رفتن به مطلب

VINA

کاربر انجمن
  • تعداد ارسال ها

    7758
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

تمامی مطالب نوشته شده توسط VINA

  1. محمد آدمین چرا اگهی استخدام ها رو آپ نمیكنی
  2. متاسفانه خشونت علیه زنان با توجه به رشد سواد همچنان ادامه داره دلیلشم نداشتن فرهنگ پرونده طلاق رو طلاق یه جا كار میلنگه خواهشا مردانی كه تعادل روحی و روانی ندارن و خشمشون یا زدن خالی میكنن تو خونه باباشون بمونن و نگران دختران دم بخت نباشن مجرد بودن خیلی شرف داره تا با هر مردی زندگی كردن
  3. یاد باد محمد خسیس یاد باد واقعا یادش بخیر خدا ازت نگذره محمد ادمینه ك باعث شدی معدل لیسانسمون با این درصد اعتیاد بشه 13:w000: خاطره ها كه زیاد:gnugghender:پروفایل ها تخریب كردیم یه سری هم سوسول بودن تا قهر میكردند همه دوستاشونو پاك میكردن و میرفتن سمندون و فروغ هم كه رفتن بلاد كفر میلاد سربازیه از وافن خبری ندارم امین نپو تو یه سایت لینك یا كوفتیه هستش همونجوری گرد و چاق بقیه هم نمیدونم:icon_razz:
  4. وقتی مجرد بودم تو دلم یه خونواده همسر مهربون تصور میكردم و كلی حال میكرم با فانتزیاماما بد روزگار افتادم تو به خونواده كلا خاله زنك این قدر اذیت كردن كه گاهی تو خواب ، خواب میبینم دارم دعوا میكنم باهاشون چی كار كنم فراموش كنم بدیاشونوهر كاری میكنم نمیتونم ببخشمشون
  5. یه خانمی به اسم حنا تو اینستا وجود داره كه خیلی اهل سفره منم كه كلا یكی از فانتزیام سفر كردن و سفر رفتنه كه به مدد همسر فعالم() معمولا خونه ایم تو این روزا شوخی شوخی یه چالشی راه افتاد كه نمیدونم چی شد یه دختر 17 ساله از تجاوز ها و آزار اذیتا های عموش تو سن 17 سالگی گفت همین شد سوژه و تو كمتر از چند ساعت كلی زن و دختر اومدن و از آزارهای جنسی كه تو بچگی توسط عمو ودایی بهشون شده بود حرف زدن ازارهایی كه باعث شده بود بعد از گذشت 20 سال همچنان عین شبه باهاشون باشه و تو رابطه زناشوییشون به مشكل بخورن نمیخوام بگم آی چرا ماها كثیف شدیم آی چرا وضع مملكت اینه اومدم بگم حواسمون به دختر بچه هامون باشه ، این داییشه من اعتماد دارم این عموشه هم خونشه رو ول كنیم ..متاسفانه با دیدن فیلم های پ . و. ر.ن خیلی ها سادیسم جنسی پیدا كردن ..خواهشا خواهشا خواهشا مواظب دختر بچه هاتون باشین یادمه وقتی 15 یا 16 سالم بود داداشم 21 سالش بود به خاطر یه شرایطی مامان و بابا مجبور به مسافرت چند روزه به تهران شدن ..منو با داداشمم تنها نمیزاشتن و مادر بزرگم باید میومد میموند ..همیشه تو حرفام میگفتن بابا خیلی شكاك ..بابا یه همه شك داره ...اما این دو روزه وقتی میخونم عموی 50 ساله به برادرزاده 12 سالش رحم نمیكنه ...پدر به بهونه اینكه همسرم پاسخگو نیازام نیست و به دختر 16 سالش تجاوز میكنه و برادر 17 ساله خواهرشو مورد ازار اذیت جنسی قرار میده از دنیای مردا متنفر شدم
  6. یاد باد آن رزگاران یاد باد
  7. كلا ی خط جدید بخری ك دردسرش كمتره
  8. یادش بخیر تو هر تایپیكی میومدی از نت مطالب كپی پیست میكردی میزاشتی تو كارت خنده دار بود كاری ندارم ما چه بیكاری بودیم باهات كل كل میكردیم:ws28:
  9. مریم زارع چ خبر؟
  10. دیرو ب همسر (بیبببببببببب ) گفتم اینقد دوست دارم یبار اومدم ببینم خونه تمیزه همسر هم قبل اومدن من اومد مثلا سورپرایز كنه كه نمیدونم چی كرده جارو برقی سوزوند وقتی رسیدم با یع عالم لباس كف حموم و یه جاروبرقی سوخته وسط پذیرایی روبه رو شدم :vahidrk: من نخوام تو سورپرایز كنی باید كی رو ببینم
  11. من هر چند ازش خوشم نمیاد اما اونقد مرد هست خود واقعیش باشه هر چند خیلی جاها ازش بدم میاد
  12. ازاد بشه
  13. اقا هی شمال سیل میاد اینجا یه چیکه بارون نمیاد خدایا قربون دستت این بارونو یکنواخت پخش کن بزار ما هم یه فیضی ببریم
  14. امضا رو حال کردی؟
  15. حالا یه روسری كشیده شد این كه جنگ نداره
  16. 2017 شدهماز 2007 معتاد این فروماییم
  17. امروز 5 صبح همسر بیدارم کرد -بیدار شو تو رو خدااااا لباسمو اتو کن دیرم شد منم از حرص بیدار شدم اتو رو زدم برق و اب تو مخزن تموم شده بودم یه لیوان اب اوردم با دست میپاشیدم روش از رو حرصم ک چرا همیشه لحظه نود ، یه قلب اب قرقره کردم دهنم و خالی کردم رو پیراهنش و اتو رو گذاشتم روش خشک شداونم هی میگفت سریع دیرم شد ساعت یک زنگ زد چطوری سرم شلوغ بود نتونستم زنگ بزنم ببخش بی خوابت کردم منم گفتم ایراد نداره وظیمههههههههههه:4chsmu1: و اصلا به روی خودم نیاوردم چی کار کردم:spiteful:تا باشه مزاحم خواب ما نشه:zadan: بی انضباط پ ن:راستی شهره مرد؟
  18. دیروز عجیب خسته بودم همسر عزیز تر جان هم كه غذا بیرونی و حاضری نمیخوره تو راه دو تا قرمه سبزی خریدم سریع اومدم خونه خالی كردم تو قابلمه ..قوطی هاشم انداختم تو به پلاستیك پشت لباسشویی ك در وقت مناسب منهدم كنم برنجم ك كته شد همسر عزیزم وقتی اومد هی خورد و هی گفت كی پخته منم با غروز میگفتم منننننننننننننننن و همسر هی میگفت واقعا خونه داریت عالیه :gnugghender:
  19. لطفا عطرای خوش بو بزنید آدم كیف كنه:5c6ipag2mnshmsf5ju3
  20. VINA

