-
تعداد ارسال ها
7758 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
تمامی مطالب نوشته شده توسط VINA
-
راستش اصلا بحث عاقل اینا نیست من از دید به زن میگم من از بچگی از شلوغی . این مراسما که تو چشم باشم بدم میومد خب برای خیلی ها هم زیبا و جذابه من از اون دسته ادمام دوست دارم با طرف کنار دریا دو نفری قدم بزنم و سکوت کنم و یا شوخی نه تو جمع خب شخصیت من اینجوریه پس اون مدل عروسیا هم به روحیم نمیخوره حالا یه سری هستن از بچگی تو ذهنشون یه دامن پف پفی قشنگ و یه رقص تانگو ناز طراحی کردن انصاف نیست بخوای رویای چند سالشونو بگیری میگن اگه طرف عروسی نگیره نباید ده سال دیگه هر ماشین عروسی دید ته دلش اه بکشه
-
بستگی ب خونواده و درک ادماداره الان شش خرداد عقد دخترداییمه خودشون از اون دسته ادمان که هفت هشت تومن درامد دارن و دومادم بیشتر نباشه کمتر نیست یعنی کم کم ماهی ده تومن 6 یه عقد میخان بگیرن و نهار بدن و تموم
-
زرده تخم مرغ و سیب زمینی با جعفری تازه :5c6ipag2mnshmsf5ju3به همراه نون داغ و چایی داغ
- 55 پاسخ
-
- 2
-
-
تو که همه میتینگا هستی
- 178 پاسخ
-
- 5
-
-
مثلا 24 چرا نزاشتی ..نصقمون 23 سرکاریم
- 178 پاسخ
-
- 7
-
-
یعنی چی با این تاریخاتون زنده باشیم میایم:دی
- 178 پاسخ
-
- 12
-
-
تاپیک گفتگو آزاد بچه های مهندسی کامپیوتر
VINA پاسخی برای مریم راد ارسال کرد در موضوع : گفتگوی آزاد کامپیوتری ها
خب شهرزادم دیدم میریم رو بحث علمی -
تاپیک گفتگو آزاد بچه های مهندسی کامپیوتر
VINA پاسخی برای مریم راد ارسال کرد در موضوع : گفتگوی آزاد کامپیوتری ها
شرایط چیهمن استعداد ندارما -
.:. گاه نوشـــــته های نواندیشـــــانی ها .:.
VINA پاسخی برای - Nahal - ارسال کرد در موضوع : گاه نوشته های نواندیشی ها
یه سری از ادم ها فقط غر میزنن فقط زشتی ها ر. میبینن وقتی از بیرون نگاه میکنی اونقدرا هم تنها نیستن اونقدرها هم مشکل ندارن فقط این ماهیچه های فک در جهت غر زدن کار میکنه یه همکاری داریم از بد روزگار کنار همه میزمون از اول صبح غر میزنه تا اخر شب اونورم یه همکاری داریم یه عالم مشکل داره اما همیشه میخنده تو روش بگم دوست عزیز غر نزن اعصابمون بهم نریز ایا بد ؟ -
فرق دخترای امروزی با مامان های دیروزشان چیه ؟
VINA پاسخی برای fakur1 ارسال کرد در موضوع : گفتگوی آزاد
کم اوردن رو تو چی مبینی طبیعیه ما کم حوصله تریم تو این ترافیک و دود و شلوغی اعصاب نمیمونه که من خودم به شخصه قبول دارم زیاد نق میزنم تا طرفم یه چی میگه یا شاکت میشم و کم محلی یا دعوا بچه مچه هم یوخ- 64 پاسخ
-
- 2
-
-
تاپیک گفتگو آزاد بچه های مهندسی کامپیوتر
VINA پاسخی برای مریم راد ارسال کرد در موضوع : گفتگوی آزاد کامپیوتری ها
سلام از چیزای اسون شروع کناا اون سایت فروشگاهی خوبه من عاشق پولم:gnugghender: -
.:. گاه نوشـــــته های نواندیشـــــانی ها .:.
