رفتن به مطلب

.:. گاه نوشـــــته های نواندیشـــــانی ها .:.


ارسال های توصیه شده

ارسال شده در

چ‏ ‏ریزش‏ ‏مدیریتی‏ ‏داشته‏ ‏انجمن..‏ ‏همه‏ ‏یا‏ ‏رنگاشون‏ ‏پریده‏ ‏یا‏ ‏سرمه‏ ‏ای‏ ‏شدن‏ ‏:‏|‏

  • Like 15
ارسال شده در

حال روحیم خرابه و داروش هم برام فراهم نیس:sigh:

 

شاید همین روزا از ناراحتی سکته کنم بیفتم بمیرم

 

آب از آب تکون نمیخوره هیشکس هم کَکِش نمیگزه:hanghead:

  • Like 13
ارسال شده در

نمیدونم آخه یک انسان چقدر میتونه بی ادب باشه:icon_pf (34):

  • Like 11
ارسال شده در

و یک انسان چقدر خودخواه ؟؟؟

  • Like 13
ارسال شده در

کمی خوشحالی، شادی، زیبایی می‌خواهم

دنیای خاکستری

بد هوای دلم را گرفته

  • Like 15
ارسال شده در

چرا وقتی یه چشمه از افق ها رو بهت نشون میدن دیگه به کمش راضی نمیشی؟

اصلا چرا نشونت میدن؟!!

پس حداقل راه رسیدنش رو هموارتر کنن

اصلا حرفم اینه اگه قراره به اون برتر نرسی چرا باعث میشن بهش فکر کنی؟!!

  • Like 9
ارسال شده در

تو این فکرم که دیگه قراره چی بشه ؟؟ به غیر از نت و فیـسبوک و ... سرگرمی برامون مونده که اونم می گیرن ازمون ؟؟

منکه هرموقع فکرم از کار و هرچی خسته می شد ، به نت پناه می آوردم .الان باید چیکار کنم...

  • Like 12
ارسال شده در

آلزایمر....یا پایان تاریخ مصرف....؟!

 

دور شدم از خودم...نه خودی که تو آیینه بود....

 

خودی که در جای دیگه بود...در یک مکان....در یک حس....در یک حالِ دیگه....

 

کم صحبت می کنیم با هم....

 

به کم صحبت کردن با هم عادت کردیم....بی خبر شدیم از هم....

 

راستش دیگه "همی" نمونده تو اشتراک واژه هامون....

 

کمی لبخندهات محو شده تو ذهنم...

 

یادم نمی آد که آخرین بار کی به یادت بودم....

.

.

.

لیست رو می بینی....شاید همین لیست هم فردا یادم نمونه....

 

نمی دونم آلزایمر گرفتم در جوانی....یا دیگه تاریخ مصرفِ حسِ مشترکمون تموم شده!

 

امیدوارم نو بشه این حس مشترک با خودی که در جایِ دیگه ست:icon_redface::icon_gol:

 

 

 

  • Like 16
ارسال شده در

اندازه 1سال حرف دارم...

امشب سالگرد دوخته شدن لبهامه...

اندازه 1سال سکوت...

اندازه 1سال شنیدن ِ بی جواب...

نمیتونم حرف بزنم

امشب احساس میکنم دارن لبریز میشم

کاش میشد حرف بزنم...

  • Like 18
ارسال شده در

خدایا یه داده و ندادت شکر :a030:

  • Like 17
ارسال شده در

اعصابم شدیدا داغونه

 

اعصابم بهم ریخته اس

 

کاش الان کسانی که ازشون اعصابم بهم ریخته بود جلوم بودن

 

چشامو میبست م از سر تا پاشون رو میشستم میزاشتم کنار:banel_smiley_4:

 

حالا میخواد میدیر باشه

 

کارگر باشه

 

هر موجود زنده ای که میخواد باشعه:whistles:

  • Like 14
ارسال شده در

MEMOLI عزیزم دلم برات تنگ شده.خیلی:sigh:

 

کاش 1 دفه دیگه چراغتو روشن میدیدم:5c6ipag2mnshmsf5ju3

  • Like 12
ارسال شده در

چرا کسی با ما نمیاد بریم نمایشگاه؟:hanghead:

اصن خودمون میریم:4564:

هیشکی ما رو دوس نداره:sigh:

  • Like 19
ارسال شده در

امسال برای چندمین بار خبر فوت یه جوون دیگه رو شنیدم!چقده دلم گرفت!:hanghead:

  • Like 14
ارسال شده در

بَــعضــی اَز آدمـــااپَـــشــیمونمــون مــیکنن اَز اینـــکه بِـــهشون بَـــدی نَـــکردیــــم

:banel_smiley_4:....

  • Like 10
ارسال شده در

خوب خودتون رو دارید نشون می دید به بقیه...خـــــــــــوب.... زحمتِ ما رو کم کردید ....خدا خیرتون بده :ws28:

  • Like 11
ارسال شده در

How do you explain something that you can't even understand yourself? :w58:

  • Like 13
ارسال شده در

یه مدت دوست دارم تنها باشم

خواسته زیادیه؟:banel_smiley_4:

  • Like 17
ارسال شده در

شقایق اومد و گفت که با رفتن از دنیای مجازی ، به خیلی چیزهای خوب تو دنیای واقعی رسید... مطمئنم که همینطوره.

خیلی وقت بود دنبال یه تلنگر بودم.چیزی که مطمئنم اینه که هیچوقت اینجارو واسه همیشه ترک نمی کنم.هیچوقت !

ولی به یه وقفه حتی کوتاه نیاز دارم... الکی رفرش کردن صفحه ها چیزی برام نداشت.

 

پس فعلا میریم که ببینیم تو دنیای واقعی چیا هست که مدتیه ازش غافل شدم :ws37:

:icon_gol::icon_gol:

  • Like 32
ارسال شده در

شهآمتـــ مے خوآهد

دوستــ داشتنــِ کسے کـﮧ شآیــد

هیچ وقتــــ ... هیچ زمآنـــ

سهمـــِ تو نخوآهد شد

:banel_smiley_4::hanghead:

  • Like 17
×
×
  • اضافه کردن...