-
تعداد ارسال ها
2134 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
تمامی مطالب نوشته شده توسط FrnzT
-
انجمن علمی دانشگاه هنر به مناسبت روز جهانی گرافیک (۲۷ آوریل) در روز دوشنبه هفتم اردیبهشت ۸۸، اقدام به برگزاری سخنرانی مسعود سپهر نمود. در این سخنرانی "مسعود سپهر" با موضوع "تایپوگرافی معاصر فارسی، توان مندی و محدودیت ها" صحبتهایی را ایراد کرد. مسعود سپهر فارغ التحصیل رشته ی "طراحی تایپوگرافیک، برنامه ریزی چاپ و تولید" از دانشگاه چاپ لندن است. متن کامل سخنرانی این هنرمند در ذیل می آید. نخست: در زبان فارسی نگارش با الفبای عربی انجام می شود. استفاده از این الفبا با تغییراتی جزئی کم و بیش شبیه به استفاده از الفبای لاتین یا رُمی در بسیاری از زبانهای اروپائی است... دو ملاحظه ی ریشه ای نشانگر تفاوت اصلی و منحصر به فرد تایپوگرافی فارسی نسبت به زبانهای دیگری که از این الفبا استفاده می کنند است: اول- به کار گرفتن بیشتر یا کمترِ بعضی از مفردات، آواها، و نقطه گذاری یا مکثهای های خاص در کلمات و زبان فارسی. دوم- برداشت ها و اَشکال فرهنگی از قبیل: ادبیات فارسی و نوع بیان های تصویری در هنر ایرانی. ... ملاحظات دیگری از نوع ویژگی های جغرافیای طبیعی و نیز جغرافیای انسانی یا شرایط مردم شناسانه ایرانیان نیز می تواند در شکل گیری سبک های تایپوگرافی فارسی تا حدی تاثیر گذار بوده باشد. زبان ها و گویشهای دیگری نیز بین مردم ایران وجود دارد، از قبیل ترکی ایرانی یا آذری، ارمنی، زرتشتی و کردی. می دانیم که حداقل دو تای آن ها به صورت جاری از الفبای غیر عربی برای نوشتن استفاده می کنند. ولی در مجموع هیچ یک از آن ها تا کنون سبکی قابل توجه تایپوگرافی به معنی امروزی از خود نشان نداده اند. بهرحال عموم آن مجموعه ای را که در دهه های اخیر مشاهده می کنیم باید تایپوگرافی فارسی خواند، و برای رسیدن به تایپوگرافی ایرانی همچنان باید در انتظار آثار به زبان یا گویشهای دیگر ایرانی بود. تایپو گرافی: هر کجا طراحی گرافیک با متنی که به صورت مکانیکی یا الکترونیکی تایپ یا ماشین شده همراه باشد، خواه ناخواه با طراحی تایپوگرافی سر و کار داریم. یک کتاب مرجع، قبض برق، مطبوعات، نوشته های انواع تابلوهای شهری، اعم از چاپی یا الکترونیک و نیز البته پوستر و غیره همگی نیاز به طراحی تایپو گرافی دارند. تایپو گرافی همیشه با زبان، کلمات و مفاهیم مشترک بین مردم یک جامعه سر و کار دارد. با این نگاه متوجه می شویم که همیشه نوعی احترام آمیخته با عشق نسبت به مردم در نهادِ کارِ تایپو گرافی نهفته است. نوعی علاقه و گرایش باطنی به دموس ـ کراسیا یا، دموکراسی = مردم + حکومت. هدف آخر طراح تایپو گرافی این است که به کمک تایپ یا قلم و تصویر نه فقط خواندن را آسان کند، بلکه معنا را به صورتی نو و خلاقانه القا نـماید، کاری کند که مردم به خواندن و فهمیدن موضوع با شوق و علاقه جذب شوند. طراحی تایپو گرافی در بهترین شکل خود از معنای مورد نظر اولیه سفارش دهنده فراتر می رود و همیشه چیزی زیباتر به آن می افزاید. ابزار و زمینه های مورد توجه تایپو گرافیک: متن و تصویر انواع قلم های ماشینی برای نگارش با شکل های مختلف حروف انواع سبک ها و خانواده ها برای قلم نوع طراحی فاصله بین حروف و خط ها نوع طراحی خطوط کشیده بین حروف در کلمات و تراز کردن سطرها اجزای غیر الفبایی قلم مثل علائم نقطه گذاری و شماره ها تعیین و طراحی اندازه های مختلف برای قلم، ستون ها، حاشیه ها ترکیب بندی رنگ و شکل برای قلم و تصاویر کمبودهای قلم های مورد استفاده عربی و فارسی نبودن چهار عامل یا ابزار اصلی در قلم های عربی و فارسی، کمبود و محدودیتی خاص به طراحی تایپو گرافی آن ها تـحمیل کرده است، که مهمترین آنها به قرار زیرند: نا کافی بودن قلم های مناسبی که به طور خاص برای منظورها و کاربردهای مختلف طراحی شده باشند. کمبود شدید سبک ها و خانواده ی کامل از یک قلم. نا مناسب بودن ابزار و اجزای فاصله گذاری بین حروف در یک کلمه، جمله و سطر. حال آنکه این اجزا برای قلمهای لاتین غالباً دارای طراحی بسیار مناسب و خوبی هستند. نا مناسب بودن شیوه ی کشیده گذاری بین حروف متصل در کلمات. خط کشیده برای تراز کردن سطر در حروفچینی فارسی مفید است ولی برای زبان عربی بسیار ضروری است. در حال حاضر کشیده ی قلمها، نیازهای حروفچینی عربی را هم به خوبی پاسخگو نیست. شیوه و طراحی کشیده گذاری در قلم ها برای زبان فارسی آنقدر ضعف دارد که در حروفچینی کتاب های رسمی آموزشی از سطح دبستان تا دبیرستان ، مدتها است که به طور کلی کنار گذاشته شده است. و زیرا باعث کندی و اختلال در خواندن می شود، و در آنها به جای کشیده فقط از فاصله گذاری بین کلمات استفاده می شود. این کار در واقع پذیرفتن یک عیب نسبتاً کوچک برای جلوگیری از ورود نقصی به مراتب بزرگتر است، و تقریباً هرجا به شیوه ی حروفچینی یا تایپوگرافی متون فارسی،با جدیت نگاه شود از کشیده گذاری به صورت فعلی تا حد ممکن پرهیز می شود. در طراحی تایپو گرافی نـمایشی و در اندازه های بزرگ مثل تیتر نویسی و عموم اطلاع رسانی ها، نیز محدودیت های زیادی در انتخاب قلم برای طراحان وجود دارد ، که بیشتر به علت ترسیم یا باز طراحی های نا مناسب از یک قلم است. این موضوع تقریباً یک عارضه شناخته شده در تـمام کشورهایی است که از قلم های پایه عربی استفاده می کنند. بنابر این کارهای بنیادین و عقب افتاده زیادی برای طراحان تایپوگرافی که در این مناطق جهان زندگی می کنند، هنوز به جامانده است. ابداع و خلاقیت برای جبران کمبودها: از چندین دهه ی گذشته تا کنون، طراحان گرافیک ایرانی که انگیزه های قوی برای ایجاد طرح های بدیع داشتند، پس از روبرو شدن با کمبودها و محدودیت های قلم های فارسی بیشتر توان حرفه ای و شور و شوق خود را متوجه بخش تایپو گرافی نـمایشی و تیتر نویسی کردند. نظیر آثار گاه بسیار بدیعی که روی جلد کتابها، بسته بندیها و پوسترها ملاحظه می کنیم، هر چند تعداد قابل توجهی از آن ها آمیخته ایست از خطاطی و تایپوگرافی... باعث تعجب است که علی رغم کمبودهای بسیار در لوازم مورد نیاز تایپوگرافی فارسی ، کوشش های فراوان و گاه تا حدنبوغ آسای طراحان گرافیک نسل های گذشته نظیر استاد مرتضی مـمیز که آثاری قابل توجه در سطح جهانی از خود به جا گذاشته است، باعث الهام و ایجاد انگیزه در بسیاری از طراحان گرافیک بعدی تا کنون شده است، و امروز تعداد قابل توجهی از طراحان با همین جعبه ابزار پر نقص قلم های فارسی توانـمندی های نهفته در امکانات تایپوگرافی در زبان خود را به نمایش در می آورند. ولی برای رفع واقعی کمبودها هنوز باید کوششهای زیادی انجام گیرد. تلقی و برخوردهای خاص طراحان ایرانی به تایپوگرافی : به کارگیری گسترده و بدیع از حروف برگردان یا لتراست و حروف شابلونی. طراحی کلمات برای تیترها با اجرای گرافیک به سبک قلم های ماشینی، با امید به آن که یک کلمه یا تیتر روزی تبدیل به یک قلم کامل شوند. دستنویسی آزاد، انواع خطاطی و خوشنویسی و نیز خوشنویسی سنتی با تغییرات گرافیکی و ماهرانه طراح. ایجاد طرح های نوشتاری یا شبیه تایپوگرافی جدید با استفاده از اجزا و مفردات حروف قلم های موجود و ایجاد نوعی تایپو گرافی آبستره یا انتزاعی. آمیختن یک یا چند روش متفاوت از نوع بالا در یک ترکیب بندی واحد. تعدادی کم طراحی و ترکیبندی کاملاً خالص و ساده و البته خلاق تایپوگرافی با استفاده از همان قلم های موجود و بدون دخل و تصرف در قلم. آمیختن یک یا چند روش متفاوت از نوع بالا در یک ترکیب بندی واحد. و امروز: فن آوری الکترونیک در چند سال گذشته گامهای بزرگی در زمینه اجرا و مهندسی قلم ها و طراحی حروف و قلم های دیجیتال برداشته است. از جمله مهمترین آن ها برای ما اینست که یک قلم را می توان در صدها بلکه چند هزار جز طراحی و تعریف نمود و با همان صفحه کلید معمول ا مروزی آنها را می توان کنار هم چید. این امکان برای زبان هایی که الفبای پایه ی آن ها عربی است بسیار سودمند است و شاید بیش از زبان های لاتین کاربرد ریشه ای داشته باشد . علائم آوایی، خطوط کشیده ی مناسب خط و زبان فارسی و صدها شکل مختلف ترکیبی دو یا چند حرف و نیز توجه به گویشهای مختلف بومی ما، اکنون در یک قلم واحد قابل پیش بینی و طراحی است. همه اینها خوراک اصلی تایپوگرافی فارسی آینده و فراگیر ایران خواهند بود. مسلماً طراحان گرافیک ایرانی می توانند سهم خلاقانه ی زیادی در این امر داشته باشند. و نتیجه ی این کوششها مورد استفاده ی همه ی اقوامی خواهد بود که با این نوع الفبا در این منطقه ی عالم سروکار دارند. ایجاد قلم هایی با خصوصیات الفبایی دوگانه مثل طراحی قلم عربی یا فارسی شبیه لاتین، یا لاتین شبیه به فارسی همگی کارهای تجربی زیبائیست و اکنون امکان پذیر است، ولی رسیدن به نیازهای پایه ای تایپو گرافی فارسی با وضع فعلی و در حال حاضر ضروری تر به نظر می رسد. منبع:مجله رنگ
-
تایپوگرافی خوب آمیزشی از داشتهها و الهامات، هشیاری و ناخودآگاه، دیروز و امروز، وهم و واقعیت كار، و بازی و مهارت و هنر است. «پاول رند» ● تاثیر حروف و عوامل دیداری برهم تایپوگرافی خوب آمیزشی از داشتهها و الهامات، هشیاری و ناخودآگاه، دیروز و امروز، وهم و واقعیت كار، و بازی و مهارت و هنر است. «پاول رند» چندی است حرفه گرافیك كشور، میزبان مقولهای چالش برانگیز به نام تایپوگرافی است كه حساسییت عجیبی در همگان ایجاد كرده است. از طرفی تب كار با حروف در طراحان متأخر و جوانتر به وضوح مشاهده میشود و از دیگر سو هجمهای از انتقاد و انتقام شنیده یا خوانده میشود كه آشكارا این جهتگیری جدید فضای طراحی گرافیك كار را مورد خطاب قرار میدهند. بخش اعظمی از این نقدها تركیبی است از تعصبات خشك و احساسات گذرا و تا كنون به این مقولهی بصری از منظر دانش تصویری و شالوده عملی نگریسته نشده است. اینگونه شیوه تاخت و تاز به هر پدیدهای نوظهور، دیرپایی است كه از زمان سنگاندازی به قطار تا عصر رایانه همواره مشاهده شده است. مسأله رایانه و شیوه برخورد با این تكنولوژی گواه این مدعی است. علیرغم كثرت كاربردی كه رایانه در بین طراحان گرافیك دارد، این ابزار بیش از هر جای دنیا در كشور ما بد نام است. متأسفانه در اغلب موارد رهیافت مشابهی اختیار میشود و شیوه برخورد و نگاه تایپوگرافی نیز اینگونه است. یكی از دلایل این نگاه پرهیز از نقد اصولی و وجود احترام آمیخته با تعصبی است كه همواره خطاطی و خوشنویسی در كشور ما از آن در جهت انزوا و انحطاط استفاده كرده است. اگر نگاهی آمیخته با شالوده علمی و قواعد بصری به خوشنویسی داشته باشیم درمییابیم كه در گالری و نمایشگاههای ما جز جلوهای عبوس و تكراری از «اقلام ستّه» و كپیهای خلاق و نسخهبرداری كوركورانه از نسخههایی نخنما شده و تكراری وجود ندارد. امیدواریم این اتفاق برای تایپوگرافی و بهطور عام حرفه گرافیك ما نیفتد. الفبا رسانه پیامرسانی مكتوب و تصویر زبان است و خط زبان مصور، معانی و مفاهیم گفتاری است. خوشحالی، شادی، آرامش، اضطراب و خشونت اجتماعی در شكل حروف، جذب و متجلی است. در سراسر تاریخ همواره زیبایی خط و سیمای ظاهری زبان نوشتاری برای ملل و تمدنها مورد ارزش بوده است. با اختراع بزرگ طی سالهای ۱۴۵۰ نیز الفبا دوباره طراحی و مورد توجه طراحان حروف قرار گرفت و بعضی از هنرمندان نقاش و مجسمهساز تصمیم گرفتند با روحیههای مختلف یكسری الفبای یكپارچه بسازند. كمكم تجربه كردن روشهای پیشرو و بعضاً افراطی توسط طراحان مدرن نشان داد كه اساساً قیاسخوانایی و برقراری ارتباط در یك ظرف واحد قیاس درستی نیست. ارتباط به وسیله جذب و جلب مخاطب آغاز میشود یعنی خواننده ابتدا میبیند و جذب شمایل طرح میشود و سپس در خواندن و كشف محتوای پیغام نهفته، تلاش خواهد كرد. در كار با حروف ابزار، نقش تعیینكنندهای خواهد داشت. یك طراح برای دستیابی به آمیزش هماهنگ و دلپذیر عناصر نوشتاری و مفردات خط بر آنگونه كه با ساختار كلی اثر سازگار باشد و ظاهری هماهنگ با محتوا داشته باشد و از طرفی متفاوت با آثار مطرح باشد، باید بتواند از تكنیكها، ابزار و مواد سودمند به صحیحترین شكل استفاده كند و در عین حال از تجربههای گوناگون و شگردی متناسب با بافت فرهنگی حروف بهره گیرد. شیوه كار با حروف باید با ابزار هماهنگ باشد و هنگام استفاده از ابزار باید جلوههایی را كه امكان تأثیرگذاری آنها بر فرم خط وجود دارد در نظر داشت. همكاری شیوه و ابزار، نقش قابل توجهی برای نمایاندن روحیه و معنای فرم خط دارند. اما استفاده از ابزار نو برای رسیدن به ضخامتها و اتصالات متنوع نباید منجر به اشكالی نامربوط شود، زیرا مفردات و اتصالات حروف از انتزاعیترین فرمهای ملهم از طبیعت هستند و طی گذار از سالیان دور تراش خوردهاند تا با جنبههای فرهنگی جامعه و فرهنگ عام تجانس داشته باشند. در معماری حروف مواد و مصالح، مشخصههای ویژهای دارند. استفاده از مشخصات باید هماهنگ با خصوصیات اثر باشد. از طرفی بایست توجه داشت تا مقولهی «خوانایی» قربانی زیبایی بصری نشود و بالعكس. گاهی نیز برای ایجاد كشش بصری لازم است كمی از نیاز خوانایی، پا را فراتر گذاشت؛ یعنی عناصر نوشتاری قبل از خوانده شدن دیده شوند. در مقوله طراحی حروف، روحیهی حاكم بر اندام حروف، اندازه حروف، وزن حروف و فضای منفی حروف، شیوه استفاده از آن را معین میكند. برخی از فرمهای خطوط برای استفاده در اندازههای به خصوص مناسباند و برخی دیگر نیز در هر اندازهای عامل ارتباطی مناسبی هستند. قسمتی از عملكرد گویای حروف، اثر حسی است كه خودآگاه یا ناخوآگاه در بیننده ایجاد میكنند، به عنوان مثال: حروف درون تهی با بیان سبكی و كموزنی نمایانگر پرواز و رهایی است. البته تصور و قدرت خلاقیت و ذائقه طراح شدیداً نتیجه را تحت تأثیر قرار میدهد، بنابراین علاوه بر شناخت ارزشهای بصری نهفته در حروف و تأثیر روانی آنها، وقوف بر روابط و وابستگیهای تاریخی و فرهنگی حروف مشخصه و عامل پر اهمیتی است كه همواره هنگام معماری و چیدمان عناصر نوشتاری باید در خاطر داشت. نكتهای كه هنگام بهكار بستن حروف باید در نظر داشت، مشاركت عوامل كلی و جزیی با هم است. هیچ عنصری به تنهایی نمیتواند به یكباره تمام مفهوم را برساند. عوامل مهمی در طراحی مانند محاسبه دقیق فضای مفردات حروف، استفاده از برشها و پیچشهای اصولی در گونهای خوشنویسی، درك تواناییهای حركتی خطوط، اندازه و نوع خط، حاشیههای مارژین، فاصله بین خطوط، رنگ پیشزمینه و پسزمینه و... ،همه و همه به طراح كمك میكند تا نتیجه بهتری كسب كند. نتیجهای كه با كاوش در فضای حروف نظیر از بین بردن زواید تصویری حروف بزرگ و كوچك فضای منفی حروف، تعدد كرسی با زوایای مختلف و تجسم و تفرق حروف به دست میآید. قطعاً زمانی حاصل اینگونه كار با حروف، صحیح و اصولی و چشمنواز خواهد بود كه با زبان گرافیك و ذایقه خط انطباق داشته باشد. شخصیت طراح، تصور و قدرت خلاقیتش به طرز عجیبی حاصل كار او را تحت تأثیر قرار میدهد و فراموش نكنیم یك طراح خوب هیچگاه سعی نمیكند به هر قیمتی اصیل بماند. منبع:آفتاب
-
- بگذارید حروف حرف خودشان را بزنند
- تایپوگرافی
-
(و 4 مورد دیگر)
برچسب زده شده با :
-
در پوستر های اولیه که وظیفه معرفی یک کالا یا یک اثر هنری را بر عهده داشتند کلمات و حروف تنها به اطلاع رسانی پوستر کمک می کردند و به عنوان یک عنصر بصری در اندازه های مختلف فضای پوستر را در می گرفتند. برای نمونه اولین پوستر هایی که پدر و پدربزرگ های ما را برای دیدن نخستین فیلم های سینمای ایران، ترغیب می کردند دارای چنین ویژگی بودند در این پوستر ها مشخصات فیلم از جمله نام بازیگران، کارگردان و... به ساده ترین شکل و به سه زبان فارسی، فرانسه و روسی منتشر می شد. پیشرفت صنعت چاپ و پیدایش هنر عکاسی با ایجاد تحولی شگرف در طراحی پوستر به تدریج تصاویر را به درون پوستر ها کشاند تا پوستر ها به ترکیبی از نوشته و تصویر بدل شوند. در این شرایط بود که طراح پوستر مجبور شد برای انتقال پیام به مخاطب به فراگیری اصول زیبا شناسی بپردازد و این امر رفته رفته به اصول و قواعد طراحی پوستر هویتی مستقل بخشید. در واقع با ورود تصاویر به پوستر ها نه تنها از اهمیت نوشتار در آنها کاسته نشد بلکه به ایجاد جنبشی جدید در نحوه طراحی حروف پوستر انجامید. چرا که از آن زمان به بعد حروف می بایست در کنار تصاویر که دارای قدرت بصری بالایی بودند جلوه کرده و به انتقال پیام و شعار مورد نظربه مخاطب کمک کنند. در نتیجه این تحولات لزوم ایجاد یک دگرگونی در فرم ، اندازه و شکل نوشتار در پوستر بیش از پیش حس شد و با گذشت زمان و با شکل گیری شیوه های گوناگون تایپوگرافی، حروف و نوشتار جایگاه ویژه ای در پوستر پیدا کردند. رونالد بارتز ادیب و فیلسوف فرانسوی می گوید: «در گذشته عکس ها و تصاویر معنا را به تصویر می کشیدند و امروزه نوشتار تصاویر را با خود حمل می کنند و تصاویر را با فرهنگ و تصورات آمیخته می سازند» نوشتار جدا از رسالتی که بر عهده دارد (خبررسانی) با تبدیل شدن به یک فرم در ترکیب بندی (کمپوزیسیون) با کل پوستر یگانه شده و به عنوان یک اثر تجسمی مستقل، نقوش ماندگاری را در ذهن مخاطب بر جای می گذارد. به عبارت دیگر پوستر با جدا شدن از موضوع خود همچون هر اثر هنری دیگر فارغ از زمان و مکان باقی می ماند. حروف پوستر باید در درجه اول خوانا و سپس خواندنی باشد. خوانا از لحاظ وضوح روشنی و رسا بودن به گونه ای که مخاطب هنگام مشاهده حروف بر خواندن آن هیچ مشکلی برنخورد. خواندنی از این جهت که قرائت کردن نوشتار برای خواننده همراه با نوعی چالش توأم با لذت وعلاقه باشد و هیجان مخاطب را برانگیزد. امروزه نوشته جدا از تصویر نیست بلکه بخشی از تصویر را تشکیل می دهد و به نوعی تصویر را کامل می کند. نوشتار ، مانند سایر عناصر پوستر در صورتی که صحیح طراحی شود گیرا و تماشایی خواهد بود. البته هماهنگی میان حروف و ترکیب بندی منجسم نیز در جذاب تر شدن نوشتار سهم به سزایی دارد. نکته حائز توجه در طراحی حروف برای پوستر این است که حروف از طریق نوع شکل و چگونگی قرار گرفتن در صفحه می توانند دارای کاراکتر خاصی باشند که این کاراکتر در صورت هماهنگی با موضوع پوستر می تواند در انتقال هر چه بهتر محتوای مورد نظر به مخاطبان تأثیر به سزایی داشته باشند و از طرفی دیگر نیز حرکت و خط آهنگ کلمات سهم فراوانی در ارزش و محتوای طرح ایفا می کند. برای طراحی موفق نوشته ها در یک پوستر، جدا از بهره گیری از تکنیک های مختلف و رعایت نظم و تناسب به خلاقیت و ممارستی نیاز است که طراح از طریق آن می تواند به ارائه هر چه بیشتر پیام از طریق نوشتار نزدیک شود. به قول کیت هنریش «تایپوگرافی صدای تصویر است» . از دیگر نکاتی که نباید فراموش شود این است که متن پوستر نباید در فضای کار گم شود و کم اثر جلوه کند به عبارتی دیگر خواندن متن در پوستر، حتی از فواصل نباید مشکل باشد. رعایت موارد فوق که در غالب تایپوگرافی تعریف می شود می تواند پوستر را به ترکیب بندی و صفحه آرایی (لی اوت) ایده آل نزدیک کند. در نهایت سهیم شدن حروف در ترکیب بندی و میزانپاز پوستر روندی است که به تأثیر گذار شدن پوستر در مخاطب و بیننده می انجامد. ● تایپوگرافی در پوسترهای ایرانی در طراحی اعلان (پوستر/آفیش)، نوشتار و متن، غیر از وظیفه اطلاع رسانی مکتوب خود نیز یک فرم محسوب می شود و در کل ساختار پوستر از لحاظ ترکیب بندی و صحفه آرایی به کار می آیند. ایرادی که در اکثر پوسترهای فارسی نسبت به لاتین به چشم می خورد عدم تنوع در فونتهای فارسی است و به ندرت آثاری با تأکید بر روی نوشتار دیده می شود (هرچند که از نظر ارزش گذاری تصویر و نوشته به یک اندازه است) و یا اینکه از تایپوگرافی خلاق و قوی از لحاظ بصری خبری نیست و بیشتر این آثار دارای حروفی مشابه و یک دست از لحاظ فرم هستند. در حالی که یکی از نقاط قوت پوسترهای لاتین، بخش نوشتاری آن است. حروف و کلمات لاتین، جد از وجه خبری دارای اشکال بصری بوده (به طور مثال کلمه a می تواند برداشتی از سر گاو تعبیر و تلقی شود) خاصی بهره می برند که در ترکیب بندی با سایرعناصر پوستر به جذابیت آن می افزایند. برای نمونه در پوستر های سینمایی که در دو بخش فارسی و لاتین تهیه می شوند. این موضوع آسانتر قابل درک است. پوستر هی لاتین به خاطر اینکه از فونداسیون و زیباشناسی غربی سرچشمه می گیرند از ساختار منسجم تری برخوردار هستند. در کشور ما نیز اصول پوستر سازی با الگوی غربی تدریس می شود. اما در آموزش و کار عملی همواره مشکل منتهای فارسی با ویژگی های خاص خود و متفاوت از غرب وجود دارد. حروف فارسی با توجه فرهنگ و سنت های نوشتاری این مرز و بوم به هم چسبیده است که این ویژگی موجب شده تا از قابلیت های چاپی الفبای فارسی کاسته و عرصه برای طراحی هنرمندانه حروف تنگ شود و متقابلاً جدا بودن حروف لاتین از نظر نگارش دست تایپوگرافیست های غربی در طراحی و تثبیت انواع حروف الفباء و حروف لاتین باز کرده است به طوری که هر ساله انواع فونت های گوناگون در طرح ها و شکل های مختلف به دنیای گرافیک ارائه می گردد و طراحان گرافیک برای به کارگیری انواع حروف از نظر شکل و اندازه و... در آثارشان آزادی انتخاب بیشتری دارند. در پوستر های اولیه طراحی شده در ایران از خط و نوشته صرفاً جهت انتقال مفاهیم و اطلاعات و به عنوان یک اطلاع رسان صرف استفاده می شد و کمتر فرم اشکال بصری آن با توجه به موضوع مورد توجه قرار گرفت. هیچ گاه به طور جدی کار تحقیقاتی به روی خط فارسی انجام نگرفته است تا قابلیت های آن کشف گردد. همواره با دید توریستی به خوشنویسی در حد قلم و مرکب نگاه می کنیم و هیچ گونه تلاش جدی برای عبود از خوشنویسی و رسیدن به تایپوگرافی نرسیده ام. کمتر به فکر آن بوده ایم تا دارای پالت های مختلف تایپوگرافی از حروف و الفبای فارسی باشیم و این را می توان به حساب کم کاری کسانی گذاشت که در این مقوله به فعالیت می پردازند. یکی از عوامل موفقیت غربی ها در این زمینه به صنعت چاپ آنها با عمر حدود ۵۰۰ ساله برمی گردد. غربی ها در این زمینه دارای تجربه و اعتبار خاصی هستند . آنها به خوبی به جنبه کاربردی و حروف با توجه به نوع کارکرد ماشین های چاپ اشراف کامل دارند و در گذشته ، چاپگر به نوعی طراح حروف لاتین بود که به فراخور مطالب، اقدام به طراحی فونت لاتین می کرد. به تعبیری می توان چاپگر ها را گرافیست های آن زمان دانست. وجود حدود ۶۰۰۰ فونت مختلف در خط لاتین تا قبل از پیدایش کامپیوتر می تواند علت دیگری برای موفقیت غربی ها باشد که از پشتوانه چاپی آنها نشأت می گیرد. در ایران نیز قبل از ورود کامپیوتر، پوسترهای فارسی در محدودیت فونت ها شکل گرفته است. اگر در بعضی پوستر ها شاهد آثار درخشانی در زمینه طراحی حروف هستیم ، به دلیل حجم کم آن است و یا اینکه از خلاقیت طراح نشأت گرفته است. بعضی از خطوط فارسی، مانند خط یاقوت که دارای لهجه عربی است و حتی در کاشی کاری های اسلامی نیز از آن استفاده شده جهت پوسترهای که موضوع مذهبی دارند مناسب است و خط نستعلیق که به هویت ملی تبدیل شده در پوستر هایی با این مفهوم می تواند جواب مثبت دهد. امّا اینها کافی نیستند. در بعضی موارد طراحان گرافیک با الهام از فرم الفبای لاتین و براساس ساختار و معیار قرار دادن آنها به طراحی حروف جدید دست زده که در بعضی زمینه ها به موفقیت های نیز رسیده اند.ورود کامپیوتر به حیطه گرافیک، به کارهای گرافیکی تا چند هزار برابر سرعت داده و موجب تنوع و افزایش فونت ها فارسی شده است. اما هنوز آن چنان که باید و شاید جوابگوی نیاز طراحان گرافیک نیست و همچنان، در کشف استعدادهای خط فارسی . بکارگیری گرافیکی آن به علل مختلف ضعیف عمل کرده ایم. عدم رشد بلوغ جامعه گرافیکی ایران از جهت تخصص در حیطه های کار گرافیکی باعث شده کسانی که توانایی لازم را در این زمینه دارند به صورت تخصصی کار نکنند و هنوز واژه تایپوگرافیست واژه غریبی باقی بماند، در حالی که یکی از نیازهای مبرم جامعه گرافیک امروز ایران پرورش این گونه نیروهای در هر زمینه ای می باشد. از طرفی جامعه خوشنویسی ایران که به حد کمال خود رسیده است، باید به عنوان یک مدرسه و مرکز خط شناسی با توجه به پشتوانه عظیم و غنی و با سابقه طولانی در این زمینه به ابداع انواع خطوط جدید و مدرن مطابق نیازهای کنونی جامعه گرافیک اقدام کند. خطوط شناخته شده فارسی مسیر تکامل خود را طی سالیان طولانی طی کرده است و حال به خلاقیت و شکوفایی خطوط جدید نیاز دارد. طراحان و گرافیست ها با توجه به رشته تخصصی خود نباید به حروف و کلمات و متن آثار خود فقط از جنبه اطلاع رسانی نگاه کنند. نوشتار، فرم و شکل خود را از موضوع و محتوا می گیرد و در کل ترکیب بندی اثر سهیم می شود. امروزه حروف و کلمات و خط فارسی به یک ساختار نو و بدیع نیازمندند. منبع:آفتاب
-
- گرافیک
- اطلاع رسانی
-
(و 2 مورد دیگر)
برچسب زده شده با :
-
:icon_pf (34): من به پیمان رای میدم شد پنج تا
- 890 پاسخ
-
- 1
-
-
یا علی دوستان
FrnzT پاسخی برای ژارسین ارسال کرد در موضوع : عاشقان مولای متقیان علی (ع) عاشقان مولای متقیان علی (ع) Topics
علیم همه عشق است و همه عشق علی حق در او گشت تجلی که علی شد علی همۀ افتخار زندگیم لحظه ای بوده که به عشق مولا این شعر به زبونم جاری شد یا علی -
دانلود ساخت آسان و حرفه اى فونتهاى دلخواه با Font Creator Professional 5.5.0.65
FrnzT پاسخی ارسال کرد برای یک موضوع در دانلود نرم افزارهای دوبعدی
