رفتن به مطلب

.:. گاه نوشـــــته های نواندیشـــــانی ها .:.


ارسال های توصیه شده

ارسال شده در

دلم میخواد کمتر بیام نت

دام از این شکلکا گرفته.

از این مجازی بودن خسته شدم

جالبه که همینم میام اینجا می‌نویسم

دلم میخواد قدم بزنم

بنویسم

آواز بخونم

دلم می‌خواد با دوستم برم بیرون و به کل دنیا و مردمش بخندم

دلم یه پایه برای سینما میخواد

دلم می‌خواد بشینم یه رمان هزار صفحه ای بخونم! تا حدی که به مرز مشروط شدن برسم

دوست دارم برم یه کافه خوب

دلم عروسی می‌خواد. از اونا که فامیل درجه یک عروس باشیم

 

هر چی فکر میکنم هیچی بیشتر از این نت لعنتی وقتمو نمیگیره. اعصابمم خورد میشه از بعضی چیزا

اول باید یه فکری به حال این بکنم

باید بتونم. باید ....

  • Like 13
ارسال شده در

تصویرگری،خلق،خاطره بازی با واژگان ، عشق بازی با داشته ها ، دفترچه ی صبور سال های سرد ِ سکوت ِ سالیانم ، قلمم و کتایهابم ، زندگی با اسطوره هایم از وودی آلن ، جورج اورول،ویکتور هوگو ،هانری کربن و سعدی ، شمس ، جلال ،حاتمی و آش همه جاتی از آدمهایی که زیاد به هم ربط ندارند ، اعتقاداتم و باورهایم ، شبهای محکوم به سکوت و رانندگی در بستر شب های خلوت ، عصر بارانی گز کردن حوالی دانشگاه به یاد جوانی ، ساز و مضراب و خاطرات و موی پریشان ، خفتن در عین خواب زیاد و نخوابیدن در اوج کم خوابی و غرق در رویای خویش

اینها میشنود من ، میشوند تازه جزئی از من

ح.س

  • Like 9
ارسال شده در

اومدم یه چیزی بنویسم

اما یادم رفت

 

همیشه همینجوریه

آدما اصل کاری ترین موضوع رو فراموش میکنن...

  • Like 12
ارسال شده در

خیلی دلتنگم :ws37:

تا فردا بشه و از دلتنگی راحت بشم چقدر دیر میگذره :sigh::ws37:

  • Like 7
ارسال شده در

12 سالی هست که تجربه عمو شدن رو دارم ولی خدایی نمیدونستم دایی بودن اینقد شیرینه:hapydancsmil:

  • Like 14
ارسال شده در

کپی پیس و نقل قول ممنوع ... من نماینده ی حنانه هستم :whistle:

  • Like 6
ارسال شده در

بعضی وقتا انقدر درگیر روزمرگی و کارامون میشم که ممکنه روزای هفته رو گم کنیم

 

ولی همین که غروب جمعه میشه....از غم و دلتنگیش میفهمی که

غروب جمعه ست...:sigh:

 

 

اللهم عجل لولیک الفرج...:icon_gol:

  • Like 12
ارسال شده در

زمانی که مقصریم و عذر خواهی نمیکنیم این اسمش غرور نیست کم شعوری هستش:(50): اما اگر عذر خواستیم و رفتار بدی دیدم کم شعوری از ما نیست شاید بی جنبه بودن طرف مقابل(هر کی که میخواد باشه) نشون میده بوخدا اگه دروغ بگم:ws3:

  • Like 11
ارسال شده در

من میگم زندگی به همه ما یه خوشبختی بدهکاره . زندگی کمیت نداره کیفیت داره ...

  • Like 8
ارسال شده در

چخده خوبه همه آدما ، نانا ها، نی نی ها،

یکیو داشته باشن که وقتی یه کلوم حرف میزنه عین آبِ رو آتیش عمل میکنه..

آروم میشی درحالی که قبلش میخواستی خفشون کنی:ws3:حس خووووووووبیه........

