رفتن به مطلب

FrnzT

مدیر بازنشسته
  • تعداد ارسال ها

    2134
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

تمامی مطالب نوشته شده توسط FrnzT

  1. در سکوت آمدن و در سکوت رفتن....وقتی که کلمات در بیان احساس عاجزن پ.ن: خیلی وقت بود اینجا نیومدم اگر هم اومدم در سکوت بود...بدون اینکه چیزی بگم چقد قشنگه که بچه ها یه گوشه ای تو این دنیا دارن که میتونن توش درد دل کنن همین که میدونیم دیگران در سکوت احساسات و افکارمون رو میخونن بهمون امید میده که تنها نیستیم و با تشکرات میفهمیم حداقل چند نفری ما رو درک کردن. همین خوبه
  2. FrnzT

    نسل من ...

    به خیلی چیزا اشاره کردی که با تک تکشون خاطره داشتم مشکلات ما فقط برای دهه شصت نبود خودم به شخصه در زمان دانشگاه در اوایل دهۀ هشتاد برای پیدا کردن کوچیکترین اطلاعاتی کلی باید میگشتم لای کتابهای خاک گرفتۀ دانشگاه یا از استادهایی که فسیل شده بودن اگر زنده بودن تحقیق میکردیم.یا برای تحقیقات و شناختن یک هنرمند باید از زیر سنگ آثارشو پیدا میکردیم و کپی سیاه و سفید میگرفتیم. بچه های الان در دنیای بیکران اینترنت به منبع عظیم اطلاعات دسترسی دارن، راهی که برای ما شاید یکسال طول میکشید تا بریم الان در یک هفته میشه بهش رسید. اراده کنن فایلهای آموزشی...انواع کتابهای الکترونیکی انواع مقالات و اساتید آنلاین ولی یه فرقی هست که الان فکرشو میکنم میبینم شاید برای ما بهتر بود...اونم اینکه زمان بیشتری داشتیم و خیلی کارها میتونستیم انجام بدیم...بچه های الان سرگرمی زیاد دارن و وقت تلف کردن با کامپیوتر و نت خیلی راحتتر شده. و اینکه افسردگی این نسل بیشتره...شاید دلایلش همونیه که ال رومان میگه
  3. فقط آخر هفته ها میتونم ولی به گزینۀ اول رای دادم.
  4. دلیلش اینه که ماها بخاطر تنوع وسایل ارتباط جمعی و گسترش آگاهیهامون تنوع طلب شدیم . و از طرفی مسئولیت پذیر نیستیم. نمیخوایم زیر بار تعهد و مسئولیت بریم.
  5. خیلی زیبا گفتی برای من: زندگی کاریه که دوستش داری و بخاطرش مشکلاتشو تحمل میکنی و هم می آموزی هم نشر میدی هم باهاش کار میکنی. زندگی وقتیه که خسته از سر کار بر میگردی میبینی مامانت یه شام خوشمزه پخته و منتظر و چشم براهته و پدرت جلوی تلویزیون نشسته وقتی میبینتت میگه امروزت چطور بود؟ زندگی در انتظار یک اتفاق خوب موندنه...حتا نمیدونی اون اتفاق چیه ولی منتظری یه اتفاق خوب تو زندگیت بیوفته زندگی شنیدن یک قطعه ویولنه که لذت شنیدنش فراتر از حجم ادراکه و در پوست خودت نمیگنجی زندگی شنیدن خوشبختیه یک دوسته زندگی وقتیه که بدونی میتونی برای کسی مفید واقع بشی و به نوعی کمکش کنی. زندگی رو دوست دارم.