نرم افزار Font Creator Professional ویرایشگری است که به شما این اجازه را می دهد تا فونتهای فرمت TrueType و OpenType را ویرایش نمایید. این نرم افزار از ابزارهای رسم قدرتمندی بهره می برد که چاپخانه ها و نیز طراحان گرافیست می توانند از آنها استفاده نمانید، و همچنین واسطی ساده داشته که به کابران مبتدی این امکان را می دهد تا بسرعت به نتیجه مورد نظر خود برسند. هنگامی که شما فونتی را باز یا ایجاد می کنید ، نرم افزار نمایی کلی از تمامی جزئیات آن به شما نمایش می دهد. به آسانی میتوانید کاراکترهای که احساس می کنید کمبود دارند را اضافه نمایید، یا یک کاراکتر موجود را انتخاب نموده و ظاهر آن را ویرایش نمایید. همچنین می توانید امضا یا لوگوی شرکت خودرا اسکن نموده و و تصاویر اسکن شده را وارد نرم افزار نمایید، یا حتی از روی دستخظ خود یک فونت ایجاد نمایید. با دردست داشتن Font Creator Professional همچنین قادر خواهید بود تا نقشه کاراکترها ، نام فونت ها، و جفت های kerning را عیب یابی نمایید، وهمیشه می توانید قبل از نصب فونت خودآنرا بازبینی نمایید. درنسخه حرفه ای نرم افزار، قابلیتهای معتبر ساختن فونت به شما این توانایی را می دهند تا کیفیت فونتهای خودرا بهبود بخشید. ابزارهایی که به پیونددادن ساده حدفاصل هاو افزایش سرعت پردازش علامتهای حجاری شده کمک می نمایند. اسکریپتهای قدرتمند تغییرشکل به شما اجازه می دهند تا هزاران کاراکتر اضافی را درعرض چند ثانیه خلق نمایید. تولید هوشمند ترکیبهای نرم افزار، به شما اجازه میدهند تا تا بصورت خودکار برای بیش از ۲۲۰۰ کاراکتر طرح کلی تهیه نمایید. چه شما یک طراح تایپ باشید ، یا یک وهنرمند گرافیستی که نیاز به مولد فونت دارد، یا یک علاقمند که میخواهد با ایجاد فونتها سرگرم باشد، Font Creator Professional بهترین ابزارها در اختیارشما می گذارد. قابلیتهای کلیدی نرم افزار Font Creator Professional 5.5.0.65 : قابلیت ایجاد و ویرایش فونتهای TrueType و OpenType طراحی مجدد کاراکترهای موجو افزودن کاراکترهایی که کمبود آنها احساس می شود تبدیل تصویر به طرح کلی کاراکترها ویرایش و تولید دوباره نام فونتها رفع نواقص نقشه فونتها تولید، تعییر، واردنمودن، استخراج و پاکسازی جفتهای kerning افزودن یا تصحیح بیش از ۲۰۰۰ ترکیب علائم تغییر شکلی علامتهای منفرد یا یک فونت کامل استخراج فونتهای TrueType از مجموعه های TrueType بازبینی فونتها پیش از نصب نصب فونتها برروی ویندوز دانلود | لینک کمکی قیمت : 149 دلار امريكا حجم : 8.72 مگابایت سازنده : [Hidden Content] پسورد : www.bindownload.com-
- 2
-
-
دانلود تولبار نواندیشان
FrnzT پاسخی برای Mohammad Aref ارسال کرد در موضوع : اطلاعیه ها و اخبار انجمن
اهه یادم رفت بگم لوگوی نواندیشان هم بهم ریخته- 49 پاسخ
-
- 3
-
-
دانلود تولبار نواندیشان
FrnzT پاسخی برای Mohammad Aref ارسال کرد در موضوع : اطلاعیه ها و اخبار انجمن
من روی فایر فاکس 3.6 امتحان کردم و داره کار میکنه. بار اول ری استارت کار نمیکنه ولی بار دوم ری استارت صفحه ش لود میشه. ولی خودم یه سوال داشتم. رفرش موضوعات تازه به صورت اتومات صورت نمیگیره. و اینکه ابزار ادیت نداره که بتونیم بعضی از موضوعات رو پاک کنیم و یا رفرش کنیم.:JC_thinking:- 49 پاسخ
-
- 6
-
-
تخته های گرافیکی اگر یک گرافیست قدیمی باشید و تجربه کار با مداد و قلم و گچ و خلاصه ابزارهایی را که حالا دیگر قدیمی به نظر می رسند داشته باشید، حتما خیلی وقت ها وقتی دارید با کامپیوتر طرحی را آماده می کنید دلتان برای آن روز ها تنگ می شود و با خودتان آرزو می کنید ای کاش می توانستید لذت کار کردن با قلم و کاغذ را به همراه راحتی کار کردن با کامپیوتر یکجا داشته باشید. البته این آرزو به هیچ وجه آرزوی محالی نیست و می توانید به راحتی با خواندن این مقاله به این نتیجه برسید که از تکنولوژی هر کاری بر میاید، حتی زنده کردن خاطرات قدیمی. ابزارهای جدید در شکل های قدیمی جدا از لذت بخش بودن کار با قلم و کاغذ، شاید خیلی چیزهایدیگر باشد که شما را گاهی ترغیب به استفاده از آن ها کند. یکی از این موارد کنترل خیلی خوبی است که معمولا بر روی آن ها دارید. موس کامپیوتر هر چند به خوبی از عهده انجام خیلی کار ها بر می آید اما هر گز نمی تواند بعضی از کارها را انجام دهد. برای مثال شما نمی توانید با فشار دادن موس بر روی میز خطوط پر رنگ تری رسم کنید (درست مانند کاری که می توان با مداد انجام داد) و یا اینکه با تغییر دادن جهت و شکل نگهداری آن، به خط هایی که می کشید طرح بدهید. البته خیلی از چیزهای دیگر هم هستند که شما طراحان حرفه ای حتما بهتر از من می دانید. اما یک تخته گرافیکی (یا قلم نوری) می تواند همه این کارها را به راحتی انجام دهد. شما هم حس خوب کار کردن با ابزارهای قدیمی را به دست خواهید آورد، هم کنترلی عالی بر روی تک تک خطوطی که بر روی کار می کشید خواهید داشت و هم در نهایت سهولت و سرعت استفاده از کامپیوتر را از دست نخواهید داد. یک تخته گرافیکی (تخته دیجیتالی، پد گرافیکی، تخته طراحی و یا حتی قلم نوری) یک ابزار جانبی است که می توان از طریق آن داده ها را،درست مانند موس و صفحه کلید، به کامپیوتر وارد کرد. با استفاده از این تخته می توان تصاویر و کارهای گرافیکی را به راحتی با دست کشید. دقیقا همان حالتی که پیش از این تصاویر را با مداد بر روی کاغذ می کشیدید. به علاوه، این تخته ها می توانند برای امضا کردن و شناسایی امضا نیز به کار روند. یک تخته گرافیکی (که قلم و صفحه نیز خوانده می شود) از یک صفحه تخت و صاف و یک قلم با نوک مخصوص تشکیل شده است که می توان با استفاده از این قلم مخصوص بر روی صفحه ی تخت نقاشی کرد. البته تصاویر بر روی خود این تخته نشان داده نمی شوند بلکه بر روی صفحه نمایش کامپیوتر ظاهر می شوند. با این حال حتی برخی از مدل های تخته های گرافیکی هستند که یک صفحه نمایش مخصوص همراه خود دارند که می توانید آثار حرکت قلم بر روی صفحه را هم روی آن ببینید. در بسیاری از موارد این تخته ها کاملا جایگزین موس شده و به عنوان یک ابزار نقطه یاب در کامپیوتر مورد استفاده قرار می گیرند. تاریخچه و پیش زمینه, تخته های گرافیکی در گذشته با نام های "اسپارک" یا تخته های صوتی نیز شناخته می شدند. در این تخته ها از قلم های مخصوصی استفاده می شد که بوسیله یک دوشاخه جرقه زن صداهای بسیار کمی تولید کردند. سه میکروفون با آرایش مثلثی در اطراف این جرقه زن قرار داده می شد تا صدای تولید شده در فضا را بگیرد. این سیستم بسیار پیچیده و پر هزینه بود و صداها و نویزهای خارجی نیز بر روی حسگرها تاثیر می گذاشت و دقت کار را پایین می آورد. اولین صفحه الکترونیکی مخصوص نوشتن "Telautograph" نام داشت که در سال ۱۸۸۸ توسط الیشا گری اختراع شد. الیشا گری با الکساندر گراهام بل مخترع تلفن هم عصر بوده است. اولین تخته گرافیکی که شبیه به نمونه های حال حاضر بود و برای نوشتن با دست در داخل کامپیوتر استفاده می شد،" Styalator" نام داشت که در سای ۱۹۵۷ ساخته شد. نسل بعدی ( که اولین تخته دیجیتالی نیز به حساب می آید ) تخته RAND نام داشت که البته با نام Grafacon نیز شناخته می شد. البته این نمونه که در سال ۱۹۶۴ ساخته شد صرفا مخصوص انجام کارهای گرافیکی بود. تخته RAND از یک صفحه صاف تشکیل شده بود که شبکه ایی از سیم در زیر آن وجود داشت و خصوصیات افقی و عمودی را در یک محدوده کوچک مغناطیسی شناسایی و رمز گشایی می کرد. قلم نوری سیگنال های مغناطیسی را دریافت می کرد و سپس آنها را به صورت اطلاعات کد گذاری شده برمی گرداند. این دستگاه های دیجیتال ساز (دستگاه هایی که اطلاعات آنالوگ را به اطلاعات دیجیتال تبدیل می کنند) در اواسط دهه ی ۷۰ و اوایل دهه ۸۰ بسیار مورد توجه کاربران قرار گرفت و عنوان هوشمندترین دستگاه دیجیتال ساز را به خود اختصاص داد. در این دوران دستگاهی با نام BitPad توسط شرکت Summagraphics تولید شد. این دستگاه به عنوان یک ابزار برای وارد کردن اطلاعات به کامپیوتر و یک وسیله کمکی برای کامپیوتر مورد استفاده گرفت. البته کارایی آن دقیقا مانند تخته های گرافیکی بود. نرم افزارهایی مثل AutoCAD نیز بر اساس کارایی همین دستگاه ها ساخته شد. همچنین Summagraphics یک BitPad با نام OEM تولید کرد به همراه کامپیوترهای Apple و به عنوان یک وسیله مورد نیاز برای Apple ll فروخته می شد. در این تخته ها از تکنولوژی الاستیسیته مغناطیسی استفاده شده بود که در ساخت آن از سیم های مخصوصی استفاده می شد که از آلیاژ خاصی ساخته شده بودند. این سیم ها دور یک لایه جامد و سفت پیچیده شده بودند تا بتوانند به درستی محل قرار گرفتن قلم نوری بر روی صفحه دیجیتالی را مشخص کنند. این تکنولوژی قادر بود تا محور Z یا عمق را نیز تشخیص دهد. تشخیص محور Z به این معنی بود که این ابزار می توانست میزان فشار را نیز احساس کرده و بر این اساس کلفتی و نازکی خطوط رسم شده را مشخص نماید. اولین تخته گرافیکی مخصوص کامپیوترهای خانگی Koala Pad نام داشت. با وجود اینکه طراحی این تخته مخصوص Apple ll بود اما می توانست به همراه تمامی کامپیوتر های خانگی که از تصاویر گرافیکی پشتیبانی می کردند نیز مورد استفاده قرار گیرد. برای مثال در کامپیوترهای رنگیTRS-۸۰ و Commodore ۶۴ و خانواده ۸ بیتی Atari از Koala از این تخته استفاده شد. این تخته ها با جدیت و رقابت شدیدی بین تولید کنندگان ساخته شد اما در این بین شرکت Atari توانست بهترین محصول را تولید کند. در دهه ۸۰ شرکت های مختلفی تخته های گرافیکی بسیاری را تولید کردند و امکانات بیشتری مانند شناسایی دست خط را نیز به آنها اضافه کردند. عملکرد در اینجا تکنولوژی های به کار رفته در ساخت تخته های گرافیکی را طبقه بندی می کنیم تا شما را با نحوه عملکرد آن ها آشنا نماییم. از آنجایی که هر یک از تکنولوژی های به کار رفته دارای مزایا و معیب مخصوص به خودند، دانستن خصوصیات هر یک از آن ها می تواند به شما کمک کند تا تشخیص دهید کدامیک برای شما مناسب تر هستند. برخی از طبقه بندی ها به ترتیب زیر هستند: تخته های ثابت تخته های ثابت، که نمونه بارز آنها محصولات ساخت Wacom است، با استفاده از تکنولوژی القای الکترومغناطیسی کار می کنند. به این ترتیب که سیم های افقی و عمودی داخل تخته اطلاعاتی را دریافت و اطلاعاتی را ارسال می کند (برخلاف تخته RAND که فقط اطلاعاتی را ارسال می کرد). تخته سیگنال های الکترو مغناطیسی را تولید می کند که توسط مدار LC در قلم نوری دریافت می شود. سپس سیم های داخل تخته حالت گیرنده به خود می گیرند و سیگنال های ارسالی از سوی قلم نوری را دریافت می کنند. مدل های جدیدتر به میزان فشار نیز حساسیت داردند و یک یا چند دکمه نیز بر روی آنها وجود دارد (مانند دکمه های موس). در تخته های قدیمی تر، فشار دادن خود قلم یا دکمه های روی قلم باعث می شد سیگنالهایی از قلم منتشر شود و اطلاعاتی از سوی قلم ارسال شود. ولی در نمونه های جدیدتر سیگنال ها را به صورت جریان داده های دیجیتال کد شده ارسال می شوند. با استفاده از سیگنال های الکترو مغناطیسی، تخته این قابلیت را دارد که حتی وقتی نوک قلم بر روی صفحه قرار ندارد، محل قلم را تشخیص دهد و شناسایی کند. کار کردن قلم با این سیگنال ها باعث می شود که قلم دیگر نیازی به باطری نداشته باشد. شرکت Wacom این اجازه را به رقبای خود نداده است که از این تکنولوژی استفاده کنند. به همین دلیل تا این لحظه به عنوان تولید کننده انحصاری تخته هایی با این خصوصیت شناخته می شود. تخته های متحرک تفاوت تخته های متحرک در قلم های نوری آنها است. این قلم های نوری یک منبع تولید کننده ی الکتریسیته در خود دارند که بوسیله آن سیگنال ها را تولید و به تخته ارسال می کنند. یک باطری داخلی در این قلم ها وجود دارد که انرژی مورد نیاز آن را تامین می کند به همین خاطر آن ها دیگر انرژی را از تخته نمی گیرند. این امر باعث می شود که قلم آن ها ضخیم تر شود. حذف کردن نیاز قلم به انرژی به این معنی است که تخته باید دائما سیگنال ها را از قلم دریافت کند و به صورت متناوب بین دریافت و ارسال اطلاعات تغییر حالت دهد. این امر باعث می شود قدرت مانور قلم پایین بیاید. به همین دلیل است که سازندگان ترجیح می دهند در قلم های خود از باطری استفاده کنند. تخته های نوری تخته های نوری به این ترتیب عمل می کنند که یک دوربین بسیار کوچک داخل قلم تعبیه شده است که تصاویر را دریافت می کند و به تخته انتقال می دهد. بهترین و موفق ترین محصول که با این تکنولوژی تولید شده است ساخت شرکت Anoto است. تخته های صوتی مدل های اولیه با نام تخته های اسپارک شناخته می شوند. یک تولید کننده ی صدای کوچک داخل قلم قرار گرفته است و صدای تولید شده توسط قلم بوسیله میکروفون های قرار گرفته در اطراف قلم دریافت می شود. برخی از مدل های جدیدتر قادر هستند موقعیت را در سه بعد اندازه گیری کنند. تخته های الکترومغناطیس یکی از بهترین نمونه های این تخته ها Wacom است که با تولید سیگنال الکترومغناطیسی شناسایی شده کار می کند. طراحی Wacom به این شکل است که سیگنال بوسیله قلم تولید و سپس توسط شبکه ی سیم های داخل تخته دریافت و شناسایی می شود. برخی طراحی های دیگر نیز مانند Pencept وجود دارد که در آنها سیگنال توسط شبکه سیم های داخل تخته تولید می شود و توسط قلم دریافت می شود. تخته های خازنی این تخته ها به گونه ایی طراحی شده اند که از سیگنال های الکترواستاتیک یا خازنی استفاده می کنند. تخته Scriptel یکی از بهترین نمونه های تخته هایی ست که با استفاده از سیگنال های الکترواستاتیک کار می کند. برخلاف شکل طراحی خازنی که برای صفحه های لمسی استفاده می شود، طراحی Scriptel به گونه ایی است که حتی وقتی قلم از تخته فاصله دارد نیز می تواند موقعیت قلم را تشخیص دهد. در تمامی این تکنولوژی ها، تخته قادر است که سیگنال ها را دریافت کند و همچنین فاصله ی قلم از سطح تخته، زاویه قلم نسبت به خط عمود و دیگر مشخصات افقی و عمودی را نیز محاسبه کند. در مقایسه با صفحه های حساس لمسی، یک تخته گرافیکی معمولا از حساسیت و دقت بالاتری برخوردار است. قابلیت دنبال کردن و تشخیص وسیله ای که هیچ تماسی با سطح تخته ندارد و دریافت کردن اطلاعات و داده های بیشتر از قلم از ویژگی های این تخته ها است. البته باید این نکته را نیز ذکر کرد که تخته های گرافیکی بسیار گران قیمت تر از صفحه های لمسی هستند و فقط نسبت به قلم و دیگر وسایل مخصوص خود حساس هستند و عکس العمل نشان می دهند. برخی تخته ها، به خصوص مدل های ارزانتر که برای وسایل کودکان مورد استفاده قرار می گیرد، با یک قلم بدون سیم ارائه می شوند و در آنها از تکنولوژی تخته های RAND استفاده شده است. با این حال این طراحی دیگر در تخته های معمولی نیز مورد استفاده قرار نمی گیرد. کاربردها تخته گرافیکی، به دلیل قابلیت ها و ویژگی های مخصوصی که در قلم آن وجود دارد و توانایی تشخیص تمامی فشارها، زاویه ها و دیگر نشانه ها بر روی تخته، وسیله ی بسیار عالی و راحتی برای انجام کارهای گرافیکی در کامپیوتر و به خصوص گرافیک های دو بعدی به شمار می روند. در واقع، بسیاری از برنامه های گرافیکی (مانند The GIMP, Corel Painter, Inkscape, Photoshop, Pixel image editor, Studio Artist, Crosfield, Quantel Paint box و برخی برنامه های دیگر) قابلیت و امکان تشخیص میزان فشار (و در برخی موارد زاویه و چرخش قلم) را نیز دارند. همچنین این نرم افزارها می توانند اطلاعات تولید شده توسط تخته مانند اندازه قلم، شکل، شفافیت، رنگ و دیگر ویژگی ها را دریافت و اجرا کنند. در آسیای شرقی ، تخته های گرافیکی، که به تخته های قلمی نیز شناخته شده اند، معمولا برای نوشتن متن ها به زبان های چینی، ژاپنی و کره ایی و کشیدن کاراکترهای این زبانها مورد استفاده قرا می گیرند. این تکنولوژی بسیار عمومی و ارزان قیمت است و وسیله ایی برای کار با کامپیوتر ها با یک روش طبیعی تر و ملموس تر نسبت به نوشتن با صفحه کلید است. همچنین قلم و تخته جایگزین بسیار خوبی برای موس نیز هست. این تخته ها همچنین برای کشیدن طرح های فنی و برنامه های CAD بسیار مناسب و پر کاربرد هستند و حتی می توان به راحتی یک تکه کاغذ را بر روی تخته قرار داده و بدون هیچ مشکلی طرح مورد نظر را روی آن کشید. بسیاری از افرادی که در زمینه وب کمیک نیز مشهور و مطرح هستند از تخته های گرافیکی برای انجام کارها و کشیدن طرح های خود استفاده می کنند و از این طریق می توانند تمامی افکار خود را بدون هیچ محدودیتی به کامپیوتر وارد کنند. در مجموع، این تخته ها روز به روز بیشتر مورد توجه قرار می گیرند و ممکن است روزی به عنوان یک ابزار نشانگر، کاملا جایگزین موس در کامپیوتر شوند. این ابزار حساسیت بسیار بیشتری نسبت به موس دارد به نحوی که شما قلم خود را بر روی تخته به هر سمتی که حرکت دهید همان حرکت بر روی صفحه نمایشگر دقیقا انجام می شود. طراحانی که از این قلم ها برای کارهای خود استفاده می کنند بسیار راحتتر می توانند تفکرات خود را بر روی صفحه وارد کنند و دیگر نیازی به این ندارند که مرتبا به دنبال نشانگر موس در صفحه نمایش بگردند. در نهایت از آنجایی که در دست گرفتن این قلم ها مانند در دست گرفتن یک مداد معمولی است، برای حرکت دادن آن باید تمام دست خود را حرکت دهید که این امر کمک بسیاری به سلامت دست پس از انجام کارهای طولانی مدت می کند. در حالی که هنگام کار با موس فقط مچ دست است که حرکت می کند و به مرور زمان مچ دست آسیب می بیند. تخته های گرافیکی رده ی قیمتی و اندازه های مختلفی دارند. تا کنون اندازه های A۶، که کوچکترین و ارزانترین مدل است، A۵، A۴ و اندازه ی A۳ که بزرگترین و گران قیمت ترین مدل است طراحی و ساخته شده اند. هر فردی می تواند با توجه به نوع کار و میزان سرمایه خود یکی از مدل های این تخته ها را برای خود انتخاب و خریداری کند. تخته های جدید معمولا از طریق USB به کامپیوتر وصل می شوند. ابزارهای مشابه نوعی تخته سفید وجود دارد که توسط اصل القاء کار می کند. این تخته ها در اندازه های بسیار بزرگ ( تا ۹۵ اینچ) وجود دارند و به دلیل اندازه بسیار بزرگی دارند که در کشورهای انگلستان و امریکا و مکزیک در مدارس بزرگ از آنها استفاده می شود. این تخته ها نسبت به فشار حساس هستند و قلم های مخصوصی را برای خود دارند. صفحه های لمسی، مانند چیزی که در Touch Pad کامپیوترهای همراه یا کنسول دستی Nintendo DS وجود دارد، بر اساس شبکه پیوسته ایی از سیم ها کار می کند. با این تفاوت که از شبکه های نوری نیز در این وسایل استفاده می شود و به همین جهت برای کار کردن با این ابزارها قلم خاصی لازم نیست و با هر وسیله ی دیگری و یا با انگشت هم می توان با آنها کار کرد. چند نمونه از طراح هايي كه بوسيله قلم هاي نوري طراحي شده را در زير ميبينيد: منبع: مجله رنگ
-
كاليبراسيون مانيتور شما يك كاربر معمولي هستيد كه فقط روزي چند دقيقه از كامپيوتر براي گشت و گذار در اينترنت، بازي كردن و يا ارسال و دريافت ايميل استفاده مي كنيد. شايد يك كارمند كه هر روز چندين ساعت پشت سيستم خود مي نشينيد و مثلا به حساب هاي مالي شركت رسيدگي مي كنيد. يا يك نويسنده هستيد كه از كامپيوتر به عنوان يك ماشين تايپ استفاده مي كند و بدش هم نمي آيد گه گاهي تكه هايي از نوشته هايش را در وبلاگش منتشر كند. يك نوجوان پانزده شانزده ساله چطور؟ آدمي كه معمولا يا در حال بازي كردن است يا در حال چت كردن و يا گوش كردن به موسيقي. در نهايت ممكن است شما يك گرافيست حرفه اي باشيد كه مانند تمامي گرافيست هاي تحصيل كرده و حرفه اي اين روزها از كامپيوتر به عنوان ابزار گرافيك استفاده مي كند. به هر عنواني كه از كامپيوتر استفاده مي كنيد، اولين و مهمترين چيزي كه براي رابطه برقرار كردن با آن مورد استفاده قرار مي دهيد مونيتور يا نمايشگر آن است. خيلي از مردم بيشتر از اينكه به صورت زن يا بچه خود نگاه كنند به صفحه مانيتور نگاه مي كنند. نمونه ای از كاليبراتورهای سخت افزاری كاليبراسيون چرا؟ از آنجايي كه كاركرد صحيح مانيتور بر سلامت چشمان كاربر تاثير مستقيمي دارد، تمامي افرادي كه از كامپيوتر استفاده مي كنند بايد به تنظيمات آن دقت كافي داشته باشند. تنظيماتي مانند، ميزان نور، رنگ، درخشندگي و مواردي از اين دست مشخصه هايي هستند كه بايد با توجه به محيط و كاري كه مي خواهيد با كامپيوتر انجام دهيد به بهترين نحو انجام شوند. در بسياري از موارد احتياجي به تنظم بسيار دقيق نيست. زماني كه مانيتور شما تصويري شبيه به تصوير واقعي را به نمايش بگذارد، ديگر به تنظيمات بيشتري نياز نخواهيد داشت. اما فرض كنيد شما يك گرافيست حرفه اي هستيد و تا به حال چندين بار تصاوير چاپ شده اي از كارهاي خود را ديده ايد. معمولا رنگ هايي كه بر روي مانتيور ديده مي شوند با رنگ هايي كه در حين چاپ به وجود مي آيند تفاوت هايي دارند. اما اگر مانيتور شما تنظيم، يا به اصطلاح كاليبره نباشد اين تفاوت ها مي تواند آنچنان فاحش و چشم گير باشد كه نتيجه كار را به فاجعه شبيه كند! از آنجايي كه در بيشتر موارد نيز تنظيم هاي صورت گرفته بر روي مانيتور براي استفاده هاي عمومي در نظر گرفته شده اند، نمي توانيد بر روي رنگ هايي كه در مانيتور به نمايش در مي آيند حساب زيادي باز كنيد. گرافيست هاي حرفه اي مي گويند رنگ ها بر روي مانيتور بسيار درخشان تر از نمونه هاي چاپي به نظر مي رسند و به همين دليل بايد حتما قبل از چاپ نوع رنگ را بررسي كنيد. اما مي توان تفاوت موجود بين رنگ هاي به نمايش درآمده بر روي مانيتور و نسخه چاپي را كاهش داد. البته اين تفاوت هرگز از بين نمي رود اما در بسياري از موارد تا حدي كم مي شود كه مي توانيد به تصوير نمايش داده شده بر روي مانيتور كاملا اعتماد كنيد. جالب است بدانيد اين كار بر خلاف آنچه به نظر مي رسد بسيار ساده بوده و هر كاربر عادي هم مي تواند آن را به سادگي انجام دهد. قدرت مانيتور شما براي نمايش رنگ ها به اندازه، وضوح و با حتي مدل آن بستگي دارد، در ابتداي عرضه مانيتور هاي LCD و آن زماني كه اين تكنولوژي روزهاي اوليه ظهور خود را مي گذراند، تصوير توليد شده توسط مانيتورهاي CRT نسبت به تصوير توليد شده توسط مانيتورهاي LCD برتري هاي غير قابل انكاري داشت. رنگ ها زنده تر بودند، تصاوير واضح تر و شفاف تر به نظر مي رسيدند و وضوح به مراتب بالاتر بود و علاوه بر اين مانيتورهاي CRT قادر به توليد رنگ هاي بسيار بيشتري بودند. همين مساله باعث شد باوري در ذهن حرفه اي هايي كه وضوح و رنگ برايشان مهم بود (مثل گرافيستها) به وجود بيايد مبني بر اينكه تنها مانيتورهاي CRT براي انجام كارهايي چون گرافيك مناسب هستند. اما امروزه تكنولوژي LCD كاملا به بلوغ رسيده اند و تصاوير توليدي توسط مانيتورهاي LCD در بسياري از موارد از همتايان CRT شان بيشتر است. اما از آنجايي كه باورهاي ما معمولا به سختي تغيير مي كنند هنوز هم تعداد زيادي از كاربران هستند كه عقيده دارند مانيتورهاي LCD توانايي نمايش رنگ ها را به خوبي نمايشگرهاي CRT ندارند. البته همانطور كه گفتيم اين تفكر ديگر امروزه كاملا اشتباه است. به همين خاطر توصيه مي كنيم اگر قصد خريد مانيتور مخصوصا براي انجام كارهاي گرافيكي را داريد، مانيتورهاي LCD را به عنوان اولين گزينه در نظر بگيريد. كاليبراسيون چگونه؟ اما چگونه مي توانيم مانيتور خودمان را كاليبره كنيم؟ چه راه هايي براي انجام اين كار وجود دارد و سازندگان مانيتورها يا ديگر شركت هاي مرتبط چگونه مي توانند براي انجام اين كار به ما كمك كنند؟ قبل از هر چيز بايد ببينيد كه آيا اصلا نياز داريد مانيتور خود را كاليبره كنيد يا نه. براي فهميدن اين موضوع مي توانيد از الگوهايي كه براي اين كار موجود است استفاده كنيد. معمولا مي توانيد الگوهاي متعددي را بر روي اينترنت و يا وب سايت سازنگان مانيتور بيابيد. هر يك از اين الگوها مي توانند به شما كمك كنند تا بخشي از عمل كاليبراسون را با دقت انجام دهيد. همانطور كه مي دانيد در رنگ هاي ۳۲ بيتي كه معمول ترين ميزان رنگ به نمايش در آمده بر روي مانيتورها و نمايشگرها است، هر رنگ داراي يك مقدار ۸ بيتي است. اين يعني هر رنگ مي تواند بين ۰ تا ۲۵۵ سطح يا مقدار مختلف از كمرنگ ترين حالت تا پر رنگ ترين حالت را داشته باشد. سه رنگ قرمز، آبي و سبز هر يك داراي ۸ بيت فضا هستند كه مجموعا ۲۴ بيت فضا براي ذخيره رنگ در نظر گرفته مي شود، ۸ بيت نيز براي اطلاعات مربوط به روشنايي يا گاما در نظر گرفته شده است كه مجموع فضاي مورد نياز را به ۳۲ بيت افزايش مي دهد. البته در برخي از نرم افزارها شاهد هستيم كه رنگ ها مي توانند مقاديري برابر ۴۰ تا ۴۸ بيت را نيز داشته باشند. اين مساله به اين معني اس كه براي نمايش هر رنگ و يا روشنايي ۱۰ يا ۱۲ بيت را در اختيار داريم . پس هر رنگ مي تواند داراي ۱۰۲۴ سطح در حالت ۱۰ بيتي و يا ۴۰۹۶ سطح در حالت ۱۲ بيتي باشد. بسياري از مانيتورها قادر به نمايش دادن اين تعداد سطح رنگي ( توناليته يا وارياسيون) نيستند. اما در هنگام چاپ وضع كاملا فرق مي كند و در چاپ هاي با كيفيت و وضوح بالا مي توان متوجه سطوح رنگي بيشتر هم شد. تصویر شماره ۱ تصویر شماره ۲ توانايي ديدن سايه هاي روشن به تصوير بالا نگاه كنيد (تصویر شماره ۱)، ۸ بلوك خاكستري را به نمايش درآمده است كه يك نوار كاملا سفيد نيز درست از وسط آن ها گذشته است. اعداد موجود در هر بلوك نشان دهنده سطح رنگي خواص آن بلوك است. شماره گذاري سطوح مختلف رنگي با اختصاص عدد صفر به تيره ترين سطح آغاز شده و تا عدد ۲۵۵ براي روشن ترين سطح ادامه ميابد. براي مثال بلوكي كه داراي عدد ۲۵۰ است، داراي سطح دويست و پنجاهم از هر يك از رنگ هاي قرمز، سبز و آبي است كه سطح خاكستري ۲۵۰ ام را ايجاد مي كند. در مانيتوري كه به شكل كامل كالايبره باشد شما قادر خواهيد بود تا تفاوت رنگي موجود بين بلوك ۲۵۴ و نوار سفيد وسط را ببينيد. در مانيتورهايي كه به خوبي كاليبره شده اند شما بايد حداقل قادر باشيد تفاوت رنگي بين بلوك هاي ۲۵۰ يا ۲۵۱ را با نوار سفيد وسط تشخيص دهيد. البته اين مساله مي تواند كاملا نسبي باشد، حتي زماني كه شما تنها قادر به تشخيص تفاوت بلوك ۲۴۵ نوار سفيد هم هستسد، باز هم كاليبراسون مانيتور در سطح خوبي قرار دارد. البته ممكن است اين سطح براي طراحان گرافيك حرفه اي مناسب به نظر نيايد اما براي بسياري از كاربران عادي كافي است. توانايي ديدن سايه هاي تيره تصوير بالا (تصویر شماره ۲) از جهاتي شبيه به تصوير مورد استفاده در قسمت قبل است. از اين الگو براي بررسي توانايي هاي مانيتور براي نمايش سايه هاي تيره استفاده مي شود. مانند الگوي بالا ۸ بلوك خاكستري به نمايش گذاشته است كه يك نوار كاملا سياه در ميان آن ها قرار دارد. اعداد نيز مقادير رنگي را براي هر بلوك به نمايش مي گذارند. در صورتي كه محيط كاري شما بيش از حد روشن باشد قادر به ديدن سايه هاي تيره به صورت صحيح نخواهيد بود. براي آزمايش مانيتور خود با اين الگو نور اتاق را كم كنيد. در يك اتاق تقريبا كم نور، و در صورتي كه از يك مانيتور با كاليبراسيون كامل استفاده مي كنيد بايد قادر به تشخيص تفاوت بلوك ۵ با نوار سياه وسط باشيد. يك مانيتور معمولي با كاليبراسيون خوب توانايي نمايش چنين تفاوتي را ندارد اما باز هم به شما اجازه خواهد داد تا تفاوت هاي موجود بين بلوك ۱۵ و نوار سياه وسط را تشخيص دهيد. اگر قادر نيستيد تفاوت رنگي بين اين بلوك و نوار سياره وسط را ببينيد مانيتور شما نياز به كاليبره شدن دارد. اما به خاطر داشتيه باشيد قبل از دستكاري تنظيمات مانيتور حتما نور اتاق را تنظيم كنيد. زيرا نور اتاق مي تواند بر روي سطح ديد شما تاثير بگذارد. تصویر شماره ۳ سايه هاي رنگي ممكن است با خود فكر كنيد: خوب من خيلي نگران سطوح بالا و پايين سايه ها نيستم، تنها چيزي كه مرا نگران مي كند رنگ هاي مياني موجود در عكس هستند. اين رنگ ها در تمامي نقاط و جزييات عكس قابل مشاهده هستند. اين به اين معني است كه محدوده سطوح رنگي هنگام رندر كردن رنگ ها بسيار مهم است. به دو رنگ کنار (تصویر شماره ۳) توجه كنيد: اين طور فرض مي كنيم رنگ سمت چپ رنگي است كه در مانيتور شما به نمايش در مي آيد. اين رنگ به تر تيب داراي مقادير ۸۰/۳۰/۲۰۰ براي رنگ هاي قرمز، سبز و آبي است. فوتوشاپ مقدار كلي روشنايي را براي اين رنگ ۸۷ درصد در نظر مي گيرد. اين رنگ به شكلي واضح به سطوح رنگي بالا تعلق دارد. اما اگر منحصرا به مشخصات تركيبي RGB اين رنگ نگاه كنيم، مي توانيم متوجه شويم كه ميزان رنگ قرمز آن ۸۰ واحد و رنگ سبز تنها ۳۰ واحد است. اين مقادير به شكلي واضح مربوط به سايه ها هستند. در اين ميان رنگ سبز حتي با شدت بيشتري به يك سايه شباهت دارد. خوب در يك مانيتور كاليبره نشده چه اتفاقي براي اين رنگ با سايه هاي عميق خواهد افتاد؟ ۸۰ واحد رنگ قرمز در يك مانيتور كاليبره شده تنها به اندازه ۶۰ واحد به نمايش در خواهد آمد و ۳۰ واحد رنگ سبز اصلا نمايش داده نخواهد شد. نتيجه چيزي شبيه رنگ سمت راست است كه نسبت به رنگ اصلي خيلي تيره تر است. ( ميزان روشنايي آن در فوتوشاپ ۸۶ درصد است) اما رنگ داراي تفاوت هاي عمده اي نسبت به آنچه واقعا هست خواهد بود. به طور واضح يك مانيتور با مشكلاتي در نمايش سطوح سايه ها مي تواند سبب اسجاد تفاوت هاي چشم گير در زمان نمايش رنگ هاي مياني شود. اگر مانيتور شما تفاوت آشكاري را بين دو رنگ بالا نشان نمي دهد، اين مساله نشانه ديگري است از اين كه مانيتور شما نياز به كاليبراسيون دارد. در مانيتورهايي كه به خوبي كاليبره شده اند اين دو رنگ داراي تفاوت هاي آشكاري هستند. تصحيح كنتراست به غير از توانايي مانيتور براي نمايش سايه هاي روشن و سايه هاي تيره، توانايي نمايش كنتراست نيز يكي از گزينه هاي بسيار مهمي است كه مي تواند تاثيرات مهمي را بر سطح و كيفيت تصاوير به نمايش داده شده بگذارد. نمايشگرهاي كامپيوتر داراي رفتاري متفاوت از آن چيزي هستند كه ممكن است شما تصور كنيد. مانيتورها ديجيتال هستند. اين به اين معني است كه با تغيير مقادير هر پيكسل به صورت خطي مي توان تاريكي يا روشنايي آن را تغيير داد. ساختن چنين نمايشگرهايي بسيار ساده است. به همين دليل است كه تمامي مانيتورها امروزه با مقادير ديجيتال كار مي كنند. اما همين طراحي، توانايي آن ها را براي ويرايش عكس ها محدود مي كند. مشكل اينجاست كه چشم انسان خيلي خطي نيست. چشمان ما داراي واكنش بسيار بيشتري نسبت به تغييرات روشنايي هستند تا سطوح روشنايي. اگر ما بخواهيم با افزايش مقادير هر پيكسل روشنايي را نيز به همان مقدار افزايش دهيم بايد راهي را پيدا كنيم تا مقادير پيكسل ها را به مقادير روشنايي بر روي صفحه ترجمه كند. مهندسان از منحني هاي ورودي خروجي كه در نهايت منحني هاي گاما را مي سازد استفاده مي كنند. اما يك كاربر تاثير اين گزينه ها را به عنوان كنتراست مي شناسد! كنتراست مقادير گاما را به گونه اي افزايش مي دهد تا سطح روشنايي هر پيكسل شبيه به نحوي كه توسط چشم انسان قابل درك باشد تغيير كند. مقادير بالاتر گاما به معني كنتراست بيشتر هستند و استفاده از مقادير كمتر نيز سطح كنتراست را كاهش خواهد داد. استاندارد sRGB كه كه در بيشتر نمايشگرهاي كامپيوتر مورد استفاده قرار مي گيرد از نسخه ۲.۲ تنظيمات گاما استفاده مي كند. تصویر شماره ۴ اما چطور مي توانيد بفهميد كه آيا مقادير گاما بر روي مانيتور شما به درستي تنظيم شده است؟ اين كار به هيچ وجه سخت نيست. اگر مانيتور شما به درستي تنظيم شده باشد الگوی زير (تصویر شماره ۴) در فاصله معيني از مانيتور به رنگ خاكستري در خواهد آمد. و حتي زماني كه شما چشمان خود را در فاصله نزديك تري تار نماييد. طرح مركزي اين الگو از خطوط سياه و سفيدي كه يكي درميان قرار گرفته اند تشكيل شده. به دليل اينكه نيمي از خطوط سياه و نيمي ديگر سفيد هستند، تصوير نهايي سايه خاكستري اي خواهد بود كه داراي روشنايي برابر با ۵۰ درصد ميزان روشنايي قابل نمايش توسط كامپيوتر شماست. ناحيه خاكستري كه طرح وسط را در بر گرفته است داراي ميزان روشنايي برابر با ۱۸۶ است كه ۵۰ درصد گاما در استاندارد ۲.۲ است. اگر هنگامي كه از فاصه دوري به اين طرح نگاه كرديد، رنگ خاكستري يك دستي را مشاهده نكرديد، اين به اين مفهوم است كه تنظيمات گاما در مانيتور شما غير فعال است. به دليل اينكه تنظيم كنتراست در مانيتور دقيقا گاما را كنترل نمي كند، تنظيم گاما در مانيتور نياز به يك كاليبراتور دارد. اگر مانيتور كاليبره نبود چه بايد كرد؟ اگر مانيتور شما يك يا چند عدد از تست هاي بالا را با موفقيت پشت سر نگذاشت احساس ناراحتي نكنيد. ۹۹.۹ درصد از مانيتور ها نمي توانند يكي از تست هاي بالا را با موفقيت پشت سر بگذارند. اين موضوع به هيچ وجه نشان دهنده وجود مشكل در آن ها نيست. تنظيم بيشتر مانيتور بستگي به اين دارد كه ديدن دقيق تصاوير براي شما تا چه حد مهم باشد. اگر اين موضوع براي شما اهميت زيادي ندارد و قصد نداريد پول زيادي براي اين كار خرج كنيد، مي توانيد با استفاده از تنظيمات مانيتور اين كار را انجام دهيد. حتي مي توان براي اين كار از نرم افزارهاي عمدتا مجاني كه در سراسر وب موجود هستند نيز استفاده كرد. البته شايد اين سطح كاليبراسون براي انجام كارهاي تخصصي تر كافي نباشد اما در نهايت بهتر ازهيچ است. ولي اگر واقعا به كيفيت عكس هاي خود اهميت مي دهيد و مي خواهيد تصاويري كه در مانيتور به نمايش در مي آيند دقيقا مانند نمونه هاي چاپي باشند، مي توانيد از كاليبراتورهاي سخت افزاري براي اين كار استفاده كنيد. قيمت اين ابزارها از ۷۰ دلار براي انواع معمولي تا چندين هزار دلار براي انواع حرفه اي تر متغيير است. در نهايت انتخاب با شماست! منبع:مجله رنگ
-
سیستم کامپیوتری سازگار با یک طراح گرافیک
FrnzT پاسخی برای FrnzT ارسال کرد در موضوع : هنر گرافیک و چاپ
اسکنرها در چند سال اخیر اسكنرها به سرعت به یكی از مهمترین اجزا دفاتر و خانه تبدیل شده اند. امروزه تكنولوژی اسكنرها در همه جا حضور دارد و برای کارهای مختلفی مورد استفاده قرار می گیرد. اسکنر ها داری انواع مختلفی هستند و برای انجام وظایف مختلف مورد استفاده قرار میگیرند. معمول ترین اسکنرها عبارتند از: اسكنرهای تخت كه اسكنرهای رو میزی نیز نامیده میشوند، عمومی ترین و متنوع ترین اسكنرها هستندكه در همه جا مورد استفاده قرار میگیرند. در ادامه بیشتر به بررسی اینگونه اسكنرها خواهیم پرداخت. اسكنرهای Sheet-fed بسیار شیبه اسكنرهای تخت هستند با این تفاوت كه می توانند دسته ای از كاغذ ها را به ترتیب اسكن كنند. این گونه اسكنرها، مخصوص اسكن اسناد در تعداد بالا هستند. اسكنرهای قابل حمل دارای تكنولوژی مانند اسكنرهای تخت هستند با این تفاوت كه به جای یك موتور الكتریكی كوچك، مصرف كننده باید آنها را بر روی اسناد حركت دهد. این گونه اسكنرها معمولن" دارای كفیت بالایی نیستند اما به راحتی و سرعت می توان آنها را مورد استفاده قرار داد. اسكنرهای استوانه ای بیشتر در شركتهای بزرگ چاپ و نشر مورد استفاده قرار میگیرند و دارای كیفیت باور نكردنی هستند. آنها از تكنولوژی به نام Photo Multiplier Tube یا به اختصار PMT استفاده می كنند. در این تكنولوژی، اسناد و تصاویری كه باید اسكن شوند، بر روی یك استوانه شیشه ای پیچیده میشوند. در مركز این سیلندر یك شعاع شكن وجود دارد كه نور منعكس شده را به سه قسمت مساوی تقسیم میكند. هر شعاع نور از یك ***** رنگی (سبز، قرمز و یا آبی) عبور كرده و در PMT به یك سیكنال الكتریكی تبدیل میشود. یك حسگر CCD به كار رفته در اسكنرها تمامی اسكنرها از یك تكنولوژی مشابه برای اسكن كردن و ثبت تصاویر استفاده میكنند. تكنولوژی هایی مانند تكنولوژی Optical Character Recognition یا به اختصار OCR (تكنولوژی تشخیص كاراكتر) به شما اجازه می دهند تا تصاویر اسكن شده اسناد را به فایلهای متنی كامپیوتری (مانند DOC یا TXT) تبدیل کنید. همچنین می توانید تصاویر اسكن شده را دستكاری كنید، آنها را بزرگ و كوچك نمایید و یا بر روی اینترنت قرار دهید. هرچند در ادامه بیشتر بر روی اسكنرهای تخت تمركز خواهیم نمود، اما با توجه به اینكه تكنولوژی پایه به كار رفته در انواع اسكنرها یكسان است، بیشتر مطالب ذكر شده برای همه انواع اسكنرها صادق خواهد بود. البته مطالبی نیز در باره انواع دیگر اسكنر ذکر خواهد شد. همچنین خواهیم گفت كه یك اسكنر چگونه كار می كند و TWAIN به چه معنی است. و همینطور مطالبی را نیز درباره وضوح، Interpolation و عمق رنگ خواهیم آورد. ساختمان اسكنر یك اسكنر تخت معمولی از قسمت های زیر تسكیل شده است: یك حسگر CCD یا Charge Coupled Device آیینه ها هد اسكن صفحه شیشه ای لامپ لنزها پوشش یا كاور موتورهای پله ای (Stepper) میله تثبیت كننده تسمه ها منبع تغذیه درگاه خروجی مدارهای كنترل اصلی ترین قسمت یك اسكنر، حسگر CCD است (درست همانند دوربینهای عكاسی دیجیتال و دوربینهای فیلم برداری ویدیویی). همانند تمامی تكنولوژی های ثبت تصاویر دیجیال، CCD مهمترین بخش برای ثبت تصاویر در یك اسكنر است. ساختمان حسگرهای CCD به كار رفته در اسكنر ها شباهت زیادی با ساختمان این حسگر در دیگر ابزارهای ثبت تصاویر دیجیتال دارد. مهمترین تفاوت بین حسگرهای به کار رفته در اسکنر ها و سایر حسگرهای CCD شكل ظاهری آنها باز میگردد. بر خلاف حسگر های به كار رفته در انواع دوربینهای دیجیتال كه به صورت یك صفحه چهار گوش مسطح هستند، در اسكنر ها ،CCD مانند یك مستطیل بسیار باریك و دراز است. در یك اسكنر تصویر پس از عبور از میان یك سری از آیینه ها، لنزها و ***** ها به CCD میرسد. هر چند ترتیب قرار گیری این تجهیزات تا حدود زیادی به مدل دستگاه بستگی دارد، اما در انواع مدلها تا حد زیادی شبیه هم است. در تصوير بالا ميتوانيد يك لامپ فلوروسنت (مهمتابی) معمولی را بر روی هد اسكن مشاهده كنيد ميله تثبيت كننده هد كه به بدنه اسكنر متصل شده است مراحل اسكن كردن یک اسکنر برای اسکن کردن یک تصویر باید کارهای مختلفی را انجام دهد: تصویر یا متنی كه قصد اسكن كردن آن را دارید در روی صفحه شیشه ای قرار می گیرد و پوشش بالایی اسكنر بسته میشود. رنگ داخل پوششی كه در بسیاری از اسكنرها مود استفاده قرار می گیرد سفید است، ام در برخی از مدلها نیز از رنگ سیاه استفاده می شود. سطح داخلی پوشش یك زمینه یكنواخت را ایجاد می نماید كه نرم افزار اسكنر می تواند به عنوان وسیله ای برای تشخیص اندازه دقیق سند و یا تشخیص محل شروع از آن استفاده کند. تقریبا" تمامی اسكنر اجازه برداشته شدن روكش را به کاربر می دهند تا بتوان اشیاء بزرگ و حجیمی مانند یك صفحه از یك کتاب كلفت را نیز اسكن کرد. یك لامپ نیز برای روشن كردن سند مورد استفاده قرار می گیرد. در اسكنرهای جدید تر و پیشرفته تر از یك لامپ Cold Cathod Fluorescent Lamp یا به اختصار CCFL و یا لامپ زنون استفاده می شود. اما در اسكنرهای قدیمی تر معمولن" از لامپ فلورسنت (مهتابی) معمولی استفاده می کنند. تصویر منعكس شده از سند، توسط یك آیینه به آیینه دیگر منعكس می گردد. در برخی از انواع اسكنرها، تنها از دو آیینه استفاده می شود در حالی كه در برخی از انواع آنها ۳ آیینه نیز مورد استفاده قرار می گیرد. هر آیینه علاوه بر انعکاس تصویر اندكی خمیدگی نیز دارد تا تصویر را در یك سطح كوچكتر متمركز نماید. آخرین آیینه تصویر را بر روی یك لنز منعكس می کند، سپس این لنز تصویر را از میان یك ***** رنگی عبور داده و آن را بر روی حسگر CCD متمركز می گرداند. ترتیب قرار گیری ***** ها و لنز ها در اسكنر های مختلف، متفاوت است. برخی از اسكنرها تصویر را در سه مرحله (Pass) اسكن می كنند. آنها در هر مرحله از یك ***** رنگ خاص (قرمز، سبز و یا آبی) بین لنز و CCD بهره می برند. پس از اتمام این سه مرحله، اطلاعات بدست آمده از هر مرحله با مراحل دیگر تركیب شده و یك تصویر كاملن رنگی را تشكیل میدهد. بیشتر اسكنرها از شیوه ای استفاده میكنند كه به آنها اجازه میدهد تا هر تصویر را در یك مرحله اسكن كنند. در این شیوه لنز تصوی را به یك نسخه كوچكتر از تصویر اصلی تبدیل می كند. این تصویر كوچكتر به سه تصویر یكسان تقسیم می شود. سپس هر قسمت از یك ***** رنگی سبز، آبی و یا قرمز عبور كرده و بر روی یك بخش جداگانه از حسگر CCD منعكس می گردند. در انتها CCD اطلاعات بدست آمده از هر قسمت را تركیب نموده و یك تصویر كاملن رنگی را ایجاد می کند. تكنولوژی دیگری كه معمولن" در اسكنرهای ارزان قیمت مورد استفاده قرار می گیرد Contact Image Sensor یا به اختصار CIS نامیده می شود. در حسگر های CIS ، حسگر CCD، آیینه ها، *****ها و لامپ با ردیفی از LED ها تعویض شده اند. مكانیزم حسگر مركب از ۳۰۰ تا ۶۰۰ حسگر حساس به نور است كه در طول ناحیه اسكن قرار گرفته اند. این حسگرها به سطح مسطح شیشه ای كه سند بر روی آن قرار می گیرد بسیار نزدیك هستند. هنگام اسكن تصاویر، نور LED ها با یكدیگر تركیب میشود تا یك نور سفید یكنواخت تولید گردد. سپس نور منعكس شده توسط حسگرها ثبت میگردد. اسكنرهایی كه از تكنولوژی CIS استفاده میكنند، بسیار كوچك، سبك و ارزان قیمت اند، اما نسبت به اسكنرهای CCD دارای وضوح كمتر و كیفیت تصویر پایین تری نیز هستند. ترتيب قرار گيري فيلتر ها و لنز ها در اسكنر هاي مختلف، متفاوت است اگر به دقت به تصوير بالا توجه كنيد، ميتوانيد آيينه ها و لنز قرار گرفته بر روي هد اسكن را مشاهده كنيد اسكنرها مختلف دارای وضوح و شفافیت تصویر متفاوتی هستند. بیشتر اسكنرهای تخت دارای حداقل وضوح سخت افزاری dpi ۳۰۰×۳۰۰ (Dot Per Inch) یا نقطه در اینچ هستند. این وضوح در جهت عرضی با توجه به تعداد حسگر های موجود بر روی CCD یا CIS مشخص می شود. در جهت طولی، وضوح با توجه به دقت موتورهای پله ای (Stepper) كه وظیفه حركت دادن هد را بر عهده دارند، مشخص می گردد. برای مثال اگر یك اسكنر دارای وضوح ۳۰۰نقطه در اینچ باشد و بتواند صفحه ای را با اندازه یك كاغذ نامه (۵/۸ در ۱۱ اینچ) اسكن کند، حسگر CCD آن دارای ۲۵۵۰ نقطه حساس به نور خواهد بود (۵/۸*۳۰۰) است كه به صورت عرضی قرار گرفته اند. CCD اسكنری كه تصاویر رنگی را تنها در یك مرحله اسكن میكند، باید دارای ۷۶۵۰ عدد (۳*۲۵۵۰) از این نقاط حساس به نور می باشد. در مثال ما، موتورهای پله ای محرك هد میتوانند در هر بار هد را حداقل به اندازه یك ۳۰۰/۱ یا حدودا" ۰۰۳/۰ اینچ حركت دهند. حال اگر اسكنر دارای وضوح برابر ۳۰۰*۶۰۰ نقطه در اینچ باشد، دارای یك حسگر CCD با ۵۱۰۰ نقطه حساس به نور در جهت عرضی برای هر رنگ خواهد بود. دقت حركتي موتورهاي پله اي وضوح طولي اسكنر را مشخص مينمايد شفافیت تصویر در اسكنرها وابستگی مستقیمی به كیفیت قطعات توری به كا رفته در آنها، مانند لنزها ، آیینه ها و منبع نوری، دارد. اسكنرهایی که از لامپ های زنون روشن و تابناك و لنزهایی با كیفیت بالا استفاده می کنند، تصویری واضح تر و شفاف تر را نسبت به اسكنری كه از یك لامپ فلوروسنت (مهتابی) معمولی و لنزهایی با كیفیت متوسط استفاده می كند ، ایجاد خواهد کرد. البته برخی از اسكنرها وضوحی برابر با ۴۸۰۰*۴۸۰۰ یا بالاتر، مثلا" ۹۶۰۰*۹۶۰۰ را اعلام می كنند. برای بدست آورن این وضوح به صورت سخت افزاری تنها در جهت عرضی، ما نیاز به یك CCD با وضوح ۸۱۶۰۰ پیكسل برای هر رنگ خواهیم داشت. اگر شما دقیقن به مشخصات توجه كنید، خواهید دید كه این وضوح معمولن" یك وضوح نرم افزاری است و وضوح Interplated یا چیزی شبیه به این نامیده می شود. تكنیك Interpolation یك تكنیك نرم افزاری است كه از آن برای افزایش وضوح تصاویر استفاده می گردد. این تكنیك با افزودن پیكسل های اضافه در میان پیكسلهای بدست آمده از طریق اسكن سخت افزاری، وضوح را افزایش می دهد. مشخصات رنگ پیكسلهای اضافه شده میانگینی است از مشخصات رنگی پیكسلهای مجاور. برای مثال اگر وضوح سخت افزاری یك اسكنر ۳۰۰×۳۰۰ پیكسل در اینچ باشد و یك وضوح Interpolated برابر با ۶۰۰×۳۰۰ پیكسل در اینچ نیز برای آن اعلام شده باشد، نرم افزار یك پیكسل به میان هر دو پیكسل ثبت شده و به صورت یكی در میان، اضافه خواهد کرد. خصوصیت دیگری نیز كه هنگام اعلام مشخصات اسكنر به آن اشاره میشود، عمق رنگ است. این خصوصیت مشخص می كند كه اسكنر میتواند حداكثر تا چند رنگ را از روی تصویر اصلی بر روی تصویر ثبت شده بازتولید کند. برای تولید یك رنگ واقعی، هر پیكسل نیاز به ۲۴ بیت داده دارد. به صورت مجازی تمامی اسكنر های موجود در بازار توانایی تولید چنین رنگی را دارند. اما اكثر آنها برای افزایش تعداد رنگها تا این سطح به صورت نرم افزاری عمل كرده و از یك پالت رنگی افزایشی استفاده می نمایند. اسكنرها ممكن است بيش از يك راه را براي انتقال اطلاعات به كامپيوتر در اختيارتان قرار دهند انتقال تصاویر اسكن كردن تصاویر تنها یك بخش از عملیات است. برای اینكه تصویر اسكن شده قابل استفاده باشد باید به درون كامپیوتر منتقل شود. در اینجا اصلی ترین درگاههای مورد استفاده در اسكنرها معرفی شده اند: درگاه موازی (Parallel Port) : این اتصال كه یك اتصال موازی قدیمی است كندترین راحل موجود برای این كار است. درگاه SCSI یا Small Computer System Interface : این درگاه نیاز به یك اتصال اختصاصی SCSI دارد كه در اكثر كامپیوترها یافت نمی شود. بیشتر اسكنرها نیاز به یك كارت الحاقی اختصاصی دارند كه این درگاه را برایشان ایجاد می كند. در اكثر موارد شما می توانید از كارتهای توسعه SCSI معمولی نیز برای این كار استفاده كنید. USB۱.۱ و USB۲.۰ (Universal Serial Bus) : اسكنرهایی كه از این درگاهها استفاده می كنند دارای سرعت خوبی هستند. بعلاوه به سرعت و سادگی نیز پیكره بندی می شوند. Fire Wire یا IEEE۱۳۹۴ : اسكنرهای قدرتمند و سطح بالا از این درگاه استفاده می کنند. این درگاه از اتصالهای USB۱.۱ سریعتر است اما اندكی از USB۲.۰ كندتر می باشد. این درگاه بهترین گزینه برای انتقال تصاویر با وضوح بالا است. برای استفاده از اسكنرها شما نیاز به یك برنامه راه انداز دارید كه باید بر روی سیستم عامل نصب شود. بیشتر اسكنرها از پروتكل مشتركی به نام TWAIN برای ارتباط با كامپیوتر استفاده می كنند. این پروتكل به عنوان یك مترجم میان اسكنر و هر برنامه كاربردی كه از آن پشتیبانی می كند قرار می گیرد. با استفاده از این پروتكل برنامه های كاربردی نیازی به شناخت مشخصات و خصوصیات اسكنر نخواهند داشت و به راحتی میتوانند با آن ارتباط برقرار كنند. برای مثال برنامه Adobe Photoshop از این پروتكل پشتیبانی می کند. علاوه بر درایورها، بیشتر اسكنرها با نرم افزارهای اضافی عرضه می گردند. معمولن" یك برنامه برای اسكن كردن و تعدادی از برنامه های ساده ویرایش عكس نیز به همراه اسكنر عرضه می شوند. بسیاری از اسكنرها نیز به همراه نرم افزارهای OCR ارائه می شوند. با استفاده از این برنامه ها می توانید اسناد مختلف ( از اسناد دست نویس تا انواع تایپ شده) را اسكن كرده و آنها را به فایلهای متنی (مانند txt و یا doc) تبدیل کنید. این نرم افزارها از یك فرآیند مقایسه ای برای تشخیص اعداد و كاراكترها استفاده می کنند. یكی از مهمترین مساله در باره اسكنرها این است كه شما می توانید واقعا" آن چیزی را كه نیاز دارید خریداری کنید. شما می توانید یك اسكنر متوسط با برنامه های خوب را با قیمتی متوسط تهیه كنید و یا اینكه میتوانید یك اسكنر عالی با مجموعه ای از نرم افزارهای باور نكردنی را با قیمتی بالا بخرید. البته همه چیز به بودجه و نیازتان بستگی دارد. منبع:مجله رنگ -
سیستم کامپیوتری سازگار با یک طراح گرافیک
FrnzT پاسخی برای FrnzT ارسال کرد در موضوع : هنر گرافیک و چاپ
موس يا دست ديجيتالي شما شما يك گرافيست حرفه اي هستيد؟ پس موس مهمترين ابزار شماست. درست است كه است حرف ممكن است در نگاه اول خنده دار به نظر برسد، اما اگر درست دقت كنيد متوجه مي شويد كه گوينده چندان هم بيراه نگفته است. پيش از اين مداد، قلم، خودكار، قلم مو و... ابزارهاي گرافيك بودند اما حالا كه همه، البته تقريبا همه، به سوي ديجيتالي شدن پيش مي روند و دنياي گرافيك هم به نوي از سردمداران ديجيتالي شدن است، همه آن ابزارهاي قديمي، خاطره انگيز و دوست داشتني، جاي خود را به يك موس، صفحه كليد و مانيتور داده اند! البته در اين ميان مهمترين وسيله موس است. موس يا به اصطلاح فرهنگستاني ها موشواره، دست شما در دنياي ديجيتال است. دستي كه با آن قلم را بر مي داريد، رنگ ها را انتخاب مي كنيد، طرح ها را ورق مي زنيد و يا حتي وقت استراحت سوزن گرامافون ديجيتال را با آن بر روي صفحه موسيقي مورد علاقه خود مي گذاريد! همانطور كه مي بينيد، موس همه كاره دنياي كامپيوتر است. ابزاري كه بخش زيادي از افكار شما را به حركت در مي آورد. عجيب است، اين ابزارهاي به ظاهر ساده چه كارهاي بزرگي كه نمي توانند انجام دهند! يك دست خوب انتخاب كنيد! اين نه يك پيشنهاد دوستانه، بلكه يك توصيه جدي است. روزي چند ساعت با كامپيوتر كار مي كنيد؟ اگر يك گرافيست تمام وقت باشيد، شايد پاسخ شما "تمام روز" باشد. البته هنوز هم برخي از قديمي تر ها هستند كه دوست دارند گاهي، و بيشتر براي تفنن، دوباره مداد را به دست بگيرند، اما راستش را بخواهيد، بقيه آنقدر به اين دنياي ديجيتال عادت كرده اند كه حتي فكر رها كردن آن براي مدتي كوتاه نيز آزارشان مي دهد. پس مي بينيد؟ چاره اي نداريد، بايد يك موس خوب انتخاب كنيد! اما موس خوب چيست؟ ابزاري كه بيش از هرچيزي دست خود را روي آن مي گذاريد و شايد براي ساعت ها از آن به عنوان بازوي خود استفاده مي كنيد، بايد بيش از اينها براي شما اهميت داشته باشد. دست شما نبايد بلغزد، نبايد زود خسته شود، نبايد كم دقت باشد، نبايد بيش از اندازه بزرگ و يا كوچك باشد، خلاصه وقتي مي خواهيد موس بخريد فكر كنيد داريد براي خود دست مي خريد! چگونه يك موس بخرم؟ انتخاب يك دست مناسب (منظورم همان موس است!) در ميان انبوهي از محصولات موجود در بازار كار دشواري است. بخصوص براي هنرمندان كه معمولا علاقه اي براي وارد شدن به مباحث فني تر ندارند. اما چند نكته مهم در رابطه با انتخاب موس وجود دارد كه در صورت رعايت آن ها مي توانيد به راحتي محصول مناسب خود را پيدا كنيد. چه قدر آش مي خواهي؟ از اولين و ساده ترين اصل شروع مي كنيم. سوالي كه مطمئن هستم بارها در طول روز و نه فقط براي خريدن موس، بلكه براي انجام هركار ديگري از خود پرسيده ايد را با خود تكرار كنيد: چقدر پول دارم؟ اين اصل مهم ترين و دردناك ترين اصل در زندگي است. با وجود اينكه براي برداشتن هر قدمي بايد اول به جيبتان نگاه كنيد، نمي دانم چرا خيلي ها اين سوال را در انتها از خود مي پرسند. يك ضرب المثل خارجي (راستش يادم نيست مال كدام كشور بود!) مي گويد: وقتي به رستوران مي روي به جيبت نگاه كن نه به شكمت! مطمئن هستم كه شما هم مثل من حتما اين كار را مي كنيد. اين ضرب المثل درست مثل ضرب المثل: "هرچقدر پول بدهي آش مي خوري" خودمان است. پس اول به جيبتان نگاه كنيد. خوشبختانه موس ها ابزارهاي زياد گران قيمتي نيستند. به همين خاطر زياد نگران نباشيد، چون مي توانيد به راحتي با اندكي پس انداز كردن محصولات بسيار خوبي را تهيه كنيد. قيمت موس هاي موجود در بازار از حدود دو هزار تومان شروع شده و تا حدود ۱۵۰ هزار تومان مي رسد. شما گزينه هاي بسيار متعددي را در پيش روي خود خواهيد داشت، به نظر من مي توان با حدود ۵۰ تا ۷۰ هزار تومان محصولي را تهيه كرد كه حتي پاسخ گوي نيازهاي حرفه اي ترين گرافيست هاي دنيا هم باشد! حالا كه مي دانيد چقدر پول داريد و اينكه مي دانيد چقدر مي خواهيد براي خريد يك موس هزينه كنيد، بسياري از گزينه ها از ليست موارد قابل انتخاب شما حذف مي شوند. توصيه مي كنم سراغ موس هاس بسيار ارزان قيمت نرويد، چون به هيچ وجه پاسخ گوي نياز شما نخواهند بود. حتي در ابتدا هم سعي كنيد حداقل از موس هاس متوسط استفاده كنيد. دومين نكته مهم شكل ظاهري موس است. بالاخره شما گرافيست هستيد و فرم برايتان بسيار مهم است، هيچ كس دوست ندارد از يك ابزار زشت استفاده كند، مخصوصا شما گرافيست ها! شكل ظاهري خوب جدا از اينكه حس بهتري را در هنگام كار ايجاد خواهد كرد از جهات ديگر هم حائز اهميت است. حتما مي دانيد ارگونومي چيست؟ راستش را بخواهيد من نتوانستم واژه بهتري را هنگام ترجمه براي آن پيدا كنم. ارگونومي به زباني ساده، به معني هماهنگي با بدن انسان است. نتيجه استفاده از محصولاتي كه داراي ارگونومي خوبي هستند، راحتي بيشتر هنگام كار و خستگي كمتر است. اگر مي خواهيد براي مدت طولاني با يك ابزار كار كنيد، حتما به اين ويژگي در موس ها دقت كنيد. وقتي مي گوييم يك موس داراي طراحي ارگونوميك است، منظورمان اين است كه به گونه اي طراحي شده است كه با حالت طبيعي دست ما هماهنگ تر است. بسياري از كاربران را ديده ام كه از درد انگشتان و مچ ها پس از مدت طولاني كار شكايت داشته اند. شما هم كه حتما مدت طولاني در طول روز دست خود را بر روي موس مي گذاريد در معرض چنين خطراتي هستيد. پس ارگونومي را به عنوان دومين اصل مهم همواره در نظر داشته باشيد! بهترين راه براي فهميدن اينكه يك موس داراي هماهنگي خوبي با دست هاي شماست، استفاده طولاني مدت از آن است. اگر بتوانيد محصول مورد نظر خود را براي آزمايش و بررسي بگيريد بسيار عالي خواهد بود اما فروشندگان نازنين اين مرز و بوم حتي حاظر نيستند كالاهي عزيز تر از جان خود را از توي بسته بندي در بياورند چه برسد به اينكه آن را براي مدتي تست به شما بدهند! مي توانيد از دوستان خود استفاده كنيد و آن ها را در رودربايسي بگذاريد. يكي از دوستانتان را موس مورد نظر شما را در زير دستش دارد پيدا كرده و به بهانه اي موس را براي چند روزي و يا حتي چند ساعتي از او بگيريد. اگر اين راه هم جواب نداد مجبور هستيد به راه هاي ساده تري چون جستجو در اينترنت و خواندن نظرات كاربران ديگر در باره آن موس خاص بپردازيد. البته در اين حالت نتايج چندان دقيق نيستند اما وقتي چاره نباشد، اين امكان هم غنيمت است. به غير از ارگونومي، استفاده از مواد مختلف در موس ها هم مي تواند به راحتي بيشتر شما كمك كند. براي مثال يكي از مشكلاتي كه خودم با آن بسيار برخود داشته ام، مشكل عرق كردن دست در هنگام كار و يا ليز خوردن موس از دست هاست. برخي از شركت ها، از موادي استفاده مي كنند كه اين مشكلات را كمتر مي كند. بسياري از موس هاي با كيفيت بالا تر را ديده ام كه از روكش هاي خاصي استفاده كرده اند. البته اينكه اين روكش هاي خاص دقيقا چگونه جلوي عرق كردن دست را مي گيرند نمي دانم. اما واقعا كار مي كنند. برخي ديگر هم از نوارهاي لاستيكي در گرداگرد موس استفاده مي كنند كه اين امر باعث مي شود موس كمتر در دستان شما ليز بخورد. البته همه اين عوامل بستگي به اينكه چگونه موس را در دست مي گيريد هم دارد. كاربراني را ديده ام كه دست خود را بر روي موس ولو مي كنند. يعني كف دست خود را كاملا بر روي قسمت پشتي موس مي گذارند. اما برخي ديگر هم هستند كه با دو انگشت دو سمت موس را مي گيرند. نحوه كار با موس و ميزان خستگي ارتباط تنگاتنگي با نحوه در دست گرفتن موس هم دارد. دقت موس از ديگر موارد بسيار مهم در خريد موس است. در حال حاظر دو تكنولوژي عمده در ساخت موس ها مورد استفاده قرار مي گيرد. تكنولوژي LED كه ارزان قيمت تر و رايج تر است و تكنولوژي ليزر كه گران قيمت تر است اما اندك اندك دارد فراگير مي شود. البته قبلا موس هاي با گوي هم وجود داشتند كه ديگر توليد نمي شوند و از بازار محو شده اند. اما اگر نگاهي به ساختمان موس داشته باشيم، شايد بهتر بتوانيد تفاوت دو تكنولوژي LED و ليزر را متوجه شويم. موس هاي نوري داراي يك حسگر تصويري هستند كه از سطحي كه موس بر روي آن قرار گرفته عكس مي گيرند. البته اين حسگر تصويري با آنچه در دوربين هاي ديجيتال مي بينيد متفاوت است. اين حسگر از آن ها بسيار كوچكتر است و معمولا تصاويري كه توليد مي كند حداكثر از چند ده پيكسل تشكيل شده اند. حركت نشانگر با استفاده از تصاوير متعددي كه توسط اين حسگر تهيه مي شود، محاسبه مي گردند. اما چگونه، با توجه به اين موضوع كه حسگر در هر ثانيه چند صد عكس تهيه مي كند، مي توان با محاسبه تفاوت موجود بين اين تصاوير جهت و سرعت حركت موس را تشخيص داد. اين تكنولوژي تشخيص حركت اصلا چيز جديدي نيست و سال هاست كه مورد استفاده قرار مي گيرد. اما تفاوت بين موس هاس ليزري و موس هاس نوري LED درست از همينجا شروع مي شود. حسگر تصويري مورد استفاده در موس براي تهيه تصاوير مورد نياز خود نياز به استفاده از يك منبع نوري دارد. اين منبع نوري سطح را روشن كرده و به حسگر اجازه مي دهد در نور مناسب تصاوير مورد نياز خود را تهيه كند. اما نور LED به هيچ وجه يك نور متمركز نيست و از پراكندگي زياد رنج مي برد. به همين دليل ممكن است نتواند سطح را به صورت يك نواخت روشن كند. حتي در برخي از سطوح كه داراي بازتاب مناسبي نيستند (مانند شيشه يا آينه) نور LED به هيچ وجه قابل استفاده نيست. اما موس هايي كه از تكنولوژي ليزر استفاده مي كنند داراي اين مشكلات نيستند. به دليل خصوصيت ذاتي ليزر كه باريكه اي نور متمركز با پراكندگي بسيار ناچيز است، مي توان سطح را به شكلي كاملا دقيق روشن كرده و بازتاب هايي كامل را پديد آورد. به دليل استفاده از يك باريكه فوق العاده كوچك مي توان منبع تابنده نور ليزر و حسگر را در يك زاويه بهينه (معمولا زاويه ۹۰ درجه) نسبت به هم قرار داده و فقط مساحت بسيار كوچكي از سطح را كه مورد نياز است روشن كرد. اگر از موس هاس ليزري استفاده كرده باشيد، ديده ايد كه نمي توان نوري را زير آن ها تشخيص داد. اين مساله به اين دليل است كه براي ديدن اين نور چشم شما حتما بايد در زاويه اي خاص نسبت به تابنده باريكه ليزر قرار داشته باشد. موس هاي ليزري در مقايسه با موس هاي نوري معمولي داراي دقت بسيار بالاتري هستند و بر روي سطوح بسيار متنوعي نيز به درستي كار مي كنند. از آنجايي كه شما يك گرافيست هستيد و دقت در كار شما حرف اول را ميزند توصيه مي كنم فقط و فقط به موس هاي ليزري فكر كنيد. ممكن است تبليغات وسوسه كننده متعددي را ببينيد كه از موس هاي نوري با دقت بسيار بالا سخن مي گويند اما دقت داشته باشيد، با توجه به عدم لرزش نشانگر هنگام استفاده از موس هاي ليزري و ثبات بسيار بالاي آن ها، حتي يك موس ليزري ارزان قيمت با دقت ۸۰۰ نقطه در اينچ (DPI) هم داراي ارجعيت نسبت به موس هاي نوري با دقت بيش از ۲۰۰۰ نقطه در اينچ هستند. بي سيم يا باسيم؟ اين يك حقيقت است كه دنياي ما به سوي بي سيم شدن پيش مي رود. پس چرا از يك موس بي سيم استفاده نكنيم؟ موس هاي بي سيم هر روز بيش از پيش محبوبيت پيدا مي كنند. وقتي سيم دست و پا گير حذف مي شود، احساس آزادي اولين چيزي است كه به آن دست پيدا مي كنيد. مي توانيد موس را در هر فاصله اي و هر جايي كه دوست داريد استفاده كنيد. حتي مي توانيد از آن به عنوان يك ابزار كنترل از راه دور هم بهره ببريد. اگر يك بار از موس هاي بي سيم استفاده كرده باشيد، آن وقت متوجه تفاوت هاي اين ابزارها با برادران سيم دارشان مي شويد. اما موس هاي بدون سيم هم مشكلات خودشان را دارند. اولين مشكل به چگونگي ارتباط آن ها با گيرنده مربوط مي شوند. بسياري از انواع موس ها امروز از استاندارد RF (يا فركانس هاي راديويي) و با فركانس ۲.۴ گيگاهرتز استفاده مي كند. اين فركانس يك فركانس ايده آل براي ارتباط بي سيم در فواصل كوتاه با پهناي باند اندك است. يه همين دليل بسياري از ابزارها از اين محدوده فركانسي استفاده مي كنند. همين مساله مي تواند يك مشكل بزرگ محسوب شود. در بسياري از موارد تداخل هاي ناخواسته باعث خواهد شد كه برخي از ابزارهاي شما به درستي كار نكنند. اما اين مشكل معمولا به ندرت اتفاق مي افتد. موس هايي هم هستند كه از اتصال بلوتوث استفاده مي كنند، اتصال بلوتوث اتصالي پيشرفته تر است و ممكن است امكانات متعددي را در اختيار شما قرار دهد. اما پيكره بندي آن مشكل تر است و استفاده از آن زياد گسترده نيست! يكي ديگر از مشكلات موس هاي بدون سيم، مساله باطري آن هاست. از آن جايي كه اين موس ها به هيچ كجا وصل نيستد، بايد توانشان را از يك جايي تامين كنند. برخي از موس هاي بدون سيم گران قيمت تر داراي باطري ليتيوم يوني داخلي هستند. باطري هاي ليتيوم يوني داراي ساختماني شبيه باطري هاي موبايل مي باشند. اين باطري ها بسيار پرتوان بوده و سبك وزن هستند. علاوه بر اين مي توان آن ها را در اندازه هاي كوچكتر توليد كرد همين مساله سبب مي شود تا اندازه و وزن موس هايي كه از اين باطري ها استفاده مي كنند كوچكتر شود. شارژر اين موس ها معمولا در بسته بندي آن ها موجود است. هنگام استفاده از آن ها بايد سعي كنيد از خالي شدن كامل باطري آن ها جلوگيري كنيد چون باطري هاي ليتيوم يوني اگر تا انتها خالي شوند آسيب مي بينند. باطري اينگونه موس ها را نمي توان عوض كرد و طول عمر آن ها محدود به طول عمر باطري هاي آن است كه معمولا بين ۵ تا ۷ سال خواهد بود. البته بعيد مي دانم بعد از ۵ سال كار مداوم چيزي از موس سالم مانده باشد كه خرابي باطري آن باعث تعويض موس شود! اما بسياري از موس ها هم هستند كه داراي باطري داخلي نيستند. اين موس ها بيشتر از باطري هاي قلمي، باطري هاي نيم قلمي و يا باطري هاي كتابي استفاده مي كنند. توصيه مي كنم در صورت استفاده از چنين موس هايي حتما از باطري هاي الكلاين به همراه آن ها استفاده كنيد. باطري هاي الكلاين داراي توان بيشتري بوده و مدت بيشتري عمر مي كنند. البته گران قيمت تر و سنگين تر هستند اما مزايايشان به معايبشان مي چربد. اكثر موس ها بين ۳ تا ۶ ماه را مي توانند با استفاده از يك باطري الكلاين كار كنندو البته بعضي از مدل هاي آن ها هم هستند كه با استفاده از ۲ باطري تا يك سال شما را از خريد باطري هاي اضافه بي نياز مي كنند. با اين حساب در طول عمر متوسط ۵ ساله موس بين ۵ تا ۱۰ بار نياز به تعويض باطري خواهيد داشت كه كاملا قابل قبول است. اما اصلي ترين مشكل موس هاي بدون سيم سرعت پاسخ آن هاست. سرعت پاسخ اين موس ها از موس هاي سيمي پايين تر است. به اين دليل كه اطلاعات بايد به صورت بيسيم ارسال شوند و همين مساله نياز به تبديل اطلاعات به داده هاي قابل انتقال را مطرح مي كند. البته بعيد مي دانم تفاوت سرعت پاسخ يك يا دو ميلي ثانيه اي زياد براي يك گرافيس مهم باشد. فقط اگر يك گيمر حرفه اي باشيد، مي توانيد اين تفاوت را احساس كنيد. به همين دليل است كه اكثر موس هاي حرفه اي مخصوص بازي موس هاي با سيم هستند و علاقه مندان به بازي ها زياد از موس هاي بي سيم استفاده نمي كنند. و اما ديگر موارد به غير از مطالب ذكر شده كه دقت در آن ها اصلي ترين موارد براي انتخاب و خريد يك موس مناسب مي باشد، موارد ديگري نيز هستند كه گرچه در عملكرد كلي موس تاثير چنداني ندارند اما توجه به آن ها مي تواند برخي از كارهاي شما را راحت كند. يكي از اين موارد لغزنده هاي زير موس هستند. اين لغزنده ها كه جنس آن ها عمدتا از پلايستيك است كمك مي كنند تا موس راحت تر بر روي سطوح مختلف سر بخورد. موس هايي كه داراي كيفيت بالاتري هستند از لغزنده هاي تفلوني استفاده مي كنند. لغزنده هاي تفلوني، راحتي فوق العاده اي را در هنگام حركت دادن موس ايجاد مي كنند. به غير از جنس، محل قرار گيري و تعداد و همچنين اندازه اين لغزنده ها نيز بسيار مهم است. به طور كلي هرچقدر مساحت اين لغزنده ها بيشتر باشد، بهتر است. همچنين اين لغزنده ها بايد در محل هايي قرار بگيرند كه فشار بيشتري بر روي آن ها قرار دارد. مثلا بر روي تكيه گاه هاي موس و يا نقاطي كه فشار دست بيشتر بر روي آن ها قرار دارد. دكمه هاي اضافي بر روي موس نيز از ديگر نكاتي هستند كه بايد به آن ها توجه كرد. معمولا تمامي موس ها تعدادي كليد اضافي دارند كه مي توان عملكردهاي مختلفي را به آن ها تخصيص داد. مثلا مي توان باز كردن يا بستن يك پنجره و يا حركت بين پنجره ها را با استفاده از اين كليدها به راحتي انجام داد. برخي از موس ها (بيشتر موس هاي مخصوص بازي) داراي دكمه هايي هستند كه با استفاده از آن ها مي توان دقت موس را افزايش و كاهش داد. افزايش و كاهش دقت موس سبب افزايش و كاهش سرعت آن مي شود و اين مساله مي تواند در برخي از اوقات كمك بسيار زيادي به گرافيست هايي كه مي خواهند سرعت حركت قلم خود را كم و زياد كنند نمايد. در نهايت، موس ابزار پر استفاده اي است، اگر از قلم هاي موسوم به قلم نوري استفاده نمي كنيد، بايد براي خريد موس بيشترين ميزان اهميت را قائل باشيد. استفاده از يك ابزار خوب، علاوه بر افزايش دفت شما مي تواند سرعت كار را نيز افزايش داده و از خستگي شما جلوگيري كند. توصيه من اين است كه از موس هايي كه توسط سازندگان معتبر توليد شده اند استفاده كنيد. هميشه گفته ام و يكبار ديگر مي گويم كه سازندگان بزرگ ممكن است ورشكست شوند اما هرگز با آبروي خود بازي نمي كنند. مطمئن باشيد خيلي از اوقات پول بيشتري كه مي پردازيد ارزشش را خواهد داشت. پس دست ديجيتال خود را جدي بگيريد. منبع:مجله رنگ -
سیستم سازگار با یک طراح گرافیک طراحي گرافيك با كامپيوتر امروزه آنقدر فراگير شده است كه يكي از مهمترين ابزارهاي كار هر طراح گرافیک ميباشد. اين مساله كه هر چقدر بيشتر هزينه كنيد كارايي بالاتري را نيز به دست خواهيد آورد كاملا درست است اما در بسياري از مواقع ميتوانيد با پرداخت هزينهاي مناسب كارايي قابل قبولي را نيز به دست آوريد تا نيازمنديهاي شما را به صورت كامل برطرف كند. با توجه به بودجههاي متفاوتي كه كاربران مختلف براي سيستمهاي خود در نظر ميگيرند تصميم به معرفي دو سيستم كه يكي داراي كارايي بالا و ديگري داراي كارايي و قيمت مناسب است گرفتيم. پردازنده: سيستمي كه براي انجام كارهاي سنگين و پردازش فايلهاي حجيم گرافيكهاي پيكسلي يا برداري مورد استفاده قرار ميگيرد، به ناچار بايد از پردازنده قدرتمندي استفاده كند. قيمت پردازندههاي دوهستهاي كه از دو واحد پردازشي مجزا درون خود بهره ميبرند امروزه به قدري كاهش يافته است كه ديگر خريد پردازندههاي تك هستهاي منطقي به نظر نميرسد. از سويي با توجه به اين موضوع كه تمامي نرمافزارها وسيستم عاملهاي جديد نيز از آن پشتيباني ميكنند، در صورت استفاده از اين پردازندهها شاهد افزايش كارايي چشمگيري خواهيد بود. ما براي سيستم با كارايي مناسب خود مدل AMD Athlon ۶۴ ۳۶۰۰+ را انتخاب كرديم كه يكي از پايينترين قيمتها را در ميان پردازندههاي دوهستهاي داراست و علاوهبراين از كارايي مناسبي نيز برخوردار است. در مقابل براي سيستم با كارايي بالا پردازندهگران قيمتتر AMD Athlon ۶۴ X۲ ۶۰۰۰+ را انتخاب كرديم كه داراي كارايي بسيار بالاتري از ۳۶۰۰+ است اما قيمت آن نيز بيش از دوبرابر بيشتر از مدل ۳۶۰۰+ ميباشد. مادر برد: از آنجاييكه ما دو پردازنده از AMD را براي سيستمهاي خود انتخاب كردهايم بايد از مادربردهايي كه توانايي پشتيباني از آنها را داشته باشند هم استفاده كنيم. ما براي اين منظور دو مادربرد را كه از چيپستهاي قدرتمند سري nForce ۵ از Nvidia استفاده ميكنند انتخاب كرديم. اين مادربردهاي علاوهبر اينكه داراي كارايي بالايي ميباشند قادر هستند تا امكانات زياد ديگري را نيز به شما ارايه كنند. براي مثال هردوي اين مادربردها سري كاملي از درگاهها، مانند درگاههاي سريال، LPT، USB و حتي IEEE۱۳۹۴ را ارايه ميكنند كه امكان اتصال آنها را به تمامي ابزارهاي جانبي فراهم ميآورد. براي سيستم با كارايي مناسب ما مادربرد GA-M۵۵S-S۳ GIGABYTE را توصيه ميكنيم كه از چيپستهايnForce ۵۵۰ بهره ميبرد. براي سيستم با كارايي بالا نيز مادربرد GIGABYTE GA-M۵۹SLI-S۵ را انتخاب كرديم كه به دليل استفاده از چيپستهاي nForce ۵۹۰ SLI داراي كارايي بسيار بالايي بوده و علاوهبراين از حالت SLI براي استفاده از دو كارت گرافيك به صورت همزمان نيز پشتيباني ميكند. كارتگرافیک: تقريبا تمامي كارتهاي گرافيكي جديد توانايي ايجاد تصاويري با بالاترين وضوح و بيشترين ميزان رنگ را كه نمايشگرها قادر به پشتيباني از آنها هستند دارا ميباشند. به همين دليل انتخاب هر يك از كارتهاي گرافيكي موجود در بازار ميتواند نيازهاي كاربران را براي ايجاد تصاوير گرافيكي دو بعدي برطرف كند. اما با توجه به عرضه ويندوز ويستا و پشتيباني اين سيستم عامل از DriectX ۱۰ و علاوهبراين، فضاي دسكتاپ سهبعدي كه اين سيستم عامل ارايه ميكند تصميم گرفتيم تا از از كارتهاي با پشتيباني از DrirectX ۱۰ استفاده كنيم. كارت گرافيك GIGABYTE GV-NX۸۵T۲۵۶H يك كارت گرافيك با كارايي و قيمت مناسب است كه از ۲۵۶ مگابايت حافظه استفاده كرده و توانايي ايحاد تصاوير دوبعدي در بالاترين وضوح و با بيشترين تعداد رنگ را دارا ميباشد. علاوهبر اين كارت گرافيكي فوق ميتواند تصاوير سهبعدي را نيز با كارايي قابل قبولي به نمايش درآورد. در سوي ديگر براي سيستم با كارايي بالا كارت گرافيكي GIGABYTE GV-NX۸۶S۲۵۶H را در نظر گرفتيم. اين كارت گرافيك علاوهبراينكه مانند مدل قبل داراي كارايي دوبعدي بالايي است، كارايي سهبعدي بسيار خوبي هم دارد و براي كاربراني كه قصد دارند علاوه بر كار با نرمافزارهاي دوبعدي از نرمافزارهاي سهبعدي نيز استفاده كرده و احيانا به بازي هم بپردازند بسيار مناسب است. اين كارت گرافيك از پردازنده گرافيكي Nvidia Geforce ۸۶۰۰ GTS استفاده كرده و به ۲۵۶ مگابايت حافظه نيز مجهز است. بعلاوه اين كارت گرافيك با استفاده از تكنولوژي Silent-Pipe ۳ بدون نياز به فن و در نتيجه بدون ايجاد هيچگونه سرو صدايي پردازنده و حافظه گرافيك را خنك ميكند. حافظه: به دليل حجم بسيار بالاي فايلهاي گرافيكي كه معمولا داراي وضوح بالايي هستند، ميزان حافظه سيستم و پهناي باند آن ميتواند تاثير بسيار زيادي بر روي كارايي كلي سيستم داشته باشد. براي سيستم با قيمت متوسط ما حداقل ۲ گيگابايت حافظه را توصيه ميكنيم، با توجه به اين موضوع كه هردو مادربرد ما از پيكره بندي دو كاناله پشتيباني كرده و در نتيجه ميتوانند پهناي باند حافظه را افزايش دهد بهتر است از ۲ ماژول يك گيگابايت استفاده شود. براي ايجاد تعادل بين قيمت و عملكرد نيز از حافظههاي با فركانس ۶۶۷ مگاهرتز استفاده شده است. براي سيستم با كارايي بالا نيز بهتر ديديم كه از ۴ گيگابايت حافظه با سرعت ۸۰۰ مگاهرتز استفاده كنيم تا قادر باشيم كارايي بالاتري را بدست آوريم. درايو نوري: در حال حاضر درايوهاي نوري كه قادر به خواندن و نوشتن بر روي CD ها و DVD هستند بسيار ارزان و فراوان شدهاند. براي جابهجايي فايلهاي حجيم گرافيكي، نياز به ابزارهاي ذخيره سازي حجيم و ارزان قيمت وجود دارد و ديسكهاي CD و DVD ميتوانند اين فضا را در اختيار شما قرار دهند. درايو نوري GIGABYTE GO-۱۶۲۳A-RH قادر است تا حتي بر روي ديسكهاي DVD دو لايه با ضرفيت ۵/۸ گيگابايت نيز دادهها را بنويسد. سرعت ضبط دادهها بر روي ديسكها توسط اين درايو بسيار بالا است و به ۱۶X براي DVD هاي يك لايه و ۸X براي DVD هاي دولايه ميرسد. ديسك سخت: به طور كلي هرچه ظرفيت ديسك سخت بيشتر باشد بهتر است. ديسكهاي سخت با ظرفيت بالا نيز امروزه با افت قيمتهاي شديدي مواجه شدهاند به همين دليل ما براي سيستم با قيمت مناسب حداقل يك ديسك سخت ۳۲۰ گيگابايتي و ترجيحا با ۱۶ مگابايت بافر را پيشنهاد ميكنيم. براي سيستم با كارايي بالا ميتوانيد از ديسك سختهاي ۵۰۰ گبگابايتي يا بيشتر و يا چندين ديسك سخت استفاده كنيد تا فضاي ذخيره سازي در دسترس خود را تا حد زيادي افزايش دهيد. با توجه به پشتيباني هردو مادربرد از پيكرهبندي RAID در صورتي كه از بيش از دو ديسك سخت استفاده ميكنيد، ميتوانيد با استفاده از اين پيكره بندي سرعت ذخيرهسازي دادهها و يا امنيت آنها را افزايش دهيد. كيس و منبع تغذيه: با توجه به اين موضوع كه سيستمهايي كه براي كار با نرمافزارهاي گرافيكي مورد استفاده قرار ميگيرند معمولا مدت زمان زيادي در روز روشن هستند، بايد كيسي را براي آنها تهيه نمود كه داراي تهويه مناسبي بوده و حرارت را به نحو موثري به خارج از كيس منتقل كنند. علاوه بر اين منبع تغذيه مناسب نيز يكي از مهمترين ملزومات چنين سيستمهايي است، توصيه ميكنيم براي سيستم با كارايي بالا حداقل از يك منبع تغذيه ۵۰۰ واتي و براي سيستم با قيمت مناسب از يك منبع تغذيه حداقل ۴۰۰ واتي استفاده كنيد. منبع :مجله رنگ
-
نگاه اول به طور كلي در ايران به بسته (Package) بيشتر از بستهبندي (Packing) توجه شده است. اين به دليل آن است كه در ايران هنوز شناخت از بستهبندي به ظاهر آن محدود است و بيشتر توليدكنندگان در پي رسيدن به يك بسته خوب و رقابتي هستند تا بستهبندي خوب و رقابتي. در چنين فضايي زنجيره تامين و عمليات لجستيك كمتر مورد توجه قرار ميگيرد و ضايعات محصولات توليدي همچنان بالا است. اين موضوع باعث ميشود هزينه بستهبندي بيشتر از حد انتظار باشد. زيرا تنها رقابت در محيط خردهفروشي باعث توجه به بستهبندي بوده، نه اتخاذ رويكردي اقتصادي و بهينه در عمليات توليد. بنابر اين ما در ايـران نـيازمند تقويت مفاهيم مديريت بستهبندي هستيم. بالابردن كيفيت بستههاي مورد استفاده در حمل و نقل و توجه به اصول ارگونومي در آنها، توجه و مطالعه در روشهاي بهينه براي جمع و مهار كردن بستهها (Packing) و بكارگيري لوازم مناسب براي اين عمليات، شناخت و بكارگيري لوازم و امكانات آزمايشگاهي براي آزمون بستهها و بستهبندي آنها. اينها بخشي از مواردي است كه باعث ميشود بستهبندي نقش مفيدي در اقتصاد توليد و مصرف داشته باشد و مردم به مفهوم بستهبندي و دستاندركاران آن علاقه نشان دهند. يك بسته زيبا اگر نشانهاي از بهرهوري منابع ملي و حفظ حقوق مصرفكننده نداشته باشد تنها يك سرگرمي يا حتي يك فريب است. نگاه دوم از منظري ديگر به بستهبندي در ايران نگاه ميكنيم. روند رشد بستههاي اوليه در ايران خوب و قابل توجه است. ما در صنعت چند لايههاي انعطافپذير توسعه قابل قبولي داشتهايم پوششهاي اوليه كالاها كه نقش مهمي در بالابردن طول عمر فروشگاهي (shelf lite) دارند و به سلامتي مصرفكنندگان از يك سو و سودآوري توليدكنندگان از سوي ديگر كمك ميكنند به خوبي شناخته و پذيرفته شدهاند. امروز چندلايههاي انعطافپذير تا يازده لايه در ايران توليد و مورد استفاده قرار گرفته اند. اما در بخش ظروف اين پيشرفت چنان كه بايد صورت نگرفته و هنوز نيازمند دو عامل مهم يعني فنآوري بالا و دانش توليد هستيم. در همين وضعيت اگر منحني بگيريم ظروف شيشهاي بستهبندي در پايينترين و ظروف پلاستيكي در بالاترين مكان قرار دارند. اما بستهبندي ثانويه و يا بستههاي اوليهاي كه نقش بسته ثانويه را هم بازي ميكنند نتواستهاند آن طور كه بايد با استانداردهاي روز هماهنگ شوند. با آن كه توجه به ظاهر بستهبندي اولويت ذهني بسياري از توليدكنندگان ايراني است در اجراي اين بخش به قدر كافي حرفهاي عمل نميكنند. جعبههاي مقوايي ضعيف، گرافيكها و به دنبال آن بهاي نه چندان جا افتاده و حرفهاي نوعي تناقض در هدف و عملكرد ايجاد كرده است. بستهبندي توزيع همان طور كه گفته شد كمترين ميزان توجه را به خود اختصاص داده است. براي مثال ورق كروگيت هفتلايه كه براي بستهبندي اغلب كالاهاي صنعتي و بسياري از كالاهاي كشاورزي صادراتي در دنيا مورد استفاده قرار ميگيرد در ايران و با وجود فعاليت نزديك به دويست ورقساز، محصولي ناياب است. همچنين مشكل عدم تنوع لازم در ظروف پلاستيكي بزرگ مانند باكسپالتها و بالكها نيز وجود دارد. با اين حال تنها در يك سال آينده هشتاد استاندارد ملي بستهبندي در دستور كار موسسه استاندارد قرار دارد در حالي كه طي سه سال گذشته كه در مجموع حدود بيست استاندارد ملي بستهبندي تصويب شده است. نگاه سوم يك سوم شمالي ايران بيشترين سرمايهگذاري در صنعت بستهبندي را دارد. دوسوم باقيمانده را اگر به دو نيمه شرقي و غربي تقسيم كنيم نيمه غربي سهم بيشتري از نيمه شرقي در جذب سرمايههاي بستهبندي دارد. اما در يك جمع بندي ميتوان گفت ايران كشوري چهار فصل است پروفسور رشينگر فيليوس گياهشناس برجسته جهان، كتابي دارد كه يكصـد و هفتـاد و پنج بار! تجديد چاپ شده و نام آن است. جالب است بدانيد كه ايشان در كتاب خود تعداد گونههاي گياهي ايران را تا ده هزار گونه خوانده و اين در حالي است كه در كل اروپا يازده هزار و پانصد گونه گياهي موجود است. از آن جا كه كشاورزي منشاء توليد بسياري از مواد خوراكي و غيرخوراكي است، اين تنوع گياهي شگرف ما را متوجه فرصتهاي ويژه در سرمايهگذاري ميكند. در صورت مديريت صحيح در خصوص اين منابع، به طور معمول صنعت بستهبندي نقش موثري در قيمتي كردن كالا خواهد داشت. تنوع آب و هوا و اقليم خاص ايران اين كشور را به منطقهاي مناسب براي دستيابي به بسياري از پديدههاي عالم كرده و در ايرانيان توانايي رسيدن به بسياري از چيزهايي را كه اراده كنند به وجود آورده است. ايران با وجود مشكلات خاص و هميشگي خود همواره بستري مناسب براي هر گونه سرمايهگذاري و يا سرمايهگذاري در هر كاري بوده و هسـت. ايـرانيان به طور عموميمردميخوشنشين، هوشمند در سرمايه گذاري، مشكل پسند و آرمانگرا وتا حدي ايدهآليست هستند كه ايـن خصيصـه آخـر بـاعـث تـوجـه و علاقـه هميشگـي ايشـان به فنآوريهاي برتر بوده و هست. اگر مشكل ارزش پايين ريال ايران در برابر يورو يا دلار نباشد ايرانيان همه شركتهاي بزرگ دنيا را خواهند خريد چه رسد به محصولات آنها. منبع: ماهنامه صنعت بستهبندي
-
- 1
-
-
- packing
- shelf litepackage
- (و 5 مورد دیگر)
-
درود محمد جان در مورد سوالاتی که پرسیدی برای یک آرم ابعاد استاندارد خاصی وجود نداره ولی یکسری مشخصات هست که باید حتما رعایت بشه که در تاپیکهایی که در زیر مسابقه گذاشتم اون نکات رو نوشتم. چگونه یک لوگوی حرفهای طراحی کنیم در مورد کیفیتش هم در بند ششم نوشتم که با چه کیفیتی و با چه فرمتهایی میشه یک فایل رو بست و ارائه داد. کیفیت سیصد دی پی آی یک وضعیت استاندارد هست که باعث میشه فایل کمتر افت کیفیت داشته باشه. در بین فرمتها هم فرمتهایی که وکتوری هستند ارجحیت دارند. مثلا کورل و ایلاستریتور فایلهای وکتوری ایجاد میکنه.وکتورها مثل برنامۀ اتوکد هر چقدر هم که فایل بزرگ و کوچک بشه در کیفیت فایل اثری نداره. ولی کسانی که با فتوشاپ کار میکنند اگر کیفیت سیصد رو برای کارهاشون تنظیم کنند افت کیفیتش کمتر هست.