VINA پاسخی برای - Nahal - ارسال کرد در موضوع : گاه نوشته های نواندیشی ها
گاهی فکر میکنم من دیوونم صداش میزنم نخواب بیدار میشه میگه چیه میگم دستمو بگیر میگه خب بخواب میگم نه حرف بزن میگه چی بگم میگم یه چی بگو یکم حرف میزنه میخوابه دوباره بیدارش میکنم میگم خوابم نمیاد میگه چشماتو ببند خوابت میبره بعد پنج دقیقه بیدارش میکنم میگم خوابم نمیبره میگه خب پاشو بریم بیرون کل بیرون ساکتم میگه میخوای حرف بزنی میگم نه خستم میگه پس چرا نخوابیدی میگم اخه دوست دارم کنار هم ساکت بشینم اما حرف نزنیم میگه حالت خوبه دیگه؟ میگم اره همشم غر میزنه میگه بهونه گیری 95.01.6برگرفته از یادداشت ها ی دفترچه قرمز سفر -
.:. گاه نوشـــــته های نواندیشـــــانی ها .:.
VINA پاسخی برای - Nahal - ارسال کرد در موضوع : گاه نوشته های نواندیشی ها
یه چهارشنبه مرخصی گرفتیم و نیومدیم سر کارا از صبح فرت فرت کار میکنیم -
اجباری چیه ی دوره اموزشی اونم ادامش این اجباری چیه
- 22 پاسخ
-
- 6
-
-
داداش من دوشنبه اومد مرخصی...اونم مثل تو هی غر میزنه سربازی داغونم کرد اما من خیلی لذت میبرم از این که سربازه ..یه شخصیت وسواس و حساس رو مدل غذا ...الان یکم بهش سخت بگذره میفهمه
- 22 پاسخ
-
- 6
-
-
.:. گاه نوشـــــته های نواندیشـــــانی ها .:.
VINA پاسخی برای - Nahal - ارسال کرد در موضوع : گاه نوشته های نواندیشی ها
میام خونه و ص تلگراممو باز میکنم پر از خبر برای تجاوز پسر 17 ساله و دختر افغان و ایرانی های همیشه در صحنه مردای کشور من اونموقع کجا بودن یاد فیلم سال 86 افتادم که 5 تا پسر افغانی بزور دست و پای یه دختر ایرانی و ... اخرشم سرشو بریدن و لحظه اعدام میگفتن مردان ایستاده میمیرن یاد تجاوز کارگر افغانی به پسر 9 ساله گیلانی تو گلسار افتادم و تو کما رفتن اون پسر و .. یاد تجاوز و قتل افغانیا به زن تنهایی تو کرج افتادم که طبق گفته خودشون براشون غذا میبرد و کمکشون میکرد اما اینها یاد تجاوز یه پدر و پسر افغانی تو شهرک غرب به یه دختر شش ساله افتادم(برای چند ماهه گذشته) و از همه وحشتناک تر یاد خواستگاری رفتن یه مرد افغانی از یه دختر ایرانی تو مرزای ایران افتادم دختر بیچاره با هزار ارزو عروس اون خونه شد و اما اون مرد افغانی با شش دوستش اون زن شریک شدن و دختر بزور فرار کرده بود و نمیدونست بچه ی تو شکمش برای کدوم از اون هفت بیشرفه نمیدونم زنا و دخترای کشور من معصوم نبودن؟مسلمون نبودن ؟ چه گناهیی کرده بودن که نه نماز جمعه ای برای تسلیت گفتن به خونشون رفت و نه هیچ کدوم از سران و خبرنگارای افغان اظهار تاسف کرد و چه بسا همیشه طلبکار بودن تجاوز وحشتناک ترین بلا و سرنوشته اما گاهی باید سر همون قوم بیاد تا بفهمن سایه نا امنی که سال 78 تا 80 تو رشت ایجاد کردن چقد وحشتناک بودن بفهمن مردی چشم روشن بیچاره ای که از دار دنیا یه دختر داشت و اونم افغانیها بهش تجاوز کردن و دختر بیچاره خودشو کشت و اون مرد بعد سالها هنوزم گریه میکنه چه دردی داره میکشه اره تجاوز خیلی درد داره خیلی اما از اون دردناکتر برای من سوالی که ایجاد شده...دخترای کشور من مظلوم نبودن؟گریه ها و فریاد های دختر کشور من چرا اینقدر بازتاب نداشت -