  6. غرفه مدیریت از نوع : بهترین مدیر انجمن که به علت با زن نشستگی خانه نشین شدند......... نیوترون.شقایق.امین نپو، امیررضا،جاوید،رضاجامع. بهترین مدیر تالارها ............پیمان(خانواده)،گروه مدیران آزاد،حسین تی،پرتو،اکثر مدیرانمون زحمت کش هستن :5c6ipag2mnshmsf5ju3 غرفه کاربری: بهترین کاربر انجمن..............:mrsbeasley: خیلی زیادن نمیتونم انتخاب کنم غرفه اخلاق: با اخلاق ترین کاربر...............پری دریایی،آرنیکا،محمدآ،سام آرچ،هادی ناصح. غرفه دانش و معلومات: دکی ترین کاربر............ دکی پیمان،نیوترون،حسین تی،اسپاو غرفه مرام و معرفت: لوطی هات رو رو کن...........S.F،مینی،آقای خاص،آرش غرفه سلیقه: خوش ذوق ترین و با ایده ترین و خلاصه همین............اسی(علیه الرحمه)،پری دریایی،نازفر غرفه محبوبیت : دلبر ترینهاتون................. یوحنا،مهلا ،O-N غرفه ترین هایی که نیستند: ترین هایی که زمانی بودند و اکنون جایشان خالی است.......... منم خودم زیاد نمیتونم بیام نمیدونم کیا نیستن، کیا رفتن و کدامیک برگشتن اونایی که الان به ذهنم اومدن sheyda eshagh behrooz H A M I D و بچه های خیریه مهرآفرینان غرفه خاطره و اتفاق: ترین اتفاقاتی که در ذهنتان نقش بستند.......... تمام دعواها و مشاجرات الکی که بین کاربران رخ داد و باعث جدایی خیلی از دوستان شد....سفر کاشان و میتینگهای مدیریت....سال نود سال زیاد خوبی نبود. غرفه اسپم: اسپمر ترین.........اونایی که گزارششون میاد بالا غرفه استعداد های نشکفته: عزیزانی که جزو فرار مغز ها محسوب میشوند اما گم نام مانده اند.......amirgb،پیرهاید،from hell و در انتها : غرفه تیپ: خوش تیپ ترین ها.......... 100% S.F غرفه زیبایی: خوشگل ترین بانوی انجمن............ هدا، دلنواز(از بین کسانی که دیدم) و ترین ترین ها : محمدآ(خستگی ناپذیرترین، صبورترین، آرامترین،خونسردترین موجود روی کرۀ زمین:icon_pf (34):) انتخاب خیلی سخت بود
  7. میخواست بده فکر میکرد هیچ وقت این حرکت رو نمیکرد! و یا اینکه بعد از یه حرف یا عمل در مقابل طرفتون، حس کنید چقدر عجولانه عمل کردید و صد البته غرور نازنینتون مانع بشه که در صدد جبران بربیایین و به راحتی زمینه سوتفاهم و کدورت پیش بیاد؟!! بارها شده رفتار احساسی داشتم ولی همیشه برگشتم و در صدد جبران بر اومدم ...حتا جایی که مطمئن بودم حق با من بوده برای حفظ دوستی غرورم رو زیر پا گذاشتم. ولی جایی که بدونم طرفم آدمیه که با برگشت من و کوتاه اومدن در مواضعم پرتوقع و به اصطلاح پررو میشه و یا یک آدم بلا نسبت عوضی که اخلاقش خیلی گنده نه تنها کوتاه نمیام بلکه رابطه رو به سرعت کات میکنم. کلا برای روابطی که شخص مقابل نقش خودش رو به عنوان یک دوست صاف و یکرنگ ایفا نمیکنه ارزشی قائل نیستم و وقتم رو براش تلف نمیکنم. اون زمان رو میذارم برای دوستانی که ارزش مهر و محبت در دوستی رو میدونن و با صداقتشون و گفتار نیکشون بهم انرژی میدن. در ساده ترین شکل بیانش، به قول قدیمیا از شکم تا دهن 40 پله ست، حرفت رو خوب مزه مزه کن ببین چی میگی! خیلی خوبه که این رو همه در مورد خودشون به کار ببرن و فقط از طرف مقابل توقع رعایت نداشته باشن. - طرف مقابلمون به صورت مستقیم نمیاد ناراحتی و بغضش رو از حرکت ما به ما گوشزد کنه (زیاد پیش میاد) من خودم همیشه از اینکه کسی از من ناراحت باشه ولی نیاد بهم بگه خیلی ناراحت میشم...چون مطمئنا وقتی یکی با صداقت بیاد و بهم بگه صد در صد در صدد جبران بر میام و ازش عذرخواهی میکنم چون دوست ندارم ناخواسته باعث ناراحتی کسی بشم - طرف مقابلمون در تلافی یا از روی عصبانیت آنی رفتار اشتباه دیگه ای رو در پیش میگیره تا جایی که ما حتی طلبکار هم میشیم!! (بازم زیاد پیش میاد) در این مورد خیلی تجربه داشتم...