- 8 پاسخ
-
- 11
-
-
جادوي رنگ در خدمت تنوع و زيبايي درباره انواع مستربچ رنگي موضوع مستربچ رنگي موضوعي عمومي در صـنـعـت پـلاسـتـيـك اسـت امـا بـه دلـيـل نقش تعيينكننده آن در موفقيت بستههاي پلاستيكي و جـاي خـالي آن در صنعت بستهبندي پلاستيكي ايـران، با علم به اين كه شايد نشريات تخصصي پلاستيك كه همه صنعت پلاستيك را مخاطب قرار ميدهند جايگاه مناسبتري براي اين بحث باشند آن را در ماهنامه صنعت بستهبندي در معرض مطالعه دستاندركاران قرار داديم. وسـعت و ميزان بكارگيري افزودنيها بويژه مستربچهاي رنگي در بستهبندي پلاستيكي توسط نـامـهـاي تـجاري معروف آن قدر شدت گرفته كه مـصـرفكنندگان را به طور جدي تحت تاثير قرار ميدهد. در حال حاضر مستربچرنگي عاملي براي جدا كردن نامهاي تجاري و شناسايي محصولات اصل و كپي از يكديگر است و نامهاي تجاري بزرگ رقابت شديدي در بكارگيري نمونههاي برتر آن دارند. در ايران اما اين موضوع تنها در خصوص كپيسازي ظروف خارجي مورد توجه جدي قرار گرفتهاست. صنعت بستهبندي پلاستيكي ايران، مستربچهاي رنگي را چندان مورد توجه قرار نداده و به نظر ميآيد هـمواره شوكهاي ناشي از شكستهاي تجاري بايد صنعت ما را به جلو بكشاند. اين كمكاري و كمتوجهي حـتـي گـريـبـان تـولـيـدكـنـندگان و واردكنندگان مستربچهاي رنگي را نيز گرفته و ايشان وضع موجود را پـذيـرفـتـه و منتظر محركي از بيرون هستند. ماهنامه صنعت بستهبندي از كمتر از يك سال پيش موضوع مستربچ در پلاستيكها را با هدف توسعه اين بحث در صنعت پلاستيكهاي بستهبندي كشور بـه طـور جـدي در دستور كار خود قرار داده كه نوشتهحاضر نيز در همين راستا است. جلوههاي ويژه رنگي در قطعات پلاستيكي، پديدهاي است كه به مستربچهاي مختلف رنگ كه داراي رنگدانههاي ويژه هستند و يا با استفاده از تكنيك ويژهاي تهيه شدهاند، مربوط ميشود. وارد شدن در اين محدوده با تمام رنگي شدن صفحات مجله، امكان پذير شده است؛ چرا كه بسياري از جلوههاي رنگي، يا معادل فارسي ندارند و يا اگر هم دارند، گوياي دقيق آن چه به چشم بيننده ميرسد، نيستند. در هر حال سعي شده است در حد امكان با انتخاب عكسهايي مناسب، جلوههاي رنگي مختلف نـشان داده شوند. با آوردن معادلهاي انگليسي انـواع جلوهها، علاقهمندان ميتوانند در صورت تـمـايـل از طـريـق كـاتالوگ فروشندگان رنگ و يا اينترنت، درك روشنتري از مطلب به دست آورند و با جلوههاي ويژه رنگي بهتر آشنا شوند. ظــاهـر كـالاهـا و بـسـتـهبـنـدي آنـهـا يـكـي از فـاكتـورهـاي جلـبكننـده مشتري است و در دنياي پـررقـابت تجارت امروز، بيش از پيش اهميت پيدا ميكند. برخي كالاهاي گران قيمت، مثل جواهرات، عطر و ادوكلن، از گذشته نيز بهترين و شيكترين بستهبنديها را داشتهاند. ولي به نظر ميرسد اين مساله به ساير كالاها نيز گسترش پيدا كرده است و تـوليـدكنندگان در كنار نوآوري در محصولات، براي زيباتر جلوه دادن محصولات خود نيز هزينه ميكنند. بــه ويــژه از هـنـگــامــي كــه فــروشـگــاههـاي سلفسرويس گسترش پيدا كردهاند، شكل ظاهري و در كنار آن رنگ بستهبندي اهميتي تعيينكننده در موفقيت كالا در بازار پيدا كرده است. استفاده از رنگ به كمك طراحي، نقش مهمي در جلـوه بـسـتـه بـنـدي دارد. در واقـع اهـميت كار طراحان، با استفاده از رنگ، ميتواند جلوه نهايي خود را پيدا كند؛ به گفته اي ”زندگي رنگ است!“ (1) و از ديدگاهي ديگر ” رنگ زندگي است!“، به تازگي هم خواندم كه از ديدگاه يك شاعر ” رنگ لبخند طبيعت است“(2). طراحي در بستهبندي چندين جنبه مهم دارد؛ طراحي بسته بايد به گونه اي باشد كه استفاده از كـالاي بـسـتـهبـنـدي شـده را آسـانـتـر سـازد، ظاهر بستهبندي بايد به خوبي معرف محتواي آن باشد، و بسته بندي تا حد امكان چندمنظوره باشد تا مشتري بـيـشتر بدان رغبت نشان دهد. زيبا و جالب توجه بودن بسته، جنبه مهم ديگري است كه روز به روز جاي بيشتري در بازار بسته بندي پيدا ميكند. صنعت رنگ براي بهبود ظاهر بستهها كمك بزرگي ميكند. مطالبي كه در مو رد روانشناسي رنگ در همين ماهنامه به چاپ رسيده، بحث مهمي است كـه مسلما طراحان موفق، آنها را در نظر دارند.اما رنگها و جلوههاي ويژه هم جاي ديگري در اين ميان براي خود باز كردهاند. آخرين گزارشات تجاري گواه از آن است كه در دنيـاي پـررقـابـت مستـربچسازي، بزرگان صنعت در آمريكا، اروپا و آسياي جنوب شرقي، بقاي خود را در تــولـيــد مـستـربـچهـاي ابتكـاري و جـديـد، در كنـار مستربچهاي مختلف افزودني ميبينند و از چندين سال پيش، مانند بسياري صنايع ديگر به تحقيق و توسعه توجه بيشتري كرده و در اين زمينه سرمايه گذاري كردهاند. مـحـصـولات پـلاسـتـيكي با رنگهاي متلون، ظـاهـر مـتـالـيـك، ظـاهـر سراميكي، درخشان يا به اصــطـلاح ”هــايلايــت“، طــرح چــوب، صـدفـي، مــرواريــدي، هــولــوگــرافيـك، شبـرنـگ، گـرانيتـي، فلوروسنت، فسفرسنت، رگه دار... نمونه هايي از هنر رنگ در جلوه بخشي بستهها و سطوح پلاستيكي و حـتـي تـزيـيـن بـسـتـههاي كادويي است. برخي از مهمترين و رايجترين مستربچهاي رنگي ويژه صنعت پلاستيك، در دنباله مطلب معرفي شدهاند. از نظر روش تهيه اين گونه مستربچ ها، به طور كلي ميتوان آنها را به دو گروه اصلي تقسيم بندي كـرد: گـروه اول مثل متاليكهاي مختلف با نماي طـلايـي و نـقـرهاي، يـا درخـشـان، فلوئوروسنتها، فـسفرسئانسها، فتوكروميكها، ترموكروميكها يا صـدفـيهـا، با تهيه رنگدانههاي مربوطه و مخلوط كردن آنها با پايه پليمر مورد نظر و با استفاده ازهمان تكنيك معمول مستربچ سازي، قابل تهيه هستند در ايـن گـروه، انـتخاب و استفاده از رنگدانه و داي با ويژگيهاي مورد نظر، بسيار تعيين كننده است. در اينجا به برخي از جلوههاي ويژه رنگي اشاره ميشود: 1- اگر از ذرات فلزي معلق با درخشندگي زياد در زمينه پليمر شفاف استفاده شود، اين ذرات نور را منعكـس مـيكننـد و در واقـع در زمينه پليمر، برق ميزنند ولي در عين حال ورقه يا سطح پلاستيك همچنان شفاف است و نور را از خود عبور ميدهد و كـل مجمـوعـه حـالـت دوگـانـه شفـاف™انعكاسي را خــواهــد داشــت. بــه ايــن نـوع جلـوههـاي رنگـي Reflective/Transmissive ميگويند. 2- بـرخـي رنگـدانهها نور فوق بنفش يا UV را جذب ميكنند و انرژي جذب شده را با طول موج بيشتر منتشر ميكنند.با استفاده از اين رنگدانهها، سـطـح بـه وجـود آمده، لبههايي خواهد داشت كه شبرنگ هستند و نورانيتر از سطوح به نظر ميرسند. اين نوع جلوههاي رنگي تحت عنوان زير شناخته ميشوند. Edge Glow 3- رنـگدانههاي فسفرسنت Phosphorescent از سولفيدهاي فلزي غيرآلي بلوري تشكيل شدهاند، كه انرژي را جذب كرده و آنها را به صورت نور بازتاب ميدهند. اسـتفاده از اين رنگدانهها، سبب تابان بودن جسم در تاريكي ميشود.ايـن رنگـدانـههـا بـر دو نوع هستند؛ نوع اول خيلي سريع شارژ ميشود و نور بازتابيده شده از آن، روشنتر و بادوامتر است، نوع دوم كه اين ويژگيها را نـدارد، بيشتـر مـرسـوم ولي ارزانتر است. جلوه اين رنگدانهها در پليمرهاي شفاف بهتر است. 4- Thermochromic ترموكروميكها رنگدانههايي هستند كه با حرارت تغيير سايه يا shade نشان ميدهند و بيشتر در بسته بنديهاي هوشمند كاربرد دارند ولي در هر حـال، جزء رنگدانههاي ويژه محسوب ميشوند و بـراي جلـوه بـخشي به قطعات رنگ شده نيز مورد استفاده قرار ميگيرند. 5- Photochromic فتوكروميكها رنگدانههايي هستند كه در اثر تابش نور فوق بنفش، تغيير رنگ ميدهند كه اين پديده را به نام ”فتو كروميك“ ميشناسيم. 6- تـوليـد قـطعـهاي بـا ظـاهر Granite/Marble يعنـي گرانيتي و مرمري يا سنگ مانند، با اختلاط دقيـق رنـگ زمينـه و رنـگ متضـاد جـداگـانـه و نيز استفاده از روش قالبگيري خاصي امكان پذير است. 7- نـور تـابـيـدهشده از سطوح مختلف صدف، سـبـب ايـجـاد ظـاهـري مـيشـود كـه بـه صـدفي يا Pearlescent معروف است و به ويژه در پليمرهايي كه ضريب شكست نور زيادي دارند، بهتر و بيشتر خود را نشان ميدهد. 8- رنگهاي Iridescent با ظاهر شيري و پررنگ كـه از زوايـاي مختلف، تغيير سايه نشان ميدهند، تصويري رويايي و زيبا به قطعه ميبخشند. 9- Pearl/marble طرح صدف و مرمر، تركيبي از درخشندگي صدف و استحكام مرمر را به قطعه رنگ شده ميبخشند كه جلوهاي منحصر به فرد دارد. 10- Tortoise Shell ”پوست لاك پشتي“ با استفاده از اختلاط رنگدانههاي ناهمگن و متضاد با رنگهاي شفاف يا غيرشفاف، به دست ميآيد. 11- Infrared رنگهاي مادون قرمز كه بيشتر در بـسـتـهبـنديهاي هوشمند كاربرد دارند، در اثر تابش امواجي با طول موج مشخص كه در محدوده امواج بلند به شمار ميروند، به صورت شفاف يا مات تغيير ميكنند. 12- ظـاهـر چـوب مـاننـد پلاستيـكهـا، تكنيك ديگـري است كه با استفاده از براده چوب در كنار دانش مستربچ سازي به دست آمده است. استفاده از افـزودنـيهـاي منـاسب كه بتوانند توزيع مورد نظر ذرات چوب در زمينه پليمر را فراهم كند، تركنندگي لازم را براي آنها به وجود آورد، و نيز پايداري مناسب را در طول فرايند داشته باشد، اهميت خاص دارد. 13- Wood Grain نوع دیگری از ظاهر رنگی قطعات و محصولات پلاستیکی است. برای ایجاد ظاهر و گره های چوب در ظاهر قطعه، استفاده از رنگدانه های خاص و روش های خاص قالب گیری تزریقی مورد نیاز است. 14- استفاده از رنگدانه های فلوئورسنت یا Florescent ، سبب تولید قطعات و سطوحی می شود که از خود نور می تابانند و سبب جلب توجه بیننده می شوند. 15- ترکیب دقیقی از رنگدانه و دای(جوهر) سبب تولید تغییر رنگ بین دو رنگ متضاد می شود. اين دورنگي ويژه به نام Chameleon effect و اين پديده به عنوان Chroma Shift شناخته ميشود. 16- رگه های مختلف یا پرک های فلزی با جلوه های دلخواه با افزودن ذرات فلزی با دانه بندی های مختلف، الیاف مقاوم یا ذرات دلخواه دیگر که جلوه مورد نظر را به رنگ می دهد، به دست می آید. 17- ذرات کروی داخل کره های شیشه ای که به ویژه در پلیمرهای شفاف استفاده می شود، یکی دیگر از روش های تولید پلاستیک های با ظاهر ویژه Glimmer است. ذرات Misty Pearl با جلوه هالوگرافیک را هم می توان در پلیمرهای شفاف به کار برد و ظاهر Glimmer مهمانند تهيه كرد. 18- ظاهر فلزی یا متالیک(Metallic) از اختلاط پودر فلز با پلاستیک در حالت مذاب پلیمر به دست می آبد. 19- از اختلاط پلاستیک های شفاف با برخی دای ها، قطعه رنگی ولی شفاف یا Transparent توليد ميشود. 20- تا به حال برای تولید جلوه رنگی Camouflage كه به لباس نظامی یا شکارچی معروف است، از چندبار رنگ زدن روی یکدیگر استفاده می شد. ولی اکنون با استفاده از مستربچ ویژه می توان قطعه ای با این ویژگی را پس از تزریق قطعه به دست آورد. گروه دوم در تولید گروه دوم، باید از روش های خاصی استفاده شود, مثال هایی از این نوع جلوه های رنگی در اینجا آورده می شود: - رنگ های متلون یا رنگهایی که ساده نیستند و از یک رنگ زمینه تشکیل شده اند، در حالی که یک یا چند رنگ دیگر به صورت رگه های رنگی داخل زمینه به چشم می خورند، با استفاده از تکنیک ویژه و توجه به خواص و ویژگی های سیلان مستربچ و پلیمرها، تولید می شود. در حقیقت این مستربچ ها، ترکیبی از حداقل دو مستربچ هستند که میزان سیلان یکی از آنها در دمای ذوب پلیمر پایه و مستربچ رنگ اصلی، از مستربچ دیگر کمتر است و در نتیجه کمتر از دیگری با پلیمر پایه مخلوط می شود و خود را به صورت رگه در محصول نهایی نمایش می دهد. معمولا رگه دار بودن ظاهر محصولات رنگی، پدیده مطلوبی نیست و نشان دهنده عدم تنظیم درست پارامترهای تزریق یا نامناسب بودن پایه انتخاب شده برای مستربچ، به شمار می رود. در پلیمرهایی که با مستربچ های نقره ای رنگ می شوند که حالت متالیک نقره ای به محصول می دهند، وجود خط تزریق یا خطی که لایه های مذاب از دو طرف به یکدیگر می رسند، پدیده ناخوشایندی است که تا همین اواخر بدون راه حل مانده بود و اخیرا شرکتی در سایت های خبری اعلام کرد که موفق شده تا این خط ناخواسته را از بین ببرد و ظاهر یکنواختی برای محصولات نقره ای ایجاد کند. این مساله ناشی از نحوه سیلان رنگدانه نقره ای است. مبتکرین با استفاده از این پدیده ناخوشایند و درک علت آن، هر چند که همه موفق به برطرف کردن علت آن نشدند، ولی توانستند در جهت ایجاد جلوه های جدید از این پدیده استفاده کنند و رنگ های ابتکاری به محصولات خود ببخشند. مسلما انتخاب دو نوع مستربچ با میزان سیلان مذاب مختلف و درعین حال دارای هماهنگی مورد نظر، نیازمند دانش و به خصوص تجربه مناسب است تا طراح به نتیجه مورد نظر خود دست پیدا کند. - تولید بطری پيايتي دورنگ نیز صرفا با استفاده از روش خاص تزریق قابل تهیه است؛ در اینجا از مستربچ خاصی استفاده نمی شود ولی با استفاده ار روشی خاص، جلوه ویژه ای از رنگ در محصول ایجاد می شود. برای این کار از فرایند Biinjection يا تزریق در دو مرحله جداگانه استفاده می شود. در حقیقت دو جریان ماده مذاب به داخل حفره قالب تزریق می شود و در نتیجه پریفرمی با دو ناحیه جداگانه رنگی به وجود می آید که ناحیه انتقالی آنها بسیار کوچک است.از این ناحیه انتقالی می توان برای چسبانیدن لیبل استفاده کرد. پانوشت .......................................................... 1- از فيلم ”گبه“ ساخته محسن مخملباف 2– به نقل از شاعر انگليسي ليگ هانت 1859-1784 ماهنامه صنعت بستهبندي
-
- 1
-
-
- كـاتالوگ فروشندگان
- مستربچ
-
(و 2 مورد دیگر)
برچسب زده شده با :
-
بخش بستهبندي در كشور ايران از جمله بخشهايي از صنعت و خدمات است كه هيچ اداره و بخش خاصي در دولت به طور مستقيم به امور آن نميپردازد. از اين جهت همواره نوعي جفا در حق اين بخش روا ميشود. در دعواي بودجه و يا هنگام تبيين استراتژيهاي خاص توسعه كشور چيز مشخصي براي بخش بستهبندي كنار گذاشتهنميشود. اگر بودجه يا كمكي نيز براي توسعه بخش بستهبندي اختصاص يابد كسي نميداند اين بودجه را چگونه بايد توزيع يا خرج كرد. زيرا بخش بستهبندي در كشور ما پراكنده و متنوع است. تشكلهاي صنفي فقدان تشكلهاي صنفي مربوط به بستهبندي باعث غير قابل دفاع شدن درخواستهاي بخش بستهبندي است. در واقع به دليل نبود يك صداي رسا مانند يك انجمن يا اتحاديه صداي بخش بستهبندي آن طور كه بايد به گوش مسئولان نميرسد.در روزگاري كه گوش مسئولان براي شنيدن صداي غريبهها سنگين است و فقط نجواهاي آشنا را ميشنود براي رساندن صدايي كه پيش از اين شنيده نشده بايد با صداي بلند صحبت كرد و اين صداي بلند صداي يك تشكل صنفي آگاه و منسجم است. با توجه به پراكندگي موضوعي بخش بستهبندي امكان ظهور يك تشكل كلي براي بستهبندي كه هر يك از اعضاي آن نمايندهيك واحد صنعتي يا خدماتي باشند و در ضمن با يكديگر نيز منافع مشترك داشتهباشند به صفر نزديك است. زيرا منافع صنفي بعضي از صنايع زيرمجموعه بخش بستهبندي اصلا در تضاد با يكديگر است و يا حرف مشتركي با يكديگر ندارند. براي مثال دغدغهها و ايدهآلهاي صنف كارتن نه تنها هيچ شباهتي به تمايلات بخش پلاستيك ندارد بلكه در بعضي مسائل نيز در تضاد و رقابت با يكديگر هستند. بهترين كار ايجاد تشكلهاي صنفي در صنوف و صنايع جزء است. مانند صنعت كارتن، صنعت توليد لفاف بستهبندي، صنايع چاپ لفاف بستهبندي، ماشينسازان بستهبندي، جعبهسازان، سازندگان ظروف پلاستيكي، فلزي يا شيشهاي و... با تشكيل چنين تشكلهايي زمينه براي ايجاد يك كنفدراسيون يا تشكلي كه اعضاي آن نمايندگان تشكلهاي صنفي مربوط به بستهبندي باشند عمليتر خواهد بود. آن گاه چنين تشكلي به مسائلي كلي چون جذب اعتبارات كشوري، تقسيم منابع و امكانات، توسعه ارزشهاي افزوده و مسائلي شبيه آن خواهد پرداخت. مديريت در حال حاضر و با ساختارهاي دولتي و صنفي كنوني امكان مديريت بخش بستهبندي در كشور ايران وجود ندارد. بستهبندي در ايران هنوز در حد موج است و با آن كه ضرورت آن كم و بيش در ميان مديران و عامه مردم جا افتاده اما استراتژي مشخص و هدفمند براي آن تبيين نشده است. دولت به تنهايي و با ابزار و عوامل كنوني خود هرگز قادر نخواهد بود اين موج را تحت كنترل درآورد. در حال حاضر بار اين مسئوليت ناخواستهبر دوش مطبوعات تخصصي، چند موسسه و سازمان محدود دولتي و غير دولتي و بعضي مديران متخصص در چند واحد صنعتي مربوط به بستهبندي قرار دارد. مطبوعات تخصصي پتانسيل خوبي براي منظم كردن و تثبيت موج كنوني دارند كه اگر دولت از آن استفاده كند ميتواند از بستهبندي كه در حال حاضر تنها به صورت يك موج است به عنوان عاملي درآمدزا و ارزآور بهرهبرداري كند. نبايد از نظر دور داشت كه بستهبندي به تدريج سهم بيشتري را در سبد هزينه خانوارهاي ايراني به خود اختصاص خواهد داد. البتهاين سهم به طور ناخواسته به وجود خواهد آمد. بنا بر اين بخش بستهبندي نيازمند توسعهاي است كه به كاهش هزينههاي بستهبندي منجر شود. اين مهم به دست نخواهد آمد مگر در ديدگاه برنامهريزان توسعه بخش بستهبندي حداقل در وسعت منطقهاي مد نظر قرار گيرد تا هزينه توليد كاهش يافته و كيفيت آن نيز مورد قبول مصرفكننده قرار گيرد. تنوع و پراكندگي از آن جا كه بستهبندي يك پديده نسبي است و موجوديت آن وابستهبه وجود كالا ميباشد انتظار ميرود تجمع واحدهاي توليدي در يك مكان منجر به ايجاد واحدهاي مربوط به بستهبندي در آن مكان شود. بدين صورت به طور طبيعي استانهايي كه بيشترين سهم توليد را دارند خود به خود سهم بيشتري از صنايع بستهبندي را به خود اختصاص دادهاند. در اين ميان توليدات غذايي به دليل حجم بالاي توليد و شرايط خاص حمل و نگهداري بخش زيادي از صنعت بستهبندي كشور را به خود مشغول كردهاند. صنايع كارتنسازي از جمله پراكندهترين بخش بستهبندي است. از آن جا توليد كارتن كاري نسبتا ساده است و از طرفي حمل و نقل آن در مسيرهاي دور چندان به صرفه نيست به طور عموميواحدهاي كارتنسازي تمركز نداشته و در مناطقي احداث ميشوند كه به صنايع همان منطقه سرويس بدهند. گفتهميشود بيش از چهار هزار واحد تبديل ورق به كارتن در سراسر ايران پراكنده هستند كه البتههنوز هيچ مركزي حتي ماهنامه صنعت بستهبندي تاكنون قادر به جمعآوري آمار و مشخصات همه آنها نشده است. بسياري از اين واحدها بوميو محلي هستند و بعضي از آنها را حتي ميتوان در روستاها پيدا كرد. توليد كيسه پلاستيكي يعني آن چه كه نزد عوام به سلفون، نايلون و نايلكس معروف است از ديگر مشاغل بخش بستهبندي است كه بعد از كارتن داراي تنوع و پراكندگي زيادي است. مصرف روزافزون كيسههاي پلاستيكي و رقابت آن با مصنوعات مشابه كاغذي و مقوايي اين پراكندگي را در آينده بسيار بيشتر خواهد كرد. هر چه ماشينآلات و روشهاي مورد استفاده براي توليد ملزومات بستهبندي پيچيدهتر يا گرانتر باشند به طور طبيعي گستردگي سرمايهگذاري و تعدد واحدهاي توليدي آنها كمتر است. از اين رو واحدهاي كه به توليد ظروف پلاستيكي ميپردازند نسبت به واحدهايي كه ظروف مقوايي توليد ميكنند محدودتر هستند. ميزان توليد، ميزان مصرف، سرمايه اوليه و دانش فني مورد نياز باعث شده كه كارتنسازي و توليد كيسه پلاستيكي بيشترين تعداد واحد مربوط به بستهبندي را به خود اختصاص دهدو در نقطه مقابل آن توليد لفافهاي خاص چون bopp يا cpp و ظروفي از جنس فلز و شيشه كمترين تعداد واحدهاي توليدي را در كشور داشتهباشند. در اين ميان نمودار مصرف و كيفيت ظروف فلزي و شيشهاي به دليل مقتضيات حمل و نقل از يكنواختي در سطح كشور برخوردار نيست. اين موضوع گاهي حتي به طور معكوس عمل كرده و نقش تعيين كننده در توليد دارد. يعني توليدكنندهاي كه از سازنده قوطي فلزي بسيار دور باشد هرگز به فكر توليد كالايي كه بايد در قوطي فلزي بستهبندي شود نميافتد. اين معضل اگر جلوي توليد را نگيرد به طور قطع توليدكننده را مجبور به فلهفروشي ميكند. ابتداييترين دستورالعمل در خصوص برنامهريزي براي بستهبندي كشور بررسي وضعيت تقسيم امكانات بستهبندي در سطح كشور است. در حال حاضر به دليل مركزنشيني بسياري از سرمايهداران ايراني بسياري از صنايع از جمله صنايع بستهبندي در منطقه استان تهران قرار دارند. مسير تهران تا قزوين در ادامه آن رشت و تبريز، محل فعاليت تعداد زيادي از واحدهاي توليدي مهم صنعت بستهبندي كشور است. مناطق جنوب كشور با وجود برخورداري از توليد قابل توجه در بخش كشاورزي سهمي درخور از توزيع امكانات و سرمايهگذاري بستهبندي ندارند. البته نوع سرمايهگذاري بخش بستهبندي براي اين منطقه با نيمه شمالي كشور تفاوتهايي دارد كه همين امر بايد مديريت شود. برخي ملزومات بستهبندي همچون فيلم bopp به طور كلي در نيمه جنوبي كشور توليد نميشوند اين در حالي است كه بخش عمدهاي از مواد مصرفي آنها از جنوب كشور حمل ميشود و در مقابل بخش اصلي بازار مصرف آنها نيز تنها در نيمه شمالي كشور است. پرنام و نشانترين منطقه كشور از نظر صنايع بستهبندي يك چهارم شمالي كشور است كه شمال خراسان، استانهاي شمالي، تهران و شمال آذربايجان را شامل ميشود. در مقابل كم نام و نشانترين منطقه، جنوب شرقي كشور است كه گويي به طور كلي فراموش شده و به حال خود رها شده است. منطقه شمال غرب كشور به دليل همسايگي با كشور تركيه از شتاب خوبي در پيشرفت بستهبندي برخوردار است. در مقابل منطقه شمال شرق كشور با توجه به داشتن امكانات تحقيقاتي وسيعتر، جذب سرمايه بيشتر و آب و هواي معتدلتر از روند كندي در توسعه بستهبندي برخوردار است. وضعيت كمي و كيفي بستهبندي در شمال شرقي كشور با قطبيت زعفران و امكانات كشاورزي در اين منطقه همخواني ندارد و به نظر ميآيد اين منطقه از مزيتهاي نسبي خود كه در بالا گفتهشد به قدر كافي استفاده نكرده است. وجود برخي واحدهاي صنعتي بزرگ مربوط به بستهبندي با مالكيتهاي غيرخصوصي يا مديران غيرمالك در اين منطقه تا حدي در توقف و يا كندي پيشرفت صنعت بستهبندي آن تاثير داشته و دارد. نكته مهم ديگر درباره كيفيت پراكندگي بخش بستهبندي در كشور مربوط به پايگاههاي بستهبندي است. در خصوص كميت و كيفيت پايگاههاي بستهبندي به دليل آميخته بودن آنها با واحدهاي توليدي نميتوان اظهار نظر خاصي كرد. منظور از پايگاههاي بستهبندي واحدهاي خدماتي يا صنعتي است كه تنها به عمليات بستهبندي ميپردازند. چنين واحدهايي اگر تنها به قصد ارائه خدمات به توليدكنندگان تاسيس شده باشند در مناطقي نزديك به واحدهاي توليدي يا كشاورزي احداث ميشوند و اگر محصولات را گرفته و پس از بستهبندي به نام خودشان به بازار عرضه كنند ممكن است كارگاه خود را در منطقه مصرف احداث كنند. البته اين امر قطعي نيست. كيفيت و كميت پراكندگي پايگاههاي خدمات بستهبندي از جمله موارد بسيار مهم در توسعه بخشهاي توليدي از جمله بخش كشاورزي است. در اين مورد بايد روي دولت حساب كرد. به عبارتي برنامهريزي و راهبري اين حوزه از صنعت بستهبندي تنها از نهادي عمومي بر ميا~يد. اين نهاد ميتواند دولت يا يك تشكل صنفي قوي باشد. در كشور هنوز سازماندهي براي توزيع خدمات بستهبندي صورت نگرفتهو البته اين كار نيازمند همگرايي بين طرفهاي ذينفع است. چاپِ بستهبندي در ايران چاپ بستهبندي از جمله رشتههايي در صنف چاپ است كه طي سالهاي اخير توسعه كمي و كيفي خوبي داشتهاست. با اين حال با وجود به خدمت گرفته شدن ماشينا~لات پيشرفته هنوز درصد قابل توجهي از آثار چاپي بستهبندي قابل رقابت با نمونههاي غربي خود نيستند. مطالعات ماهنامه صنعت بستهبندي نشان داده توسعه چاپ بستهبندي در سطح، بيشتر از عمق بوده است. به اين معني كه بسياري از سرمايهگذاران و به طور كلي نسل جديد صنعت چاپ كشور (چه از نظر سني و چه سابقه در صنف) بيشتر به تهيه فنآوري جديد و تواناييهاي اسمي آن پرداختهاند. در حالي كه اركاني چون دانش، تجربه، اخلاق و وجدان صنفي، بازارشناسي و بسياري عوامل مهم و تاثير گذار كه با اسكناس قابل معامله نيستند و با خطكش قابل اندازهگيري نميباشند مورد توجه قرار نگرفتهاند. اين معضل اگر حل نشود عامل باخت سنگين صنعت چاپ ايران در آينده خواهد شد. تعداد ماشينآلات چاپ فلكسو و روتوگراورهاي مطابق با تكنولوژي روز در ايران آن قدر هست كه بازار توقع داشته باشد حتي در بخش صادرات نيز رقابت با غرب با موانع مهمي برخورد نكند. همچنين نرخ و شتاب ورود تجهيزات چاپ ليبل و شرينك اسليو در حدي است كه ميتوان در طول يك سال شاهد تفاوتهاي قابل ملاحظهاي در بازار ليبل بود. با