Abolfazl_r 20780 ارسال شده در 24 اردیبهشت، 2013 نمیدونم چی شد امشب هوس نواندیشان کردم. از قدیم گفتن اگه هوسه یه دفه بسه! 10
laden 4758 ارسال شده در 24 اردیبهشت، 2013 دلم میخواست امشب فاطمه عزیزم اینجا بود کلی حرف براش داشتم کلی خاطره سفر رو براش میگفتم و بهش میگفتم مهربونم دوستت دارم... 7
NYC 20977 ارسال شده در 24 اردیبهشت، 2013 نمیدونم چی شد امشب هوس نواندیشان کردم. از قدیم گفتن اگه هوسه یه دفه بسه! ای بی معرفت! تا آخر عمر در مقابل کسی که به خودت علاقه مند کردی مسئولی! ینی انقدر سرت شلوقه که نمیرسی 2-3 روز یه بار بیای یه چکی کنی 4 تا پست بدی و ... 6
behe 2545 ارسال شده در 25 اردیبهشت، 2013 امشب رفته بودم بازار توی پیاده رو که داشتم میومدم خونه یه نی نی توی کالسکه بود لپاش هلو دست کشیدم روی لپاش اینقده نرم بود احساس کردم یه تیکه ابر تو دستمه هنوز لطافتشو نوک انگشتام احساس میکنم !!!! 7
laden 4758 ارسال شده در 25 اردیبهشت، 2013 چقدری خسته ام امشب کلی هم درس دارم ولی پلکهام وا نمیشه برم بخوابم شاید صبح زود پاشم پای درس خوندن 4
.Apameh 25173 ارسال شده در 25 اردیبهشت، 2013 امشب باز جلوی کی خودمو دارم لوس میکنم هیشکی که نمیبینه منو خدایا چقد من ضعیف شدم واقعا من همون زهرای 1 سال پیشم؟؟ 13
.Apameh 25173 ارسال شده در 27 اردیبهشت، 2013 امشب 1 استرسی بهم دست داده هرکاری کردم من باهاش دست ندم نشد دارم میمیرم از استرس 12
Farhad.Jonobi 2552 ارسال شده در 27 اردیبهشت، 2013 امشب تولدشه. اما دیگه نیستش که بش تبریک بگم براش کادو بگیرم و ... نمیدونم امشب چی بر من میگذره. الان 2 ماهه که رفته 10
anvil 5769 ارسال شده در 27 اردیبهشت، 2013 حالم خیلی بده.نمیتونم جلوی خودمو بگیرم بعد ازون همه ماجرای تلخ تازه داشتم برای امیدوار شدن انرژی میگرفتم.ضربه خیلی مهلکی بود.چطور میشه پنهانش کرد وقتی تمام جریان زندگی بر علیهته واقعا چه غلتی میشه کرد؟ 10
laden 4758 ارسال شده در 28 اردیبهشت، 2013 امشب رو سعی میکنم بخاطر بسپارم بخاطر مهربونیاتون سپاسگزارم... حق یارتااااااااااااااااااااااااااااااااان 9
Mahnaz.D 61917 ارسال شده در 2 خرداد، 2013 امشب تا صبح مهمون اتوکد و رویت و pdf و این حرفام اه از 8 صبح روی این کار افتادم تا 4 عصر...5 سره اون یکی کار تا 9:45....10 تا الان که 11:22 ه بار سرم تو این نقشه هاست ...زندگیه دارم؟ 6
فرزانه غلامی 345 ارسال شده در 2 خرداد، 2013 امشب حس مزخرفی دارم.حس نگرانی از موضوعی که اتفاق نیفتاده.حس خسته حس پریشانی.واقعا دلم میخاد بخوابم وصبح روزبهتری رو شروع کنم.یعنی میشه فردام مثل امروز نباشه 7
سیندخت 18786 ارسال شده در 2 خرداد، 2013 امشب پلیس اومده بود دم در خونه !!! ولی چون بیگناه بودم دستگیرم نکردن :))) 8
shahdokht.parsa 50877 ارسال شده در 2 خرداد، 2013 امشب درست در ساعت 1.45 دقیقه بامداد یک احمق بی فرهنگ بی نزاکت و بی ... زنگ در خونمونو زد و اصلا معلوم نشد کی بود و چی میخواست و واقعا هدفش از این حرکت شنیعش چی بود فقط تنه ما رو لرزوند... امشب تموم شد رفت مثل باقی شبها و روزها تقریبا خاص هم نبود 4
sahar 91 9480 ارسال شده در 3 خرداد، 2013 امشب خسته ام...خیلی زیاد...اما نمیخوام فاز منفی بدم...پس سعی میکنم به چیزای خوب فکر کنم تا بتونم خستگی رو کنار بزنم و ادامه بدم این تحقیقو... 8
ارسال های توصیه شده