کسی که با رفلکسش منو طلبکار کرده کلا از آدمهای کینه ای و انتقامجو بدم میاد و اگر بدونم کسی این خصلت رو داره سعی میکنم یواش یواش ازش فاصله بگیرم. چون دوستی با این آدمها مثل راه رفتن روی یخ میمونه هر آن احتمال داره پامون روش سر بخوره...هر لحظه باید احتمال بدیم یک جایی تلافی اشتباهمون رو و حتا بدترشو در جایی که گمان نمیکنیم سرمون در بیاره. - ما از نقد شدن، از دیدن نتیجه بد، از تلاش زیاد اما با نتیجه نا چندان درخور میترسیم بنابراین اسون ترین و کم هزینه ترین روش ها رو انتخاب میکنیم که باعث میشه ما نفهمیم میشد که چقدر با برخورد های مختلف بازتاب های بهتری داشت اینا همش در اثر تجربه بدست میاد...مثلا اینکه بدونی چه جاهایی قدم جلو بذاری و چه جاهایی نه و یا حتا برای هر کس با توجه به ظرفیت درونیش به چه نحو جلو بری. من خودم بارها شده رفتم جلو تا سوتفاهمی رو برطرف کنم ولی طرف مقابلم اصلا اجازه نداده و نیت خیر من رو بد تعبیر کرده و با یک رفتار بسیار بد باعث شده از کردۀ خودم پشیمون بشم. - ما زیادی خودخواهیم!! و درست همون موقع که فکر میکنیم خیلی میدونیم و سرمون میشه، خودخواهانه ترین روشها رو در برخورد با مسائل و اطرافیان پیش میگیریم، چرا که امنیت روانی ما برامون از همه چیز مهمتره با این قضیه 100درصد موافقم...ولی چه خوبه وقتی در آینده بعد از فروکش کردن خودخواهیمون متوجه اشتباه عملکردمون شدیم به یک نحوی در صدد رفعش بر بیایم. من مطمئنم بجز آدمهای مریض و عقده ای، هر کس از اظهار پشیمانی و یا ایجاد دوباره رابطۀ دوستی از دست رفته استقبال میکنه. موارد بیشتری میتونه به این لیست اضافه بشه اما چرا اینقدر کشش دارم و رو نقطه نظر های خودم مانور دادم این بود که جامعه ما داره از خیلی جهات از توازن خارج میشه، بیشتر از قبل داریم از همدیگه دور میشیم والبته به فردگرایی نزدیک... شما چی فکر میکنید؟ برای داشتن بازده بهتر و رسیدن به چرایی مشکلمون چی به فکرتون میرسه؟؟ به تجربه بهم ثابت شده هر چی جلوتر میریم بی اعتمادی ها و زیرآب زنی ها و کینه ها و انتقامجویی ها داره بیشتر میشه. دلیلش هم اینهمه ابزار متنوع ارتباطاته که میتونه سوتفاهمات و پشت هم زنی ها رو بیشتر کنه. در زمانهای قدیمتر وسایل ارتباط جمعی کم بود و افراد اکثرا حضوری همدیگه رو ملاقات میکردن و اگر هم از هم گله ای داشتن در اون ملاقاتها برطرف میشد. ولی الان با اینهمه وسایل ارتباطی؛ بحث های به اصطلاح خاله زنکی بیشتر باب شده و حتا به عین دیدم با کپی کردن متون صحبت ها یا عکس گرفتن و به اشتراک گذاشتنشون از این سر دنیا میتونن اون سر دنیا رو بهم بریزن. این ارتباطات پیچیده به حدی شده که در عرض 1 ساعت میتونن تصمیم بگیرن یک رابطه دوستانه رو بهم بریزن. حتا ممکنه دو نفر اگر دخالت دیگران نباشه به راحتی دوستیشون پایدار بمونه ولی حرفهای دیگران و موش دووندن های بی مورد باعث بشه اون دوستی زیبا از بین بره. هیچ چاره ای نیست جز اینکه خودمون رو با این شرایط آداپته کنیم. اولین شرطش اینکه که بیخیال بشیم و با هر حرفی واکنش نشون ندیم. دوم اینکه روی دوستی های عمیق فکر نکنیم. سوم بصیرتمون رو بالا ببریم و از میون خیل عظیم افراد دور و بر فقط افرادی که عقل سلیم دارن رو برای دوستی انتخاب کنیم. روی دوستیهای مجازی حساب باز نکنیم تا زمانی که این دوستی در واقعیت شکل بگیره. خیلی موارد دیگه به ذهنم میرسه که در مجال این بحث نمیگنجه ولی به جرات میتونم بگم تمام این برداشتها رو من در همین 3 سال حضور در نت کسب کردم. خودت اون اوایل من رو در مهندسان یادته...چقد از دوستی مایه میذاشتم ولی کم کم به این نتیجه رسیدم اصلا لزومی نداره اینکار چون هیچوقت دو طرفه نیست و فقط آسیبش بهم میرسه و باید مثل دیگران بی اهمیت باشم. ممنونم از بحث خیلی خوبی که راه انداختی. امیدوارم به نکات کلیدی خوبی نزدیک بشیم که برای هممون راهگشا باشه.
