* v e n o o s * مهمان ارسال شده در 9 مرداد، 2013 وااااااااای؛خدااااایااااا، این دوتا توپا چیه با یه بند وصله به هم و تق تق هی صداش میدن ، از صبح تا شب هر جا میری ؛ صداش میاااااااااااااد؛ خیلییییییییییی رو اعصااااابن، آخه بچه جان،واقعا در آوردن صداش چه لذتی داره ، برو زیر پنجره خونه خودتون دیگه بر باعث و بانی و طراحش ....
هولدن کالفیلد 19946 ارسال شده در 9 مرداد، 2013 یه ضرب المثل قدیمی هست که میگه " زخم جنگ برای یک سرباز پیروز قابل تحمل تر هست تا یک سرباز شکست خورده" به نظرم واقعا همینطور باشه. 11
هولدن کالفیلد 19946 ارسال شده در 9 مرداد، 2013 یه وقتایی هم هست باید طرف مقابل را کشید کنار، بی ترس، کلک و رودربایستی ، باهاش حرف زد بی غلو غش. ازش دلیل خواست، باید ازش پرسید از احساسش ادرمورد رفتاری که در مقابل تو داشته ، باید تمام زوایای ذهن و افکارش را کنکاش کرد وجای را بدون بررسی و مشاهده نگذاشت، بدون قضاوت عجولانه و عصبانیت دید و شنید، بیشتر نادیده و ناشنیده ها را. وگرنه دیر یا زود می فهمیم که خیلی از رفتار ها اعلایم یک بیماری یا خطر بزرگتر بوده اند که بی تفاوت از کنارشون گذشتیم و الان تاثیر ناخوشایندی بر زندگیمون گذاشتن خیلی از رفتار های که میبینم ، مثل دستی که به سوی ما دراز شده باشن نیازمنده کمک هستن و نیاز هست لحظه ای درنگ کنیم و ان دست را بگیرم و از زمین بلند کنیم حتی در بدترین لحظات ارتباط متقابل، حتی در بحث ها و درگیری ها، دیگران را از خودمان جدا ندانیم. دست های دراز شده را ببینم و به گرمی بفشاریم. ما در عین تفاوت های گوناگون به شدت شبیه هم هستیم و بشدت برابر و به شدت مرتبط به هم هستیم . جلو افکاری را بگیرم که گاهی ارام و بی صدا وارد دریچه های ذهنمان میشوند. افکاری که حرف میشوند حرفهای که ناگفته میماندند و کم کم بغض میشوند، اشک می شوند و گریه. از اغاز تا انتهای سفر زندگی همسفرهایی زیادی ما رو همراهی میکنند همسفر مهربانی باشیم . مسافرت خوش 9
venoos*m 593 ارسال شده در 9 مرداد، 2013 فاصله را میتوان جست .....و در خود غرق کرد ......... کوچه ها در انتظار یار میمانند ........حتی اگر هیچ گاه مخاطبشان را در اغوش نیابند ...... فاصله.....دوری ......هیچکدام دلیل بر فراموش کردن یار نیستند .... این دلها هستند ....که فاصله ها را مایوس و عشق را جاودانه میسازند .... 6
venoos*m 593 ارسال شده در 9 مرداد، 2013 باران میبارد .......... و من نگاهم به اسمان......... گوش میدهم ...........به ترنم اسمان ... اهنگ حیات را میشنوم .......در فاصله هایی که دلها را در اغوش میکشند ........ این قطره های باران است که صورتم را در دوری از یارم نوازش میدهد ...... باران .......ترنم اسمان .........در دلهایی از جنس نوازش ........ترنمی است از احساس .....در فراق یار......... 5
pesare irani 41805 ارسال شده در 10 مرداد، 2013 چند روزه حال و حوصله خودم هم ندارم م [flash=quality='high' width='156' height='56'] برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام 8
seyed mehdi hoseyni 27119 ارسال شده در 10 مرداد، 2013 حالم از خودم بهم میخوره... دیشب کجا بودم!بر خودم متاسفم 5
Lean 56968 ارسال شده در 10 مرداد، 2013 بهار ، کوچه باغ ، عطر یاس ، چه ترکیب بی نظیری:girl_in_dreams: 16
شــاروک 30242 ارسال شده در 10 مرداد، 2013 چقدر دلــــم گرفت وقتی از دیروز فهمیدم کسی که فکــــر میکردم خیلی مَرده و خودساخته .... !! نیست ... نبــــود ! اونی نبود که راجع بهش فکر میکردم .... خودشو بهم نشون داد ! شخصیت واقعیشو ! خیلـــــی بچه تر از اونی بود که فکــر میکردم ! 15
