eder 13733 ارسال شده در 6 اسفند، 2011 گوشت شکار با نوشیدنی بیشتر میچسبه. اونم یه فکری براش بکنید که احسان تان تکمیل شود. در ضمن وقتی داری میای اون حساب کتاب خمس و ذکات و اینا رو هم بکن نقدی بیار تا گناهانت آمرزیده بشه. یعنی ما خودمون سفارشت رو میکنیم. نه دیگه نشد خودم همشو میخورم یه مقدارشم میدم دربون بهشت رد میشم 1
TrueBlue 1583 ارسال شده در 6 اسفند، 2011 1- برای یک موش موذی تله گذاشتم، یک گردو چرب، موش بدجوری توی تله، له شد. 2- مورچه ها را میگرفتم و مینداختم توی تار عنکبوت تا نحوه شکار عنکبوت را ببینم. 3- همون عنکبوت را پس از چند ماه تغذیه، انداختمش تو لونه مورچه ها و تیکه تیکه شدنش را دیدم. زمان بچگی با 7، 8 نفر از دوستان، طنابی به گردن گربه ای آویختیم و او را دار زدیم خود من هم یکبار در زمان تفولیت با فندک آشپزخانه گروهی از مورچه ها را قتل عام کردم اینا همه قاتلن .من تاپیکو ترک می کنم 5
کتایون 15177 ارسال شده در 6 اسفند، 2011 مقدم کشیش جدید انجمن گرامی باد. داشتیم؟ من یه مدتی داشتم میرفتم راهبه شم... 2
eder 13733 ارسال شده در 6 اسفند، 2011 نه بگو بگو...اعتراف بار گناهو سبک تر می کنه....:icon_pf (34): اگه بچه ها بیشتر بیان تعریف کنن شاید منم بگم اینجوری نمیشه خیلی ناجورن .......:gnugghender: 2
Ehsan 112349 ارسال شده در 6 اسفند، 2011 اینا همه قاتلن .من تاپیکو ترک می کنم وایستا وایستا کارت دارم، من خرگوش بی آزارم. 3
El Roman 31720 سازنده ارسال شده در 6 اسفند، 2011 سومین جنایت یا نازنازی یا هیچکس بعد از اینکه نازنازی را اتفاقی کشتم زهرا خیلی گریه کرد و با من قهر کرد عمه رفت نه دانه جوجه عین نازنازی برای زهرا خرید هوا سرد بود نمیدانم زمستان بود یا پاییز؛ خورشید غروب کرده بود و شب اندک اندک سایه تاریک خود را بر عرشه زمین پهن میکرد من بودم و کوچه و 9عدد جوجه و یک ظرف آب جوجه ها کثیف بودند! شستمشان دونه دونه در آب کردم و تمیزشان کردم فردا صبح همگی یخ زده بودند اما زهرا هرگز نفهمید اینبار هم کار من بود:hapydancsmil: 13
کتایون 15177 ارسال شده در 6 اسفند، 2011 اگه بچه ها بیشتر بیان تعریف کنن شاید منم بگماینجوری نمیشه خیلی ناجورن .......:gnugghender: تا این حد... مگه دوران نوجوانیت چند سال طول کشیده؟ 2
کتایون 15177 ارسال شده در 6 اسفند، 2011 سومین جنایتیا نازنازی یا هیچکس بعد از اینکه نازنازی را اتفاقی کشتم زهرا خیلی گریه کرد و با من قهر کرد عمه رفت نه دانه جوجه عین نازنازی برای زهرا خرید هوا سرد بود نمیدانم زمستان بود یا پاییز؛ خورشید غروب کرده بود و شب اندک اندک سایه تاریک خود را بر عرشه زمین پهن میکرد من بودم و کوچه و 9عدد جوجه و یک ظرف آب جوجه ها کثیف بودند! شستمشان دونه دونه در آب کردم و تمیزشان کردم فردا صبح همگی یخ زده بودند اما زهرا هرگز نفهمید اینبار هم کار من بود:hapydancsmil: چه خوشحاله ماشالله دستت راه افتاده تو جوجه کشتناااااا... 4
TrueBlue 1583 ارسال شده در 6 اسفند، 2011 سومین جنایتیا نازنازی یا هیچکس بعد از اینکه نازنازی را اتفاقی کشتم زهرا خیلی گریه کرد و با من قهر کرد عمه رفت نه دانه جوجه عین نازنازی برای زهرا خرید هوا سرد بود نمیدانم زمستان بود یا پاییز؛ خورشید غروب کرده بود و شب اندک اندک سایه تاریک خود را بر عرشه زمین پهن میکرد من بودم و کوچه و 9عدد جوجه و یک ظرف آب جوجه ها کثیف بودند! شستمشان دونه دونه در آب کردم و تمیزشان کردم فردا صبح همگی یخ زده بودند اما زهرا هرگز نفهمید اینبار هم کار من بود:hapydancsmil: بیچاره زهرا. نمی دونسته سر وکارش با یه قاتل زنجیره ای بوده جوجو کش 5
eder 13733 ارسال شده در 6 اسفند، 2011 تا این حد... مگه دوران نوجوانیت چند سال طول کشیده؟ زیاد طول نکشید ولی کیفتش بالا بود 4
Hossein.T 22596 ارسال شده در 6 اسفند، 2011 بابا شماها چه دلی دارین خدایی! من جیغ اون گربه هه رو شنیدم دو شب خوابم نبرد ! اونوقت شماها عین آب خوردن حیوون آزاری میکنین! 7