  8. هر دو ارزشمند هستن. اولی بخاطر تجربۀ تلخی که داشته عمرا اون اشتباه رو تکرار کنه. دومی بخاطر هوش و ذکاوتی که داره از تجربۀ دیگران عبرت میگیره. من از دستۀ اول هستم و به شدت تلاش میکنم وارد دستۀ دوم بشم.
  9. من کاملا درک میکنم چی میگی...چون خودم وقتی میرسم خونه فقط یه دوش میگیرمو یه چای میخورمو با سرعت نور میرم سمت خواب همیشه هم این بحث با همکاران هست که اگر بچه یا خانواده داشتیم چطور میخواستیم بعد از کار و خستگی بهش رسیدگی کنیم مشکل خستگی بدنی و مشکل اقتصادی با هم فرف داره گاهی مشکلات اقتصادی باعث اعصاب خوردی و بداخلاقی میشه که این بر میگرده به سیاست اقتصادی مملکت و سطح حقوق پایین کارمندان و شاید انتخاب شغل نامناسب ولی خستگی بدنی + استرس ترافیک رفت و برگشت رو نمیشه کاریش کرد و کسانی که متاهل هستن باید با این قضیه کنار بیان. اگر مشکل اقتصادی نباشه معمولا خانم تمام وقت از کودکان نگه داری کنه در غیر اینصورت برای اونها پرستار بگیرند یا پیش پدربزرگ یا مادربزرگ بمونن. در مجموع باید یک درک متقابل وجود داشته باشه و از بحث های بیهودۀ خارج از خانواده که نتیجۀ بحث خواهر شوهر و مادرشوهر و خاله شوهر و فک و فامیل زن میشه جلوگیری کنن و فقط به زندگی خودشون بپردازن و با همدلی با هم همکاری کنن و قدردان زحمات همدیگه باشن و این حس دو طرفه ایجاد بشه که اگر خستگی و فشار هست برای هر دو هست نه برای یک نفر و برای تلاش روزانشون منت بر سر دیگری نذارن. در مجموع زندگی متاهلی خیلی سخته خدا بهشون صبر بده.
  10. فقط یک سوال لوگوی نوروزی با استفاده از لوگوی انجمن باشه یا یک لوگوی جدید طراحی کنیم؟
  11. بسیار عالی به زودی شرکت خواهیم کرد
  12. دلیلی که برای خیانت آورده میشه اکثرا توجیهه نه توضیح من برای آدمها احترام ویژه ای قائلم و در مقابل هم این رو انتظار دارم.... خیانت بزرگترین بی احترامی به تعهد رابطست. اگر من شخص مقابلم رو خیلی دوست داشته باشم که تمام فکر و ذهنم رو به خودش مشغول کرده باشه مثل همسر و تمام موارد زندگیم رو با اون به اشتراک بذارم دلیلی نمیبینم این حق رو متقابل خواهان نباشم. و اگر ببینم کسی به این تعهد و دلبستگی توهین میکنه نمیتونم لحظه ای دیگه در کنارم داشته باشمش. ترک کردن به معنای اینه که عشق و احساس و محبتم رو از اون دریغ میکنم. و حاضر نیستم سرمایه های عاطفیم رو خرج آدمی بکنم که به راحتی اسیر هوسش میشه. کسانی که بعد از فهمیدن خیانت همسرشون در کنارشون باقی میمونن مطمئنا اگر طرف مقابل رو هم ببخشن هیچوقت فراموش نمیکنن.