    پژمردن كاكتوسای بی گناه

    ممنون:5c6ipag2mnshmsf5ju3
  21. VINA

    مامان وینا

    دختر عزیزم ...سعی كن موقع اشپزی غذا رو تست كنی تا بعدش خودت حالت بد نشه پی مهربونی های بی وقفه مادر مهربونت بنده دیشب فسنجون برای همسر و پدر محترمشون بار گذاشتم كه امروز نهار داشته باشن هی این قل خورد و هی من در دل گفتم چه دست و پنجه ای دارم از هر انگشت هزاران هزار هنر می ریزه كوفت این خونواده بشم رو مبل نشسته بودم ك چشم باز كردم دیدم ای بابا الان نصفه شبه و بنده رو مبل خوابم برده و همسر مهربانم منو همونجا ول كرده رفته تو اتاق خوابیده( اینا كه مردا زنا رو بغل میكنن میبرن سر جاشون میزارن برای فیلماس ؟؟؟:icon_razz::vahidrk:) اقا همونجوری رفتم تو اشپزخونه ،‌دیدم زیر فسنجون قل قلی من خاموشه ..هر چی شعله رو چرخوندم نتونستم روشن كنم یكم فكر كردم دیدم باز این همسر زبل و فرز من برداشته شیر گاز بسته ، شیر را باز كرده و زیر گاز را روشن كرده و به ادامه اشپزی پرداخته كمی زعفران دم كرده و در فسنجون ریخته و بعد اینكه روغن افتاد خاموش كرده و به تخت پناه برده(مدیونی فكر كنی یه لگد تو پهلوی همسر مهربانتر از جانم نزدم ) وقتی صبح خواستم برای خودم غذا بكشم دیدم اوهو مزه داغونه ... به روی خود نیاورده و چند سیب زمینی داخل كیف خود چپانده تا نهار خورده شود و ان غذای بد مزه برای شوهر و پدر شوهر گوگولی مگولی من
  22. VINA

    ایجاد گروه تلگرامی

    لاین داشتم اما استفاده نمیكردم وایبرم خوشم نمی اومد
×
×
  • اضافه کردن...