رفتن به مطلب

اعترافات یک قاتل


ارسال‌های توصیه شده

ارسال شده در
:ws28:

فکر کنم تخم گنجیشکا رو زیر پایه مرغا پرورش بدن :ws3:

 

بعید نیست . باید سوال کنم . :ws3:

  • Like 1
  • پاسخ 103
  • ایجاد شده
  • آخرین پاسخ

بیشترین ارسال‌ها در این موضوع

بیشترین ارسال‌ها در این موضوع

ارسال شده در
میگن یه روزی یه موجوداتی میان که خیلی از ما بزرگ ترن...اون وقت رو ما هی آزمایش می کنن...هی میخندن:ws3:

 

اکثرا آزمایشات علمی رو روی جنس مونث انجام میدن چون بهتر جواب میده:ws3:

  • Like 3
ارسال شده در

توی یک ساعت تاپیک 7 صفحه رفته جلو.

چقدر قاتل داریم تو این انجمن. دی:

 

سوسری (سوسک فاضلاب) زیاد کشتم. مگس، پشه، موش، مارمولک، کرم. مارمولک حرفه تخصصی ام بود. با نخ دارشون میزدم. پی:

ی بارم چند وقت پیش حواسم نبود، پامو گذاشتم رو جوجه پسر همسایه. پکید بنده خدا.

معمولا شمال هم که میریم ماهی زنده میگیرم، من مسئولیت کوبیدنشون به میز رو بر عهده می گیرم. دی:

  • Like 9
ارسال شده در
من موقع آزمایشاتم اصلا نمیخندیدم vahidrk.gif

 

بله بله متوجهم...:ws3:

اکثرا آزمایشات علمی رو روی جنس مونث انجام میدن چون بهتر جواب میده:ws3:

 

اره خب جنس مذکرو در جا میکشن چون کلا فایده نداره:ws3:

  • Like 6
ارسال شده در

یبار با سیمرغ عموم با سرعت 80تا زدیم به یه سگ؛ کاپوت و شبکه و رادیات و پروانه ماشین پودر شد سگه پاشد دوید رفت اوخ هم نگفت:ws38:

  • Like 6
ارسال شده در

کوچیک بودم این لانه ها مورچه های رو می کندم

 

تا به زیر زیمین می رسیدم بعد به تخماشون

 

چه جنایتها که نکردم.........

  • Like 6
ارسال شده در
بله بله متوجهم...:ws3:

 

 

:ws3:

 

اره خب جنس مذکرو در جا میکشن چون کلا فایده نداره:ws3:

 

 

نخیر ما رو میکنن دستیارشون

بخصوص اگه رزوممون رو ببینن :ws3:

  • Like 1
ارسال شده در
کوچیک بودم این لانه ها مورچه های رو می کندم

 

تا به زیر زیمین می رسیدم بعد به تخماشون

 

چه جنایتها که نکردم.........

دقیقا من هم؛ لارو هاشون خیلی جالب بودن:ws38:

  • Like 1
ارسال شده در
دقیقا من هم؛ لارو هاشون خیلی جالب بودن:ws38:

 

هیسسسسسسسسس

 

مامور تجسس نیاد بگیریمون :ws3:

  • Like 1
ارسال شده در

نخیر ما رو میکنن دستیارشون

بخصوص اگه رزوممون رو ببینن :ws3:

 

مثل اینه میمونه که تو یه عنکبوت نر رو به خاطر تخصصش تو زمینه ی کشتن حشرات دستیارت کنی...می کنی؟:ws3:

  • Like 3
ارسال شده در

منم از این جنایتا کردم :hanghead: خرگوش ‍‍‍pسر خالمو از طبقه شیشم انداختم زمین نابود شد :hanghead: لونه ی مورچه هارو آتیش زدم :hanghead: دم ی عالمه مارمولکم کندم :hanghead:

  • Like 9
ارسال شده در

من دوست داشتم جوجه هامو بشورم...1بار یکیشونو دور از چشم همه شستم...:gnugghender:

بعد که دیدم عین بید داره میلرزه دلم سوخت.موندم چی کار کنم که خشک شه...:JC_thinking:

با حوله و سشوار افتادم به جونش...:icon_pf (34):

بعد که خشک شد خیالم راحت شد که سرما نمی خوره:hapydancsmil:

به نیم ساعت نکشید یهو مرد...فکر کنم سکته کرد:ws44:

  • Like 9
ارسال شده در
منم از این جنایتا کردم :hanghead: خرگوش ‍‍‍pسر خالمو از طبقه شیشم انداختم زمین نابود شد :hanghead: لونه ی مورچه هارو آتیش زدم :hanghead: دم ی عالمه مارمولکم کندم :hanghead:

 

مارمولک که دیگه نیازی به دم کندن نداره!