  13. هر چیزی قابل بخششه الا خیانت. برای همیشه ترکش میکنم.
  14. هیلدا یه دختر خیلی شیطونه که تا وقتی هست آروم و قرار نداره و دوست داره همه جا رو بهم بریزه دقیقا اینطوری :hapydancsmil: وقتی نیست جای خالیش خیلی معلوم میشه اولین بار تو مراسم داییم دیدمش که اصلا باورم نمیشد بدون اینکه منو بشناسه بیاد برای تسلیت و همون زمان میدونستم که دو هفته قبلش عمل داشته و خیلی ناراحت شدم که چرا اینکار رو کرده همیشه خنده رو لباشه و در حال کل کل با دیگران چه در دنیای واقعی چه در دنیای مجازی در این یکی دو سال که هیلدا رو میشناسم خیلی عوض شده و به وضوح میبینم که بزرگتر شده و اینو از رفتارش کاملا میشه تشخیص داد. قبلنا خیلی سر به هوا و پر شر و شور بود ولی اخیرا یک لیدی پرشر و شور شده. البته اینو از دنیای صفر و یک متوجه شدم و متاسفانه افتخار حضور در میتینگ اخیر رو نداشتم تا در دنیای واقعی هم اینو لمسش کنم. امیدوارم روز به روز به آرامش قلبی برسی که مثل دریا همه مشکلات رو در خودت غرق کنی و مثل صخره استوار و پابرجا باقی بمونی. و همیشه سالم و با نشاط باشی
  15. ممنون پیمان عزیز از جستار مفیدت. من طبق شنیده ها و تجربیات اطرافیانم میگم دختر و پسری که قصد ازدواج دارند به هیچوجه حق ارتباط در حد زناشویی رو ندارند. این روابط در هر جامعه ای با توجه به فرهنگ اون جامعه تعیین میشه و در فرهنگ جامعۀ ما هنوز این تابو شکسته نشده و سطح فکری ما تا بالاترین درجه اجتماع هنوز به صورت سنتی است و کمتر خانواده ای وجود داره که روابط پیشرفته در نامزدی براشون قابل هضم باشه. بغیر از بحث عرف و سنت بحث روانشناسی خانواده هم این موضوع رو تایید میکنه...کسانی که قبل از عقد و ازدواج روابط زناشویی برقرار میکنند اون مدتی که به آنها فرصت داده شده تا با اخلاقیات یکدیگر آشنا بشن تحت تاثیر قرار میگیره و نه تنها روند رو به مثبتی نخواهد داشت بلکه یک سری دغدغه ها و مشکلات و ناراحتی های فکری برای هر دو طرف ایجاد خواهد کرد. چون مساله روابط جنسی یک تابوست و هیچکس شناختی نسبت به اون نداره و دختر و پسر که در آستانه ازدواج قرار دارند کششی که نسبت به یکدیگر دارند بیشتر تحت تاثیر هورمونهای جنسیست و جلوی انتخاب درست اونها رو میگیره. چه برسه که فکر کنن میتوانند به آن مرحله وارد شوند و چه به اینکه آن مرحله را رد کنند و وارد مراحل مشکلات بعد از آن شوند. شما فکر کن در این میون اون میل و کشش باعث بشه که رابطه برقرار بشه...بعد از فرو نشستن عطش اولیه مشکلاتی که بروز میکنه اول یک نوع بی میلی اولیست نسبت به طرف مقابل و عموما بیشتر از سمت آقا این بی میلی ایجاد میشه... دوم نگرانیهای دختر بخاطر روبرو شدن با یک سری حقایق که تا قبل از اون خیلی بچگانه به موضوع فکر میکرده...سوم شروع یک سری بی اعتمادی از سمت آقا به خانوم و حتا اگر یقین داشته باشه خودش اولین کسی بوده که با اون خانوم رابطه داشته.و بعد نگرانی های دختر از بی میلی و عصبی شدن پسر و اینکه آیا این نامزدی منجر به ازدواج خواهد شد یا نه و حتا بعد از ازدواج چه رفتاری از سمت آقا در انتظارش خواهد بود و هزار و یک داستان پیچیده که فقط با یک تصمیم اشتباه رخ میده. شاید خیلی ها احساس روشنفکری کنن و این موضوع رو منکر بشن و حتا دست به تمسخر بزنن ولی اونچه که در 90 درصد تمامی طبقات اجتماع رایجه همین طرز تفکره و ما که در ایران و با این فرهنگ زندگی میکنیم باید این نکات رو رعایت کنیم.
