هولدن کالفیلد 19948 ارسال شده در 25 آبان، 2011 گاهی وقت ها زیادی دل نازک میشویم از هر حرف یا حرکتی می رنجیم و با یک نگاه یا شوخی معمولی یا بی محلی در هم می شکنیم انگار نمک بر زخممان بپاشند یا خنجری بر قلبمان فرو کنند ..شکنجه میشویم استانه تحملمان پایین میاید و اشکمان در مشکمان ،،، این وقتها یا به فکر مقابله به مثل می افتیم و یا به خود خوری و حرص و جوش روی میاوریم غافل از این که ما خود شکنجه گر خویشیم شاید هیچ ایده ای یا ایده الی ارزش خود ازاری . شکنجه کردن خود را نداشته باشد نمی گویم بلانسبت پوست کلفت باشیم و لی متنفرم و بدم میاید شاید هم دلم می سوزد برای خودم و ادم هایی که گاهی وقت ها این جور دل نازک اند و هیچی ارامشان نمی کند . 30
شقایق31 40377 ارسال شده در 25 آبان، 2011 معمولا دل نازک و ننر نمیشم هر حرفی هم بهم بر نمیخوره جنبه در حد تیم ملی بالاست 13
Gizmo 5887 ارسال شده در 25 آبان، 2011 گاهی بعدها که به رنجشهای اینچنینیم فکر میکنم خندم میگیره از دل نازکی خودم:164: 6
هولدن کالفیلد 19948 سازنده ارسال شده در 25 آبان، 2011 معمولا دل نازک و ننر نمیشم هر حرفی هم بهم بر نمیخوره جنبه در حد تیم ملی بالاست بالاخره مدیری گفتن باید یه فرقی با کاربرای عادی داشته باشه یا نه ؟! فقط نمیدونم چرا یاد این تاپیک افتادم http://noandishaan.com/forums/showthread.php?t=21317 2
سیندخت 18786 ارسال شده در 25 آبان، 2011 گاهی وقت ها زیادی دل نازک میشویم از هر حرف یا حرکتی می رنجیم و با یک نگاه یا شوخی معمولی یا بی محلی در هم می شکنیم انگار نمک بر زخممان بپاشند یا خنجری بر قلبمان فرو کنند ..شکنجه میشویماستانه تحملمان پایین میاید و اشکمان در مشکمان ،،، این وقتها یا به فکر مقابله به مثل می افتیم و یا به خود خوری و حرص و جوش روی میاوریم غافل از این که ما خود شکنجه گر خویشیم شاید هیچ ایده ای یا ایده الی ارزش خود ازاری . شکنجه کردن خود را نداشته باشد نمی گویم بلانسبت پوست کلفت باشیم و لی متنفرم و بدم میاید شاید هم دلم می سوزد برای خودم و ادم هایی که گاهی وقت ها این جور دل نازک اند و هیچی ارامشان نمی کند . در این موقعیت قرار میگیرند. منم گاهی بدجور دلنازک می شم بدبختانه این جمله رو باید قاب طلا گرفت. واقعا هیچ کس به اندازه خودمون در حق خودمون جفا نمی کنه. اکثرا نسبت به خودشون بی رحمانه ترین و شکنجه گر ترین فرد هستن. همون دیکتاتور کوچک که می گفتی. حالا اسم این رو هم بذار شکنجه گر خاموش 9
هولدن کالفیلد 19948 سازنده ارسال شده در 25 آبان، 2011 منم گاهی بدجور دلنازک می شم بدبختانهاین جمله رو باید قاب طلا گرفت. واقعا هیچ کس به اندازه خودمون در حق خودمون جفا نمی کنه. اکثرا نسبت به خودشون بی رحمانه ترین و شکنجه گر ترین فرد هستن. همون دیکتاتور کوچک که می گفتی. حالا اسم این رو هم بذار شکنجه گر خاموش شاید این روجیه را یک حادثه یا، تجربه خاصی ، یا یک شک روانی و روحی بتونه عوض کنه ادم برا ی اینکه پخته و بزرگ بشه یک عمر باید زندگی کنه یک عمر هم گاهی وقتا کمه بعضی تجربه ها ادم ها رو تکون میدن گرگ بارون دیده میشن بی باک تر میشن . صبورتر 6
pianist 31130 ارسال شده در 26 آبان، 2011 بنظرم بیشتر وابستگی به این نت لعنتیه! منم مدتیه خیلی قاط زدم خیلی زود از بعضی مسائل که واقعا ارزشش رو نداره عصبانی و یا ناراحت میشم این رفیقمون (اسی) هم واسه همین رفت بنظرم تنها راهش اینه که این وابستگی از بین بره خودمم منتظرم تا چند وقت دیگه سرم شلوغتر بشه و کمتر بتونم اینطرفا بیام. 11
Artaria 13629 ارسال شده در 26 آبان، 2011 منم متاسفانه خیلی دل نازک و حساسم، زود ناراحت میشم، با اینکه میدونم طرف مقابلم داره شوخی میکنه یا منظوری نداره ولی باز ناراحت میشم، ممکنه اونه لحظه به رو خودم نیارم و تو خودم اذیت میشم 6
