ساختاري از مصالح معاصري چون فولاد ، شيشه و بتون نمايان استفاده شده است ولي در واقع پرده توري فولادي كه در جلوي ورودي قرار دارد ، الهام گرفته شده از پرده هاي ورودي ايوان هاي سنتي ايراني است كه آنرا بالا مي زنيم و وارد مي شويم و ديوارهاي صلب هم مي تواند همان ديوارهاي خشتي و آجري سنتي ايراني تعبير شود. آتريوم مركزي اين ساختمان شفاف و حتي راهروها هم كف شيشه اي دارند، در اين پروژه آسانسور شفافي مي بينيم كه از تاريكي داخل پاركينگ بالا مي آيد و وارد گودال باغچه اي شده و به همكف آمده و وارد آتريوم معلق مي شود و در طبقه آخر متوقف مي شود. اين ساختمان ورودي هاي متعددي دارد ، از جمله : ورودي تشريفاتي ، ورودي ماشين ، كه با آسانسور به پاركينگ مي رود. ورودي تشريفاتي وارد گودال باغچه مي شود ، به جاي اينكه فضاهاي تشريفاتي در بالاي ساختمان قرار داشته باشد ، در پايين ساختمان و دور گودال باغچه چيده شده اند. در بالاي اين برج ها دوبلكس هايي ايجاد شده كه يكي از آنها اتاق سفير است. در اين برج ها نور از بلا به پايين آمده و حس جالبي را ايجاد مي كند.»
  6. ساختمان ميلاد «اين ساختمان براي نمايشگاه بين المللي طراحي وساخته شده است. زمان شروع ساخت تا افتتاح آن 70 روز مي باشد. محور اصلي اين طرح روش هايي با امكان سرعت بخشيدن به ساخت در عين كنترل هزينه مي باشد. كامران افشار نادري توصيف جالبي ازاين پروژه دارد، به اعتقاد او پروژه عليزاده يكي از پروژه هاي نادري است كه در ضمن ايجاد حس تعلق به مكاني كه در آن بنا شده به نمونه هاي خوب جهان نيز بسيار نزديك است. او به جاي سعي در تحميل الگوهاي نمايشي و نمادين تاريخي به گونه كاملاً آشكاري ايده هاي اصلي كارش را از موضوع پروژه و مسائل آن اتخاذ كرده است. مسائلي از قبيل تأسيسات ، سازه نياز به سرعت در اجرا و سيركولاسيون ، نه تنها به خوبي حل و فصل بلكه در فرايند طراحي به اصطلاح شكل زا و دستمايه اتخاذ راه حل هاي صحيح نظير ستون هاي استوانه اي ، اتصالات پيچ و مهره اي سقف خرپايي ، كف هاي فلزي و ديوار خارجي پرده اي تبديل به ارزش هايي شده و زيباشناسي ساختمان را تعريف كرده اند، نتيجه تعادل ظريفي بين سه مقوله ويتروويوسي ايستايي ، كارايي و زيبايي است. در اين بنا ارتباط بين سه سيستم معماري ، سازه و تأسيسات به خوبي حل شده و هيچ گونه تضادي بين كل و جزء ـ بي ساختار كلي و جزئيات ساختمان ـ وجود ندارد. اگر ساختمان محصول سرعت مونتاژ است ، ليكن فرم كلي بنا كاملاً يكپارچه و منسجم است.»
  7. آشنايي با معماري هاي تك در ايران گرايش به تكنولوژي در معماري معاصر «از نظر فرهاد احمدي ، هاي تك وجه تمايز نوعي از معماري است كه تلاش مي كند با حداقل استفاده از منابع طبيعي ، حداكثر امكانات رفاهي و تأمين زندگي انسان ها را در يك پوسته فراهم كند. براي استراكچر ساختمان از سبك ترين نوع مصالح استفاده مي شود. در هاي تك ، اقتصاد در كوتاه مدت مطرح نيست بلكه در يك استراتژي مطرح مي شود. به عنوان مثال ، استراكچر سنتي بيش از 30 درصد فضا را در بر مي گيرد ، اما در هاي تك مي توان آنرا به 10 درصد رساند ، در نتيجه مي توانيم از فضاي بيشتر و مصالح كمتري استفاده كنيم و اينها يك چرخه به هم پيوسته اند. هاي تك يك روش معماري ، حتي زيباشناسي معماري به دنبال خود به وجود مي آورد و يك پرونده مجزا در معماري باز مي كند. هدف هاي تك اين است كه معماري مرغوب تر و پر استفاده تري را فراهم كنيد تا معماري كه هوس بازانه باشد، ممكن است در مرز ژرژ پمپيدو شماري از آرمان هاي معمار مطرح باشد مثلاً تاسيسات را بال برده است ، ولي وقتي نگاه مي كنيم فلسفه هايي پشت آن مي بينيم مثل پلان آزاد ، در نتيجه استراكچر را بيرون مي آورد تا فضا قابل بازيافت شود. اينجا استراكچر ممكن است قوي تر باشد ولي در عوض به ما اين امكان فوق العاده را مي دهد كه فضا را دگرگون كنيم در نتيجه فضا ، فرم هاي پيچيده نهايي ندارد. بلكه فرم كلي فضا و پوسته كلي اجازه ميدهد اتفاق دروني به صورت متفاوت و متعدد شكل گيرد. اين مسائل يك نوع شكل شناسي و شخصيت به هاي تك مي دهد ساختمان هاي تك شفاف تر و سبك تر مي شود ، اين ساختمان ممكن است در برابر طبيعت رفتارهايي از خود نشان دهد در دهه 70 سال هاي اوليه فاستر ، راجرز و پيانو بيشتر در جستجوي جنبه هاي سازه اي ساختمان بودند و مي خواستند ساختمان را آزاد شفاف و سبك بكنند، جنبه حفظ انرژي آن زياد مطرح نبود. بعد از كمبود انرژي در دهه 70 ميلادي ، رفته رفته اين فكر به وجود آمد كه در دوره پست مدرن ساختمان ها به طرف نوعي فرم گرايي حركت كرده اند، چه پست مدرن هايي كه تاريخ گرا بودند و چه دوره دوم شان كه فرم گرا بودند. معماراني مانند ليبسكيند ، آيزنمن ، حديد ، بيشتر به دنبال اين بودند كه فرم هاي عجيبي را خلق كنند ، به طوري كه تكنولوژي به آنها كمك ميكند كه اين فرم ها را بسازند ، همچنين فرانك گري ، كه اگر ابراز ساخت نبود ، نمي توانست بيلبائو را بسازد ولي مفهوم امروزي معماري هاي تك در آن غالب نيست. معماري آلسوپ هم هاي تك است. البته به اين نوع هاي تك ها، اكوتك مي گويند ، كه نه تنها ساختمان از لحاظ ساختاري ـ كه مسئله مهمي است و حجم اصلي ساختمان را نگه مي دارد ـ مورد توجه قرار مي گيرد ، بلكه با محيط هم سازگار است و محيط را به نفع خودش به كار مي گيرد. در اينجا ممكن است مثل مركز ژرژ پمپيدو نباشد نوع زيباشناسي شان نيز متفاوت است ، ولي اهداف بيشتري در رابطه با تكنولوژي دنبال مي كنند. در پایان ميتوان ساختمان هاي هاي تك را به دو نوع تقسيم كرد ، يك عده شكل ظاهري هاي را دنبال كرده اند ، ولي عده اي ديگر در آن تكنولوژي هم وارد شده است. اما بايد اين را مد نظر داشته باشيم كه همه اينها با تكنولوژي محدود داخلي ساخته شده اند و هيچ كدام هاي تك واقعي نيستند. ما هنوز از اتصالات خشك استفاده نمي كنيم. بدين معني كه ريخته گري نمي كنيم. اتصالات با ورق است و لوله ، كه آنها را برش و شكل مي دهيم. يك قطعه را ريخته گري نمي كنيم. مانند اتصالات در مركز ژرژ پمپيدو و بسياري از ساختمان هاي معاصر كه هنوز در ايران نمونه آن وجود ندارد ، زيرا در ايران دانش ، مشاوره و كارفرماي متخصص در اين زمينه نداريم. ولي اگر يك درجه پايين تر بياييم ، تلاشي به سوي هاي تك در حال شكل گيري است كه در تعدادي از پروژه ها اتفاق افتاده به نوع دوم ذكر شده است.» رضا هلي آبادي هم معتقد است : «در شرايط امروز ما ، انديشه خلق فضاي معماري ، جلوتر از ساخت و ساز پديدآورنده اين فضا پيش رفته است ، بنابراين دو راه پيش رو داريم: يك راه اين است كه ساده طراحي كنيم و با مصالح موجود و تكنولوژي در دسترس حركت كنيم ، ولي حرف هاي امروزي بزنيم. من در كارهاي مسكوني به همين روش عمل كرده ام. ولي به نظر مي رسد اين روش كافي نيست و ما احتياج به روش مكملي هم داريم و آن اين است كه بتوانيم از تكنولوژي روز استفاده كنيم و مادام كه امكانات آن در اينجا مهيا نباشد ، محقق نمي شود. ما امروز سازمان بهينه سازي مصرف سوخت در شورا را داريم كه هر شب هم در مورد سوخت ، انرژي و تبادل حرارتي تبليغ مي كند. ولي هنوز اين امكان وجود ندارد كه يك معمار بتواند يك معماري سازگار با مناسبات اقليمي براي يك ساختمان مسكوني يك طبقه اجرا كند ، چون تكنولوژي و جزئيات آن در بازار موجود نيست. امري كه مربوط به دهه 1970 اروپا و آمريكا است و بعد از 30 سال تازه فقط باب صحبتش در ايران باز شده و به همين دليل در طرح هاي ما كه معمولاً سعي ميكنيم جزئيات را با مصالح ببينيم ، گاه ظرف چند دقيقه حاصل ماه ها كار تيم طراحي دستخوش تغيير مي گردد.»
