رفتن به مطلب

مشاعره ی موضوعی


*lotus*

ارسال‌های توصیه شده

ارسال شده در

خيره آن ديده كه آبش نبرد گريه ء عشق

تيره آن دل كه درو شمع محبت نبود

  • Like 2
  • پاسخ 1.2k
  • ایجاد شده
  • آخرین پاسخ

بیشترین ارسال‌ها در این موضوع

بیشترین ارسال‌ها در این موضوع

ارسال شده در

دل چو از پير خرد نقل معانى مى كرد

عشق مى گفت به شرح آنچه برو مشكل بود

  • Like 2
ارسال شده در

ياد باد آن صحبت شبها كه با نوشين لبان

بحث سر عشق و ذكر حلقه ء عشاق بود

  • Like 2
ارسال شده در

مبين حقير گدايان عشق را كاين قوم

شهان بى كمر و خسروان بى كلهند

  • Like 2
ارسال شده در

عشق مى ورزم و اميد كه اين فن شريف

چون هنرهاى دگر موجب حرمان نشود

  • Like 2
ارسال شده در

عجايب ره عشق اى رفيق بسيار است

ز پيش آهوى اين دشت شير نر برميد

  • Like 2
ارسال شده در

جهانيان همه گر منع من كنند از عشق

من آن كنم كه خداوندگار فرمايد

  • Like 2
ارسال شده در

خداى را مددى اى دليل راه حرم

كه نيست باديه عشق را كرانه پديد

  • Like 2
ارسال شده در

بكوى عشق منه بى دليل راه قدم

كه گم شد آنكه درين ره به رهبرى نرسيد

  • Like 2
ارسال شده در

عجايب ره عشق اى رفيق بسيار است

ز پيش آهوى اين دشت شير نر برميد

  • Like 2
ارسال شده در

عدل سلطان گر نپرسد حال مظلومان عشق

گوشه گيران را ز آسايش طمع بايد بريد

  • Like 3
ارسال شده در

شاهدان در جلوه و من شرمسار كيسه ام

بار عشق و مفلسى صعب است ، مى بايد كشيد

  • Like 3
ارسال شده در

شمعيم و دلي مشعله‌افروز و دگر هيچ

شب تا به سحر گريهء جانسوز و دگر هيچ

افسانه بود معني ديدار، که دادند

در پرده يکي وعدهء مرموز و دگر هيچ

خواهي که شوي باخبر از کشف و کرامات

مردانگي و عشق بياموز و دگر هيچ

  • Like 3
ارسال شده در

آخر از جور تو عالم را خبر خواهيم کرد

خلق را از طره‌ات آشفته‌تر خواهيم کرد

اول از عشق جهانسوزت مدد خواهيم خواست

پس جهاني را ز شوقت پر شرر خواهيم کرد

جان اگر بايد، به کويت نقد جان خواهيم يافت

سر اگر بايد، به راهت ترک سر خواهيم کرد

  • Like 3
ارسال شده در

چو ابراهيم بابت عشق ميباز

ولي بتخانه را از بت بپرداز

نظر بر بت نهي صورت پرستي

قدم بر بت نهي رفتي و رستي

نموداري که از مه تا به ماهيست

طلسمي بر سر گنج الهيست

  • Like 3
ارسال شده در

نگشته دلش بر غم عشق چير

نخنديده بر چهر معشوق سير

چو بلبل نوايش همه دردناک

گريبان بختش چو گل چاک‌چاک

  • Like 3
ارسال شده در

به شب خفته بر شاخهء آرزو

سحرگاه با عشق در گفتگو

که از شست کيوان يکي تير جست

جگرگاه مرغ سخنگوي خست

ز معدن جدا گشت سربي سياه

گدازان چو آه دل بي‌گناه

ز صنع بشر نرم چون موم شد

سپس سخت چون بيخ زقوم شد

  • Like 3
ارسال شده در

بر او تاختن برد يک بامداد

گل عمر او چيد و بر باد داد

گل عاشقي بود و عشقيش نام

به عشق وطن خاک شد والسلام

نمو کرد و بشکفت و خنديد و رفت

چو گل، صبحي از زندگي ديد و رفت

  • Like 3
ارسال شده در

سخن عشق نه آنست كه آيد بزبان

ساقيا مى ده و كوتاه كن اين گفت و شنفت

  • Like 3
ارسال شده در

[TABLE=align: center]

[TR]

[TD]اشك حافظ خرد و صبر به دريا انداخت [/TD]

[/TR]

[TR]

[TD] چكند سوز غم عشق نيارست نهفت

[/TD]

[/TR]

[/TABLE]

  • Like 2

×
×
  • اضافه کردن...