pari daryayi 22938 ارسال شده در 26 آبان، 2011 درجه حساسیت من خیلی بالاست اونقدر که معتقدم خدا هر چی احساس تو بعضی بنده هاش نگذاشته همه رو یه جا داده به من... ولی هیچ وقت و هرگز کسی جز خودم متوجه این رنجش نمیشه جز اشکهای بی صدایی که همواره مونس من اند... گاهی بهش خیلی گیر می دم ولی بعضی وقتا هم مثل الان می گم چرا همین یه یار رو هم از خودم بگیرم؟ چه اشکالی داره که چشمانت گاهی زود تر از دیگران تر شود... از سنگ شدن بعضی دلها که بد تر نیست... 9
هولدن کالفیلد 19948 سازنده ارسال شده در 26 آبان، 2011 اصلا قصد تفتيش عقايد، يا مصاحبه با كسي رو نداشتم كه گفته بشه هستيد يا نيستيد هر حسي و اخلاقي كاملا شخصي و نسبيه ، و مربوط به خود ادم ميشه داشتن و نداشتن اين ويژگي هم نه افتخاره و برتريه ، نه مايه ننگ و كوچك بودن مهم جهت بخشي ومعتدل كردن اونه ، تا نه انقدرها نازك دل و نه انقدر ها بي حس و عار باشيم سوال اينه چطور ميشه اونو به اعتدال رسوند ؟ يه ادم كه تو اين حس معتدله چطور واكنش نشون ميده؟ 4
pianist 31130 ارسال شده در 26 آبان، 2011 اصلا قصد تفتيش عقايد، يا مصاحبه با كسي رو نداشتم كه گفته بشه هستيد يا نيستيد هر حسي و اخلاقي كاملا شخصي و نسبيه ، و مربوط به خود ادم ميشه داشتن و نداشتن اين ويژگي هم نه افتخاره و برتريه ، نه مايه ننگ و كوچك بودن مهم جهت بخشي ومعتدل كردن اونه ، تا نه انقدرها نازك دل و نه انقدر ها بي حس و عار باشيم سوال اينه چطور ميشه اونو به اعتدال رسوند ؟ يه ادم كه تو اين حس معتدله چطور واكنش نشون ميده؟ سوال اينه چطور ميشه اونو به اعتدال رسوند ؟ يه ادم كه تو اين حس معتدله چطور واكنش نشون ميده؟ راستش رو بخوای من مدتها دنبال جواب این سوال هستم. اگه متوجه شدی که چطور میشه تو هر زمینه ای به اعتدال رسید حتما به منم بگو... 5
AmirVet 695 ارسال شده در 26 آبان، 2011 به نظرم اگه قرار باشه در برابر هرکسی و ناکسی بخوام حساسیت نشون بدم هیچ پیشرفتی نمی کنم!! بهتره به جای حساسیت در برابر اشخاص اتفاق و مشکلاتی که وجود میاد به جای حساسیت نشون دادن درسی بشه برای جلوگیری از تکرارش! یه جمله توی تاپیک سخن بزرگان همین انجمن دیدم که سرچ که کردم به این تصویر رسیدم . . . فکر کنم همه چیز تو همین جمله و تصویر میشه خلاصه کرد: لارنس استرن:اگر قرار باشد بايستی و به طرف هر سگی که پارس میکند سنگ پرتاب کنی، هرگز به مقصد نمیرسی! از مانا نیستانی 7
The Idealist 1527 ارسال شده در 26 آبان، 2011 یکی از نقاط ضعف من ؛ متاسفانه من اغلب اوقات اینگونه هستم ، جوری که گاهی از حرف ها یا رفتار هایی دلم میشکند که برای دیگران خنده دار است ! 3
shahdokht.parsa 50878 ارسال شده در 29 آبان، 2011 این روزها سعی میکنم که دل نازک نباشم و دربرابر بعضی از آدمها فقط به خودم میگم ارزش من خیلی بیشتر از این حرفهاست و نباید خودم و بخاطر هرکس و ناکسی ناراحت کنم.... 3
ooraman 22216 ارسال شده در 10 دی، 2011 منم درجه حساسیتم نسبتا بالاست زود از بعضی چیزا ناراحت میشم و بعضی چیزا یهو خیلی بهمم میریزه البته به نظرم خوبه که دیگرانم با ملاحظه تر باشن و به اطرافیانشون و حساسیتاشون اهمیت بدن 1
- Nahal - 47858 ارسال شده در 10 دی، 2011 حساسیت زیاد بیشتر ازین که اطرافیان رو اذیت میکنه خود فرد اذیت میکنه . من قبلا حدود 2-3 سال پیش خیلی حساس بودم خودمم خیلی رنج می کشیدم.اما با تمرین یادگرفتم نباید خیلی خودمو اذیت کنم. مثلا همین که گاهی مینویسم کمک میکنه همین لحظه حسمو بگم و بعدش حس راحتی داشته باشم. به حرفای خاله زنک بازی که چرا تو فلان مهمونی فلانی لباسش ازم بهتر بود و چرا من ساده بودم زیاد اهمیت نمیدم. حوصله این حرفا رو که فلانی از فلان حرفش منظورش من بود و بشینم فک کنم که چرا فلان حرفو زد رو ندارم. اونایی که منو زیاد میشناسن باهام راحت شوخی میکنن و از حرفاشونم ناراحت نمیشم. 1
ارسالهای توصیه شده
برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید
برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید
ایجاد یک حساب کاربری
برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !
ثبت نام یک حساب کاربری جدیدورود به حساب کاربری
دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید
ورود به حساب کاربری