  8. نقش رنگ در طراحی داخلی همگان می دانیم که افراد مختلف به رنگ های خاصی تمایل نشان می دهند. استفاده از این تمایل اشخاص به عنوان وسیله ای برای تشخیص شخصیت آنها موضوع بحث انگیزی است، چرا که افراد با یکدیگر تفاوت دارند. هر یک از ما خصوصیات شخصی خاص خود را داریم و احساساتمان را به سبک و سیاق خاص خود بیان می کنیم. در جهان نمی توان دو نفر را یافت که در ابراز احساساتشان پیرو شیوه یکسانی باشند. از طرف دیگر احساسات افراد به طرق مختلف قابل تضعیف و تحریک است و مثلا با تغییر محیط ای که در آن زندگی می کنند، به سبب الگوهای روانشناسی به نتایج بهتری در ایجاد شادابی، صمیمیت، آرامش افراد خانواده دست یافت. ویژگی های خیابان و کوچه ای که خانه ما قرار دارد، ترکیب حجمی، نورگیری، تقسیم بندی فضاهای داخلی، مبلمان داخلی، نحوه رنگ بندی و حتی مقیاس به کار رفته همه و همه به عنوان فاکتورهای مهمی برای تعریف یک مسکن مناسب عمل می کنند. ویژگی های فرهنگی، نوع روابط خانوادگی و حریم های اجتماعی و غیره از جمله عواملی هستند که نیاز های روحی و جسمانی ساکنین را تعریف می کنند و وظیفه یک طراح داخلی است که تعاملی محکم بین موارد یاد شده با جنبه های عملکردی فضا، برقرار سازد. رنگ عاملی مهم در طراحی فضا: رنگ ها می توانند به شیوه های مختلف تاثیراتی بنیادین در زندگی بر جای گذارند که از جمله مهم ترین آنها می توان به تاثیر آنها بر احساسات اشاره کرد. جهانی که انسان در آن زندگی می کند، متشکل از هزاران رنگ و تونالیته های مختلفی است که موجودات و اشیا را برای ما جذاب تر و حتی به گونه ای معنوی، عمیق تر نشان می دهند. هر کدام به سبب ویژگی های شیمیایی و روانشناسانه ای که دارا هستند، منبع مهمی از انرژی، در جهت فزونی سلامت و نشاط روح و روان در انسان ها به شمار می روند. جهانی تک رنگ، با تونالیته های محدودی را با طبیعت اطراف خویش مقایسه کنید و یا خود ساکن شهری سیاه و سفید بدانید، بدون هیچ کنتراستی و هیجانی. معنای زندگی تغییر یافته و سردی و مردگی بر همه جا حاکم می شود. فضایی بی روح و عاری از هر جنب و جوشی که تشنه جرعه ای رنگ است. مساله رنگ به سبب تاثیرات مهم روانشناسانه اش، در مقوله شهر و فضاهای معماری امری مهم به شمار می رود؛ تا بدانجا که تخصصی با عنوان رنگ بندی و رنگ شناسی فضاهای شهری در بین هنرمندان مطرح شده است. هماهنگی در رنگ مثل هماهنگی در نت های موسیقی است و از اهمیت ویژه ای در ایجاد هارمونی مناسب و چشم نواز به مانند قطعه موسیقی برخوردار است. برای رسیدن به اهدافی همچون کارکرد مناسب، زیبایی بصری، هارمونی فضایی، و تأثیر محیطی و روانی مؤثر و مثبت در طراحی داخلی، مستلزم استفاده هماهنگ، منسجم، معنی‎دار و زیبا از عناصر طراحی است. در یک طرح مطلوب همه عناصر و اجزاء در نسبت به تاثیرات کیفی و معنایی که به فضا اعمال می کنند در ارتباطی تنگاتنگ با هم قرار دارند. بر این اساس، موفقیت هر طرح بستگی کامل به چگونگی ترکیب عناصر و الگوهای سه‎بعدی فضا دارد. تجربه سالیان دراز کار با رنگ ثابت کرده است که رنگ ها نیز مثل انسان ها، از جهات مختلف با یکدیگر مرتبط اند و سلیقه ها و صفات مشترکی دارند و یا برعکس ناهموان و متضاد یکدیگرند. شاید تصور كنید كه نارنجی و سرخ متضاد همند، در حالی كه در دایره رنگ كنار هم قرار می گیرند و دارای هارمونی هستند. خریدن یك دایره رنگ، كه در آن نحوه ارتباط رنگ ها و چیدمان آنها و رنگ های مكمل مشخص شده است و در اكثر فروشگاه های لوازم هنری وجود دارد، با ارزش است تا قبل از خریدن زرد گریپ فوروتی و سبز زیتونی برای رنگ كردن اتاق خواب، نگاهی به آن بیندازیم. رنگ بندی اتاق ها و استفاده از مصالحی که بتواند خصوصیات رنگی و بافت مورد نظر ما را برآورده سازد بسیار مهم و در عین حال قدرت اعمال نفوذ بر تغییرات کالبدی فضا را نیز داراست؛ کارهایی که برای تعدیل و تقسیم بندی دیواره های رنگی انجام می گیرند می تواند به عنوان ایده ای برای تعیین کالبد فیزیکی فضای نیز عمل کند و جنبه های کاربردی طراحی را با معیارهای زیباشناختی همراه سازیم. به عنوان مثال مساله روشنایی و استفاده از نور طبیعی در طراحی یک اتاق بسیار مهم است ولی نحوه کنترل نور، انتخاب رنگ و مصالحی که نور را از خود عبور می دهند به خلاقیت و قدرت طراح در ایجاد هماهنگی که وی بین کارکرد روشنایی اتاق و مطلوبیت فضا بستگی دارد. استفاده از چرخه رنگ، روشی مطمئن برای یافتن رنگ های متناسب با رنگ مورد نظر ماست. چرخه رنگ متشکل از دوازده رنگ است که سه رنگ قرمز، زرد و آبی در آن رنگ های اولیه و رنگ های میان آنها به عنوان رنگ های ثانویه شناخته می شوند. هر رنگ در این چرخه می تواند با رنگ های کناری خود که رنگ های هم خانواده اش محسوب می شوند و همچنین رنگ مقابلش که رنگ مکمل آن است به خوبی ترکیب شده نتیجه ای زیبا و موزون بیافریند. استفاده از رنگ های هم خانواده که در چرخه رنگ در کنار هم قرار گرفته و به اصطلاح همسایه هستند ترکیبی ملایم و هماهنگ را ایجاد می کند که نگاه بیننده را به راحتی از یکی به دیگری رهنمون می شود. استفاده از یک رنگ با میزان کمی از رنگ مکمل آن چنانچه به درستی و در اندازه های صحیح صورت گرفته باشد نتیجه ای درخشان و چشمگیر می آفریند و بر جذابیت مجموعه رنگی حاضر می افزاید و مانع غالب شدن کامل یک رنگ بر فضای اتاق می شود. چنین عواملی در انتخاب رنگ برای بناها، دکوراسیون داخلی و مبلمان فضا، رویکرد های مختلفی را در طراحی ایجاد می کند. رنگ یکی از عوامل تعیین کنند سبک و سیاقی است که بدان طریق با محیط پیرامون خود ارتباط بر قرار می کنیم و بیشتر از هر عامل مستقل دیگری می تواند فضای کسالت بار و یکنواخت اطراف را به مکانی روح بخش مبدل سازد. عوض کردن رنگ دیوار ها می تواند بیش از تغییر مبلمان یا حتی ساختار یک اتاق، نتایج چشم گیری به بار آورد. تا كنون خانه های بسیاری به رنگ بژ و كرمی و تنالیته های آن رنگ آمیزی شده اند و رنگ استاندارد معمول برای خانه های جدید مگنولیایی است اما باید تصور نمود که در شرایط مختلف اجتماعی و به خصوص اقلیمی، چگونه باید از این رنگ ها استفاده کرد و یا دیوار هایی به رنگ های ملایم و نامحسوس مثل استخوانی، برای زندگی كردن بسیار مناسبند؛ اما ایجاد كنتراست در آنها با انتخاب رنگ های خاص در لوازم جانبی منزل و روكش ها و رومبلی ها باعث روح بخشی به فضا می شود. برای آنکه بتوانیم ارتباطی درست میان طبیعت خود با دکوراسیون داخلی خانه برقرا سازیم، باید بیاموزیم که ترس از متفاوت بودن با سایرین را از خود برانیم؛ مشکلی که امروزه بسیار با آن در گیریم و بسیاری از طراحی های معماری و داخلی را تحت الشعاع قرار می دهد. نمی توان در جامعه ای سیاه و سفید، تفکری رنگی داشت و فردایی بهتر را تصور کرد. غالبا خود را در حصاری از رنگ هایی به تحمیل عرف و جامعه «معقول» و «بی روح» و بی رمق قرار می دهیم، رنگ هایی که مانع از بروز احساسات و نمایان شدن خود واقعی ما می گردد.