رفتن به مطلب

تو آدم نیستی!


ارسال های توصیه شده

ارسال شده در

برای او نوشته بودم:

"عزیزم ! تو آدم نیستی"

 

و او.....

سیلی محکمی به گوشم نواخت

 

و برای همیشه رفت.....

از آن به بعد

 

از هر چه عاشق بد سلیقه و

فرشته عجول

بدم می آید.

  • Like 18
ارسال شده در

چشمانم را می بندم

نقابت را بردار

بگذار صورتت هوایی بخورد!

 

حسن کوشکیان

  • Like 10
ارسال شده در

[h=6]از دستت هرچی برمیومد انجام دادی

 

حالا نوبتِ پاهاتِ

 

میتونی گور

[/h][h=6]تو گم کنی.....

[/h]

  • Like 9
ارسال شده در

انسانها در دو حالت همدیگر را ترک می کنند

١- احساس کنند یکی دوستشان ندارد

٢- احساس کنند یکی خیلی دوستشان دارد

تو کدوم حس را نسبت به من داشتی که ترکم کردی؟

  • Like 9
ارسال شده در

تو آدم نیستی...

نه...تو آدم نیستی...

 

تو شاید یک فرشته....شاید یک پروانه...نه شاید یک تکه ابر باشی...

 

که در آسمانی...

 

چه خوب که در آسمانی هستی...که من می توانم زیبایی ش را ببینم...

 

حتی اگر در آسمان من نباشی...

  • Like 9
ارسال شده در

مشغول دل باش، نه دل مشغول!

فرهاد که باشی، همه چیز شیرین است...:hanghead:

  • Like 8
  • 3 هفته بعد...
ارسال شده در

نیستی...

نیستی و من میزانم رو از دست دادم برای تشخیص آدم ها...

 

نمی دانم دیگر کی آدم است؟!

  • Like 8
ارسال شده در

روزگاریست شیطان فریاد می زند:

آدم پیدا کنید، سجده خواهم کرد...

  • Like 5
  • 3 هفته بعد...
ارسال شده در

تو؟!

 

آدم؟!

 

نه نیستی.....

 

آدمیت لباسی ست که بر تن تو زار می زند!

 

آدمیت این روزها به لباس همه زار می زند حتی من!

  • Like 7
  • 1 ماه بعد...
ارسال شده در

حیف.....!

در کاسه چشمت جای آب خون ریختند

و پلک هایت....

سقف مرده شور خانه ای سرد

لبانت....

شکاف زخم بر صورت

با این حال....

خود را بهترین می دانی.....!!

  • Like 4
ارسال شده در

تلخ... همچون زهر،خنده های من...

 

تلخ... مثل مرگ اما زندگی...

 

تلخ... مثل غم و تنهایی من...

 

تلخ... مثل حسرته،بی هم آغوشی من...

 

تلخ... مثل یک تپش در قلب من...

 

تلخ... مثل یک شکست،در جان من...

 

تلخ... مثل لحظه ای که زندگی،از لب چشمان من غلطید و رفت..

  • Like 2
ارسال شده در

امروز هوای تو دارم …

 

چه هوای لطیفیست برای نفس کشیدن ...

  • Like 2
ارسال شده در

اشتبــاه از من بود ..

 

پر رنـــگ نوشته بودمـت ..

 

به سختــی پــــــاک می شـــوی ...

 

ولـــــی پاکت میکنم !!!

  • Like 5
  • 1 ماه بعد...
ارسال شده در

ابروهات

 

کمان کشیده ی آرش

 

چشم هات

 

بادام رسیده

 

لب هات

 

عسل

 

هیچ چیزت به آدمیزاد نرفته اصلن....

  • Like 4
ارسال شده در

من می ترسم از لقب دادن به دیگری...

 

من وقتی در شناخت آدم مانده ام...

 

نمی دانم با کدام خط کش آدمیت دیگری را اندازه کنم...

.

.

.

این میان خودم هم که تافته جدا بافته نیستم...

 

میوه ای هستم گاز زده در این جمعه بازار....:icon_redface:

  • Like 3
ارسال شده در

خوش نمیگذره!!!! فقط... خوشم که داره میگذره...

  • Like 3
ارسال شده در

من آدم نیستم...

 

من سلام را با خداحافظی جواب می دم...

 

همه می گویند او سلام بلد نیست...

هیچکس آرزوی حفظش را توسط خدا در در وداعم نمی بیند...:ws37:

  • Like 5
  • 5 ماه بعد...
ارسال شده در

هیچ کس مَتَرسک را آدم حساب نمی کند...حتی کلاغ ها!

بر شانه اش می نشینند و دهن کجی می کنند با لهجه ی قار قار که ترجمه اش می شود....تو آدم نیستی!

  • Like 4
  • 7 ماه بعد...
ارسال شده در

روح من کمسال است

با آدم بزرگ ها نسبتی ندارد

غرق روح فرشته هاست

تو که آدم نیستی عزیزکم

پیش تر بیا

raziyeh.j

  • Like 1
  • 2 هفته بعد...
ارسال شده در

دو روز ار فرصتی دادند در اینجا ...غنیمت دان رفیقا تا نرفت جان

×
×
  • اضافه کردن...