EOS 14529 ارسال شده در 9 دی، 2012 خواننده : مسعود امامی اسم ترانه : پاییزی رو نیمکت بیتو تو قلب پاییزم، تا تو بیای خوبم هستم نمی ریزم رو نیمکت بی تو برگ هارو میشمرم، هر وقت میخندم هر وقت میبارم تو نم نم بارون یادتو همرامه، این شهره غمگین باز زیر قدم هامه وقتی که تو نیستی دنیا بیاد پیشم یادت که می افتم، دل تنگ تر میشم روزام بدونه تو مثل هم اند همه ،هیچ کی مثل تو نیست شکل غم اند همه دورو برم پره از اینو اون ولی، جاتو نمیگیرند خیلی کم اند همه از تو چه پنهون این دلشوره و غم درد.، دنیامو پر کرده هر وقت شد برگرد هروقت شد برگرد تا خوب تر باشم، تا تو بیای هستم از هم نمی پاشم روزام بدونه تو مثل هم اند همه ،هیچ کی مثل تو نیست شکل غم اند همه دورو برم پره از اینو اون ولی، جاتو نمیگیرند خیلی کم اند همه 4
hasti1988 22046 ارسال شده در 9 دی، 2012 من و تو مردم...شاهین امیری... قبلش... تو میفهمی...شاهین امیری... دو تا قبلش...خودت خبر داری...شاهین امیری... بعدشم گل و خار...زیباست... 5
Lean 56970 ارسال شده در 10 دی، 2012 خیلی ممنون سیاوش قمیشی خیلی ممنون اینقد آسون من و داغون کردی واسه احساسی که داشتم دلم و خون کردی تو که هیچ حسی به این قصه نداشتی واسه چی من و به محبت دو روزه مهمون کردی همه عالم میدونستن که بری میمیرم اما رفتی و همه عالم و حیرون کردی خیلی ممنون واسه هر چی که آوردی به سرم خیلی ممنون ولی من هیچ وقت ازت نمیگذرم من حواسم به تو بود و تو دلت سر به هوا با همین سر به هواییت من و ویرون کردی من که با نگاه شیرین تو فرهاد شدم تو که این کافی نبود که من و مجنون کردی همه عالم میدونستن که بری میمیرم اما رفتی و همه عالم و حیرون کردی خیلی ممنون واسه هر چی که آوردی به سرم خیلی ممنون ولی من هیچ وقت ازت نمیگذرم، نمیگذرم، نمیگذرم 6
Lean 56970 ارسال شده در 10 دی، 2012 قصه امیر سیاوش قمیشی بارون امشب توي ايوون مثل آزادي تو زندون بي صفا،بي تحرك،بي ريا بود توي زندون ميكنه جون مرد با همت ميدون توي فكر راي فرجام اميره بي سرانجام نداره حتي رفيقي كه بگه دردش رو درد ديدن و نگفتن بي سرانجام توي فكر آسمون كه بباره بلكه تو قطره ي بارون بتونه اشك خدا رو هم ببينه نمي دونه حتي اشكم ديگه فايده اي نداره! 4
aminvo 346 ارسال شده در 12 دی، 2012 breath of life Florence + The Machine Snow White and the Huntsman 2
hasti1988 22046 ارسال شده در 12 دی، 2012 قاصدک هان، چه خبر آوردی قاصدک هان، چه خبر آوردی از کجا وز که خبر آوردی؟ قاصدک هان، چه خبر آوردی قاصدک هان، چه خبر آوردی از کجا وز که خبر آوردی؟ خوش خبر باشی اما اما خوش خبر باشی اما اما گرد بام و در من بیثمر میگردی گرد بام و در من بیثمر میگردی انتظار خبری نیست مرا انتظار خبری نیست مرا نه ز یاری نه ز دیار و دیاری، باری برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس برو آنجا که تو را منتظرند قاصدک در دل من همه کورند و کرند قاصدک در دل من همه کورند و کرند دست بردار از این در وطن خویش غریب دست بردار از این در وطن خویش غریب قاصد تجربههای همه تلخ با دلم میگوید قاصد تجربههای همه تلخ با دلم میگوید که دروغی تو دروغ که فریبی تو فریب قاصدک هان ولی راستی آیا رفتی با باد با توام آی کجا رفتی آی راستی آیا جایی خبری هست هنوز راستی آیا جایی خبری هست هنوز مانده خاکستر گرمی جایی؟ در اجاقی طمع شعله نمیبندم اندک شرری هست هنوز؟ قاصدک، قاصدک، قاصدک ابرهای همه عالم شب و روز در دلم میگریند... بسیار زیبا بود................................. فوق العاده بود.... تصنیفی بسیار زیبا ....لذت بردیم.... 2
ارسالهای توصیه شده