Artaria 13629 ارسال شده در 6 اسفند، 2011 اینا همه قاتلن .من تاپیکو ترک می کنم اینها در برابر جنایاتی که حیوانات در حق ما کردن هیچی نیس اگه بدونی پشه ها چند لیتر ازم خون خوردن اگه بدونی مورچه ها چقد گاز میگیرن تازه ، زمان بچگی (فک کنم 7،8 سالم بود) یک سنجاقک رو انداختیم تو شرت یک بچه که خیلی از خودمون کوچکتر بود، بیچاره هم پسره ترسیده بود داد میزد و هم سنجاقکه 8
El Roman 31720 سازنده ارسال شده در 6 اسفند، 2011 بسیار هم عنکبوت ترکاندم کبریت رو بگیری رو جای قلمبش میترکه البته همه این جنایات که ادامه هم دارد مال کودکیم هست 4
eder 13733 ارسال شده در 6 اسفند، 2011 بچه که بودم خیلی تو تریپ این آزمایشات و اختراع و این حرفا بودم بعد میومدم حشره هایه مختلف رو میگرفتم و رو گاز کباب میکردم با سنجاق انواع ملخ ها .... پروانه ... بید .... و هر چیزی که سنجاق ازش رد بشه بعد چند سال یکی از فامیلامون که الان خانم مسنی شده گفت یادته میگرفتی حیوونا بدبخت رو میسوزوندی!؟ گفت فکر میکردیم سادیسم داری :icon_pf (34): اصلا فکر نمیکردم کسی اون موقع منو ببینه آزمایشاتم هم به نتیجه ای نرسید 9
El Roman 31720 سازنده ارسال شده در 6 اسفند، 2011 بچه که بودم خیلی تو تریپ این آزمایشات و اختراع و این حرفا بودمبعد میومدم حشره هایه مختلف رو میگرفتم و رو گاز کباب میکردم با سنجاق انواع ملخ ها .... پروانه ... بید .... و هر چیزی که سنجاق ازش رد بشه بعد چند سال یکی از فامیلامون که الان خانم مسنی شده گفت یادته میگرفتی حیوونا بدبخت رو میسوزوندی!؟ گفت فکر میکردیم سادیسم داری :icon_pf (34): اصلا فکر نمیکردم کسی اون موقع منو ببینه آزمایشاتم هم به نتیجه ای نرسید در راه پیشرفت علم خیلی جان ها فدا میشه؛ اشکال نداره:there: 2
Himmler 22171 ارسال شده در 6 اسفند، 2011 من در مورد قتل بسیار سابقه دارم گنجشک کشی و داشتن انواع مدلهای تیرو کمان حرفه من بود که داییم به من اموخت از بس با ایشان میرفتیم گنجشک زدن که گنجشک های زنده مانده از دهات ما فرار کرده و به دهات مجاور پناهنده شده بودند . خیلی دایی برای من زحمت کشید تا تیر اندازی رو به من یاد داد بعدش خودم استاد شدم روش کندن کله ی گنجشک و کندن پوست او ن زبون بسته ها و سپس کباب خوشمزه ی اونا واقعا خیلی لذت بخش بود .. هنوز که هنوزه اخبار واصله نشان از ان دارد که دیگه هیچ گنجشکی به دهات ما پا نذاشته و اخیرا سازمان محیط زیست داره تخم گنجشک های دهات دیگر رو در دهات ما پرورش میده شاید بومی سازی بشن 4
کتایون 15177 ارسال شده در 6 اسفند، 2011 در راه پیشرفت علم خیلی جان ها فدا میشه؛ اشکال نداره:there: میگن یه روزی یه موجوداتی میان که خیلی از ما بزرگ ترن...اون وقت رو ما هی آزمایش می کنن...هی میخندن 4
eder 13733 ارسال شده در 6 اسفند، 2011 در راه پیشرفت علم خیلی جان ها فدا میشه؛ اشکال نداره:there: مرسی حامد جان باا این دلگرمیت دوباره آزمایشاتم رو از سر میگیرم اینبار حتما به یه نتیجه ای میرسم 3
eder 13733 ارسال شده در 6 اسفند، 2011 من در مورد قتل بسیار سابقه دارم گنجشک کشی و داشتن انواع مدلهای تیرو کمان حرفه من بود که داییم به من اموخت از بس با ایشان میرفتیم گنجشک زدن که گنجشک های زنده مانده از دهات ما فرار کرده و به دهات مجاور پناهنده شده بودند . خیلی دایی برای من زحمت کشید تا تیر اندازی رو به من یاد داد بعدش خودم استاد شدم روش کندن کله ی گنجشک و کندن پوست او ن زبون بسته ها و سپس کباب خوشمزه ی اونا واقعا خیلی لذت بخش بود .. هنوز که هنوزه اخبار واصله نشان از ان دارد که دیگه هیچ گنجشکی به دهات ما پا نذاشته و اخیرا سازمان محیط زیست داره تخم گنجشک های دهات دیگر رو در دهات ما پرورش میده شاید بومی سازی بشن فکر کنم تخم گنجیشکا رو زیر پایه مرغا پرورش بدن 1
eder 13733 ارسال شده در 6 اسفند، 2011 میگن یه روزی یه موجوداتی میان که خیلی از ما بزرگ ترن...اون وقت رو ما هی آزمایش می کنن...هی میخندن من موقع آزمایشاتم اصلا نمیخندیدم 1
ارسالهای توصیه شده
برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید
برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید
ایجاد یک حساب کاربری
برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !
ثبت نام یک حساب کاربری جدیدورود به حساب کاربری
دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید
ورود به حساب کاربری