maryam banoo 3238 اشتراک گذاری ارسال شده در 14 تیر، ۱۳۹۲ روزهایم را خیابانهای شهر میگیرند شبهایم را؛ فکرهای تو بیولوژی هم نخوانده باشی میفهمی چه مرگم شده است ! 11 لینک به دیدگاه
Just Mechanic 27854 اشتراک گذاری ارسال شده در 14 تیر، ۱۳۹۲ امروز گفتم واسه اینکه از این حالو هوا در بیام یکم ورزش کنم خیلی وقت بود طرفش نرفته بودم و کنار گذاشته بودم ولی فهمیدم بدجوری بهم ریختم حتی نتونستم یه شنو برم 13 لینک به دیدگاه
Valentina 13664 اشتراک گذاری ارسال شده در 14 تیر، ۱۳۹۲ یکیم نیس یکم سر به سرش بذاریم.. 12 لینک به دیدگاه
Valentina 13664 اشتراک گذاری ارسال شده در 14 تیر، ۱۳۹۲ اینم بگم نمونه تو دلم.. دوست داشتن دوستاتون رو نذارین پای سیریش بودن و گیر دادن.. والا همه الان انقد مشکلاتو درگیری دارن که نخوان بیخودی به کسی گیر بدن.. اونا دوستمون دارن.. 16 لینک به دیدگاه
sam arch 55879 اشتراک گذاری ارسال شده در 14 تیر، ۱۳۹۲ هر جا می رود این دل در این بازارِ مَکاره...همه دنبال شاگردی هستن که سوء سابقه نداشته باشد!... این روزها کدام دل را پیدا می کنی که سابقه اش پاک باشد؟!... برای همه ی دل ها اندازه ی یک ماه حبسِ خانگی هم حُکم بُریده اند!... سابقه ی کار هم که نداریم در این بازار مَکاره... این هم از دومین شرط کافی که لازم است، انگار!... حُسنِ انجام کار داشتیم هم، که الان علافِ تایید حاجی بازاری هایِ بازار مَکاره نبودیم!... . . . سُنتِ بَرده داری نو شده...این روزها زنجیر به پا نمی بندند در ملع عام! این روزها زنجیر بر پایِ دل می بندند در خَفا...همزمان منفعتش را می برند در عَوام! 16 لینک به دیدگاه
گـنـجـشـک 24371 اشتراک گذاری ارسال شده در 14 تیر، ۱۳۹۲ ای بابا!!! این چه کاریه آخه!!!چرا ملت توجه نمیکنن چه جمله ای رو کی گفته!!! این جمله که : همیشه در برابر کسی که ب خودت علاقمند کرد ای مسئولی ، مال کتاب شازده کوچولوئه....نمیدونم چرا تو نت پر شده از این جمله با بکگراند عکس خسرو شکیبایی!:th_scratchhead: چن بارم ی شعرایی خوندم تو فیسبوک که زیرش نوشتن سهراب سپهری....:shame: ی بارم یکی با افتخار ی نوشته ای گذاشته بود . نوشته بود نامه ی سهراب سپهری به پسرش!!! 14 لینک به دیدگاه
hasti1988 22046 اشتراک گذاری ارسال شده در 14 تیر، ۱۳۹۲ دومین روز از یک تجربه جدید و برگزاری نمایشگاه هم به پایان رسید.... 14 لینک به دیدگاه
Abbas.H 15131 اشتراک گذاری ارسال شده در 14 تیر، ۱۳۹۲ با شمایم نشنیدید ؟ جوابم بدهید تشنگی کشت مرا جرعه ی آبم بدهید تشنه ام وای اگر آب به دستم نرسد دست کم آب ندادید سرابم بدهید سال ها هست که این شهر به خود مست ندید عقل ارزانی تان باد شرابم بدهید درد عشق است که جز مرگ ندارد مرحم چوبه ی دار مهیاست طنابم بدهید خواب تا مرگ،کسی گفت فقط یک نفس است قسمتم مرگ نشد فرصت خوابم بدهید گفته بودید که هر جرم عذابی دارد عاشقی جرم بزرگی ست عذابم بدهید 7 لینک به دیدگاه
NYC 20977 اشتراک گذاری ارسال شده در 14 تیر، ۱۳۹۲ همیشه با این طرز فکر که : "اگر اینکاره باشه آدم تو بدترین شرایط هم میتونه کارش رو پیش ببره. مگه این همه آدم تو این کشور نیستن که با وجود سختی زیاد به موفقیت رسیدن؟!" خودمو عذاب میدم. نمیدونم چقدر درست میگه این طرز فکره. 16 لینک به دیدگاه
شــاروک 30242 اشتراک گذاری ارسال شده در 14 تیر، ۱۳۹۲ :| معروف شدیــــــــم رفت !! دوستان عمرا اگه امضـــــاء بدم .. 12 لینک به دیدگاه
M!Zare 48037 اشتراک گذاری ارسال شده در 14 تیر، ۱۳۹۲ یک ساعت هست دارم از خنده می میرم...خدایا چرا اینکار رو با من کردی...چرا اینقدر من رو نا امید کردی....آیا سهم من این بود:ws28::ws28: 14 لینک به دیدگاه
