MahSa.92 2151 ارسال شده در 6 آبان، 2013 خدایا چقدر این روزا چقدر دیر میگذره....کاش دیگه صبح نشه.....کاش این حبس زندگی تموم شه زودتر.... 5
hasti1988 22046 ارسال شده در 6 آبان، 2013 چقدر امشب خوش گذشت..... رفتیم بادبادک هوا کردیم به نام پسر دایی به کام ما..... چقدر ارتفاع گرفت.... هوای تبریز عاااااالی..... 7
sahar 91 9480 ارسال شده در 6 آبان، 2013 گاهی شب گذشته است و تو هنوز بیداری ... می دانی این سوسوی ستارگان آسمان نیست که اطرافت را روشن کرده ولی تو هنوز فراموش نکرده ای فراموش نکرده ای ولی نمی دانی چرا شاید میدانی و دوست داری برای هر شب این ماه پشت ابر بماند شاید فکر می کنی ماندنش پشت ابر منفعتش بیشتر است همین که می دانی هست، اما در پس ابر، دلگرم می شوی 6
EOS 14528 ارسال شده در 6 آبان، 2013 یعنی واقعا آدم بعضی مواقع می مونه که حتی باید چه طور عکس العمل نشون بده :icon_pf (34): آخه واقعا کی گفته که "بزرگتر" می تونه هر بی احترامی بکنه و کوچیک تر هم باید عین بز سرش رو بندازه پایین و هیچ جوابی نده ؟! رو در رو جواب می دی ---------> می گن کارت درست نیست ؛ نباید به بزرگتر بی احترامی کنی پشت سرش می گی ----------> می گن کارت درست نیست ؛ نباید غیبت کنی لال می شی می ریزی توی دلت ----------> می گن کارت درست نیست ؛ مگه بچه ای که قهر می کنی ؟ آخه یکی بگه به این بزرگتر باید چطور فهموند که تو داری اشتباه می کنی ؟! یعنی چون عمرت رو با اشتباه سپری کردی و قصر در رفتی یعنی کارت درست بوده ؟! آخه این دلیل می شه که تو چون سنت بیشتره عقلت هم بیشتر باشه ؟! :icon_razz: 12
One gear 7070 ارسال شده در 7 آبان، 2013 مطمئن باش وقتی برای کسی مهم باشی ، اون شخص همیشه یه راهی برای وقت گذاشتن واسه تو پیدا می کنه...! نه بهـــانه ای برای فـــرار و نه دروغی برای توجیـه.... 15
manjari 2934 ارسال شده در 7 آبان، 2013 من آنچه را احساس باید کرد یا از نگاه دوست باید خواند هرگز نمی پرسم هرگز نمی پرسم که : آیا دوستم داری ؟ قلب من و چشم تو می گوید به من : آری 8
دختر باران 18625 ارسال شده در 7 آبان، 2013 خدایا نمیدونم 1 امتحان دیگه گذاشتی سر راهم یا عیدی ماه رمضونمه خدایا هر چی که هست دستامو تنها نذار 7
"nazanin" 3610 ارسال شده در 7 آبان، 2013 آتشکده دلم را تحریق نکن... خدایم را که نمی شناسی... می بایست ذکر کدامین شیخ را باز گویم؟ مقابل کدامین کشیش زانو زنم؟ تا از بالماسکه ای که عشق و محبت را آستر غرور و خودخواهی اش می کند رهایی یابم... نازنین فاطمه جمشیدی برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام 10
"nazanin" 3610 ارسال شده در 7 آبان، 2013 من با کوله باری از حسرت... با چشمانی پاک و بی ریا... با دستانی لرزان از بیرحمی روزگار... با یک دنیا بی کسی و غریبی.. با شکوه از سرنوشت تلخ... به پابوس ات می آیم... یا امام رضا تا شاید بتوانم غربت چشمانم را به غریبی دستانت پیوند بزنم.. و با سِحر عشق تو آتش دلم را گلستان کنم... نازنین فاطمه جمشیدی برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام 5
Lean 56968 ارسال شده در 7 آبان، 2013 عزیزم اگه من خودمو به حماقت میزنم دلیل نمیشه باورت بشه و سوء استفاده کنی 7