به منظور کمک برای ایجاد فضایی مطلوب و دلنشین در محیط زندگی خود و بهره گیری هر چه بهتر از رنگ ها، لازم است اطلاعات گسترده تری درباره ارتباطات فردی خویش با رنگ ها نایل شویم و مواردی را درک کنیم که علاقه مندی یا بیزاری به رنگ های خاص را در مورد ما آشکار می سازد. با بذل توجه بیشتر به قدرت رنگ ها در خانه های خود ممکن است از آنچه به واسطه این کار نمایان می شود به شکلی خوشایند یا ناخوشایند غرق حیرت شویم. رسیدن به ترکیب رنگ مناسب در اتاق، لباس و یا هر مورد دیگر، نه فقط جلب توجه می کند که حالتی از اطمینان و آرامش را نیز القا می کند. کار موثر با رنگ بیش از همه به تحریک حس خلاقیت نیازمند است. به دست آوردن یک ترکیب رنگ مناسب که درست با منظور و هدف فرد، منطبق باشد خود به نوعی «آفرینش» محسوب می شود. برای بدست آوردن چیدمانی مناسب از رنگ ها در فضاهای داخلی گام های اولیه زیر ضروری است: 1- آن مطلبی را که با زبان رنگ می خواهید به بیننده بگویید در اندیشه خود آماده داشته باشید. 2- یگ رنگ اصلی که سخن گوی پر قدرتی برای بیان آن مطلب باشد، پیدا کنید. 3- رنگ های دیگری که در اطراف آن می چینید، باید در هماهنگی کامل باشد. 4- آنگاه به عنوان یک رهبر طرح وارد شده و این بار سلیقه هنری خود را در چیدن این ابزار های فنی دخالت دهید. به کاربردن رنگ در فضاها و یا مبلمانی ساده معمولا نیازمند مهارت زیاد و گران قیمت نیست. یک طراح معماری خوب می تواند بسیاری از نیاز های محرک روانی با استفاده از مطالبی که گفته شد و اندکی خلاقیت در جهت رفاه مصرف کنند گان به کار گیرد؛ مخصوصابه وسیله گوناگونی و اجتناب از تک رنگ بودن.
  9. Architect

    تست تمرکز

    تست تمرکز [Hidden Content]
  10. Architect

    آموزش 3d max

    آموزش تری دی مکس بخش مقدماتی اين نرم افزار فقط يه نرم افزار براي مهندسين معماري و گرافيست ها نيست بلكه يك مهندس عمران مي تونه به كمك اين نرم افزار اتصالات و دتايل هاي سازه اي رو بكشه و طراحي كنه. لینک دانلود کلمه عبور برای پسورد :www.parniaz.com منبع: سایت پرنیاز ************************************************************************************************ دوستان عزیز می تونن به این تاپیک برا آموزش کامل و جامع مراجعه کنن: انجمن تری دی مکس 3DMax ممنون از بچه های تالار گرافیک
  11. دفترچه راهنمای نکات حائز اهمیت در محاسبات و نقشه های سازه شامل: موارد کلی درباره نقشه های شالوده موارد عمومی در نقشه های سازه نکات حائز اهمیت در جزئیات سازه های بتنی نکات حائز اهمیت در جزئیات سازه های فلزی نکات مهم در دفترچه محاسبات نکات کلی درباره فایل مدل کامپیوتری سازه به انضمام چک لیست گودبرداری و سازه نگهبان ،چک لیست شالوده و سازه بتنی و چک لیست زلزله تهیه شده توسط آقای مهندس حسین صفرمردانلو در سازمان نظام مهندسی استان تهران لینک دانلود کلمه عبور برای پسورد : www.parniaz.com منبع: سایت پرنیاز
  12. Architect

    مفاهیم بنیادی معماری ایران

    مفاهیم بنیادی معماری ایران در شکل گیری معماری ایران؛ نظر، جهان بینی و تفکر ارتباط بسیار نزدیک با فضا داشته است. این امر ممکن است در مرحله اول جستجوگر حل مسائل جوی و اقلیمی بوده باشد ولی در مراحل تکمیلی، ذهنیتی مشهود است که در آن کلیه تحولات عقلانی و تخیلات معنوی نفوذ کرده اند. همان گونه که پیوند نگاه به دنیا و زندگی در جوشش مکانها و در تمامی ساختمانهای معماری سنتی به چشم می خورد. معماری همیشه آینه انسان و آرزوهایش بوده است و در شکل گیری معماری های جهان بدون شکل ارزشهای فناناپذیر و جاویدان حضور دارند که فصل مشترک آن موجودیت انسان در زمین و جهان بینی اوست. در مطالعه معماری ایران و استخراج مفاهیم، مبانی و ویژگی های آن کاملاً روشن است که اساس و شالوده اصلی آن در فلسفه وجودی این سرزمین بوده است و در نتیجه، مطالعه آن بدون عمیق شدن در مسائل اجتماعی، فرهنگی، دینی و ادبی نا ممکن است و روش تطبیقی رفت و برگشتی بین قالب (صورت) و فلسفه اجتناب نا پذیر می باشد. دشواری این تحلیل از همین جا آغاز می شود. چرا که کالبد همیشه قابل نقد علمی است، به ویژه هنگامی که این نقد در ارتباط با محیط فیزیکی و جغرافیایی صورت می گیرد. مطالب پیچیده تر، راز فضای فرهنگی است که بدون سفر عاشقانه در ژرفای انتزاعی و معنونی آن به دست نمی آید. تمام معماری های بر جسته جهان رازی دارند که فقط با چشم دل می توان به آن راه یافت. در ایران این نگرش عاطفی هنگامی حاصل می شود که تعادل و پیوندهای محیطی و معنوی انسان با استحکام و تعادلی مطلوب بر پا شده باشد. در این راستا به مواردی اشاره می کنیم: 1 – 1 - درون گرایی ویزگی معماری غیر قابل انکار آثار و ابنیه ای مانند خانه، مسجد، مدرسه، کاروانسرا، حمان و غیره مربوط به خصوصیت درون گرایانه آن است که ریشه ای عمیق در مبانی و اصول اجتماعی- فلسفی این سرزمین دارد. با یک ارزیابی ساده می توان دریافت که در فرهنگ این نوع معماری، ارزش واقعی به جوهر و هسته باطنی آن داده شده است و پوسته ظاهری، صرفاً پوششی مجازی است که از حقیقتی محافظت می کند و غنای درونی و سربسته آن تعیین کننده جوهر و هستی راستین