اینو خوندم اینجوری شدم::::::::این چشم بادومیا چی دارن که ما نداریم
- 29 پاسخ
-
- 8
-
-
امید زن داره
-
پز اجتماعی بابا بودی یا مامان ؟ یا هنوزم هستی؟
VINA پاسخی برای fakur1 ارسال کرد در موضوع : گفتگوی آزاد
بچه درس خون و مودبی بودم خیلی خیلی موفق در دوران تحصیلی قبل از ورود به دانشگاه بچه بی دردسری بودم- 31 پاسخ
-
- 5
-
-
پز اجتماعی بابا بودی یا مامان ؟ یا هنوزم هستی؟
VINA پاسخی برای fakur1 ارسال کرد در موضوع : گفتگوی آزاد
نه پز هیچ کدوم رو ندادن- 31 پاسخ
-
- 4
-
-
پز اجتماعی بابا بودی یا مامان ؟ یا هنوزم هستی؟
VINA پاسخی برای fakur1 ارسال کرد در موضوع : گفتگوی آزاد
هیچ کدوم درس خوندن و خوب بودن در دوره ما وظیفه ما بود نه امتیاز- 31 پاسخ
-
- 6
-
-
نظر سنجی بیست و ششمین مسابقه با دوربین شخصی : " هفت سین "
VINA پاسخی برای Mina Yousefi ارسال کرد در موضوع : مسابقه عکس با دوربین شخصی
نه تو خواهشا تصمیم ب ازدواج نگیر دختر مردم بیچاره نکن فکر نمیکردم مردا هم از این هنرا بلد باشن- 48 پاسخ
-
- 2
-
-
نظر سنجی بیست و ششمین مسابقه با دوربین شخصی : " هفت سین "
VINA پاسخی برای Mina Yousefi ارسال کرد در موضوع : مسابقه عکس با دوربین شخصی
ایده قشنگی بود اخه ..فقط اون کنار چیه ؟پلاکه چیه؟ خوشگله هفت سینت امید این کار خودته؟- 48 پاسخ
-
- 2
-
-
هشتم شهریور 94 یه مرخصی دو روزه به سمت شمال میخواستم تولد 25 سالگی رو پیش خونواده و ک باشم تو راه یه کیک و ... زهر مار شد زمانی که ساکمو میبستم گفتم دیگه نمیام چشمای نگرون مامان و شوخی پنداشتن حرف من توسط بابا از اون وقت هر ماه مامانم تقریبا به یه بهونه ای میومد عید شد کلی شوق و ذوق که من میرم اما من طی یه برنامه ریزی با یه سری فامیل رفتم ترکیه بعدشم که برگشتم نرفتم شمال.. تو هر تماسی که میگفت :خوش باشی روز مادر ، عصر شماره خونه و تبریک مادرم بمن باز به بیشعوری خودم پی نبردم و گفتم همچنین ممنون دو سه روز پیش وسط صحبتا یدفعه گفت میدونی چند وقته نیومدی ؟میدونی تماسات با من یه دقیقه ای شده ..من مادر .. با همون غرور کاذب مسخره جواب دادم گرفتارم پنجشنبه و جمعه هامو با کلاس و تفریحای الکی پر کردم همه روزام پره وقتی نمیمونه برای فکر کردن و دلتنگی نیم ساعت پیش یه کلیپ دیدم مادرایی که شش ماه بچه هاشونو ندیدن بدون اینکه متوجه شم اشکام رو گونه هام بود دلم تنگ شده برای مادرم ، برای اتاقم..حتی تختم میدونم خونه رو بازسازی کردن میدونم وسیله ها رو عوض کردن اما من ندیدم اینا رو توی دوربین دخترداییم دیدم که عید رفتن شمال خونمون نمیدونم شاید پنجشنبه و جمعه قید کلاسو زدم و یه روزه رفتمو اومدم شاید...
- 50 پاسخ
-
- 14
-
-
چند وقت پیش یه سفری به گشور همسایه داشتیم جلو در اسانسور تا اسانسور باز میشد میپریدم تو ...با هشدار خانواده هم من اصلاح نشدم تو مترو تا در مترو باز میشد میپریدم تو و دقیقا مترو کرج تهران...و خانواده اضا همه اینجوری::::>>:w58: دیروز تو سوار شدن مترو فهمیدم رفتار اون روزام تاثیر از اینجا داره و باید رو خودم کار کنم