اين حال نسبت پيشرفتهاي كيفي چاپ به ميزان ماشينآلات و فنآوريهاي وارد شده به كشور نسبتي منطقي نيست. چاپ شرينك اسليو بارزترين مثال اين عدم توازن است. بسياري از دارندگان تجهيزات چاپ شرينك اسليو به دليل نداشتن اطلاعات كافي از مواد و سطوح چاپي مورد استفاده در اين روش با مشكلات زيادي مواجه شدهاند. بعضي خسارات زيادي به خود و بعضي به مشتريان خود زدهاند. تمام اينها تنها به دليل عدم درك صحيح از موضوعي به نام فنآوري است. يعني اين كه بعضي فكر كردهاند با خريد يك سيستم پيشرفته كار تمام شده و سيستم خود همه كارها را انجام ميدهد. درست مانند دوراني كه اسكنرها تازه وارد حرفه ليتوگرافي ايران شده بودند و عدهاي تصور ميكردند ابزاري به نام اسكنر يا كامپيوتر به خودي خود ميتواند برتري مطلق ايجاد كند. حدود يك دهه طول كشيد تا اين تفكر غلط به طور كامل از بين رفت و اكنون توانايي اپراتورها و كيفيت برخورد با مشتري در مراكز پيش از چاپ نقش تعيينكنندهتري در بازار دارد. اولين عامل عدم درك كافي از فنآوريهاي جديد احساس بينيازي به مطالعه كتابها و مقالات تخصصي است كه نزد مديران بخش چاپ و بستهبندي كشور وجود دارد. عامل دوم در اين مشكل نوع اطلاعاتي است كه فروشندگان تجهيزات و فنآوريها در اختيار خريداران ميگذارند. ايشان عموما درباره خروجي سيستم صحبت ميكنند و از بيان الزامات رسيدن به اين خروجي اطلاعاتي نميدهند و يا اصولا از آن اطلاعي ندارند. بخصوص در مواردي كه طرح اين مطالب هيچ سودي براي ايشان نداشته باشد. در اين ميان آن چه كه همچنان باعث عقبماندگي و نرسيدن به توقعات كـيـفــي مـشتـريـان از چـاپ اسـت دوري از فـرهنـگ مشتـريمـداري، خودبزرگبيني و كوچكانگاري عملي امر تحقيقات است. بازار برخوردهاي بزن و دررو در بازار چاپ ايران به اندازه رشد تكنولوژيك آن رشد كرده است. بعضي از دستاندركاران چاپ به تواناييهاي عجيبي در توجيه بيدقتيها و كمكاريهاي خود دست يافتهاند و مسائل حقوقي آن قدر پيچيده شدهاند كه توقف براي پيگيري دعوا ممكن است باعث بحرانهاي سخت براي يكي از طرفين يا هر دو در بازار كار شود. بدين سان بسياري از سفارشات آن طور كه بايد مورد مطالعه قرار نميگيرند. سازمانهاي ناظر يا موثر در چاپ در طول زمان گذشته هرگز آن طور كه بـايـد نـتـوانستهاند نظام موثر و پايداري كه امنيت بازار چاپ را براي سفارشدهنده و مجري تامين كند پايهريزي كنند. معدود دستاندركاران چاپ كه با وسواس و علاقه كار خود را انجام ميدهند نيز اوضاع فعلي ناشناختهميمانند و متضرر ميشوند زيرا مشتري دانش كافي براي تفكيك بد و خوب را ندارد. سـفـارشـات چـاپـي حـوزه بـسـتـهبـندي از حساسيت بسيار زيادي برخوردارند. چاپ از نظر سرمايهگذاري و هزينه تمام شده و يا پروسه تحقيقات و توليد براي بسياري از توليدكنندگان، موضوعي فرعي است و به آن به عنوان تكميلكننده نگاه ميكنند. با اين حال بسياري از اوقات سرنوشت تمام فعاليتهاي بخش توليد و فروش يك واحد توليدي به ميزان دقت و دلسوزي چاپخانه وابسته است. در اين ميان صنعت چاپ كشور داراي درجهبندي اعلامشدهاي نيست تا سفارشدهنده بتواند براحتي مجري پروژه چاپ خود را ارزيابي كند. در چنين وضعي همه چيز به هوش و تجربه و وجدان دوطرف باز ميگردد كه كم و زياد هر كدام آن در هر يك از طرفين نتايج متفاوتي خواهد داشت. از طرفي مطالعات كارشناسي ماهنامه صنعت بستهبندي حكايت از اين نكته دارد كه درصد بسيار زيادي از كانونهاي تبليغات و انتشارات كه مديريت يا اجراي پروژههاي چاپي توليدكنندگان را بر عهده ميگيرند از فنون كار بياطلاع هستند. متاسفانه ديده شده بعضي از طراحان يا مجريان پروژههاي چاپي بستهبندي به طور كلي از الزامات طراحي يك جعبه در رابطه با امكانات برش و خط تا بياطلاع هستند. در مواردي ديده شده كه مجري پروژه حتي از تفاوت خروجي فايل آرجيبي با سياموايكي بياطلاع است. آمار اين معضل را براحتي ميتوان از هر واحد فعال پيش از چاپ (ليتوگرافي) گرفت. زيرا واحدهاي پيش از چاپ بخصوص نوع ديجيتالي آن مدتها است كه با معضلي به نام اصلاح فايلهاي مشتريان روبرو هستند. اصلاحاتي كه اگر انجام نشود ميليونها تومان خسارت ببار ميآورد و ليتوگرافي را در عين بيگناهي درگير خود ميكند. با اين حال تفكرات مديران شركتهاي سفارشدهنده مبين آن است كه علاج اين مشكل آن طور كه چاپخانهداران ميگويند در حذف واسطهها يا ناظران چاپ نيست زيرا بسياري از صاحبان اصلي سفارشات به هر دليلي كانون تبليغاتي يا ناظر چاپ منتخب خود را وكيل خود دانسته و براي انجام كارهاي چاپي متفاوت خود علاقهاي به تماس مستقيم با چاپخانهها يا ساير مراكز مربوطه ديگر ندارند. از طرفي اصولا واسطهگري در پروژههاي چاپ امري پذيرفته شده و رو به توسعه در جهان است كه ايران هم از همين سير پيروي ميكند. در اين ميان بحرانهاي موجود در بازار صنف چاپ باعث شده در حال حاضر بعضي چاپخانهداران براي گرفتن سهم خود از بازار و اثبات توانايي خود در مديريت پروژههاي چاپي سفارشدهندگان به جاي توسعه عمقي كارگاه خود، اقدام به سرمايهگذاري در خطوط پيش و پس خود كنند و به عبارتي توسعه در سطح را مد نظر قرار دهند. معدودي نيز اصولا واسطههاي پروژههاي چاپي هستند كه با راهاندازي كارگاه كوچكي براي انجام بخشي از پروژه در كارگاه خود بقيه كار را نيز در كارگاههاي ديگران به انجام ميرسانند. اين نوع آخر عموما در حوزه چاپ افست روي داده است. در مجموع صنعت چاپ بستهبندي در ايران با داشتن امكانات مناسب كه مطابق با تكنولوژي روز است هنوز اعتماد كافي جامعه توليدي كشور را در رابطه با دقت، توانايي و بخصوص مشتريمداري به دست نياورده است. از اين رو است كه واحدهاي توليدي كشور مدام در ميان چاپخانهها سرگردانند و بعضي دلالان نيز در اين ميان با دادن وعدههاي آنچناني از اين وضع سود ميبرند. بازنده اصلي اين اوضاع خود چاپخانهداران هستند. زيرا صاحبان سفارش با وجود تكنولوژي پيشرفته موجود در كشور همواره به انجام سفارش خود در خارج از كشور فكر ميكنند. با اندكي تغيير در قوانين و يا جهاني شدن، اين افكار به سرعت تجسم مييابد و آن روز، روز خوبي براي صنعت چاپ كشور نخواهد بود. بازرگاني مواد و ماشينآلات بستهبندي در ايران تهيه آمار از بخشهاي بازرگاني همواره كاري دشوار است. زيرا اين بخش بر خلاف بخشهاي توليدي استعداد زيادي براي تغييرات دارد. هر ماه تعدادي واحد بازرگاني كار خود را در موضوعي آغاز ميكنند و تعدادي ديگر دست از موضوع قبلي بازرگاني خود كشيده و به موضوعي ديگر روي ميآورند. البته نمايندگان شركتهاي بزرگ جهاني از اين قائده جدا هستند و پايداري و قدمت بيشتري دارند. از آن جا كه بستهبندي نهالي نوپا در كشور ايران است و باز از آن جا كه نرخ رشد و توسعه سريعي نيز دارد مورد توجه بسياري از بازرگانان مواد و ماشينآلات قرار گرفتهاست. اكنون تهيه و عرضه مواد و تجهيزات بستهبندي بستري سودآور براي عدهاي از تجار به نظر ميآيد. اشتياق توليدكنندگان ايراني براي به روز كردن تجهيزات توليد و به كارگيري مواد بهتر روز به روز بر آمار خريد و فروش در بخش بستهبندي ميافزايد كه سهم قابل توجهي از آن نيز متعلق به مواد و تجهيزات خارجي است. در اين ميان بايد بين عرضهكنندگان محصولات خارجي تفاوتهايي قايل شد. عدهاي تنها به كار تجارت ميپردازند و كسب و كار آنها فقط فروش و خدمات پس از فروش است. ايشان تمام تبليغات و سيستم اداري خود را در جهت فروش كالاي شركت ديگري به كار ميگيرند و اغلب نيز به نام شركتهاي مرجع شناختهميشوند. عدهاي ديگر خود توليدكننده مواد، ماشينآلات و لوازم بستهبندي هستند اما بنا به دلايلي خاص چون كنترل بازار مصرف يا سودآوري بيشتر اقدام به واردات كالاهاي مشابه يا مكمل خود از خارج ميكنند. در اين دسته از واردكنندگان امكان انحراف از مسير اصلي يعني توليد داخلي وجود داشته و در صورتي كه قدرت كنترل بازار مصرف را نداشتهباشند بازار را به نفع كالاي وارداتي از دست خواهند داد. ضمن آن كه مرجع اصلي كالا نيز ممكن است پس از مدتي عهد و پيمان خود با اين شركتهارا با دلايلي ساختگي يا واقعي نقض كرده و خود به شكلي مستقل در داخل كشور به فعاليت ادامه دهد. دسته سوم واحدهاي توليدي هستند كه براي تاميننيازهاي خود به طور مستقيم از خارج خريد ميكنند. اما ميزان خريد آنها به حدي است كه به هر دليل بخشي از كالاي وارداتي را در داخل به فروش ميرسانند. براي مثال ميتوان به يك شركت نوشابهسازي داخلي اشاره كرد كه چند سال پيش براي تامين نياز خود مقداري درب بطري وارد كرد اما بخشي از آنها را در بازار مصرف به فروش رساند. بعضي از شركتهايي كه در اين دسته قرار دارند اقدام به گرفتن نمايندگي شركت مرجع ميكنند و بدين سان ضمن آن كه خيال خود را از تامينكالاي مورد نياز با قيمت مناسب راحت ميكنند كنترل فروش و آمار مصرف آن كالاي خاص در داخل كشور را نيز به دست ميآورند موج مخرب در بازرگاني مواد و ماشينآلات عطش دسترسي به فنآوري پيشرفته نزد توليدكنندگان داخلي عرصهاي را براي برخي اشخاص منفعتطلب نيز فراهم كرده تا به لطف برخي جاذبههاي كاذب نظير دفتر و تشكيلات و ظاهر آراسته و نفوذ كلام يا بعضي سوابق كماهميت و يا بعضي روابط، دست خود را در تجارت وارد كرده و صنعت بستهبندي و چاپ كشور را به كلاسي براي تجربه كردن خود تبديل كنند. بعضي از شركتهايي كه در ايران ادعاي نمايندگي توليدكنندگان اروپايي يا آسيايي را دارند نهتنها هيچ نوع نمايندگي رسمي در اين رابطه ندارند بلكه حتي بخوبي شركت مذكور را نميشناسند. ايشان مانند بعضي آژانسهاي معاملات مسكن حتي موردي را كه پيشنهاد ميدهند نديدهاند و همپاي خريدار با آن آشنا ميشوند اما با انواع روشها اين موضوع را از خريدار پنهان نگه ميدارند. در همين راستا به تدريج ورود نامهاي تجاري ناشناخته به صنايع كشور در حال افزايش است و از برخي نامهاي تجاري تنها يك محصول (دستگاه) در كشور يافت ميشود. جو فعلي در صنايع كشور كه بسياري حتي صنعتگران را به سوي بازرگاني محصولات خارجي كشانده باعث شده نكات مثبت بازرگاني خارجي يعني ورود فنآوري مورد نياز كشور و در ادامه آن رشد كيفي توليدات ايراني جاي خود را به فعاليتي صرفا سودجويانه زير نام بازرگاني دهد. پيروان اين روند خود را در تجارت اقلامي كه نياز به دانش بالا و ارائه توضيحات فني داشته باشد درگير نميكنند. به همين دليل متاسفانه بازرگاني صنعتي بخش بستهبندي و چاپ كشور از نظر تجارت مواد و تجهيزات و فنآوريهاي مربوط به نمونهگيري، كاليبراسيون، لوازم آزمايشگاهي و امثال اينها فقير است. در بازرگاني مربوط به بستهبندي و چاپ در ايران بسياري به دنبال سوژههاي آسانتر هستند و كسي روي موارد فوق كه موجب توسعه در عمق ميشوند كار نميكند. به همين دليل توسعه بيشتر در سطح انجام ميشود كه ايجاد تكثر كرده و رقابتهاي مخرب به وجود ميآورد. يك عامل پديد آورنده اين معضل را ميتوان در موج موجود در بازرگاني مواد و ماشينآلات دانست. منبع: ماهنامه صنعت بستهبندي
-
- 2
-
-
- مواد و ماشينآلات بستهبندي در ايران
- بازرگاني محصولات
-
(و 1 مورد دیگر)
برچسب زده شده با :
-
SolidWorks 2009-2010 Personal Edition Video Tutorial
FrnzT پاسخی ارسال کرد برای یک موضوع در Solidworks
SolidWorks 2009-2010 Personal Edition Video Tutorial SolidWorks 2009-2010 Personal Edition Video Tutorial English | ISO | Release Date: 03.2010 | Duration: 106 Lessons with 11h | Size: 4.73 GB This is click-by-click video lessons on DVD-ROM. This tutorial is created by an Instructor / University Lecturer. The DVD contains easy-to-follow multimedia tutorial with voice of 108 lessons which give you a flexibility and set your own learning pace. The course covers Introduction, Sketch, Block, Part creation, Drawing and Basic Assembly procedures. This Edition will provide a fundamental lesson and is designed to help you to understand the SolidWorks 2009. This tutorial is designed and created based on SolidWorks 2009 Edition. However, it might be still apply to the previous version of 2007 and 2008. Course Content: Lesson 1: Introduction to Solidworks Lesson 2: User Interface Lesson 3: Setting up Solidworks Lesson 4: Create your own template Lesson 5: Saving as 3D PDF Lesson 6: Screen Capture Lesson 7: Introduction to Sketching Lesson 8: Sketch Relation – Horizontal and Vertical Lesson 9: Sketch Relation – Parallel and Equal Lesson 10: Sketch Relation – Midpoint, Tangent and Coincident Lesson 11: Sketch - Offset Lesson 12: Sketch - Move Lesson 13: Sketch - Copy Lesson 14: Sketch - Rotate Lesson 15: Sketch - Scale Lesson 16: Sketch - Paste Lesson 17: Sketch - Extend Lesson 18: Sketch - Trim Lesson 19: Sketch - Mirror Lesson 20: Sketch – Pattern Lesson 21: Sketch – Fillet and Chamfer Lesson 22: Sketch - Dimensioning Lesson 23: Sketch - Fully Define Lesson 24: SketchXpert Lesson 25: Sketch - Rapid Sketch Lesson 26: Sketch - Repair Sketch Lesson 27: Block - Belt and Chain Lesson 28: Block - Traction Relationship Lesson 29: Block – Gear Traction Lesson 30: Block - Creating a path Lesson 31: Block - Full Simulation Lesson 32: Layout - Sketch Lesson 33: Extrude Boss Lesson 34: Extrude Cut Lesson 35: Editing Extude Profile Lesson 36: Multiple Extrude Lesson 37: Layout - Make a part Lesson 38: Layout - Make a part by insert block Lesson 39: Revolve Boss Lesson 40: Revolve Cut Lesson 41: Shell Lesson 42: Hole Wizard Lesson 43: Instant3D Lesson 44: Creating Planes Lesson 45: Creating Axis Lesson 46: Swept Lesson 47: Swept Cut Lesson 48: Swept – Guide Curve Lesson 49: Spring / Coil Lesson 50: Spring / Coil Cut Lesson 51: Solid Swept Cut Lesson 52: 3D Mirror Lesson 53: 3D Sketch Lesson 54: 2D to 3D Lesson 55: Loft Lesson 56: Loft – Multiple Sketch Lesson 57: Loft with Constraint Lesson 58: Loft - Guide Lesson 59: Loft - Centreline Lesson 60: Fillet - Constant Lesson 61: Fillet - Variable Lesson 62: Fillet - Setback Lesson 63: Fillet - Full round Lesson 64: FilletXpert Lesson 65: Chamfer - Angle Lesson 66: Chamfer – Distance Lesson 67: Chamfer - Vertex Lesson 68: Rib - web Lesson 69: Rib – Circular Web Lesson 70: Rib – Corner Lesson 71: Linear Patterns Lesson 72: Circular Patterns Lesson 73: Curver Patterns Lesson 74: Table and sketch-driven Patterns Lesson 75: Fill Pattern Lesson 76: Emboss (text) Lesson 77: Flex Lesson 78: Thin Feature Lesson 79: Apply Color Lesson 80: Apply Texture Lesson 81: Apply Material Lesson 82: Measure and Mass properties Lesson 83: Creating a part 2D Drawing Lesson 84: Creating 2D drawing - Section view Lesson 85: Creating 2D drawing - Detail view Lesson 86: Creating 2D drawing - Broken view Lesson 87: Introduction to Assembly Lesson 88: Assembly - Belt and pulley Lesson 89: Assembly - Create a Belt Part Lesson 90: Assembly - Gear Mate Lesson 91: Assembly - Rack and Pinion Lesson 92: Assembly – Distance Limit Lesson 93: Assembly – Feature Driven Pattern Lesson 94: Assembly – Circular Pattern Lesson 95: Assembly - Analysing and Collision Detection Lesson 96: Assembly - Exploded View Lesson 97: Assembly – Basic Motion Lesson 98: Assembly – Motion Study Lesson 99: Assembly – Drawing and BOM Lesson 100: Introduction to SimulationXpress Lesson 101: Model Optimisation Lesson 102: Creating SimulationXpress Report Lesson 103: Creating eDrawing from SimulationXpress Lesson 104: Introduction to FloXpress Lesson 105: Presenting the Flow Lesson 106: Creating FloXpress Report System Requirements: Flash Player 7.0 or later Internet Explorer Screen 1200 x 800 (Ideal/Best) DVD Dual Layer Rom Speaker/Headset Windows XP/Vista 256mb RAM memory Download [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] HF Mirror [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content]-
- 4
-
-
هنر ارائه و گذري بر ارزش گرافيكي حروف و نوشتههاي روي بستهها اكنون كه فرصتي پيش آمده است تا در حوزه گرافيك بستهبندي صحبت كنيم مناسب است به عناصري كه يك كالاي بستهبندي شده را ارايه ميدهد نگاهي گستردهتر داشته باشيم. در ارايه كالا، اگر تصميم به بستهبندي شدن بـه هر شكل گرفته شده باشد در درجه اول طراحي يا مهندسي بستهبندي مطرح ميشود. مانند بحث سلامت كالا در سفري كه از محل توليد تا رسيدن به دست مصرفكننده (شامل دوام، سبكي، و چيدمان مناسب در كنار هم براي اشـغــال جــاي كمتـر و مخصـوصـاً در بستـه كمحجمتر و ...) دارد. بحث ديگر كه مهمتر هم به نظر ميرسد، گرافيك بستهبندي است؛ به طور كلي و همه جانبه براي تحويل به خريدار. اين جا ميگويم ”خريدار“ نه مصرفكننده. زيرا گفتن ندارد كه وقتي از خريدار صحبت ميكنيم در تئوري جنبههاي متعددي را در نظر ميگيريم تا مشتري را به نحوي وادار كنيم كه كالاي مورد نظر را انتخاب كند. پس گرافيك است كه سهم كلي و نسبتاً همهجانبه دارد. اين تنها زيبايي اوليه يا چاپ تميز يا جعبه زيبا نيست بلكه كليتي است شامل طراحي روي بستهبندي در جهت معرفي هر چه جذابتر. اين جذابيت ظاهري از نكات بسيار مهمي است كه سرنوشت فروش كالايي را كه در سوپرماركت قرار دارد و تعداد و نـمونههاي رقباي آن زياد است، رقم ميزند. فرض كنيد در رديف خمير دندانها، مسواكها، شـكـلات و نظاير اينها يا در دپوهاي وسايل ساختماني و منزل، بين انواع قوطيهاي رنگ، در فـروشـگاههاي ابزار و يراق و يا فروشگاههاي وسايل آرايشي چنين است كه گر چه در جريان حمل بحث بر سر بستهبندي است ليكن در واقع چنان كه ملاحظه ميكنيد بحث مهمتر هنر ”ارايه“ كالا است. به اين مثال كوچك توجه كنيد. تصور كنيد در بخش ميوه فروشي يك سوپرماركت كنار دو سه نوع گوجه فرنگي در كناري يك نوع گوجه فرنگي ببينيد كه همه به شكل مكعب اما به قيمت ساير گوجهفرنگيها باشد. ترديد نكنيد كه نوبت فروش گوجهفرنگيهاي ديگر پس از فروش آخرين دانه از اين نوع خواهد بود. چرا؟ زيرا غير عادي و متفاوت با ديگر نمونههاي مشابه است و ديگر اين كه در يك تضاد بصري با آنها است. مصرف كننده پس از خيره شدن به شكل آن فوري به تكه تكه كردن و خرد كردن آنها در آشپزخانه فكر ميكند كه ميتواند جالب و لذتبخش باشد! اگر اينها را در توريهايي به رنگ بنفش مثلا در رديفهاي سه تايي ارايه كرده باشيم هم رنگ مورد پسند خانمها را مخصوصاً هماهنگ با رنگ گوجه فرنگيها برگزيدهايم و هم تعداد متعارف مورد مصرف چند وعده در كوتاهمدت را. اين كار يعني روانشناسي در محاسبات كاربردي كالا ديگر حتماً هنر ارايه است نه هنر بستهبندي. اگر اين نوع ديد و طراحي بديع در مورد ديگر كالاها با برچسبهاي (ليبل) جذاب و كاربردي همراه باشد، پس بحث ما به گرافيك بستهبندي كشيده شده است. اجازه بدهيد خاطرهاي را در اين مورد برايتان بگويم. حدود ده سال پيش براي انجام كاري يك هفتهاي سفري به استراليا داشتم. تصميم داشتم با يك ساك دستي با وسايل مورد نياز مختصر بروم و بازگردم. به اهل منزل هم سپردم توقع سوغاتي و امثال اينها از من نداشته باشند. فقط يكي از فرزندانم خواست يك كاست ويديوي فيلم مورد نظرش را بگيرم. همين. يكي از علايق من در سفرها (جداي ديدار حتمي از موزهها و گالريهاي هنري كه ناگزير از ديدارشان هستم) مغازهگردي و ديدار از فروشگاههاي بزرگ است كه اصطلاحاً از شير مرغ تا جان آدميزاد را در آن جاها ميفروشند. خوب روز آخر قرار انجام سفارش خريد فيلم مورد نظر شد. در يك فروشگاه بزرگ پس از گذشتن و يافتن كاست فيلم، همچنان كه گشت ميزدم در قسمت وسايل بهداشتي منزل چيزي در ظاهر نظرم را جلب كرد. يك ليف حمام بود در نوعي بستهبندي بسيار جالب با طراحي بديع و لطيف، و جالبتر از آن گرافيك فوقالعاده اين بستهبندي بود. هر چه كردم نتوانستم از انتخاب و برداشتن آن خودداري كنم! در نتيجه هنگام خروج از فروشگاه. پول يك كاست فيلم و يك ليف حمام را پرداخته بودم. شب در اتاق هتل كه ساكم را براي رفتن به فرودگاه مرتب ميكردم بهت زده شده بودم. ملاحظه كنيد: معلم رشته گرافيك به سن و سال من با قصد عمدي نخريدن هيچ چيز، اكنون با يك ليف حمام ساخت ژاپن دارد به وطنش بر ميگردد. يك گرافيست ژاپني ليف حمامي را در جيبم گذاشته و پولش را برداشته است! جالب تر اين كه ليف زنانه بود و از اندازه دستهاي من كوچكتر و من هرگز از آن استفاده هم نكردم. اين حد يك كار گرافيكي تجاري موفق است براي بستهبندي يك كالا. هنگامي كه رديف خمير دندانها، بستهبندي شكلات و ... را مثال ميزدم، دقيقاً كانون توجه، گرافيك بستهبندي بود. بنابر اين مايلم توصيهاي به صاحبان كالا كه قصد فروش دارند بكنم. در درجه اول متوجه مرتبه و جايگاه و ارزش كالاي خود باشند. در درجه بعد با آگاهي و گشادهدستي در خصوص طراحي گرافيك كالاي خود برخورد كنند. اگر توليدكننده هنگام برخورد با موضوع طراحي گرافيك از خود خست نشان دهد يا بيميلي نمايد به طور قطع فروش كالايش در بازار با مشكلي مواجه خواهد شد. پس لازم است صاحبان كالا براي ارايه كالاي خود در جستجوي هنرمندترين و آگاهترين گرافيستهاي تجاري باشند. كسي كه بر جوانب گوناگون كارهاي گرافيكي و روانشناسي كارش مسلط باشد تا بتواند حداكثر هماهنگيهاي عناصر مناسب معرفيكننده و جذاب ساختن كالا را در منظر خريدار فراهم سازد. در تلف كردن سرمايه؛ متاسفانه ديده ميشود بعضي صاحبان و توليدكنندگان كالا كه هم بعضاً ارزش كالايشان بالاست و هم دوام و طول و لزوم استفادهشان، در ميان ميلياردها تومان سرمايهگذاري براي مراحل گوناگون توليد و عرضه، هنگام برخورد با جنبههاي گرافيكي پروژه كمترين توجه را بدان كرده و گاهي اصلاً آن را نميبينند! از باب تجربه عرض ميكنم يكي از كارهاي مرسوم و موثر و اطمينانبخش در رسيدن به گرافيك قوي و موثر و قابل رقابت در بازار، سفارش يك پروژه به چند نفر گرافيست است. (همراه با پرداخت حقالزحمه پيشطرحها) و در نهايت پروژه گرافيك كالا را به دست خبره سپردن تا همين روند را به شكل صحيحتري طي كرده و كار را برايشان به انجام رساند. خود اين نوع رفتار نشان از سطح آگاهي و سليقه بالاست. گذشته از اينها توليدكننده با اتخاذ چنين روشي خود در معرض آموزش و كسب آگاهي قرار ميگيرد و بر معيارهاي اين كار بيشتر آگاه ميشود و قطعاً روي موارد ديگر تصميمات و رفتارش در توليد نيز تاثير ميگذارد. ديگر چه بگويم. هنگامي كه صاحب كالا ميخواهد گرافيك كالاي خود را (كه در اين جا مراد بيشتر از همه نوع ارايه آن و به طور اخص نوشتار مورد بحث است) به گرافيست بسپارد، بايد به چند نكته اهميت دهد. مهمترين، اين است كه به ذهنيت گرافيست بها داده و در غناي اطلاعات مربوط به كالا كوتاهي نكند و حداكثر اطلاعات همه جانبه راجع به آن كالا را در اختيار او قرار دهد. جالب است بدانيد حتي كالاهاي باد كرده در انبار با ارائه هنرمندانه گرافيكي با سود بيشتر به فروش ميرسد. با مثالي بر اهميت هنر گرافيك به ويژه خطنوشتهها (تايپوگرافي اثر) تاكيد ميكنم. بارها پيش آمده كه ناشران كتب مانده در انبار را با عوض كردن جلد و تهيه روكش نو به فروش مـيرسانند. ايشان همان محتواي پيشين را با گـرافـيـك كه تنها در مورد جلد كتاب اعمال ميشود به بازار عرضه كرده و غالباً موفق نيز ميشوند. اگر بخواهيم به طور ملموس و واقعي ارزش خط نوشته و هنر گرافيك را در جاذبههاي بصري كالا درك كرده يا محك بزنيم، كافي است به ويترين كتابفروشي نظري بيفكنيم. آن جاست كه ارزشهاي موجود در نوشتهها و تايپوگرافي نمود بيشتري پيدا ميكند. همين طور است روزنامههايي كه در كنار يا روي همديگر در دكه و بساط روزنامهفروشيها با يـكــديگـر در رقـابـت هستنـد. احسـاسـات و انرژيهاي متفاوتي كه از هر كدام از اين تركيبات خـط نـوشته تراوش ميكند بستگي به قدرت بصري گرافيكي آنهاست. ما بدون اين كه متوجه شويم تحت تاثير هنر گرافيك كالا قرار ميگيريم. گفتم كه گرافيست ميتواند دست در جيب هـمـكارش بكند و چيزي را كه اصلاً به درد همكارش نميخورد به او بفروشد! اكـنـون بـيفايده نميبينم در مورد چند كلمهاي صحبت كنم. ابتدا مايلم توجه شما را به نكتهاي جلب كنم: ما مردمي هستيم كه به كلام اهميت زيادي ميدهيم به شكل كلمه، معني آن و فعل خواندن براي ما اهميت دارد. از اين روست كه ميبينيم در جامعه ما از جايگاه ويژهاي برخوردار است زيرا مردم خوشنويسي و خطاطي را نه تنها ميبينند بلكه آن را ميخوانند. دو فعل خواندن و نوشتن همواره در كنار هم و امري مهم تلقي شده است. يكي از علل اين گرايش خاص وجود شعراي ما بوده است. تعداد، اهميت و بزرگي شعراي ايران نسبت به كشورهاي ديگر بالاتر و برتر است. زيرا از اساس ما مردميكلاميهستيم. اگر در گرافيك خود به اين نكته توجه كافي داشته باشيم آن وقت اهميت نوشته نسبت به تصوير براي ما نقشي تعيين كننده خواهد داشت. يعني ما به اين نتيجه مـيرسـيم كـه آيا موفقتر نخواهيم بود اگر به نوشتههايمان اهميت بيشتري بدهيم؟ من فكر ميكنم در مقام مقايسه بين طرحهاي گـونـاگـون گرافيكي روي بستهبندي يك قلم كالاي خاص اگر طرحي ساخته شده از نوشته وجـود داشته باشد كه البته پرداخت گرافيكي خوبي روي آن شده باشد به ميزان زيادي نسبت به بستههاي اطراف خود جلب توجه بيشتري خواهد كرد. يك دليل آن اين است كه وقتي شما روي يك نوشته كار گرافيكي انجام ميدهيد تنها آن را تزئين نميكنيد. اگر بتوانيد در تركيببندي آن شكلي بديع به وجود آوريد اين تركيببندي پديده بصري خيالانگيزي است از تلفيق تصوير و نوشته با هم. در اين جا در واقع شما دو عنصر بصري مستقل را در هم آميخته و به يك عنصر بصري تبديل ميكنيد. به اين معني كه بار گرافيك و تصوير را در نوشته ميريزيد. واضح است در چنين حالتي قدرت القايي اثـر جـديـد بيشتر شده است. همين جا بايد يادآوري كنم وقتي ما از خطاطي صحبت ميكنيم منـظـور خـوشنـويسي نيست. خط كاربردهاي زيـادي دارد. گاهي به دليل كثرت استفاده از خـوشنـويسـي در صورت بكارگيري آن نتيجه مـعكـوس حـاصـل مـيشـود. يعنـي اثـر ديـده نميشود. در واقع هنگام كاربرد خط در گرافيك هـمواره بايد دقت كنيم كلمات و نوشتهها به گونهاي تنظيم و تركيب شود كه به عنوان يك تصوير بديع نظر بيننده را جلب كند. يقين داشته باشيد اين كار موفقتر خواهد بود. ميخواهم به اين نكته اشاره كنم كه اگر شما كلمهاي را اندكي ناخواناتر، با شكلي غير معمولتر و با ارائهاي زيباتر و بديعتر در معرض ديد قرار دهيد اين تصوير اثري خيالانگيز در ذهن ميگذارد. اي بسا از اين طريق بتوان رهگذري را كه قصد خريد ندارد جلب كرده و او را نسبت به كالا كنجكاو و علاقمند كرد. از آن جا كه در اين حركت يك ساختار آشنا به شكل بديع تبديل شده طبيعي است كه به عنوان يك نقش غير متعارف توجه را جلب كرده و بيننده را در مقابل خود متوقف ميكند. مانند همان كاري كه آن ليف ژاپني با من كرد. البته در اين بحث ما حداكثر استفادهاي را كه از خط ميتوان كرد مورد نظر قرار داديم. يعني كاربرد نوشته و خط بدون اين كه بخواهيم پيام نوشتاري خاصي را به بيننده برسانيم. ميتوان اين را يك بلندپروازي در عالم خط دانست. اما از اين بلندپروازي يعني گرافيكي منحصر به خط و خطاطي تا سادهترين شكل آن كه هماهنگ كردن يك نوشته با تصوير و موضوع باشد طيفي وسيع وجود دارد كه اين طيف مورد نظر ماست. اينها همه در گرافيك و به دست طراح گرافيك تجلي پيدا ميكند. طراح گرافيك است كه ميتواند نوشته يا قطعه خطي را كه خوشنويسي شده و به چشم بسياري از بينندگان عادي و معمولي ميآيد چنان پرداخت كرده و با عناصر و تركيبات گرافيكي و تصويري درآميزد كه توجه هر رهگذري را جلب كرده و او را وادار به توقف كند. اين كار طراح گرافيك است. خوشنويس خوش مينويسد اما طراح گرافيك است كه ميتواند يك قطعه خوشنويسي شده را با هنر خود به زندگي مردم وارد كند. پس بهتر است در اين جا توليدكنندگان و صاحبان نامهاي تجاري را متوجه اهميت هنر گرافيك كنم. مخاطبان ما ديگر ميدانند كه وقتي ما درباره گرافيك صحبت ميكنيم طيف گستردهاي از دانشهاي مختلف را در نظر داريم كه گرافيست به كار ميگيرد تا اثري جذاب، بديع و قابل قبول ارائه دهد. از اين جهت ميتوان گرافيك را يك علم دانست كه بخش مهمي از آن نيز به هنر يا Art تعلق دارد. آن دانشها نقش بيشتري در تعريف يك گرافيست دارند. به عنوان مثال وقتي گرافيست در جريان طراحي يك بسته عطر به عنصر نوشته فكر ميكند اين كاملا متفاوت است با زماني كه همين گرافيست مشغول طراحي بستهبندي يك قطعه صنعتي است و به نوشته آن فكر ميكند. گرافيست به همه جوانب كار فكر ميكند. ابعاد كالا، محل عرضه آن در فروشگاه، كاربرد آن و مصرف كنندگان آن. تمامياين موارد در خصوص بستهبندي عطر و قطعه صنعتي با يكديگر تفاوت دارند. اما همه در انتخاب مصرف كننده موثر هستند. نوشته روي يك كرم نرم كننده دست نميتواند شبيه نوشته روي بسته يك قطعه صنعتي و يا نام يك فيلم ترسناك كه بر سر در سينما نوشته باشد. پس زبان بصري براي خط وجود دارد. يعني همان اصول و قراردادهاي حروف كه نزد همه ما شناخته شده است و همه ما از طريق آن اصول ميتوانيم حروف و نوشتهها را بخوانيم اگر با عناصر و نيروهاي بصري درآميزند ميتوانند ما را به بار معنايي خاصي برسانند. همه عناصر دروني و بيروني يك كالا بايد با هم هماهنگ باشند. بستهبندي و آن چه از نوشته و تصاوير بر روي آن است نيز شامل همين اصل ميباشند. شكل و حالت نوشته بايد با ماهيت كالا تطابق داشته باشد. ذهني كه به دنبال يك كالاي لطيف ميگردد به سرعت با تصوير و نوشتهاي كه لطافت را به او ميرساند منطبق شده و اول آن را ميبيند. چون ذهن او با سمبلهايي از لطافت مشغول شده و به سرعت آن را تشخيص ميدهد. كالايي مانند عطر كه با هدف ايجاد جاذبه و حس خوشايند و در نهايت ارتقاء شخصيت مصرف ميشود هيچ گاه در بستهبندي كه به قدر كافي مرغوب و شكيل نباشد موفق نخواهد بود. چون كسي را كه به دنبال شخصيت و سمبلهاي آن است جذب نميكند. چنين تضادي هيچ گاه براي كالاهاي معروف پيش نميآيد. يكي از راههاي تشخيص كالاي قابل اعتماد و كالايي كه به گذشته و آينده آن ميتوان اعتماد كرد همين هماهنگي در عناصر تشكيل دهنده آن است. نوشته يا لوگوتايپ روي بسته نقش موثري در اين جا بازي ميكند. هنگاميكه ميبينيم عناصر نوشتاري روي بسته از اصالت و هماهنگي كامل با مجموعه كالا برخوردار نيستند به همه چيز كالا شك ميكنيم يا حداقل به سوي كالاي هماهنگتر جذب ميشويم. مرجع: ماهنامه صنعت بستهبندي
-
در حالی که همه می دانیم ورود طراحان گرافیک جوان به بازار کار و عدم آشنایی آنها با مفاهیم بنیادی و مشکلات طراحی تا چاپ، چه زیانهایی به مجموعه خانواده گرافیک و چاپ می زند. هر روزه شاهد چاپ مقوله های مختلفی هستیم که هر یک به نوعی مشکلاتی در درون خود دارند. برخی قابل اغماض و برخی دیگر از چشم عوام نیز پوشیده نیستند. بنابراین ناچار به تجدید چاپ و پرداخت خسارات میلیونی می شوند. ما در مجموعه خود، سعی در بیان مفاهیم، هدایت و رفع مشکلات گرافیک و چاپ داریم. برای رسیدن به این هدف به تألیف کتابهایی تخصصی، ارائه سایت و برگزاری کلاسهای آموزشی دست زده ایم. در کلاسهای آموزشی گرافیک و چاپ با ارائه طراحی های پژوهشی به دانشجویان و ارائه نتایج حاصل در نشریات به درک بهتر مفاهیم توسط دانشجویان و خوانندگان خواهیم رسید. در مکالمات روزمره طراحان گرافیک بسیار می شنویم که اگر کاری برای چاپ آماده می شود بایستی dpi 300 باشد. آیا تاکنون به مفهوم این حرف دقت کرده اید؟ در درون این جمله ساده حرفهای بسیاری است! اگر طراحان گرافیک ما از مراحل مختلف لیتوگرافی نیز آگاهی داشته باشند حتماً دیده اند که خروجی setter Image معمولاً dpi 2400 است. اگر چنین است پس چرا اسکن کار را dpi 300 می گیریم و چرا dpi 2400 اسکن نمی کنیم. این دو مفهوم چه ربطی به هم دارند؟ چرا همه خروجی ها را روی ورق کالک و با پرینتر لیزری نمی گیرند؟ در لیتوگرافی با مفهوم دیگری برخورد می کنیم به نام lpi . در کارهای معمول چاپ افست مقدار lpi را 150 می گیرند. Lpi چه مفهومی را بیان می کند. اگر lpi بطور معمول 150 است پس چرا dpi 300 اسکن می کنیم؟ اکنون هر یک از مفاهیم را شرح می دهیم و پس از آن ارتباط آنها و شیوه تشخیص هر یک را بیان می کنیم. و در انتها چند آزمایش را پیشنهاد می کنیم. Ppi (pixel per inch ) تعداد پیکسل در یک اینچ، واحد اندازه گیری دقت روی صفحه نمایش: آنچه که به اشتباه رایج شده و بسیار استفاده می شود واحد dpi به جای ppi است. وقتی صحبت از دقت تصویر بر روی صفحه نمایش می شود، در واقع تعداد پیکسل در اینچ روی صفحه مانیتور مورد نظر است. برای درک این مفهوم کافی است در نرم افزار Photoshop تصویری را ظاهر کنید. در حالی که خط کش ها را نیز نمایان کرده اید، ذره بین را انتخاب کرده و تا حد امکان تصویر را بزرگ کنید به طوری که پیکسل ها را به طور مجزا ببینید. اکنون پیکسل ها را شمارش کنید. خواهید دید که تعداد پیکسل ها در واحد اینچ همان چیزی است که شما برای تصویر انتخاب کرده اید. برای ساده شدن کار پس از اینکه تصویری را در Photoshop ظاهر کردید، به منوی Image size / Image رفته و Resolution را مقدار 30 قرار دهید. اکنون پیکسل ها را شمارش کنید. با کمی دقت متوجه می شوید که در منوی Image size واحد اندازه گیری دقت تصویر inch / pixel در نظر گرفته شده است اما اغلب به اشتباه dpi گفته می شود. این اشتباه مصطلح از آنجا ناشی می شود که هر پیکسل روی صفحه نمایش را می توان یک نقطه فرض کرد و بنابراین ppi به اشتباه تبدیل به dpi شد در حالی که dpi مفهوم دیگری دارد. منوی New در نرم افزار Photoshop - به واحد Resolution دقت کنید. Lpi (line per inch ) تعداد ترام های چاپ در واحد اینچ: واحد lpi کیفیت چاپ را به ما نشان می دهد. هر چه lpi بالاتر باشد ترامها ریزتر خواهد بود. برای رسیدن به مفهوم lpi کافی است یک کار چاپی که ترجیحاً lpi آن کم یا به عبارت دیگر ترام ها درشت تر باشند انتخاب کرده و در زیر لوپ ترامها را شمارش کنید. خواهید دید که بسته به lpi مشاهده شده تعداد ترامها متفاوت خواهد بود مثلاً ترامهای روزنامه معمولاً 90 است بنابراین تعداد ترامهای شمارش شده در یک اینچ 90 خواهد بود. میزان lpi که در لیتوگرافی در هنگام خروجی فیلم setter Image یا پلیت (Plate setter ) تعیین می شود بسته به شیوه چاپ و رسانه ای دارد که عمل چاپ روی آن انجام می شود. میزان lpi بر اساس رسانه چاپی در جدول ارائه شده است. dpi (dot per inch ) دقت خروجی چاپگر (چاپگر لیزری / setter Image / Plate setter یا ... ) آنچه که به عنوان dpi می نامند در واقع دقت خروجی است و مربوط به چاپگرها اعم از چاپگرهای لیزری موجود در دفاتر یا setter Image و Plate setter است به عبارت دیگر ppi نقاط روی صفحه نمایش است که به اشتباه dpi گفته می شود. Lpi نقاط موجود در چاپ یا ترام است و بالاخره dpi واقعی نقاط ایجاد شده توسط ماشین چاپگر می باشد. برای آنکه به تفاوت میان dpi و lpi بیشتر پی ببریم در ابتدا بایستی روشی که در چاپ باعث می شود که چشمان ما یک سطح را خاکستری ببیند شرح دهیم. چاپگرها (لفظ چاپگر به طور عام استفاده می شود و شامل چاپگرهای لیزری، ایمیجستر، پلیت ستر و ... می باشد) با استفاده از رنگ مشکی، رنگ خاکستری را ایجاد می کنند. برای ساخت رنگ خاکستری بایستی طرح ما به شکل سلولهای کوچکی تقسیم گردد. میزان سیاهی و سفیدی هر سلول وضعیت خاکستری را روشن می کند. در واقع هر چه سیاهی هر سلول بیشتر باشد رنگ خاکستری ایجاد شده تیره تر است بنابراین به سادگی می توان رنگ خاکستری را با استفاده از رنگ مشکی و آنچه که چشم از تلاقی رنگ سیاه و سفید درک می کند، ساخت. در اثر این تقسیمات رنگ مشکی به شکل نقاطی به اندازه های مختلف روی صفحه کاغذ ظاهر می گردد. مجموعه نقاط سیاه و سفیدی اطراف آن در یک سلول هافتون باعث می شود که کار نهایی خاکستری دیده شود. هر چه که سفیدی اطراف بیشتر باشد رنگ خاکستری ظاهر شده روشن تر دیده می شود. به عبارت دیگر فضای روشن تر در سلول هافتون دارای نقطه سیاه کوچکتر و فضای تاریکتر دارای نقطه سیاه بزرگتر است. اکنون به این نکته دقت کنید که هر سلول هافتون به قطعات ریزتری تقسیم شده است. در واقع چاپگر برای نمایش هر سلول هافتون (ترام) از تقسیمات ریزتری استفاده می کند و این نقاط ریز در کنار هم ترام موجود در یک سلول را با درصد خاص خود می سازد. چاپگرهای لیزری معمول همچون HP5L دقتی معادل 300 و 600 نقطه در اینچ دارند. همچنین مدلهای بالاتر dpi 1200 و بالاخره در ایمیجستر 2400 و 3600 نقطه در اینچ. با کمی دقت متوجه خواهید شد که خروجی با dpi بالاتر، کیفیت بهتری در نمایش ترامهای چاپ می دهد. در واقع با dpi بالاتر امکان ایجاد سایه های ظریف تر خاکستری محیا می گردد. Values میزان سایه روشن چاپگرها برای نمایش ترامها از تقسیمات کوچکتر استفاده می کنند (raster ) به این مثال دقت کنید. مثال 1) lpi برابر 2 و دقت خروجی چاپگر dpi 4 است. سلول ترام در این حالت قادر است 5 حالت سایه روشن به شکل زیر اکنون اگر با همین دقت خروجی، یعنی dpi 4 خروجی lpi را 4 بگیریم، متوجه خواهید شد که سلول ترام در این حالت قادر به نمایش 2 حالت سایه روشن یعنی سفید و سیاه است. با توجه به این مسئله، نمودار میزان سایه روشن بر حسب lpi ، معنی و مفهوم روشنی می یابد. با توجه به مثال ارائه شده و دقت در نمودار متوجه خواهید شد هنگامی که دقت خروجی چاپگر (شامل هر نوع چاپگر، setter Image ، Plate setter و ... ) برابر dpi 1524 است. تنها برای lpi های زیر 150 (lpc 60 ) میزان یا ارزش سایه روشن مطلوب است. چنانچه ملاحظه می کنید این حالت برای (lpc 100 ) lpi 250 میزان یا درصد سایه روشن های قابل ایجاد شدن 37 خواهد بود. ارتباط بین ppi و lpi برای اینکه کیفیت تصاویر در چاپ مطلوب باشد بایستی ضریب کیفیت را در اسکن تصاویر در نظر داشت این ضریب بین 5/1 تا 2 می باشد. بدین ترتیب که در مواردی که lpi کم یعنی حدود 133 به پایین مد نظر است این ضریب 2 و برای lpi های بالای 133 ضریب 5/1 است. در اینجا برای سادگی بحث ضریب را 2 در نظر می گیریم. بدین ترتیب بطور مثال چنانچه قصد خروجی lpi 150 را دارید دقت اسکن تصویر (بدون بزرگ نمایی) بایستی برابر ppi 300 باشد. به عبارت دیگر از هر 4 پیکسل موجود در صفحه نمایش مانیتور یک ترام ایجاد می شود. بطوریکه از چهار پیکسل متوسط گیری شده و حاصل آن یک ترام معادل متوسط چهار پیکسل است. اما اگر خروجی برای رسانه ای چون روزنامه تهیه می شود یعنی خروجی و اندازه ترام lpi 100 است. اسکن تصاویر کافی است ppi 200 صورت گیرد و نه بیشتر. بنابراین دقت اسکن تصاویر بستگی به lpi خروجی دارد. ارتباط بین lpi و dpi همانطور که گفته شد lpi تعداد ترام در اینچ و dpi تعداد نقاط در اینچ است برای نمایش ترام در چاپ از نقاط ایجاد شده (dpi ) ایمیجستر یا پلیت ستر استفاده می شود. برای مثال: 1- چاپگر با دقت خروجی dpi 300 در حالت lpi 50 ترام را در جدولی 6 * 6 نمایش می دهد. 2- چاپگر با دقت خروجی dpi 600 در حالت lpi 75 ترام را در جدولی 8 * 8 نمایش می دهد. 3- چاپگر با دقت خروجی dpi در حالت lpi ترام را در جدولی 6 * 6 نمایش می دهد. بنابراین وضعیت نمایش هر ترام بستگی به دقت خروجی ایمیجستر (dpi ) و اندازه ترام (lpi ) دارد. هر چه که جدول یا آرایه نمایش ترام کوچکتر باشد توانایی نمایش سایه ها کمتر خواهد بود. به عنوان مثالی دیگر: 1- ایمجستر با دقت dpi 2400 در حالت lpi 150 ترام را در جدول یا آرایه 16 * 16 نمایش می دهد. نتیجه کلی: آنچه که در مجموع حاصل می شود. ارتباط میان ppi ، lpi و dpi است به نکات زیر دقت کنید. 1- توجه داشته باشید که برای رسانه چاپی مورد نظرتان چه lpi نیاز است. 2- ppi یا دقت اسکن تصاویر خود را متناسب با lpi انتخاب کنید. 3- از اسکن با ppi بالا بدون آنکه نیازی به این کار باشد بپرهیزید چون زمان بسیاری صرف خواهد شد و حجم فایل شما بی جهت بالا خواهد رفت. 4- با توجه به lpi مورد نظرتان از خروجی با dpi متناسب استفاده کنید تا حداکثر میزان خاکستری در کار چاپی ایجاد گردد. 5- چاپگرهای لیزری در دفاتر و منازل با دقت 300 و dpi 600 معمولاً اندازه ترام حدود lpi 37 تا lpi 100 دارند و آرایه نمایش هر ترام 6 * 6 تا 8 * 8 است. بنابراین طبیعی است که میزان نمایش خاکستری بسیار پایین است. پروژه ها * یک تصویر را به منظور چاپ با lpi 150 به اشکال زیر بدون بزرگنمایی اسکن کنید. 1- با ppi 100 2- با ppi 300 3- با ppi 500 هر سه را چاپ کنید. سؤال: چه تفاوتی در چاپ تصاویر می بینید؟ * یک تصویر را به منظور چاپ با lpi 150 به اشکال زیر خروجی بگیرید: 1- به وسیله پرینتر و روی کالک یا طلق 2- به وسیله ایمیجستر هر دو را چاپ کنید. سؤال: چه تفاوتی در چاپ تصاویر می بینید؟ منبع: عفراوی
-
گاهی برخی از طراحان گرافیک تازه کار برای انتقال فایل خود به لیتوگرافی دچار سردرگمی می شوند. این مشکل ناشی از عدم آشنایی آنان با ساختار کلی سیستم عامل و عملکرد کلی نرم افزارهاست همیشه بایستی سعی کرد تا اطلاعات به شکل طبقه بندی شده در ذهن جاگیرد همچنین عملکرد هر بخش را می توان با آزمون و کنترل آن به خوبی دریافت این بهترین شیوه یادگیری هر نکته ای است بنابراین هر جه را دقیق متوجه نمی شوید با این دید که می خواهید آن را آموزش دهید بررسی کرده و به شکل طبقه بندی شده درآورید تا هنرجویان خیالی شما نیز مطلب را خوب دریافت کنند. اما این نکته که چگونه می توان فایل را به لیتوگرافی منتقل کرد یا به عبارت دیگر راه های انجام این کار کدام است. در نظر داشته باشید بسیاری از روش ها در مورد همه نرم افزارها صادق است و در مجموع همه نرم افزارها به یک شکل عمل می کنند. در اینجا روش های کلی گفته می شود که ممکن است در موردی خاص امکان انجام نداشته باشد مثلاً نرم افزار Word امکان Export کردن به فرمت Tiff را ندارد اما این امکان در FreeHand, CorelDRAW و بسیاری دیگر از نرم افزارها وجود دارد. این نکته را نیز در نظر داشته باشید که در اینجا کاری به ساختار کلی نرم افزار نداریم مثلاٌ اینکه Word جزو نرم افزارهای واژه پرداز است و اصولاٌ این دسته از نرم افزارها چنین امکانی را در اختیار قرار نمی دهند اما شاید در آینده نیاز به این امکان تولید کنندگان را وادار به قرار دادن آن در نرم افزار کند. در حالت کلی و در هر نرم افزاری که هستید و هر کار گرافیکی همچون کارت ویزیت، بروشور، کاتالوگ، سربرگ، فولدر، کتاب و ... که انجام می دهید راه حل های انتقال سند مشابه است. به این نکته نیز کاری نداریم که برای ارسال کار به لیتوگرافی سند یا فرم مربوطه را آماده کرده اید یا نه. تنها چیزی که در اینجا مهم است انتقال و شیوه های آن است. روش 1- تبدیل به Tiff این کار معمول و متعارف است و از دید لیتوگرافی بی دردسر. بدین صورت که از منوی File در نرم افزاری که کار را در آن انجام داده اید Export را انتخاب کرده و فایل را به فرمت Tiff و با تعیین پارامترهای لازم ذخیره نمایید. فایل بدست آمده یک فایل مستقل است که نه فونت می خواهد و نه چیز دیگر فایل را لیتوگرافی به راحتی باز کرده و کار مورد نظر شما را روی آن انجام می دهد مثلاٌ تهیه فیلم و به دنبال آن زینک و چاپ. هرچند تبدیل کردن به Tiff نکته های ریز و ظریفی دارد طراح گرافیک حرفه ای را از تبدیل فایل برداری به آن منع می کند اما چون در این مقاله نیز بحث در این مورد نیست می گذریم. روش 2: انتقال فایل با فرمت محلی از نرم افزارهای برداری هر نرم افزاری یک فرمت محلی دارد مثلا ٌ CorelDRAW با فرمت cdr شناخته می شود به عبارت دیگر چنانچه فایل خود را ذخیره کنید غیر از نامی که به آن می دهید یک نام سه حرفی نیز به دنبال یک نقطه در آن قرار می گیرد مثلاٌ Graphic.cdr به همین ترتیب فرمت محلی FreeHand به شکل Fhlo یا Fh11 بسته به نسخه نرم افزار خواهد بود. انتقال فایل به فرمت محلی نکته هایی دارد از جمله اینکه لیتوگرافی مورد نظر شما بایستی همان نسخه یا نسخه های جدیدتر نرم افزار مورد نظر شما را داشته باشد. در غیر اینصورت فایل شما در لیتوگرافی باز نخواهد شد مشکلی که در مورد فرمت تصویری Tiff وجود نداشت. غیر از این مشکل مسئله فونت نیز در این دسته از نرم افزارها وجود دارد برای این منظور دو راه وجود دارد یا اینکه فونت های خود را از حالت فونت خارج کنید (Convert to path در فری هند و Carve یا Weld در CorelDRAW ) که در اینصورت مشکلی از بابت فونت نخواهید داشت یا اینکه به همراه فایل خود فونت های مورد استفاده را نیز ارسال نمایید که در این حالت لیتوگرافی بایستی فونت های مورد استفاده در سند شما را در ویندوز یا هر سیستم عامل دیگر که دارد نصب کند. نکته در نرم افزارهایی چون QuarkXPress امکان تبدیل فونت به منحنی وجود ندارد بنابراین در این حالت بایستی حتماٌ فونت های مورد استفاده به همراه فایل سند ارسال گردد. مسئله دیگر در استفاده از فرمت محلی تصویر بکار رفته در سند می باشد در این مورد نرم افزارها به دو دسته تقسیم می شوند: 1- آنهایی که تصاویر به همراه ذخیره فایل در خود فایل ذخیره می شود مثل CorelDRAW و Word 2- آنهایی که تصاویر به شکل مجزا از فایل ذخیره می گردد و فایل مورد نظر تنها حاوی متن و لی آوت و لینک یا آدرس قرار گیری تصاویر است در این دسته از نرم افزارها بایستی حتماٌ تصاویر نیز به همراه فایل مورد نظر ارسال گردد. در این گروه امکانی به نام Collect for out put قرار دارد که همه تصاویر و ... را یکجا جمع می کند از جمله نرم افزارهای این گروه FreeHand و QuarkXPress را می توان نام برد. طراحان گرافیک حرفه ای به دلیل حسن هایی که در چاپ با این روش وجود دارد همه مشکلات احتمالی اش را به جان می خرند. روش 3- تبدیل به pdf این روش نیز کارآیی بالایی دارد و به نوعی برای هر دو طرف معامله کارآمد است هر چند به راحتی تبدیل کردن به تصویر نیست. اما قابلیت های فراوان فرمت pdf این فرمت را تبدیل به یک فرمت عمومی کرده است. معمولا در نرم افزارهای گرافیکی گزینه ای بنام Export to PDF وجود دارد که با انتخاب آن می توان * به کتاب "آنچه طراحان گرافیک و ناظران چاپ می دانند" مراجعه کنید. منبع: عفراوی
-