بنا است و قابل قیاس با وجوهات و فضای بیرونی نیست. درون گرایی در جستجوی حفظ حریم محیطی است که در آن شرایط کالبدی با پشتوانه تفکر، تعمق و عبادت به منظور رسیدن به اصل خویش و یافتن طمانینه خاطر و آرامش اصیل در درون، به نظمی موزون و متعالی رسیده است. به طور اعم و بر اساس تفکر شرقی و در سرزمین های اسلامی؛ جوهر فضا در باطن است و حیات درونی، به وجود آورنده اساس فضا است. امر توجه به مسائل درونی بر اساس فرهنگ، نوع زندگی، آداب و رسوم و جهان بینی شکل گرفته است که همراه با مسائل محیطی، جغرافیایی و اقلیمی معنای نهایی خود را به دست آورده است ، معنایی که از فطرت خود انسان نشات گرفته است. 1 – 2 - مرکزیت ویژگی موازی با مساله درون گرایی، مرکزیت در فضای معماری است. سیر تحول عناصر پراکنده (کثرتها) به وحدت مرکزی در اغلب فضاهای معماری دنیای اسلام به چشم می خورد. حیاط خانه ها، مساجد، مدرسه ها و کاروانسراها هسته های تشکیل دهنده این تفکر و رساندن عناصر عملکردی یا جزئیات، میانه ودور به مرکز جمع کننده تنوع ها و گونه گونی ها می باشند. این فضای درونی مرکزی که گاه می تواند چیزی غیر از حیاط مرکزی باشد تنظیم کننده تمام فعالیت ها بوده و اصل و مرکز فضا را در قسمتی قائل است که نقطه عطف و عروجی استثنایی در آن رخ می دهد. 11 – 3 - انعکاس در اغلب فضاهای معماری ایران منظره کلی حاصل از شکل گیری عناصر کالبدی، به وجود آورنده کلیتی بصری است که اجزای آن در قالب محور بندی های حساب شده و منظم، چارچوبی را تشکیل می دهند که در آن موضوع شکل و تصویر به کمال می رسد. اجزاء ترکیبی در محورهای افقی و عمودی همواره رشد صعودی داشته و به منظور دستیابی به مرکزیت دید (تصویر) خط حرکت عمودی در فضاهای باز به طرف آسمان و نور تنظیم می شود که پیوند معماری، نور، آسمان و انعکاس را به عنوان نتیجه بصری به دست می دهد. بهترین نمونه های این شکل گیری منظم از طریق انعکاس را می توان در آینه های ما بعد الطبیعی مساجد چهار ایوانی ایرانی دانست. انسان در گردش محوری خود به طرف جهات مختلف این کلیت فضایی منسجم را حس می کند که گویای نظام فکری منظمی است که در آن، مرکزیت فضا و زمین در مرکزیت (توحید) آشتی دهنده عوامل اتصال زمین و آسمان است. در مرکز مساجد چهار ایوانی، سطح آب از لحاظ بصری به عنوان آینه انعکاس دهنده، نه فقط بدنه های اطراف را معرفی می کند، بلکه به علت موقعیت اسثنایی خود (مرکز) تمثیل داستان آسمانی منعکس در تلالوهای آب به عنوان تصاویر بر گردان حاضر ولی غیر مادی از زندگی انسانها در میل به حقیقتی بالاتر و جاویدان است. 1 – 4 - پیوند معماری با طبیعت همدلی و احترام به طبیعت ریشه های عمیق فرهنگی دارد و همزیستی مسالمت آمیز انسان، معماری و طبیعت در معماری سنتی ایران کاملاً مشهوداست. اشارات فراوان در کتاب آسمانی درباره گیاه، نور و اجزاء طبیعت و در نهایت تمثیل بهشتی آن موجب شده است که در معماری ایران حضور طبیعت به طور همه جانبه باشد و فضاهای نیمه باز- نیمه بسته در یک روند سلسله مراتبی به نحوی در کنار یکدیگر قرار گرفته باشند که گویی همیشه انگیزه احترام و حفظ نعمتهای الهی را پاس می دارند که در قلب طبیعت و اجزاء عناصر آن تجلی کرده است. 1 – 5 - شفافیت و تداوم نقطه مقابل مفهوم فضای بسته و تمام شده ، مفهوم شفافیت و تداوم قرار دارد ، در چنین فضایی ، مسیر حرکت انسان و یا نگاه او در تداومی پیوسته صورت می گیرد، به طوری که گشایش های فضایی در خطوط افقی و عمودی موجب شفافیت (transparency) در لا به لای دیوارها و ستونها می گردد که دورنما و منظر نهایی در افقی لایتناهی و مستهیل، مجدداً جان و جلوه تازه به خود می گیرد. به مفهوم سلسله مراتب (hierarchy)، مفهوم تداوم (continuity) برای تشریح مفهوم اصل معماری ایران تلقی صحیحی محسوب می شود. تداوم به کوچکی و بزرگی فضا ارتباطی ندارد و انسان ، پیوندی است که با زنجیره ادراکی و با بهره گیری از حساسیتی فطری، مجموعه ای پیچیده را مورد توجه قرار داده و سپس عناصر گوناگون پراکنده آن در حوزه نهایی دریافتهای خویش جمع آورده و نهایتاً درک فضایی و پیام مستتر آن را در می یابد. در لابه لای بدنه بناهای معماری ایران، فضا هیچ گاه با قاطعیت مشخص نمی شود و ابهام ترکیبات پیچیده آن به دلیل غنا بخشیدن به منظره ای است که نمی توان آن را در یک قالب محدود و تمامیت یافته تفسیر کرد، این فضا حامل پیام از پدیده ای است که پدیده ی دیگری در درون خود دارد و حرکت به سوی آن ، حرکتی به سوی بخش دیگر فضا است با کلیت و جامعیتی گسترده. 1 – 6 - راز و ابهام احساس عظمت معنوی در کمال سادگی و خلوص در تشکیل و ترکیب ابنیه ایران مد نظر قرار داشته و سادگی ترکیبات این هندسه پایه ولی غنی موجب پیدایش ساختمانهایی شده است که پیام آن با درک ویژه حسی قابل دریافت است و توام با کلیتی است که کمال خود را در منظر و تصویری کامل القا می نماید. 1 – 7 - تعادل موزون/ توازن حساس در معماری تعادلی موزون بین ساختمان و محیط طبیعی آشکار است و همانند یکی از موجودات طبیعت با آن همنفسی و همدلی صورت گرفته است. حس و دانش عمیق به وجود آورندگان آثار معماری آن دوران موجب می شد که عناصر کالبدی در مکان و جای خود، حضور خویش را مشخص نمایند و کاربرد هر کدام پاسخی باشد به محیط. 11 – 8 - چشم دل جامعه سنتی در درون یک نظام معنوی زندگی می کند که هم از لحاظ کیفی و هم از لحاظ کمی جویای هماهنگی و تناسب در حد کمال است. آفریده های آن چون معماری از جهان بینی های تام و کاملی مایه می گیرند که نیروهای خلاقه انسان را عرضه می کنند. فقط با توجه به آسمانهاست که عدم تناهی فضا را می توان به وسیله جهات اصلی که به فضا جنبه کیفی می دهند، محدود کرد ، هر معنای ظاهری و حسی، معانی باطنی دارد و هر صورتی در ظهور عینی و تجلی خارجی، حاوی یک صورت ظاهری و آشکار است که با ظهور باطنی آن که بعاریت از ذات و ماهیت درونی و پنهانی آن است همراه می شود. درک معماری بدون یک سفر عاشقانه، به زمینه های ذهنی و پنهان که در آن عقل و علم و احساس پیوندی تنگاتنگ خورده اند نا ممکن است.