  16. روز مهندس بر مهندسین نواندیشان مبارک
  17. بقیشو رفتم سر کار چرا میتینگا رو وسط هفته میندازین؟
  18. مگه شاهزاده های انجمنم اومده بودن؟ یکی بیاد تعریف کنه دیگه کیا بودن؟
  19. چرا همه انقد خسته اید؟
  20. به منم خوش گذشت از ایستگاه متروی صدر تا دروازه دولت در این همایش همراه بودم دست محمد رضا و انوشه درد نکنه
  21. عکس ها درست شد.
  22. 2 7 11 اصول زیبایی نویسی رو بیشتر رعایت کردن ولی در مجموع تمامی دست خط ها زیبا هستن
  23. ممنون محمدرضا جان ممنون فروغ یادمه انقد لیست زیاد شده بود تو یه پست جا نمیشد بچه ها مجبور میشدن تو چند تا پست بزارن و به پیشنهاد بی ام دی یه لیست اکسل درست کرده بودیم از اسامی بچه ها خودم هنوز بکآپشو دارم ولی فروغ لطف کرد گذاشتش FarnazT:263 چه روزایی و چه شبهایی داشتیم تاپیک راه سبز مثل برج گریفیندور بود برامون میرفتیم اونجا استراحت میکردیم بعد بچه ها میومدن لینک میدادن میرفتیم تاپیک منهدم میکردیم یاد جواد 22 میلیونی هم بخیر :-" خدا خیرش بده خیلی میخندیدیم از دستش یاد همۀ 349 نفری که تو لیست هستن بخیر واقعا نمیشه اون روزها رو و اون بچه ها رو فراموش کرد
  24. حالا خوبه بهت بگن پیرپاتال؟ ممنون وحید جان البته با حضور گرم خانوادۀ شما اینجا انگار پیوندی فرای مجازی شده شاید بشه کمش کرد ولی مطمئنا قطع نمیشه مرسی عابدی خیلی لطف داری من که پایم عید که شکوفه بارون میشه بریم انوشه کجاست؟ :gnugghender:
  25. (وقتی اسم تاپیکو دیدم روم نمیشد پست بزنم) اول سلام میکنم به تمامی دوستان و کاربران محترم نواندیش و بعد به تمام عزیزانی که با محبتهای بی دریغشون من رو شرمنده کردن و الان دوباره در خانه ای هستم که از کمی بعد از تولدش ناظر رشد و بالندگیش بودم این مدت که نبودم به خاطر یک سری از شرایط بود که لاجرم باید میرفتم...خیلی سخت بود...یکی دو ماه انگار جاییو گم کرده باشم.ولی الان بلعکس کمی از جو دور شدم و شاید باید مدتی بگذره تا دوباره درگیر انجمن بشم ببخشید که به علت سرعت خیلی پایین انجمن تمام صفحات رو نتونستم بخونم؛ از همین جا از تک تک عزیزانی که محبت کردن و به یادم بودن سپاسگذارم. وقتی محمد از بچه ها گفت و شنیدم خیلی از قدیمیها برگشتن و یا قصد برگشت دارن خیلی خوشحال شدم و امیدوارم دوباره بتونیم اون جو صمیمی فوق العادۀ روزهای قدیم انجمن رو زنده کنیم. ------------------ یک تشکر ویژه از پری مهربون انجمن دارم :4uboxsmiley:که همیشه برای من مظهر آرامش و مهربانیه. کسی که به راحتی در عمق دلها نفوذ میکنه کسی که از جنس آدمها نیست و دریاییه ممنونم پری عزیزم
×
×
  • اضافه کردن...