رفتن به مطلب

مشاعره با حروف پیشنهادی


armstrong

ارسال های توصیه شده

ارسال شده در

گرچه پیرم؛ به سر زلف تو ای دوست، قسم

در سرم، عشق چو ایّام جوانی باشد

و

  • Like 3
  • پاسخ 2.4k
  • ایجاد شد
  • آخرین پاسخ

بهترین ارسال کنندگان این موضوع

بهترین ارسال کنندگان این موضوع

ارسال شده در

گرچه پیرم؛ به سر زلف تو ای دوست، قسم

 

در سرم، عشق چو ایّام جوانی باشد

 

 

و

 

 

وای بر غیر اگر یک دو سه روزی ماند

با من این نوع که جانانه‌ی من بود امروز

وحشی :icon_gol:

آ...

  • Like 3
ارسال شده در

آنکس که زمین و چرخ و افلاک نهاد

بس داغ که او بر دل غمناک نهاد.

 

د...

  • Like 4
ارسال شده در

دردم از یار است و درمان نیز هم

دل فدای او شدو جان نیزهم

نیایش

  • Like 2
ارسال شده در
دردم از یار است و درمان نیز هم

دل فدای او شدو جان نیزهم

نیایش

 

نیایش حرفه؟من با ن مینویسم

نیمه هشیاریم و یک نیم دگر دیوانه ایم

لطفی ای ساقی که ما محتاج یک پیمانه ایم

 

ث

  • Like 2
ارسال شده در

ثانیه ها در پی هم میروند

نیست کسی در پی آنها رود.......

 

ض......

  • Like 2
ارسال شده در

ضمیرش کاروانسالار غیب است

توانا را ز دانائی چه عیب است

 

ط....

  • Like 2
ارسال شده در

طاقت ز کفم رفت و ندانم چه کنم

یادش همه شب در دل غمگین دارم........

 

ق...

  • Like 2
ارسال شده در

قصه نکنم دراز کوتاه کنم

بازآ بازآ کز انتظارت مردم

 

ع...

ارسال شده در

عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت

که گناه دگری بر تو نخواهند نوشت

 

ش

  • Like 1
ارسال شده در

شاهی بودم که جام زرینم بود

اکنون شده ام کوزه هر خماری

 

خ...

  • Like 3
ارسال شده در

خیال خال تو با خود به خاک خواهم برد

که تا زخال تو خاکم شود عبیر آمیز

 

ز............

  • Like 3
ارسال شده در

زمن نگارم خبر ندارد

به حال زارم نظر ندارد

 

ف

  • Like 3
ارسال شده در
زمن نگارم خبر ندارد

به حال زارم نظر ندارد

 

ف

 

 

 

 

فلک در پای او چون گوی می‌گشت

چو چوگانش به خدمت بر سر آورد

عطار :icon_gol:

ق...

  • Like 1
ارسال شده در

قصه دوست رها کن که در اندیشه او

آتشی ریخت به جانم که روان فرسا شد

خ

 

  • Like 3
ارسال شده در

قصه دوست رها کن که در اندیشه او

 

آتشی ریخت به جانم که روان فرسا شد

 

خ

 

 

 

 

 

خاصگان محرم سلطان عشق

مست می‌آیند از ایوان عشق

عطار :icon_gol:

د...

ارسال شده در

در این سرای بی کسی کسی به در نمیزند

به دشت پرملال ما پرنده پر نمیزند

ه

  • Like 1
ارسال شده در

هر کس که بدید چشم او گفت

کو محتسبی که مست گیرد

 

"ز"

  • Like 2
ارسال شده در

ز دست محبوب ندانم چون کنم

وز هجر رویش دیده جیحون کنم

 

 

الف

  • Like 3
ارسال شده در

انان که خاک را بنظر کیمیا کنند

ایا بود که گوشه چشمی به ما کنند

گ

  • Like 2

×
×
  • اضافه کردن...