  13. Architect

    معماری فولدینگ

    معماری فولدینگ معماری فولدینگ یکی از سبک های مطرح در دهه پایانی قرن گذشته بود . فلسفه فولدینگ برای نخستین بار توسط فیلسوف فقید فرانسوی ، ژیل دلوز مطرح شد . وی همچون ژاک دریدا از جمله فلاسفه مکتب پسا ساختارگرایی محسوب می شود . دلوز نیز مانند دریدا اساس اندیشه خود را بر زیر سوال بردن بینش مدرن و مکتب ساختارگرایی قرار داد . فلسفه فولدینگ منطق ارسطویی را نیز زیر سوال می برد . از نظر این فلسفه ، هیچ ارجحیتی در جهان وجود ندارد . زیر بنا و روبنا وجود ندارد . فولدینگ به دنبال تعدد است و می خواهد سلسله مراتب را از بین ببرد . این فلسفه در پی از بین بردن دو گانگی هاست . فولد یعنی چین و لایه های هزار تو ، یعنی هر لایه در کنار لایه دیگر ، همه چیز در کنار هم است ، هیچ اندیشه ای بر دیگری ارجحیت ندارد ، تفسیری بالاتر و فراتر از دیگری نیست ، همه چیز افقی است . به عبارت دیگر فولدینگ می خواهد منطق دو ارزشی را دیکانستراکت کند و کثرت و تباین را جایگزین آن کند . فولدینگ هم مانند دیکانستراکشن در پی از بین بردن مبناهای فکری تمدن غرب و بالاخص منطق مطلق و ریاضی گونه مدرن است . فولدینگ ، عمودگرایی ، طبقه بندی و سلسله مراتب را مردود می داند و به جای آن افقی گرایی را مطرح می کند . از نظر فولدینگ همه چیز همسطح یکدیگر است . دلوز در کتاب خود به نام ، فولد ، لایبنیتز و باروک ( 1982 ) جهان را چنین تبیین می کند : " جهان به عنوان کالبدی از فولدها و سطوح بی نهایت که از طریق فضا ، زمان فشرده شده ، در هم پیچ و تاب خورده و پیچیده شده است . " دلوز هستی و اجزاء آن را همواره در حال شدن می بیند . یکی از موارد کلیدی در مباحث مطرح شده توسط دلوز ، افقی گرایی است . دلوز به همراه یار همفکر خود ، فیلیکس گاتاری ، مقاله ای به نام " ریزوم " در سال 1976 در پاریس منتشر کرد . این موضوع در کتاب هزار سطح صاف ( 1980) به صورت کامل تر توسط این دو مطرح گردید . ریزوم گیاهی است بر خلاف سایر گیاهان ، ساقه آن به صورت افقی و در زیر خاک رشد می کند . برگ های آن خارج از خاک است . با قطع بخشی از ساقه آن ، این گیاه از بین نمی رود ، بلکه از همانجا در زیر خاک گسترش می یابد و جوانه های تازه ایجاد می کند . این دو متفکر با مطرح نمودن بحث ریزوم ، سعی در بنیان فکنی اندیشه غرب کردند و اصول اولیه آن را زیر سوال بردند . از نظر آنها ، عقلانیت غرب به صورت سلسله مراتب عمودوار ، درخت گونه و مرکز مدار است . بحث فولدینگ در معماری از اوایل دهه 1990 مطرح شد و به تدریج اکثر معماران نامدار سبک دیکانستراکشن مانند پیتر آیزنمن ، فرانک گهری ، زاها حدید و حتی معماران مدرنیست، مانند فیلیپ جانسون به این سمت گرایش پیدا کردند . از دیگر معماران و نظریه پردازان سبک فولدینگ می توان از بهرام شیردل ، جفری کیپینز ، گرگ لین و چارلز جنکز نام برد . همانند دیکانستراکشن ، خواستگاه فلسفه فولدینگ در فرانسه و معماری فولدینگ در آمریکا بوده است. این معماران در کارهای جدید خود پیچیدگی را با وحدت یا تقابل نشان نمی دهند بلکه به صورت نرم و انعطاف پذیر ، پیچیدگی ها و گوناگونی های مختلف را در هم می آمیزند . این کار باعث از بین بردن تفاوت ها نمی شود . باعث ایجاد یک پدیده همگون یکپارچه نیز نمی گردد ، بلکه این عوامل و نیروها به صورت نرم و انعطاف پذیر در هم می آمیزد . هویت و خصوصیت هر یک از این عوامل در نهایت حفظ می شود مانند لایه های درونی زمین که تحت فشارهای خارجی تغییر شکل می دهند ، در عین این که خصوصیات خود را حفظ می کنند . نظریه دیکانستراکشن جهان را به عنوان زمینه هایی از تفاوت ها می دید و این تضاد ها را در معماری شکل می داد . این منطق تضاد گونه در حال نرم شدن است تا خصوصیات بافت شهری و فرهنگی را به گونه ای بهتر مورد استفاده قرار دهد . دیکانستراکشنیست ها عدم هماهنگی های درون پروژه را در ساختمان و سایت نمایش می دادند و این نقطه آغاز پروژه آنها بود . ولی آنها هم اکنون این تفاوت ها را در تقابل نشان نمی دهند ، بلکه آنها را به صورت انعطاف پذیری در هم می آمیزند و یک منطق سیال و مرتبط را دنبال می کنند . اگر در گذشته پیچیدگی ها و تضاد از دل تقابل های درونی پروژه بیرون می آمد ، در حال حاضر خصوصیات مکانی ، مصالح و برنامه به صورت انعطاف پذیری روی همدیگر تا می شوند ، در حالی که هویت هر یک حفظ می شوند . معماری فولدینگ در مقیاس شهری در جایی بین زمینه گرایی و بیان گرایی قرار دارد . فرم های انعطاف پذیر نه به صورت کامل هندسی هستند و نه به شکل دلبخواهی . در مقیاس شهر ، این لایه های تا شده و انعطاف پذیر نه نسبت به بافت مجاور خود بی تفاوت اند و نه مطابق با آنند ، بلکه از شرایط محیطی بهره می جویند و آنها را در منطق پیچ خورده و منحنی خود جای می دهند . گرگ لین در تعریف معماری فولدینگ می گوید : " فولدینگ یعنی تلفیق نمودن عوامل نامربوط در یک مخلوط به هم پیوسته . " در این رابطه می توان لایه های رسوبی در کوه ها را مثال زد که در اثر فشارهای درونی زمین روی یکدیگر خم شده و پیچ و تاب خورده اند . در عین این که هر لایه خصوصیات درونی خود را حفظ کرده است ، ولی با لایه مجاور خود درگیر شده و لایه ها به صورت انعطاف پذیری در کنار یکدیگر انحناء پیدا کرده اند . معماری فولدینگ معماری نئو باروک نیز نامیده می شود . در معماری باروک ، سبک های یونانی ، رومی ، شرقی ، رومانسک ، گوتیک و کلاسیک روی یکدیگر تا می شوند و کالبد بنا و سطوح مواج دیوارها نسبت به شرایط انعطاف پذیرند . همانگونه که در معماری فولدینگ انعطاف پذیری احجام و سطوح مختلف توسط تکنولوژی جدید ، که همان رایانه است ، انجام می شود . تکنولوژی رایانه قادر است بین دو شکل ، شکل های میانی را برای انتقال نرم یکی به دیگری انجام دهد . این انتقال نرم مدت ها است که در فیلم های تبلیغاتی ، فیلم های ویدیویی و فیلم های سینمایی انجام می شود . در فیلم ویدیویی مایکل جکسون به نام سیاه و سفید ، تصویر صورت چند فرد مختلف که از نژادها ، رنگ ها ، جنسیت و سنین مختلف بودند گرفته شده بود و در مقابل چشمان حیرت زده تماشاگران تلویزیون ، تصویر یکی به دیگری تبدیل می شد ، بدون اینکه بیننده احساس کند که این لایه های بین دو صورت کاملا متفاوت به صورت تصنعی و یا ناهمگون به یکدیگر تبدیل می شوند . در فیلم پایان گر 2 ( Terminator 2 ) نیز هنر پیشه ای که نقش منفی داشت می توانست کالبد خود را به صورت جیوه در بیاورد و همانند جیوه در هر شرایطی تغییر حالت دهد . در روی کف زمین به صورت یک کف پوش پهن شود و سپس از روی کف بلند شده و به صورت انسان و یا حالت های دیگر در آید . امروزه با استفاده از رایانه ، این انتقال و تغییر شکل به راحتی قابل اجرا است و معماران فولدینگ سعی می کنند که معماری را با علم روز همگون و همسو سازند . در این رابطه بهرام شیردل در مصاحبه خود در مجله آبادی می گوید : " فکر من و همکارانم در معماری و شهر سازی ، قابل انعطاف کردن فضاها است به گونه ای که جوابگوی تفاوت های بی شماری باشد ،... همیشه معتقد بوده ام باید معماری جدیدی به وجود آید که با افکار و زندگی زمان خود انطباق داشته باشد و فرهنگ و تمدن موجود را غنی تر کند ... انسان با گذشت زمان افکار و خصوصیاتش تغییر می کند - بر عکس سایر جانداران - معماری هم باید به تبع آن تغییر کند . " پیتر آیزنمن به عنوان بانی طرح فلسفه فولدینگ در حوزه معماری واژه " Weak Form " یا " فرم ضعیف " را مطرح کرده است . فرمی که قابل انعطاف است و خود را با شرایط محیطی وفق می دهد .همانطور که ژله با شکل ظرف خود تطبیق می یابد . لذا فرم ها یا لایه های معماری فولدینگ ، در مجاور و همتراز یکدیگر به صورت انعطاف پذیر و در انطباق با شرایط کالبدی ، اجتماعی و تاریخی محیط در سایت قرار می گیرند .