Mina Yousefi 24161 اشتراک گذاری ارسال شده در 14 تیر، ۱۳۹۲ والااااااا من دارم میخندم هنوز تو شوکم باورم نمیشه:ws28: خدایا آیا سهم منم این بود منکه اصلا نمیخواستم حالا که اتفاق افتاده لااقل درست و حسابی میوفتاد 10 لینک به دیدگاه
seyed mehdi hoseyni 27119 اشتراک گذاری ارسال شده در 14 تیر، ۱۳۹۲ اِلَمِدی اَدجورِبی اِرِفتگیه.....اَلییِوا اُشحالِحام آاِتا آلِحا ایشکیه هی شینجورِلی شَشکِلیمو اردا اَیاوُوردنا.... آیِچا اَبزِسا اُردَمِخو....آدمیا اِمیرِنا شاجلی اُزورگِبو(ادری یِبا) ---------------------------------------------------------------- معذرت میخوام که این شکلی نوشتم.....تو دلم داشت سنگینی میکرد...دوست داشتم یه جا گفته باشم 6 لینک به دیدگاه
hasti1988 22046 اشتراک گذاری ارسال شده در 15 تیر، ۱۳۹۲ امروز تو نمایشگاه اتفاق جالبی افتاد،البته اتفاق های جالب دیگری هم افتاد... خانمی که اومده بود تو غرفه من و من با نهایت خوشرویی با اون برخورد کردم ،حتی زمانی که داشت با دقت و وسواس زیاد کارهای منو بررسی میکرد تا از ایده ها و طرح جدیدی که شبانه روز براشون وقت صرف کردیم یاد بگیره و شاید اون هم بخواد ازینکارها کپی کنه و این بود که به خودش اجازه داد که گوشیش رو از کیفش دربیاره و بخواد فیلم بگیره.... البته من از اینکه کسی بخواد کار من رو تکرار کنه واهمه ای ندارم ولی اینکه بخوان از خوشرویی کسی و با زرنگی نتیجه فکر و زحمت چند نفر رو داشته باشن ،خوشم نیومد و این بود که گفتم با عرض معذرت ازونجایی که این کارها برای اولین بار و بصورت اورجینال هست نمیتونید فیلم بگیرین...خوشحالم ...فکر میکنم یک سطح در روابط اجتماعی پخته تر شدم و اینکه تونستم از حق خودم دفاع کنم بعد از مدتها برام جالب بود .... وقتی بقیه متوجه شدن که این درخواست رو اون خانوم ازم داشته از من دفاع کردند و این یعنی کارم درست بوده .... از آدمهایی که سعی دارند با زرنگی و سواستفاده از دیگران چیزی به دست بیارند ،بیزارم..... 17 لینک به دیدگاه
One gear 7070 اشتراک گذاری ارسال شده در 15 تیر، ۱۳۹۲ به سلامتی تــــــو... تویی که شبا رو بالش خیس می خوابی... تویی که میری زیر پتو تا کسی صدای گریه هاتو نشنوه... تویی که همه دلخوشیت شده اینترنت... تویی که این روزا تو دنیـــای مجـــــــازی غرق شدی... تویی که حتی تو دنیای مجــــــازی هم خودتو گم کـــــردی... به سلامتی تو و از بین رفتن همه ی دغدغه هات... 16 لینک به دیدگاه
Mahnaz.D 61915 اشتراک گذاری ارسال شده در 15 تیر، ۱۳۹۲ بابا بیاید دیگه...دلم براتون تنگ شده... حتی برای اون موقع هایی که می گفتید: مهناز اینقدر آب نخور......زود بیاید 14 لینک به دیدگاه
Strelitzia 17128 اشتراک گذاری ارسال شده در 15 تیر، ۱۳۹۲ میخواستم بگم آدم هایی هستند که بودنشون حتی مجازی به آدم آرامش میده... دوستیشون برات حقیقی میشه و یهو میشن یه قسمت از زندگیت!!! آدم هایی هستند که با تمامِ مجازی بودنشون، سهمِ بزرگی تو حقیقتِ دوستی های تو دارن... مجازی هستید دوستانِ من ولی حقیقی دوسِتون دارم... 14 لینک به دیدگاه
.Yaprak 15748 اشتراک گذاری ارسال شده در 15 تیر، ۱۳۹۲ مــــــــــــــــن و تــــــــــــــــــــــو ( ما ) اذیت میشیم ، ناراحت میشیم چون همدیگرو درســـــــــــــــت نمیشناسیم که بخوایم همدیگرو درکـــــــــــــــــ کنیم به همین سادگی ! 16 لینک به دیدگاه
Saba Heidari 14145 اشتراک گذاری ارسال شده در 15 تیر، ۱۳۹۲ این خوابای لعنتی کی تموم میشه اخه؟ چرا همش باید ترس و استرس داشته باشم... 17 لینک به دیدگاه
ارسال های توصیه شده