"nazanin" 3610 ارسال شده در 7 آبان، 2013 نقدیم به تمام کسانی که دل را با عقل پاسخ می دهند.. چند بار مراشکستی ؟ یادت می آید؟ دیگر برایم تفاوتی ندارد... نسیم نفسهای چه کسی دریای گونه هایت را می بوسد... برایم اهمیت ندارد که در حصار آغوش چه کسی محصور شده ای ... در کنار کدام اهورایی شبت را به صبح رسانده ای... و قاصدک های دلت را به کدامین آسمان روانه کرده ای... من دیگر تورا نمی شناسم... تو را نمی شناسم... غریبه خودخواه نازنین فاطمه جمشیدی Click here to view the original image of 720x480px. Click here to view the original image of 720x480px. 13
sam arch 55879 ارسال شده در 7 آبان، 2013 تِخ کُن...تِخ کن...اون تیغِ ماهی رو از تو گلوت... بنداز بیرون تا یک بار هم آب دهانت رو راحت قورت بدی... که هر بار...که به اندازه ی هر باز و بسته شدن پلک تو ثانیه...صورتت رو از درد جمع نکنی... آب لَمبو1 شده... نی نی چشات2! از فشاری خود خواسته....از تبری که نیت به قطع ریشه ی خود کرده.... همه نمی بینن این حالش رو....و چه سخته بعضی فهمیدن ها...و چه سخته بعضی دیدن ها... و از اون سخت تر...مسولیت دیدن ها و اینکه باید کاری کرد... کاری که تو شایسته ی انجامش هستی، چون تو تنها دیدی...تو تنها فهمیدی... اون می خنده...اون زیباترین لبخند رو داره...ولی تو..توی یک ایستگاه...از پشت پنجره اتوبوس..تو پیاده رو...نی نی چشاش رو دیدی که نمی خندید.... چه غوغایی شد تو دلم برای سوار شدن....یا نشدن... . . . دیدن....یا خود رو به ندیدن زدن...مسئله اینست...یک انسان که نی نی چشاش مثه لب هاش خندون نبود... 1.آب لَمبو: میوه ی که در اثر فشارجانبی ، آب درون آن در پوسته خود از دانه یا مغز خود جدا و جمع شده باشد ، مثل انار یا سیبی که در اثر حرکت در جوی آب به این شکل درآید 2.نی نی چشات:مردمک چشمات 22
One gear 7070 ارسال شده در 7 آبان، 2013 بزرگترین اشتباه کسی که خرش از پل گذشته اینه که فکر می کنه دیگه پلی جلوش نیست.... 14
sahar 91 9480 ارسال شده در 7 آبان، 2013 خدا رحم کرد...فقط همین و تونستم بگم ببخشید اما یه اتفاقاتی هست آدم و به خودش میآره یه لحظه شاید غفلیت شاید هم حواس پرتی شاید هم... ولی اونی که حواسش هست، دستمونو نگیره کی بگیره ؟ 6
One gear 7070 ارسال شده در 7 آبان، 2013 خدایا خیلی سعی کردم قدر این مهمونی رو بدونم ولی بازم احساس می کنم نتونستم… یعنی سال بعد هم ما رو دعوت می کنی؟ 6
asal sadra 3752 ارسال شده در 7 آبان، 2013 واقعا ینی چی ساعت 11 زنگ بزنی بگی شما خانم فلان (اسم وفامیلم) هسی شماره شما تو گوشی خانم فلانی (اسم وفامیل یه دختری که تازه باش اشنا شدم) بود تصادف کردن ایشون و عمرشو دادن به شما .................... نه جدی ینی چی اخه مسخررررررره اخه احمق اخه بی شعور پ.ن: هنوز میلرزم 8
Valentina 13664 ارسال شده در 7 آبان، 2013 چرا همه دلایل بد واسه ناراحتی و بیحوصلگی یهو نازل میشن.. چرا وقتی من بیخیال همه چیز و همه کس میشم اونا تازه منو یادشون میاد؟! نمیدونم دیره؟؟ دیر نیست؟؟ بعضی جمله ها باید زودتر گفته میشدن..نه؟! 11
black banner 9103 ارسال شده در 7 آبان، 2013 خدايا الان عيده هست ؟؟ نيست ؟؟ چجورياست ؟؟ گروه استهلال استان ما رويت كرده !! بعد اينا ميگن عيد نيست الان چكار كنم ؟؟؟ 5
kimia 4172 ارسال شده در 7 آبان، 2013 کلی حرف نگفته....کلی سوال بی جواب... من.... گوش... کو گوش؟؟؟؟؟؟؟؟؟ 9
ارسال های توصیه شده