  14. Architect

    روانشناسی محیط چیست

    روانشناسی محیط چیست در ده های 60 و 70 پژوهش هایی که به بررسی تاثیر متقابل محیط و انسان اختصاص داده می شدند به عنوان بررسی های تخصصی رشته های « روانشناسی محیط » ، روانشناسی اکولوژیک یا علوم اکورفتاری منتشر شدند . گرامان ( 1976 ) روانشناسی محیط را مکمل روانشناسی عمومی فاقد محیط می داند . پس روانشناسی محیط نیز یکی از زیر مجموعه ها و رشته های تخصصی روانشناسی عمومی است . آقای گرامان به این نتیجه می رسد که در روانشناسی سنتی به ابعاد محیطی – فرهنگی توجه کافی نشده است و این پدیده موجب پیدایش رشته روانشناسی محیط یا اکولوژیک شده است . در دهه هفتاد پژوهشگران ویژگی هایی را برای روانشناسی محیط گزارش کردند که عبارتند از : 1- در بررسی های روانشناسی محیط انسان را از محیط طبیعی وی جدا نمی کند بلکه انسان را بعنوان بعدی غیر قابل تفکیک از شرایط محیط مورد پژوهش و بررسی قرار می دهند . 2- در روانشناختی محیط به آداب ، رسوم ، ارزشها و معیارهای اجتماعی و فرهنگی توجه می شود . 3- برخی عقیده دارند مبانی نظری روانشناسی محیط هنوز تکمیل نشده است و این هدف از طریق تجربه و پژوهش میسر می شود و به این دلیل نمی توان تعریف دقیق و جامعی برای این رشته تخصصی ارائه کرد. جیفورد (1997) روانشناسی محیط را « بررسی متقابل بین فرد و قرارگاه فیزیکی وی » تعریف می کند . به عقیده وی ، در چنین تأثیر متقابلی ، فرد محیط را دگرگون می کند و همزمان ، رفتار و تجارب وی به وسیله محیط دگرگون می شود . منظور از قرارگاه فیزیکی ، فضای فیزیکی با هدف های کاربردی و سازمانی تعریف شده است ، مانند مدرسه که محل تعلیم و تربیت است . به طور خلاصه ، در روانشناسی محیط ، رفتار در تعامل با ابعاد فیزیکی – معماری یا نمادی محیط مورد بررسی قرار می گیرد . تاریخچه روانشناسی محیط برخی عقیده دارند قدمت روانشناسی محیط به اندازه قدمت خود رشته روانشناسی است ، ولی معمولاً کوشش شده است برای آن تاریخچه مشخص تری بیان شود . جیطورد ، آگون برونسویک و سپس کورت لوین را پایه گذاران این رشته می دانند . برونسویک در سال 1943 برای نخستین بار اصطلاح روانشناسی محیط را به کار برده است ، در مآخذ آلمانی زبان ، ملپاخ (1902 ) نخستین پایه گذار روانشناسی محیط نامیده می شود . رشته روانشناسی معماری از روانشناسی محیط نو پاتر است . آغاز این رشته ، معمولاً سالهای 1961 تا 1966 که اولین کنفرانس های روانشناسی معماری در آمریکا برگزار شده ، عنوان شد .
  15. ... جمعیتی بالغ بر یک میلیون نفر نیز در این برج ساکن خواهند شد. ساخت این سازه عظیم به عنوان یکی از تازه ترین ... باز هم طبیعت منبع الهامی برای دانشمندان و مهندسان تبدیل شده است. در سراسر جهان از جمله دوبی و شرق دور برج های سر به فلک کشیده متعدد و زیبایی دیده می‌شوند که با استفاده از آخرین فناوری‌های روز ساختمان سازی طراحی و ساخته شده‌اند. البته ارتفاع این برج ها عمدتآ از ۴۰۰ یا ۵۰۰ متر تجاوز نمی‌کند. اکنون تصور کنید در آینده‌ای نزدیک برجی مسکونی یا بهتر بگوییم شهری عمودی به ارتفاع بیش از سه کیلومتر با عرض پایه بیش از یک و نیم کیلومتر ساخته شود. جمعیتی بالغ بر یک میلیون نفر نیز در این برج ساکن خواهند شد. ساخت این سازه عظیم به عنوان یکی از تازه ترین راهکار های بشر برای مقابله با افزایش جمعیت و پاسخی به نیاز آنها به مشکل است. ایده‌ی کلی ساخت این برج از لانه‌ی موریانه‌ها الهام گرفته شده است! این برج استثنایی Ultima Tower نام دارد که طراحی و ساخت آن از سوی شرکت آمریکایی موسوم به Eugene Tsui مورد بررسی قرار گرفته است. این سازه عظیم که با استفاده از مدرن ترین تکنیک‌های استاندارد ساختمان سازی و با توجه به معیار هایی نظیر مقاومت در برابر زمین لرزه و سیل ساخته خواهد شد بیش از آن که یک پروژه معماری باشد مجموعه‌ای از اکو سیستم‌ها البته در ابعاد کوچک است. این پروژه به صورت خودکار ایده‌هایی استثنایی در خصوص چگونگی تولید انرژی، استفاده موثر از آب و مسائلی دیگر از جمله چگونگی حمل و نقل و جابجایی را مطرح می‌کند. قرار است این برج با هزینه‌ای بالغ بر ۱۵۰ میلیارد دلار و در آینده‌ای نزدیک در نقطه‌ای که هنوز تصمیم نهایی درباره آن اتخاذ نشده است ساخته شود ، اما به نظر می‌رسد با توجه به ادامه روند نگران کننده ازدیاد جمعیت این پروژه زودتر از تصورات مدیران شرکت آغاز به کار کند. رفتن از طبقه همکف این برج به آخرین طبقه آن با آسانسور سریع السیر ۱۰ دقیقه طول می‌کشد! شکل کلی این برج همچون لانه موریانه‌ها است که در کناره ها دیواره هایی با خمیدگی ملایم خواهد داشت. همچنین برای خنک سازی این برج از روش هایی همچون استفاده از جریان آب و انتقال حرارت اضافی به سطوح فوقانی سازه و در نهایت انتقال آن به سطوح بالایی اتمسفر زمین استفاده خواهد شد. گفته می‌شود تمامی سطح خارجی این سازه از صفحات خورشیدی پوشیده خواهد شد و از آن گذشته وجود اختلاف فشار هوا میان قسمت پایین و بالای برج کمک زیادی به تولید برق خواهد کرد. قرار است این برج در ۱۲۰ بخش جزا که هر یک شامل چندین طبقه و اکو سیستم خاص خود است ساخته شود. همچنین انبار های بزرگ آبی در ۱۲ قسمت مجزای این سازه ساخته خواهد شد تا از آنها برای اطفای حریق استفاده شود. Ultima Tower در یک نگاه: ارتفاع: ۳۲۱۸/۷ متر قطر(همکف): 8/1 کیلومتر مساحت زمین: ۱۴ کیلومتر مربع زیربنا: ۱۴۰ کیلومتر مربع تعداد طبقات: ۵۰۰ جمعیت: یک میلیون نفر سرعت آسانسور: ۶ متر بر ثانیه (۲۱ کیلومتر بر ساعت) هزینه ساخت: ۱۵۰ میلیارد دلار