کافیه با چوب بزنی تو سرش خودش دمشو میندازه .

دمش خوراک خودکشیه. دی:

  • Like 6
ارسال شده در
مارمولک که دیگه نیازی به دم کندن نداره!

کافیه با چوب بزنی تو سرش خودش دمشو میندازه .

دمش خوراک خودکشیه. دی:

نه که بزنی تو سرش از دمش که بگیری با ناخنش دمشو میزنه فرار میکنه:ws37:

  • Like 2
ارسال شده در

راستی من یه اعتراف دیگه هم باید بکنم. بچه که بودم عشق داشتن بچه گنجیشک داشتم. هرچقدر میگشتم نمیتونستم پیدا کنم، یه بار یه فکر به ذهنم رسید، که چوب بردارم برم لای دوتا ساختمون که گنجیشک ها لونه کرده بودن، بکشم همه بچه گنجیشکا بریزن پائین. منتها خودم دلم نیومد، یعنی مامانم گفته بود که کار بدیه. 5c6ipag2mnshmsf5ju3z.gif

به یکی از همبازی هام که خیلی تخس بود (یعنی تخس تر از من بود) این پیشنهاد رو دادم، اون هم سریع عملی اش کرد. دی:

رفت یه چوب دراز برداشت، بعد رفت بالا پشت بوم، چوبو کشید لای دوتا ساختمون!

هرچی گنجیشک و لونه گنجیشک و بچه گنجیشک و تخم گنجیشک بود ریخت بیرون! دی:

تقریبا همه بچه گنجیشکایی که گرفته بودیم مردن. hanghead.gif

  • Like 7
ارسال شده در
من دوست داشتم جوجه هامو بشورم...1بار یکیشونو دور از چشم همه شستم...:gnugghender:

بعد که دیدم عین بید داره میلرزه دلم سوخت.موندم چی کار کنم که خشک شه...:JC_thinking:

با حوله و سشوار افتادم به جونش...:icon_pf (34):

بعد که خشک شد خیالم راحت شد که سرما نمی خوره:hapydancsmil:

به نیم ساعت نکشید یهو مرد...فکر کنم سکته کرد:ws44:

 

دور از چشم همه یعنی دور از چشم بقیه جوجه ها یا ادمها ؟؟

 

وقتی اون مرد برادرو خواهراش افسرده نشدند ؟؟:4564:

  • Like 2
ارسال شده در
مثل اینه میمونه که تو یه عنکبوت نر رو به خاطر تخصصش تو زمینه ی کشتن حشرات دستیارت کنی...می کنی؟:ws3:

 

اگه انگیزه هایه شخصی داشته باشه میکنم .. چرا که نه ؟:ws3:

  • Like 1
ارسال شده در

با دم مارمولک شوخی نکنین!

سیانور داره بابا

  • Like 2
ارسال شده در

من کسی رو نکشتم درعوض از روی محبت زیاد ازار رسوندم

یه بار بچه گربه مو بردم بشورمش انداختمش تو حوض تمیز پر از اب تمیز که به خیال خودم اول خوب خیس بشه بعد با شامپو بشورمش به به بشه ولی دستمو چنگ زد و پرید بیرون رفت بالای دیوار

هی خودشو تکون میداد :ws52:

یه بار برا جوجه ام میخواستم مدال بندازم گردنش (اون موقع تو تی وی دیده بودم اینایی که تو المپیادهای علمی مقام میارن گردنشون مدال می اندازن ) که باز از دستم در رفت و هی خودشو این ور و اون ور زد تا درش بیاره زنجیر مدال زیر پاش گیر کرده بود و نزدیک بود خودشو خفه کنه :5c6ipag2mnshmsf5ju3

  • Like 10
ارسال شده در
دور از چشم همه یعنی دور از چشم بقیه جوجه ها یا ادمها ؟؟

 

وقتی اون مرد برادرو خواهراش افسرده نشدند ؟؟:4564:

 

دور از چشم همه...هم جوجه ها هم مامان بابام

جرا خیلی ناراحت بودن...:sad0:

تا صبح هی جیک جیک کردن نزاشتن بخوابیم...منم در کنارشون 1 ساعتی گریه کردم :4564:

  • Like 5

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

×
×
  • اضافه کردن...