sahar 91 9480 ارسال شده در 10 مرداد، 2013 راه میوفتی رو به جلو تو جاده ای که پیش روت قرار گرفته یا حالا خودت انتخابش کردی یا نکردی حالا هدفت تا اندازه ای برای خودت تعریف شده ولی ... نمی دونی پشت اون پیچ های جاده چی انتظارتو میکشه فقط اینو میدونی که مجبوری ازش رد بشی ممکنه یه منظره زیبا باشه که تا اعماق روحت رو رنگ سبز بزنه یا حتی ممکنه اونقدر پستی و بلندی داشته باشه که خستت کنه یا حتی دره های عمیقی باشه که بترسونتت ولی همچنان میدونی که باید ادامه بدی میدونی که تهش یه جایی هست که دوسش داری پس با تمام هیجانت باید بری درسته که سخته شایدم سرده گاهی هم کلافه کننده اما این جاده ایه که فقط برای توئه باید برای رسیدن به سرمنزل آرزوهات از اون بگذری امیدوارم جاده زندگیتون سبز باشه و پر از گل های امید 10
moein.s 18984 ارسال شده در 10 مرداد، 2013 خدا بیامرز دایی اشغرم....یک عادت خیلی خوب داشت! می کشید...می کشید..می کشید....ما که دو سالمون بود می اومدیم پیشش..حتی خُمار هم بود نمی کشید! بزرگ شدم...فهمیدم که این کار رو می کرده....رفتم جلوش...دیدم داره می کشه! گفتم اشغر دایی....چرا الان جلوم می کشی؟...اون موقع دو سالم بود و نمی فهمیدم، این که داری می کشی..کِشِ یا بوققققققق(اسمش رو نمی برم)..می کشیدی جلوم... گفت....ما که پیش هیشکی آبرو نداشتیم...گفتیم پیش تو آبرو داشته باشیم.... گفتم الان چی....گفت حالا پیش تو هم آبرو نداریم...... پ.ن:آبرو....اگه آبی بشه که از دست آدم بریزه....اونم خود خواسته...نه ناخواسته....می شه ساعت شنی که آروم آروم مُهر می زنه به نیستی آدم... چه نیستی وجود...چه نیستی شخصیت.... موخره:آبرو که از آدم دور بشه و آدم عادت کنه به بی آبرویی....میشه خطرناک ترین موجود رو زمین...حتی از ببر بنگال هم خطرناک تر... 16
maryam banoo 3238 ارسال شده در 10 مرداد، 2013 دلـــم کمی خـــدا میخواهد، کمی سکــوت ، کمی اشــک ، کمی آغوش آسمــانی ... خدایــــا، کمی خــــودت را به مــن قرض بده ... 7
Sepideh.mt 17530 ارسال شده در 10 مرداد، 2013 چهارشنبه آخرین روز دانشگاه بود بعده اینکه کارامونو تحویل دادیم همگی باهم رفتیم غذا و چایی بخوریم،اونجا زهرا دوستم دوربین درآورد و عکس و فیلم.... واسه فیلم هرکی یه چیزی میگفت ... یکی از حالش که خیلی خوشحاله و از زحمتاش واسه پایان نامه و یکی از خستگیش و یکی از ایرادایی که استادش میگرفت........... دوربین که رفت سمت نهال یه حرف خوشگلی زد ... گفت: روزی که اومدیم این دانشگاه کم کم این اکیپ جمع شد و تو این 2سال همین اکیپ بودیم ، الانم که درسمون تموم شد بازم همین جمعیم ... بدون اینکه یه نفر کم شه دوستی های همه مستدام و پر مهر باشه 18
شــاروک 30242 ارسال شده در 10 مرداد، 2013 چه حرکت زشتی رو انجام دادم .... الان من شرمگین هستم 6 روزه فقط قرص میخورم اما آثارش امروز مشخص شد !! اونم به وحشیانه ترین نوع ممکن !! عمــــرا تا 174 روز دیگه مامانم اینا بتونن منوو تحمل کنن حرکاتم دیگه دست خودم نیست .... همش تقصیره اون قرصای لعنتیـــه چرا کسی شرایط منو درک نمیکنه ؟؟ 12
آریودخت 43941 ارسال شده در 10 مرداد، 2013 نثارت یک آه میکنم آه بنده به ارباب میخواهم بدانم دیگر زین پس چگونه میگذرانی !!! 9
پیرهاید 10193 ارسال شده در 10 مرداد، 2013 خدایی دارم گردن کلفت به بادی و نایی از تو ، از منی که چون خودش واحد بودم دل نمیبرد گردنش کلفت است برای روزهایی که تو لگام پاره میکنی و به دیگران هجوم وحشیانه می آوری همیشه پشتم هست مانند چیزی که تو در ذهنت نمی گنجد مثل تو لفظ باز نیستم ، یک عمر است با این خدا زندگی میکنم خداوند هوس ها را در هم می شکند . . . . 15
viviyan 12431 ارسال شده در 10 مرداد، 2013 بیشتر دخترا به یه سنی که میرسن، اگه خواستگار مناسب نداشته باشن خیلی بیچاره ان. احساس تنهایی میکنن و دلشون میخواد ازدواج کنن ولی نمیتوونن کاری کنن. دوتا از دوستام اخیرا گفتن شوهر میخوان. اهل دوست پسر داشتن هم نیستن یا حداقل دوست پسر داشتن به هدفی جز ازدواج. 11
ارسال های توصیه شده