تاملی برظرفیت های بصری نوشتار در تایپوگرافی دکترمحمد خزایی در آثارگرافیكی تصاویر و حروف بار پیام رسانی اثر را بر عهده دارند. در بسیاری از موارد،پیام نوشتاری با استفاده از حروف و متن به شكلی ارائه می شود كه القای فرم(شكل) وتصویر را در اثر می نماید. «تایپوگرافی» یا «خط نگاری» و «خط نگاره» اثر گرافیكی است كه حروف و کلمات ، ساختار اصلی آن را تشكیل می دهد و در واقع كم و كیف تركیب بندی اثر به اعتبار نوشتار و یا حروف شكل می گیرد . در اوایل سده بیستم میلادی، هنر« گرافیك» با ورود به فضای جدید تكنولوژی، جهشی را آغاز كرد. در این عصر، هنر گرافیك دیگر به آن دسته از آثاری كه به صورت تك رنگ و با فرایند چاپ های دستی بر روی یك سطح ایجاد می شد، خلاصه نمی گردید. «گرافیك» حوزه نوین و گسترده ایشامل پوستر، تایپوگرافی، نشانه ، مصور سازی، صفحه آرایی و ... كه با عملكردهای خودیك پیام یا اطلاعات خاصی را به صورت بصری ارائه میكنند، اطلاق میگردد. امروز طراح گرافیك میكوشد تا با طراحی یا انتخاب علائم بصری و مجموعه تصاویر، رنگ و نوشتار و دركنار هم قرار دادن آنها ، اثری خلق کند تا پیام مشخصی را به مخاطبین خویش منتقل سازد . « تایپوگرافی» همانگونه كه اشاره شد، یكی از جلوه های بارز و با قدمت هنر «گرافیك» است. واژهی «تایپوگرافی» در گذشته معادل طراحی حروف و آن دسته ازآثار نوشتاری می شد كه با فرایند چاپ و تكثیر به صورت تك رنگ حاصل و تقریباً درهمین حدود خلاصه می شد . اما امروز این واژه شامل آثاری می شود که با استفاده از خطو یا خط و تصویر با رعایت اصول زیبا شناسی، اثری واحدی را ایجاد كند كه بیانگر اطلاعات و یا پیامی باشد . در بسیاری از موارد، استفاده از حروف و متن به شكلی ارائه می گردد كه القای فرم (شكل) و تصویر را در اثر می نماید. طراحان در آثار خود با بزرگ نمایی، فشردگی و چیدن حروف در كنار هم، و گاهی تنها با دخل و تصرف در فیزیك حروف، ارتباط عمیقی با موضوع به وجود می آورند . در دهههای اخیر در تلاشی دیگر هنرمندان گرافیك سعی در تقویت ویژگی بصری حروف و نزدیك كردن نوشتار به وجه تصویری، چه به صورت مفهومی كه مخاطب بتواند بار معنایی آن را به راحتی درك كند و یابصورت تصویر انتزاعی كه بتواند نظر مخاطب به وسیلهی فرم، رنگ و .... جلب كند. این نوعِ نگارش در قلمرو «تایپوگرافی» در اندك زمانی، حوزه محدود «تایپوگرافی» سنتی رادر هنر گرافیك ـ به ویژه در مغرب زمین، گسترش غیر قابل تصوری را به خود اختصاص داد . با این حركت و جهش سریع، تایپوگرافی به قلمرویی مستقل و دارای تعریف، اصول و حتی تاریخچه ای نوین دست یافت. «تایپوگرافی» در حوزه های مختلف هنر گرافیك شامل پوستر،طراحی حروف، نشانه و ... حضوری پر رنگ و گاهی هم به عنوان تنها عنصر تصویری غالب هویدا گشت . همانطوری كه اشاره شد تایپوگرافی یا «خط نگاری» و «خط نگاره» اثر گرافیكی است كه نوشتار، شاكله اصلی آن را تشكیل می دهد و در واقع، كیفیت تركیب اثر به اعتبار نوشتار و حروف ایجاد میشود. طراحی و ابداع شیوههای جدید نگارش ونحوه ی كاربری های آنها از دیگر عملكرد های تایپوگرافی،است. از طرفی دیگر شاید هدف اصلی تایپوگرافی، سرعت بخشیدن به ارسال هر چه سریع تر پیام و برقراری ارتباط به صورت «زبان تصویری» نسبت به نوشتاری عادی باشد. در دنیای امروز انسانها بیش از هر عصر دیگر- علیرغم فاصلههای بسیار زیاد مكانی، با همدیگر در ارتباط هستند. این ارتباط گاهی در كمترین زمان ممكن صورت میگیرد و شاید به همین دلیل عصر حاضر را «عصر ارتباطات» نامیدهاند. در این ارتباط تنگاتنگ، دیگر نوشتار ها و زبانهای سنتی و حتی تخصصی، توانایی گنجایش وسیع و سریع آن را ندارند. در چنین وضعیتی شاید بیش ازهمه عناصز بصری میتوانند كارآمد باشند. اگر در گذشته «تایپوگرافی» طراحی حروف یا فن مكانیكی چیدن كلمات روی صفحه بود كه با استفاده از حروف چوبی ویا سربی برای انتقال مفاهیمی به مدد كلمات ارائه می شد اما امروز این هنر ، با جرأت و جسارت طراحان پیشرو و به مدد فن غولآسای چاپ و كامپیوتر و ... به مقولهیی بسیار پیچیده،ظریف و نافذ تبدیل شده است كه در بسیاری از ابعاد زندگی بشر نفوذ كرده است. اکنوناین شاخه از هنر گرافیک در طراحی روزنامهها و نشریات، تلویزیون، صفحات وب، تبلیغات تجاری، بستهبندی كالاها، تابلو و ویترین فروشگاهها، حتی معماری و آرایش فضا وطراحی پاركها گرفته تا اشیای پیرامون و لوازم شخصی و البسه، حضوری ملموس دارد . خط و خط نگاری در هنر ایران به دلیل زیباییشناسی و ویژگیهای كاربردی خاص آن، در همه ی شاخه های هنر های تجسمی به ویژه در هنر گرافیك جایگاهی ممتاز دارد. تنوع فراوان حروف و ساختار هندسی نظاممند آن، به طراحان گرافیك امكان تجربههای شخصی و میدان وسیعی در تغییرات و تركیب حروف برای رسیدن به نمونههای جدید مهیا میكند. به نظر میرسد كه مفهوم تایپوگرافی در ایران مورد بررسی و تعریف جامع ای قرار نگرفته است. در حالی كه میتوان گفت هنر ایران سهم مهمی در خلق آثار خط نگاری و خط نگاره در طول تاریخ دارد. البته در پیشینهی خوشنویسی و خط نگاری ایران نمونههایی از تلاش فوق را میتوانیم در دوران مختلف به وفور شاهد باشیم. تلاشی كه در طول تاریخ خوشنویسی ایرانی، برای ابداع شكل های نوین و كشف ظرفیتهای بصری نوشتار انجام گرفته و در آن خط و نقش به گونهای همساز درهم میآمیزند و خط تبدیل به تصویر «خط نگاره» میگردد، قابل چشم پوشی نیست. ولی باید به این نكته توجه داشت و آن این واقعیت است كه این حوزه امروز نیاز به بازسازی و بازنگری مجدد دارد. درطراحی خط نگاری و خط نگاره ملحوظ کردن مواردی ضروری به نظر می رسد . استفاده ازحوزه های گسترده فنآوری الكترونیكی و امكانات رایانهای و توجه به تغییر و تحولاتی که در روند طراحی ایجاد شده از این جمله است . بعلاوه هر اثر هنری احساس خاصی را به مخاطب انتقال میدهد که بخشی از این احساسها بازتاب هویت فرهنگی است . بنابراین بیش از هر چیز طراح بایستی نسبت به فرهنگ مخاطبین اثر خود شناخت و توجه داشته باشد. امروزه دوران جدیدی در طراحی گرافیك فرا رسیده و همه چیز در حال كامپیوتری شدن است ولی خوشبختانه علاقه به هنر خوشنویسی در بین هنرمندان جوان درحال احیاست. بی تردید با شناخت اصول و مبادی این هنر و با استفاده درست از فن آوری روز، خلاقیت در ارائه آثار به طرز شگفت آوری شكوفا می شود. همان گونه كه پیشتر اشاره شد حضور تایپوگرافی در بسیاری از شاخه های هنر گرافیك مثل طراحی پوستر،طراحی حروف، نشانه، آگهی، روی جلد كتاب، نشریات و ... بسیار ملموس است . درپایان فراموش نكنیم دشوارترین بخش هنر تایپوگرافی، ایجاد فضایی تصویری به وسیله حروف و كلمات است كه بتواند مخاطب را به روح اصلی موضوع اثر نزدیك كند. با تأكیدی مجدد، با شناخت ملاكهای زیباییشناسی و با فهم صحیح از هنر ایرانی خصوصاً هنرخوشنویسی، می توان آن را از تایپوگرافی غربی متمایز ساخت
-
● مبانی سواد بصری و ترکیب بندی در دنیای امروز که مقادیر روز افزون و قابل توجهی خبر و پیام درسطح جهان از راههایی به غیر از زبان و گفتار به صورت تصویر ( عکس، فیلم و علایم گرافیکی) نقل و پراکنده می شود، دانستن نکاتی در مورد فهم بیشتر و بهتری از اخبار و پیامهای بصری ایجاب می کند. ما برای بهتر دیدن نیازمند چیزی فراتر از مهارت در یادگیری زبان داریم، . دیدن تصویر و شرکت در فرآیند سازماندهی آن، عملیخلاقاست. باید در زبان تصویری از حد موهبت طبیعی توانایی دیدنِ تشخیص بصری خود فراتر رویم. امروزه آموختن اصول و عناصر اولیه ی بصری امری واجب است. به این ترتیب، درست دیدن و درست استفاده کردن از تصویر و پیامهای بصری به طور کلی، فنی است که باید قدم به قدم فراگرفته شود – البته به ضرورت این فراگیری منجر به تبدیل انسان به یک هنرمند نمی شود ولی با این وصف، لزوم آن در زمان حاضر روز به روز برای عده ی بیشتری مطرح می شود. نکات مهمی که می توان آنها را نکات برجسته ی دستور زبان بصری نامید عبارتند از: ▪ عناصر اولیه بصری( نقطه، خط، شکل، رنگ، جهت و..) ▪ ترکیب بندی یا کمپوزیسیون ▪ شیوه های ایجاد پیام بصری( شبیه سازی، رمز، انتزاع و...) ▪ و در آخر، فنون یا تکنیکهای بصری و شناخت سبک های گوناگون. امروز، نیروی فرهنگی و جهانی سینما، عکاسی و تلویزیون که همگی متشکل از تصویر هستند، ضرورت آموزش سواد بصری را شدت بخشیده است. این آموزش، هم برای سازندگان ارتباط بصری لازم است و هم برای بینندگان آنها. موهولی ناگی ( مولی نی) (Moholy- Nagy ) استاد عالی قدر باهاوس(Bau-Haus ) در سال ۱۹۳۵ در این باره چنین اظهار نظر کرده است: " در آینده، بی سواد فقط کسی نیست که قلم را نمی شناسد، بلکه کسی که دستگاه عکاسی را نمی شناسد نیز بی سواد محسوب می گردد" ! این مطالب گام بسیار کوچکی در شناخت این راه عظیم است. ● سرآغاز: هر نقش یا طرح یا تصویری به هر صورت، متشکل از یک سلسله عناصر تصویری اولیه است. منظور عناصری مانند کاغذ، رنگ، فیلم و ... نیست. عناصر اولیه ی بصری محدود و معین هستند: نقطه، خط، شکل، جهت، سایه – روشن یا رنگمایه، رنگ، بافت، بُعد، مقایس و حرکت. این عناصر ماده ی خام تمام اخبار بصری هستند و به شکلهای مختلف با هم ترکیب و تلفیق می شوند. انتخاب این عناصر و نوع بکارگیری آنها و طرز تلفیق با یکدیگر است که کلیت کادر را می سازد. برای آنکه به فهم و تحلیلی از کل بیان بصری برسیم، بهتر است اول عناصر بصری را جداگانه بررسی کنیم تا به کیفیات آنها بهتر پی ببریم. ● نقطه: ساده ترین و تجزیه ناپذیر ترین عنصر در ارتباط بصری است. نقطه مبدا پیدایش فرم می باشد. وجود یک نقطه، مبین مکانی در فضاست. معمول ترین شکلی که می توان برای نقطه قائل شد گرد بودن است. نقطه ی چهارگوش یا مثلثی شکل به ندرت در طبیعت پیدا می شود(نقطه در معنای عام) کوچک و بزرگ بودن یک نقطه، بسته به اینکه در چه فضایی قرار گرفته ارزیابی می شود. نقطه ممکن است در سطح مطرح شود یا بصورت حجم و سه بعدی در فضا وجود داشته باشد. از نظر ریاضی، نقطه عنصری ست که هیچ گونه بعدی ندارد و فضایی را اشغال نمی کند و از محل تلاقی دو خط، نقطه تشکیل می شود. نقطه همچنین کوچکترین نمود بصری یک عنصر تصویری ست( یک نقطه در الفبا، یک برگ در فضا، یک گوی در آسمان، یک لکه روی دیوار، یک گل سرخ در فاصله ی کافی، یک ردپا بر روی برف، یک چراغ روشن در شهر و...) نقطه ، هرکجا که باشد خواه به صورت طبیعی یا مصنوع دست انسان، چشم را شدیدا به خود جلب می کند. در نتیجه، نقطه به منزله ی یک عنصر تصویری قوی می تواند برای نشان دادن مفهوم" تأکید" مورد استفاده قرار گیرد. با تکرار نقطه، در ترکیب های متنوع و متعدد، می توان مفهوم" ریتم" را شناخت. با تجمع و تفرق نقطه ها در یک ترکیب جدید، مفهوم" انبساط و انقباض" را می توان نمایش داد ( سورا _ Seurat - نقاش امپرسیونیست فرانسوی، در نقاشی های خود با تکنیک پوینتلیست_ Pointillist _ یا نقطه چینی، این پدیده، یعنی ادغام نقطه ها، دستگاه بینایی انسان را آزمود) نقطه ی مدور، انرژی تصویری متراکمی را در درون خود زندانی کرده، برعکس نقطه ای به شکل مربع یا مثلث یا شکل های مشابه، انرژی تصویری را در جهت یا جهات اضلاع خود هدایت می کنند. ● خط: دومین عنصر بصری است که از نزدیک شدن تعداد نقاط پدید می آید به طوری که دیگر نقطه ها قابل تشخیص نباشند. می توان گفت خط، نقطه ی در حال حرکت است، یعنی نقطه ایست که در اثر نیرویی که از یک جهت بر آن وارد آمده، حالت ایستایی خود را از دست داده و به صورت یک عنصر تصویری فعال در آمده، از نظر ریاضی، خط محل تلاقی دو صفحه یا از برخورد دو سطح برهم پدید می آید.خط فقط دارای واقعیت طولی می باشد و فاقد عمق و عرض است. بر خلاف نقطه که عنصری متمرکز و ثابت است، خط دارای انرژی فعال و متحرک است. خطوط در یک تصویر ممکن است به صورت شکسته، منحنی، صاف، دندانه دار، مواج، پهن و ضخیم و... باشند که هرکدام القاء تصویری خاص و معنا و مفهوم خود را دارند( که اشاره خواهد شد) قوه ی بینایی انسان نسبت به تاثیر روانی خط و ارزش های هنری آن در یک قاب، حساسیت به خرج می دهد. ▪ خطوط افقی: معرف تعادل، آرامش و سکون است، بیشتر القای حالت غیر فعال، بی حرکت و خوابیده را دارند. ▪ خطوط عمودی: نشانگر ایستایی، نیرومندی و استحکام دارای تعادل و توازن هستند. ▪ خطوط مورب: بیشتر در یک قاب، القا ناپایداری را دارند، نامتعادل و متحرک هستند. ▪ خطوط منحنی: این خطوط بیشتر نرمش و ملایمت را در یک کادر القا می کنند. و دارای حرکتی روان و لغزنده هستند. ▪ خطوط شکسته و زاویه دار: این نوع خطوط در یک کادر معرف حالتی خشن، برنده و سخت هستند، عموما چشم را آزار می دهد و اعصاب را متشنج می کند. ● سطح ( شکل): سومین عنصر بصری است که دارای طول و عرض است. اشکال مختلف هندسی سطح هستند. فضایی دو بعدی که از حرکت خط بر صفحه پدید می آید. در میان شکل های هندسی( مسطح) سه شکل مثلث، مربع و دایره شکل های هندسی اصلی هستند. سایر شکل های هندسی به نحوی مشتق از همان سه شکل یا ترکیبی از آنها می باشند.هرکدام از این سطوح که در وضعیت و شرایط مختلفی قرار می گیرند، بیان تصویری تازه ای را به خود میگیرند. به هرکدام از این اشکال حالات و خصوصیاتی نسبت داده شده است که یا به علت شکل ذاتی آنها بوده و یا به علت واکنش دستگاه روانی انسانها و یا به دلیل تعابیر خاص فرهنگی و ... ▪ مثلث: مثلثی که قاعده اش پایین باشد، دارای استحکام و شکلی پایدار است. و برعکس، هرگاه بر یکی از رئوس خود بایستد، حالت ناپایدار و تزلزل به خود می گیرد.مثلث، فعالیت، جدال و انقباض را تداعی میکند. ▪ مربع: به این دلیل که از جهت یک ضلع روی زمین قرار می گیرد مستحکم و ایستاست، به مربع حالت بی حرکتی، صداقت و صراحت نسبت داده شده است. ▪ دایره: القای بی انتهایی، گرما و محفوظ بودن را دارد. و در کل به خاطر شکل دورانی اش، نوعی تحرک را القا می کند. ● حجم: حجم یک عنصر تصویری است که دارای سه بعد طول، عرض و عمق می باشد. حجم، سطحی است که در فضا حرکت نموده و از جهت سطح خود در عمق گسترش یافته است. یک حجم ممکن است دارای نظم هندسی باشد یا از فرم نامنظم تشکیل شده باشد. حجم ها از توسعه و بسط سطوح اصلی مثلت، مربع و دایره تشکیل شده اند مانند مکعب، مخروط و کره. و حجم های نامنظم که از سطوح نامشخص بوجود آمده اند مثل صخره و قطعه سنگ و... شکل وابسته به سطح است و فرم وابسته به حجم است. حجم تو پُر دارای واقعیت بیرونی است و حجم توخالی دارای واقعیت درونی و بیرونی است. ● بافت: بافت یکی دیگر از عناصر هنرهای تجسمی است که معمولا آنرا تنها با حس لامسه در ارتباط می دانند، در حالیکه اهمیت آن، بیشتر در ارتباط با نیروی خاص و استعداد اکتسابی قوه ی بینایی است که در اثر تجربه به دست می آید. اگر این عنصر از طریق هر دو حس یعنی لامسه و بینایی تواما تجربه و شناخته شود، ابعاد وسیع تری از مفاهیم را قابل درک می کند.مواد صاف و نرم، زبر و خشن، براق و کدر، مانند چوب، شیشه، پنبه، سنگ، کاغذ و... چیزی که ما از دوران کودکی بوسیله ی حس لامسه درک می کنیم برای ما ایجاد سابقه ی ذهنی در مورد بافتهای گوناگون می کند، به طوری که با نگاه به بافت فورا زبری و نرمی آن را حس می کنیم! عنصری که به کار گیری آن در یک ترکیب بندی می تواند تاثیرات بی نظیری بر دید مخاطب داشته باشد. ● فضا: فضا مشخص کننده ی موقعیت و وضعیت هر پدیده عینی با سایر پدیده هاست، فضا، وجود هر موجود عینی را در ارتباط با سایر موجودات معین می کند و فضای داخلی، خارجی و میانی را قابل درک می سازد. فضا مفاهیم متعدد دارد: فضای توخالی، فضای آزاد، فضای سبز، فضای زنده یا مرده، و... فضا به خودی خود قابل درک نیست، با قرار گرفتن حجم سه بعدی در فضا، موقعیت آن حجم در فضا معلوم می شود و " فضا" موجودیت خود را اعلام می کند. ● حرکت: هر ماده ای در ذات خویش در حرکت و تکاپوست و هر موجودی در طبیعت، از تحرک درونی برخوردار است.حرکت در یک تصویر، ممکن است با نقطه و یا خط ایجاد گردد و به شکل های مختلفی مطرح شود. شکل حرکت ممکن است به صورت مارپیچ، مدور، زیکزاک و راست باشد. جهت حرکت نیز ممکن است بالا، چپ، راست و... باشد. هر عنصر تصویری یا هر شکلی، ممکن است انرژی حرکت را کم و بیش داشته باشد. مثلا در شکل مثلث انرژی حرکت به جانب گوشه ها و زوایای آن در جریان است، در لوزی به جانب قطرهای کوچک وبزرگ . هر سطحی با توجه به برتری یک جهت آن، انرژی حرکتی را به جانب همان جهت نشان می دهد و تحت تاثیر کشش های وارده از جهت های مختلف، به سمتی که طول بیشتری دارد حرکت می کند. مفهوم حرکت را به صورتهای دیگری می توان ادراک نمود، از جمله در اثر تکرار یک عنصر بصری، که این کار بوسیله تکرار عناصر زیادی امکان پذیر است. مثلا حرکت یک دایره در صفحه بوسیله تکرار مداوم که باعث بوجود آمدن نوعی ریتم نیز می گردد. عنصر بصری حرکت، مانند بعد سوم و بافت بصری بیشتر به صورت کاذب در سطح دو بعدی طراحی یا بوسیله دوربین ثبت می گردد. در نقاشی جزییات بسیار ریز روی یک سطح، این توهم را بوجود می آورد که صفحه ی کاغذ دارای آن بافت است و با استفاده از فن سایه روشن و پرسپکتیو توهم برجسته بودن تصویر بوجود می آید. اما ایجاد توهم حرکت در یک شکل ثابت و بی حرکت به مراتب دشوار تر است. بعد از اختراع فن فیلمبرداری ایجاد توهم حرکت با تصاویر به اوج خود رسید. بهتر است بدانیم که حرکت تصاویر در فیلم نیز واقعی نیست و نوعی خطای باصره است به آن اصطلاحا تدوام در رویت می گویند. یک رشته تصاویر ثابت( ۲۴ فریم در ثانیه) با چنان سرعتی عوض می شوند که قبل از آنکه تاثیر تصویر قبلی از سلسله اعصاب بینایی محو شود تصویر دیگر ظاهر می شود. در نتیجه تصاویر در هم آمیخته به نظر می رسد (Persistence of vision ) یا خطای رویت. گاهی در یک کمپوزیسیون یا ترکیب بندی ممکن است به علت ریتم( تکرار یک عنصر) یا آهنگ موجود در آن، حالت حرکت را القا کند. تکرار یک عنصر در نقاشی یا عکس حالت حرکت را در دید انسان القاء می کند این حس را می توان با کشیدگی تصویر یا استفاده از سرعت شاتر پایین برای ثبت حرکت در عکاسی نیز القا کرد. توجه داشته باشیم که تمامی عناصر یاد شده در یک ترکیب بندی موفق حتما در جای خود در جهت ایجاد یک حس بصری به کار می روند تا تاثیر گذار باشند. در قسمت بعد ترکیب این عناصر در کادر را بررسی می کنیم . منبع:عفراوی
-
تراژدي ختنه زنان و دختران...(( حتما کامل بخونید))
FrnzT پاسخی برای fanous ارسال کرد در موضوع : بخش بانوان
واقعا با هر بار خوندن این موضوع عمیقا متاسف میشم. ترجیح میدم دختران در این قبایل و فرهنگها بمیرند تا اینکه خود ادامه دهنده سنت پست مادرانشون بشن. واقعا عجیبه که در این قرن هنوز این شیوه رایج هست به این گستردگی. حتی در نیویورک. چرا قوانین کشورها مجازات سختی برای اینگونه جرایم در نظر نمیگیرن. آیا این اقدام به قتل عمد محسوب نمیشه؟ چون دختر هستند برای قانون زحمت ایجاد تبصره نمیکنه؟ اگر قرار بود با سفیران صلح سازمان ملل این فرهنگ از بین بره این وسعت تا بحال نباید میبود.- 8 پاسخ
-
- 7
-
-
اگر طراح گرافیک باشید و به شما سفارشی برای طراحی پوستر، بروشور، وب سایت یا چیزهایی از این قبیل ارجاع شود ترجیح میدهید که متن مورد استفاده فارسی باشد یا انگلیسی؟ گمان میکنم جواب شما کاملاً مشخص و معلوم است. اگر نگویم که صددرصد طراحان گرافیک ایرانی ترجیح میدهند که با نوشتار انگلیسی کار کنند حداقل درصد بالایی، مطلوبشان استفاده و بکارگیری متن و فونت انگلیسی است. این ترجیح نه تنها شامل طراحان گرافیک آماتور، بلکه حرفهایها را نیز شامل میشود. کافی است سری به سایتهای طراحان حرفهای گرافیک بزنید تا این نکته مشخص گردد. برای نمونه توجه شما را به سایت انجمن طراحان گرافیک ایران جلب میکنم. البته شاید در این مورد بین المللی بودن بیشتر مطرح بوده است و نه ترجیح استفاده از نوشتار انگلیسی. اما تاکنون توجه کردهاید که چرا چنین اتفاقی میافتد. به نظر میرسد مسایل زیر برخی از مشکلاتی باشد که موجب میشود که این ترجیح ایجاد گردد. 1- فونت فارسی کشیدههای بسیاری دارد بطوریکه برخی حروف به بالا و برخی به پایین کشیده شدهاند. سرکشها نیز مضاف بر علت هستند و این موجب سختی کار با آن میشود. 2- فونت فارسی در نرم افزارهای مختلف به شکل و جزئیات مختلفی عرضه میشود و با توجه به عدم رعایت نکات و استانداردهای لازم تا زیبایی را در متن ایجاد مینماید. 3- فونت فارسی قابل ارائه در سایتهای اینترنتی بسیار نازیباست و بهترین فونت قابل ارائه Tahoma میباشد که آن نیز چنگی به دل نمیزند. و ... اما با تمام مسایلی که وجود دارد گاهی پیش میآید که دو متن یکسان را که طراحان مختلف کار کردهاند وقتی درکنار هم قرار میدهید تفاوتهایی را در آنها مشاهده مینمایید. یکی زیبا و قابل قبول و دیگری دارای مشکلات متعدد. در بسیاری از موارد نیز نوع فونت مورد استفاده در متن یکی است. با این وجود رعایت برخی نکات فنی و داشتن دید گرافیکی موجب دلچسبی یکی نسبت به دیگری میگردد. نوشتار در متن برای متن بهتر است از فونتهای مناسب متن استفاده شود. فونت های خوانا همچون زر، میترا، یاقوت از جمله فونتهای زیبا و مناسب هستند، البته از زمان تولید آن توسط شرکت لاینوتایپ ظرافتهای آنها بسته به نرم افزاری که در آن نصب شدهاند دچار تغییر شده است. به هر حال از نوع فونت که بگذریم به سراغ فاصلهها میرویم. در یک نوشتار فارسی بطور عمده سه نوع فاصله در جهت ایجاد زیبایی وجود دارد. 1- فاصله بین حروف 2- فاصله بین کلمات 3- فاصله بین سطرها از اینها گذشته راست چین، چپ چین و یا میزان کردن از دو طرف نیز بسته به طرح میتواند در ایجاد زیبایی و دلچسبی و حتی خوانایی متن موثر باشد. ناگفته نماند رسیدن به متنی دلخواه از نظر گرافیکی، به اصول و فهم کلاسیک گرافیک و زیباشناسی نیاز دارد، اما با دیدنهای بسیار میتوان این تجربه مفید را کسب کرد. 1- فاصله بین حروف فاصله بین حروف را کرنینگ حروف میگویند. حتماً متوجه شدهاید که برخی حروف کلمات برای زیبا و خوانا دیده شدن بایستی از حروفی تشکیل شده باشند که کرنینگ مناسب در آنها رعایت شده باشد مثلاً حرف «ر» و بعد «ا» که کلمه «را» را تشکیل میدهد با کرنینگ نامناسب به شکل «ر ا» دیده خواهد شد. طبیعی است جملات یک متن حاوی کلمه «را» با این نوع کرنینگ خوانایی را سخت و زیبایی را مختل میکند. توجه کنید که یکی از دلایل نازیبایی یک متن با یک فونت مشخص به متنی دیگر همین کرنینگ است. کلمه «را» با کرنینگ صحیح به گونهای است که «ا» به درون شکم «ر» رفته است و این مسئله زیبایی و خوانایی کلمه «را» را در یک متن به وجود میآورد. از این قبل کلمات در یک متن فراوان یافت میشود. متنی که در آن فاصله بین حروف دقیق و صحیح باشد در چشم بیننده و خواننده، زیبا و خواناست. 2- فاصله بین کلمات فاصله بین کلمات نیز در درستی و خوانایی متن بسیار موثر است. شروع یک کلمه بایستی با فاصله مناسبی از پایان کلمه قبلی همراه باشد این مسئله به خصوص در مواردی که قصد میزان کردن سطرها از دو طرف (Justify) را داریم ممکن است پیش آید بدین ترتیب نرم افزار برای اینکه بتواند سطرها را از دو طرف تنظیم کند معمولاً به دو شکل عمل میکند: الف) فاصله بین کلمات را تغییر میدهد. در این مورد برخی کلمات به هم چسبیده و برخی فاصله نامعقولی از هم میگیرند و متن را دچار مشکل میکنند. ب) در برخی حروف کشیدگی ایجاد میکنند. در این مورد نیز ممکن است کشیدگیهای ایجاد شده نامناسب و بیش از اندازه باشد و باز هم همان مشکلات در متن از نظر خوانایی و زیبایی به وجود آید. بهتر است در هنگام میزان کردن سطرها از دو طرف با کنترل خط به خط نیز اصلاحات در آنها ایجاد نماییم تا مشکل مرتفع گردد. 3- فاصله بین سطرها گاهی فاصله میان سطرها در یک متن آنقدر کم است که هنگام مطالعه سطر مورد نظر کم میگردد و خواندن مشکل، همچنین در هم رفتگی سطرها بینظمی و نازیبایی را به وجود میآورد. همچنین فاصله زیاد نیز مشکلات مشابهی را ایجاد مینماید. رعایت فاصله صحیح بین سطرها که نه باعث درهم رفتگی گردد و نه آنقدر زیاد باشد که انسجام متن را دچار مشکل کند بیش از هر چیز به دید گرافیکی خوب و تجربه زیاد بستگی دارد. نوشتار در کار گرافیک منظور استفاده از نوشتارهای کوتاه در موراد مختلف گرافیکی است مثل کارت ویزیت، بیل بورد، آگهی تبلیغاتی، بروشور و ... با دقت به کارت ویزیتهای اطراف خود نگاه کنید به نظر میرسد طراحیهای سادهای دارند چون اغلب کارت ویزیتها از نوشتههایکوتاهی تشکیل شدهاند که شامل نام، آدرس و شاید یک لوگو باشد اما وقتی یک نام ساده را به روی کارت ویزیت درج میکنید رعایت نکردن مسائل مربوط به نوشتار با تمام سادگی میتواند کار را خراب کند. اغلب آماتورهای گرافیک برای طراحی کارت ویزیت ساده به این مسئله قناعت میکنند که متن را به شکل خام بنویسند و بعد آن را به چاپ بسپارند. نکات گفته شده در بحث نوشتار در متن در اینجا نیز مطرح است بخصوص اینکه جزئیات بیشتری به ویژه در مورد فاصله بین حروف با توجه به کم بودن حجم نوشته مطرح است. به همین خاطر وقتی یک نام را برای درج روی کارت وارد نرم افزارهای گرافیکی میکنید تازه بایستی با استفاده از ابزارهای موجود حروف را شکسته و به شکل دستی و بر اساس قواعد آنها را به قدی جابه جا نمایید تا به شکل مطلوب درآید. نکته گفته شده شامل بقیه موارد طراحی گرافیک نیز میشود. آگهیها و بیل بورد و موارد بسیاری را سراغ داردم که سالهاست در معرض دید مردم قرار دارد و نکات گفته شده در آنها رعایت نگردیده است. اگر میخواهید کارهای زیباتری ارائه کنید و نقش موثری در بهبود وضعیت ترافیک دیداری انسان ایجاد نمایید در رعایت نکات فوق دقت نمایید. منبع:عفراوی