الان من اون حسو دارم...چقد خوبه که هستیgirl_cray.gif

  • Like 9
ارسال شده در

تنها که میشوم بیشتر قدر خودم را میدانم ، انگار تنهایی عارضه ی خوش یمن حرمسرای من است

می شود در لابلای یک عالمه فکر خزید و لولید و زندگی کرد

شاید تو را به سامان بکشاند شاید بی سامانت کند همین فکرها را که می گویم

شب هم که باشد می شود مامن سکون و پرورش این خلوت

روزگار هم که دیگر جنس سنگ شده است ، عمل نمیکند تیشه ی ما به قلبش

میگذرد

میگذارد مارا و میگذرد

ح.س

  • Like 10
ارسال شده در

چند سالی بود که میخواستم عضو سایت اهدا بشم،هی امروز ،فردا میکردم،چند سال پیش یکی از بچه های باشگاه مهندسان گفته بود باید حضوری کارت رو بگیرین، منم فکر میکردم هنوز هم حضوریه.....icon_pf%20(34).gif

 

امشب در نوشته های تالار ادبیات نگاهم به امضای راضیه (حنانه) خورد، دیگه بدون اینکه معطل کنم عضو شدم...،به خودم گفتم خب حضوری باشه میری میگیری دیگه،عمر آدم که معلوم نیست.hanghead.gif

 

 

میخواستم از همینجا ارت تشکر کنم راضیه جان ...شاید به نظر یه لینک ساده باشه ،اما کلی توش رمزو رازه،کلی مهر ومحبت ...واز همه مهمتر آرامش برای خودمون..

 

:icon_gol::icon_gol:

  • Like 12
ارسال شده در

همممممممممع هیچ!

  • Like 7
ارسال شده در

دل من

می گوید بنویس

از همه جا

از همه کس

از آدمهای اطرافت بنویس

از بی معرفتی و بی دلی

می گوید بنویس از تنهایی

نه اون تنهایی مفرطی که هر کس گریبانش را می گیرد

بلکه آن تنهایی که در شلوغ ترین نقطه دنیا هستی و گلویت بغض دارد

و کسی نیست تا برایش نجوا کنی

دل من می گوید بنویس از نامردی آنانی که به رویت خندیدند و به پشتت خنجر زدند

دل من حالش خوب نیست انگار

کمی برایش آب قند بیاورید.........

  • Like 6
ارسال شده در

الکیه که میگن همیشه حق به حق دار می رسه.......خیلی وقتا حق به حق ندار میرسه.......:icon_razz:

 

تازه ترین دلیلم برای این موضوع بازیه فوتسال ایران و ژاپنه.....

  • Like 9
ارسال شده در

وقتی بچه بودیم سر سفره بابا غذا میخوردیم خجالت می کشیدیم که چرا سربار بابا هستیم حالا میبینم برادر زادم به داداشم میگه بابا ازین به بعد دیگه پگاه نخر کاله بخر :icon_razz:

  • Like 13
ارسال شده در

کاش میشد و اینقدر قدرت و ثروت داشتم که یه چهاردیواری برایت میساختم ،روش یه سقف میذاشتم و تو این چهار دیواری یه تخته سیاه با چند شاخه گچ رنگی،چند صندلی و با چند نیمکت ،چند تا کتاب با عکس و جلد رنگی،یه تغذیه ساده....یه تکه نون مالیده به کره روش یه تیکه پنیر با چند برگ کوچولو سبزی،یه ابمیوه یا یه لیوان شیر......

 

b3k09eho0w3imv3xhjnl.jpg

  • Like 18
ارسال شده در

چقدر دنیای ما آدما با هم متفاوته

چیزی که واسه من دغدغه است برای یکی دیگه اصلا مهم نیست

چیزی که واسه من لذت بخشه واسه اون بی معناست

خاطراتمون چققققدر متفاوته

گاهی احساس می‌کنم از دو تا سیاره اومدیم!

  • Like 11
ارسال شده در

در رویا دیدم

روی تپه ای مشرف به گنبد سبز ِ شهر مدینه

کسی در گوشم خواند آیة الکرسی را

گم بودم یا پیدا شدم؟

همین

  • Like 14
ارسال شده در

این افکار همچین خودشونو چسبوندن به مغز من که نمی تونم حتی بنویسمشون

چرا باید یه حرف ناراحت کننده انقدر توی ذهن من جولون بده

 

باید باید یه راهی واسش پیدا کنم...زندگی من وجوه دیگه ای هم داره که باید با تمرکز به اونا بپردازم.

  • Like 10
×
×
  • اضافه کردن...