  16. ادامه... فضا و تعیین آن در حوضه کامپیوتر: از آن جا كه معماري همواره پاسخ دهنده به نيازهاي مطرح شده بوده است اينك در عصر الكترونيك نياز ما به طراحي فضاهايي است كه در حوزخ ديجيتال مطرح شده اند. همان گونه كه نياز عصر صنعتت فضاهايي فراخ و گشوده و فارغ از ديوار باربر بود تا پاسخ گوي نيازهاي زاده شده آن همانند نمايشگاه ها و فرودگاه ها و ايستگاه هاي راه آهن و غيره باشد، معماري امروز نيز بايست جواب گوي فضاهايي مثل روم و چت روم‌ها و اتاق هاي ميتينگ باشد و همين مسئله است كه باعث شده تا دكتر راك ول معماري Cyber Space را با واژه نياز روز مطرح كند. اما اين جا يك سوال اساسي مطرح است و آن اين كه معماري همواره با مكان پيوند خورده و فضا كه جوهره معماري است به عنوان مكان و زمان پذيرفته شده است و فهم گرديده و حال Spaceكه با پيشوند Cyber در هم آميخته چگونه در ذات خود مكان و زمان را داراست؟ در حوزه ديجيتال مكان هويتي سيال مي يابد كه مي توان گفت كه در فضاي فاز بين صفر و يك جا و ناجايي سير مي كند و لذا بايد پذيرفت كه مفهوم فضا درآميخته شدن با سايبر تغيير يافته و ما شايد يك حيطه فعاليت و فضاي جديد هستيم كه در گذشته وجود نداشته است. در اين فضا زمان اهميت ويژه مي يابد. ماركوس نواك فضاي سايبر را فضايي تعريف كرده كه در آن فضا و زمان در هم ادغام گرديده اند. مرلوپنتي تعبيري از فضا در عرصه معماريرا بدين گونه ارائه داد بود كه فضا وجودي است وجود فضايي است. مرلوپنتي اساس فضا را با اين تعريف تجريه آن توسط ناظر مي داند و با مطرح كردن اين كه فضا وجودي است وجود انسان و دريافت فعالانه او از فضا را در درجه اول اهميت بر مي شمرد. با اين تعريف فضا در حوزه ديجيتال نيز همان تعريف مرلوپنتي را خواهد داشت چرا كه بر ادراك ناظر و مكانيسم كشف آن فضاي مجازي فضا ارتباطي همه جانبه و متقابل از يك سري عناصر متضاد را ايجاد مي كند كه به صورت هم تراز در كنار هم قرار مي گيرند. بدون هيچ سلسله مراتبي معناي پيچيدگي فضاي سايبر نيز همين است تجربه در فضاي سايبر تجربه اي است ذهني و لذا ماهيت فضا در Cyber Space اداركي است اداركي كه بدون حضور فيزيكي شخص و تنها به مدد ذهن او صورت مي‌گيرد. فضاي سايبر محلي است براي قرار گيري اذهان مبادله افكار و تجارب ادراكي و لذا همچون ذهن ماهيت وجودي اش غير مادي است. طراحي و خلق فضاي مجازي: با پيشرفت سريع فناوري اطلاعات (IT) و رخنه كردن آن در تمامي ابعاد زندگي بشر پيش بيني مي شود كه در 20 سال آينده جهان در آستانه تحول موج چهارم قرار گيرد. موج چهارم را كه در عصر مجازي ناميده اند بي ترديد معماري را نيز متحول خواهد كرد. اما اين سوال مطرح است كه معماري در عصر مجازي چگونه تعريف خواهد شد و چگونه مجازي سازي مفاهيم معماري را تحت الشعاع قرار خواهد داد. پيش بيني مي شود در آينده نزديك، فروشگاه و مراكز خريد و شركت ها به مفهوم امروزي وجود نخواهد داشت و هر فرد براي خريد مايحتاج زندگي از طريق كامپيوتر پول آن را پرداخت خواهد كرد و يا يك شركت خريد خود را از انجام خواهد داد و سپس از طريق كامپيوتر پول آن را پرداخت خواهد كرد و يا يك شركت متشكل از يك ساختمان و تعدادي كارمند نخواهد بود. بلكه كارمندان هر شركت در منزل و از طريق شبكه به حل و فصل امور مربوط به شركت خواهند پرداخت. لذا cyber كه امروزه در زبان عامه اصطلاح آشنايي است به تمام و كمال همه ابعاد زندگي را در بر خواهد گرفت و فضاي معماري نيز پسوند cyber را خواهد پذيرفت. معماران پيشگامي در اين زمينه مشغول فعاليت اند كه ازآن جمله مي توان به افراد و گروه هاي زير اشاره كرد. Mark Bury, Kas Oosterhuis, Tristand Estree Esterk, Robert Woodbury, Nox, Asymptot نتیجه گیری : امروزه و در آستانه هزاره سوم جهان مجازی وجه خاصی از تجربه حیات را امکان پذیر ساخته است که مدان و زنان سراسر جهان در آن شریکند ، گفتمان جهان سه بعدی میان شبکه ای باعث بسط و گسترش نوع جدیدی از حیات در جهان کالبدی نیز شده است . جهانی شدن و جهانی بودن دیگر رویایی اذهان فیلسوفان و نویسندگان نیست عصر اطلاعات و ارتباطات در حقیقت برآیند ه حکمروایی می کند . مسیر گسترده آن را ترسیم می کند . زیستن در چنین جهانی ، یعنی تعلق داشتن به محیطی که ماجرا ، قدرت ، شادی، رشد و دگرگونی را به انسان وعده می دهد و در عین حال انسان را با تحدید نابودی و تخریب همه آنچه که دارد ، همه آنچه که می داند و همه آنچه که است روبرو میسازد . منابع : فصلانامه معماری ایران – شماره 22-21- مقدمه معماری مجازی- کیوان جورابچی فصلنامه و معماری و فرهنگ 9 – ماعک نصیری نسب – گرگ لین فصلنامه و معماری و فرهنگ 17 – مهناز محمودی – کنکاشی پیرامون معماری مجازی پنز،فرانسوا ، تامس ،مورین-معماری و سینما،شهرام جعفری نژاد- انتشارات پرورش 81 فنایی ، کامیار – معماری مجازی –راه و ساختمان ، شماره 6
  17. ادامه..... عرصه های کاربردی معماری مجازی : معماري مجازي جايگاه ويژه اي در پيشرفت آموزش، تفريحات و صنايع بازرگاني دارد. معماري مجاز مي تواند در عرصه هايي كه الكترونيك در آن ها نقش اساسي دارد سهيم باشد به عنوان مثال شبكه هاي تلويزيوني، كمپاني هاي تولي فيلم، آگهي هاي بازرگاني، انيميشن ها، سينما و بازي هاي كامپيوتري . هم چنين نرم افزارهاي تخصصي و مدل سازي از يك ساختمان در محيط مجازي امكان تحليل علمي مسايل اكوستيكي، حرارتي و سازه اي را قبل از اجراي ساختمان فراهم آورده است. فرصت هايي مغتنم را براي عرضه طرح ها و ابتكاراتي كه در حوزه ساختمان سازي و اجرا قابل تحقق نيستند و نمي توانند در آن عرصه ها، بروز پيدا كنند، به وجود اورده است. پروفسور راك ول در اين باره گفته است موضوعات غير عملكردي براي هر كسي كه مايل به طراحي آن هاست. در اين حيطه جاي دارد. اما با وجود اين هنوز سوالات عميقي درباره رابطه بين رسانه ها مهارت يك معمار سايبر و بين استدلال هاي كيفي و ارزش بسياري از مسيرهاي رسيدن به فن سايبر وجود دارد، اين ها نشان مي دهد كه ما هنوز در مرحله مقدماتي و شروع كار هستيم . هدف از معماري مجازي: اگر در اين جا به مسئله روح زمان كه جنكز آن را مطرح كرده توجه كنيم در خواهيم يافت كه اگر صنعت و انقلاب صنعتي در معماري به ايجاد مكان هاي كار و كارخانجات صنعتي و در عرصه زندگي خصوصي نيز به انبوه سازي انجاميد و به قول جودنسون «جوامع صنعتي پديد آورنده ساختمان هاي بلند مرتبه شد تا مردن بتوانند در نزديكي محل كارشان اقامت داشته باشند» امروزه در عصر اطلاعات نياز به چه نوع فضا و ساختمان هاي جديدي احساس مي شود! بدون شك نفوذ اينترنت ووجود شركت ها و فروشگاه هاي مجازي 30 درصد ساخت و ساز را در 20 سال آينده كاهش خواهد داد. مكان هاي ملاقات و گردهمايي ها مكان مورد نياز اين عصر خواهد بود. اما اين وب ها هستند كه به عنوان يك مكان ملاقات الكترونيكي مطرح خواهند شد، گرچه ما باز هم به فضاهاي فيزيكي و واقعي نياز خواهيم داشت. دكتر راك ول هدف از معماري Cyber Space را چنين بيان كرده است هدف از توليد نسل جديد نرم افزارهاي شبكه كامپيوتري اين است كه به كمك ان ها جوامع مجازي ساخته شود يعني مكان هاي ملاقاتي ايجاد شود كه در آن ها مردم بتوانند كار و تلاش و خريد و بگو مگو كرده، لذا اين مكان ها آن هايي نيستند كه فضاهاي محل زندگي مردم را شكل داد، بلكه هدف ايجاد فضايي بهتر براي تامين احتياجات مردم و تحقق بخشيدن به روياهاي آن هاست.
  18. Architect

    تأملی در باب معماری مجازی

    تأملی در باب معماری مجازی چکیده مقاله : معماری مجازی جایگاه ویژه ای در پیشرفت آموزش ، تفریحات و صنایع بازرگانی دارد . معماری مجازی می تواند در عرصه هایی که الکترونیک در آنها نقش اساسی دارد سهیم باشد همچنین نرم افزارهای تخصصی و مدل سازی از یک ساختمان در محیط مجازی امکان تحلیل علمی را قبل از اجرای ساختمان فراهم آورده است . اما مسئله ی مهمی که امروزه اذهان نظریه پردازان را مشغول ساخته مسئله یCyber space است که می تواند تصور فضا و زمانی جدیدی را در زندگی روزمره ی مردم دنیا به وجود آورد . در این مقاله سعی شده است به تعریف ها و تأثیرات معماری مجازی پرداخته شود . واژه های کلیدی : علوم پیچیدگی ، نظریه نظام ها ، دانش سایبر نیتیک ، فضای سایبر ، جهان مجازی ، واقعیت مجازی ، معماری مجازی . مقدمه: اگر بخواهیم زندگی بشر را در سه تغییری که در طول تاریخ در معماری داشته تقسیم بندی کنیم ، این چنین است که موج اول را می توان عصر کشاورزی خواند که با شروع این دوران اولین مسئله اقامت بشر در یک منطقه مطرح شد و معماری به معنای کلمه به وقوع پیوست . موج دوم را می توان عصر صنعت و دوران پس از انقلاب صنعتی در اروپا خواند که با آغاز مدرنیته نیز مواجه می شود . اما موج سوم را عصر الکترونیک می نامیم ، این دوران تقریباً با حضور کامپیوتر و ابداع آپارنت ( پدر اینترنت کنونی ) تعریف می شود . اما اگر بخواهیم رابطه معماری با کامپیوتر را بررسی کنیم این تقسیم بندی به وجود می آید که مرحله اول مرحله درگيري با فن آوری دیجیتال ، تحت تأثیر سایبر بانک و دیکانستراکشن بوده که به مرحله ( کندوگران ) نیز معروف است . مرحله دوم مرحله تأثیر صوری فن آوری دیجیتالی ( استادي جدید در پرداخت کار ) بود ، اما مرحله سوم را نسل جدیدی از معماران آموزش دیده در نظام کاملاً دیجیتالی تشکیل می دهند . این دوران را می توان دوران ( تأ ثیر علمی کامپیوتر بر معماری ) نامید . این نسل از معماران کامپیوتر را امری صرفاً ناگزیر می دانند . از نظر آنان کامپیوتر نوعی فن آوری جدید که خاص یا دیکانستراکت کننده باشد نیست . آنان در تلاشند تا فن آوری تمام جنبه های زندگی روزمره انسان را میسر سازد ، لذا آنچه که این معماران نیاز دارند تناسبات سالم و انعطاف پذیر معمارانه است . کار این معماران حاکی از این است که راهبردهای جدید علمی ساختن که فراتر از روابط سنتی معمار / کارفرما / سازنده می رود را با تجربه معماری که راهبردی ترو بر انگیخته تر است مطرح کنند . در کار آنان به برنامه ساختمان از طریق عدسی های کوچک تر نگریسته می شود ، که می تواند در خلال زمان بسط و گسترش یابد . از نظر این معماران عمدتاً جوان مهمترین مسئله دستیابی به فرمهای جدید نیست بلکه دستیابی به قالب های جدید کار است . هدف نهایی این مقاله بررسی اجمالی تعاریف صورت گرفته در بحث معماری مجازی و همچنین بررسی تاثیری است که این نگاه نو به معماری در زندگی روزمره می گذارد ، است . علوم پیچیدگی ، قلب جهان پسا مدرن : در سال 1963 –ادواردلورنز- هواشناس شاغل در ام ای تی – هنگام پیش بینی وضع هوا دریافت که واقعیت های بنیادی موجود در طبیعت متضمن گونه ای اغتشاش هستند که به صورت جبری در آن ها نهادینه شده است . وی پی برد که حساسیت به شرایط درونی در واقعیت های طبیعی (باز خوران مثبت ) باعث می شود که تغییرات بسیار کوچک در برخی اجزاء عامل به وجود آمدن تغییراتی عمده و کلان در کل پدیده گردند. این ویژگی نهفته در دل طبیعت که از آن به اثر پروانه ای تعبیر می گردد حکایت از سرشت نا خطی پدیده های طبیعی دارد . نظریه نظام ها : خون جاری در رگهای تفکر پیچیدگی نظام طبق تعریف عبارت از گروهی از اجزای متعامل است که به مثابه یک کل متعادل و در راستای نیل به هدفی خاص و تعیین کننده ، ارتباطات متقابلی را بر اساس مجموعه ای از روابط شکل می دهند . می توان نظریه نظام ها را مطالعه فرا رشته ای سازمان انتزاعی پدیده ها ، دانست که مستقل از جوهر ، گونه و مقیاس وجود فضا یی زمانی آنها صورت می پذیرد . دانش سایبر نتیک : از نظر تبار شناسی واژه سایبر نتیک مأخوذ از واژه یونانی کوبرنيتيزاست که معنای متفاوتی همچون راهنما ، سکان دار و میانجی از آن استفاده میگردد . ریشه فعلی واژه کوبرنیتیز واژه کوبر نائو است که در اصل به معنای هدایت كردن است . لوئیزکوافیگنال در سال 1958 این دانش را هنر تضمین کارایی کنش تعریف می کند . سایبر نیتیک را می توان دانش سازمان دهی مؤثر تعریف کرد . هدف این دانش حفظ نظامی در وضعیت تعادل پایدار برای مطالعه تأثیرات درون داده های نظام بر آن به منظور به دست آوردن برون داده های پیش بینی پذیر با وضعیتی پایدار است . این دانش به این نکته می پردازد که نظام های پیچیده چگونه کارهای خود را کنترل کنند . در این بین می توان فضای سایبر را این گونه تعریف کرد که شبکه ای است فرا رسانه ای که در آن مجموعه ای متنوع از ارتباطات و روابط با گونه ای متنوع از رسانه ها که از طریق برنامه های فرا متنی به همدیگر متصل می شوند . دو انگاره اصلی فضای سایبر را می توان این گونه تقسیم بندی کرد : 1- انگاره هدایت از طریق فضایی از داده های الکترونیکی . 2- انگاره کنترل که با دستکاری داده ها امکان پذیر می گردد. واقعیت مجازی : سه ساحتی که واقعیت مجازی معماری را دستخوش تغییر کرده اند این گونه می باشند که 1 ) عمل و فرآیند کنش معماری تحت نفوذ مستقیم پیشرفت فن آوری اطلاعات و ارتباطات قرار گرفته است . 2) خلق فضاهای ادراکی دگرگون شده که محصول حوضه های ادراکی –تجربی جدید هستند ، که امکان تصورات دگر گونه ای را با خود به ارمغان آورده اند . 3) تعامل میان معماری و فن آوری واقعیت مجازی ، طراحی خود فضای سایبر . اما با این تعاریف واقعیت مجازی دو دستاورد مهم به ارمغان آورده است : 1) تعامل و امکان تأثیر با جهان واقعیتهای مجازی . 2) امکان غوطه وری در آن جهان از سویی دیگر . معماری مجازی : معماری مجازی را می توان رهیافتی بر تجسم و تحقق معماری کالبدی بر پایه فن آوری واقعیت مجازی دانست . معماری مجازی بنیانی است برای ترکیب تجسم و طراحی به کمک فن آوری واقعیت مجازی با هدف کاهش محدودیت های محیط و روش های رایج متداول برای طراحی معماری . از منظر فن آوری واقعیت مجازی با تبدیل شدن به رسانه ای شفاف و ارتباطی می کوشد تا طیفی از فراهم آوری شگردهای ارائه روی صحنه تا تأمین گونه ای رسانه انقلابی برای طراحی معماری را ممکن سازد . تبدیل شدن فن آوری واقعیت مجازی به رسانه منعطف طراحی ، معماران را قادر می سازد تا از سویی امکان تجسم طرح هایشان را به شیوه ای انقلابی به دست آورند و از سویی دیگر قادر گردند تا با اعمال کنترلهای بیشتری بر طرح ما باعث ترقی و بهبود هر چه بیشتر آنها شوند . کلاً معماری مجازی تصور فضا و زمانی جدیدی در عصر رسانه ها به وجود آورده است . اگر ابداع پرسپکتیو را دررنسانس انقلابی اپتیکی جهت تحول در معماری بدانیم ، فن آوری شبیه سازی در دهه 1980 و واقعیت مجازی در دهه 1990 را می توان جهشي محسوب کرد که نقطه عطفی در به کارگیری ابزار و سلطه اش از آن به حساب می آید . این دیدگاه در آمدی بر پیدایش فرصت ها و مفاهیم جدید با تکیه بر رسانه ای جدید از آشکار گری هستی را امکان پذیر ساخته و پیش روی هنرمندان و معماران قرار می دهد . این فن آوری دست کم از اهمیتی به اندازه اختراع تلفن ، تلویزیون و اتومبیل بر خوردار است . فن آوری واقعیت مجازی نیز تا مدت کمی به ضرورتی روزمره تبدیل خواهد گردید . سر آغاز این تبدیل ، تغییر تمام عیاری است که به کمک فن آوری واقعیت مجازی در ارتباطات رخ داده است . فن آوری مجازی قادر است ارتباطی آنچنان واقعی را رقم زند که نیازی به ارتباط حضوری احساس نگردد . بدین ترتیب سفرها به دور دنیا کم می گردد از سوختن سوختهای فسیلی جلوگیری می شود . مخاطرات زیست محیطی کاهش می یابد و تجارت بین الملل تسهیل می گردد.
  19. اینم به خاطر اینکه سوال باید اسون باشه
  20. این اسمانخراش در شهرستان Zhongshan ، چین ساخته شده این پروژه شامل ساختمان 253.8 متر ارتفاع که شامل 48 طبقه و در فضای 40،000 متر مربع طراحی شده من فقط این اطلاعات رو تونستم در بیارم
  21. سلام دوستان من کامیارم سال سوم رشته معماری خوشحالم از اینکه در جمع دوستانه شما هستم مخصوصا اینکه شنیدم بچه های مکانیکی با ادبی داره :دی
×
×
  • اضافه کردن...