CodePlus 15426 سازنده ارسال شده در 29 تیر، 2011 یه سری اسناد بوده ، تومار امضا جمع شده قراره در ملا عام به نمایش گذاشته بشه بدون هر گونه سانسور فکری یا اخلاقی ! :دی توام رفتی تو لیست سیاه .... تو نمایشگاه میبینمت .. 1
bpcom 10070 ارسال شده در 29 تیر، 2011 سیلاااممهرداد بشین یه گوشه سر و صدا نکن من بهش اجازه دادم بره تو کار بزرگترا هم دخالت نکن عزیزم:Ghelyon: تو که باز مثل قاشق نشده خودتو انداختی وسط برو کنار بذار باد بیاد تو چی کاره حسنشی !!! معلووووم نیست از کجا اومده ، اجازه واسه این و اون صادر میکنه برو تا نزدم اون آتیش قلیون رو سرت خالی کنم من مدال دارم تو نداري اولا مدالم واسه 3 روز پيشه:4chsmu1: دوما درخواست دادم مدال اسپمر برتر هم بهم بدن :4chsmu1: & كوهنورد نمونه همون موقع ها كه ميرفتي چش چروني من پژوهش ميكردم:thk: زشته بچه جلوی بقیه زبون در میاری بی ادددددددب من و چشم چرونی من همش در حال تحقیق و پژوهش و دانش آموختنم سر کلاسا همش چشمم تو چشم استاده ( البته اگه خانوووم باشه ) 3
mIn 2294 ارسال شده در 29 تیر، 2011 از اینا گذشته مگه هنر کردید !!!داستان خودمو بگم امروز کلی غبطه می خورید 7:15 صبح بیدار شدم که قدم رنجه کنم دانشگاه خلاصه کلی تاس بقچه رو زدم زیر بغل و گذاشتم تو ماشین و با کلی ذوق و شوق که مجبور نیستم این بار گزافو بدوش بکشم تا دانشگاه استارتو زدم و از خونه اومدم بیرووووون خلاصه گازیدم و گازیدم تا رسیدم به فلکه جانبازان که دیدم ای دل غافل ، خیابونو بستن آخه امروز تو ولایت ما همایش پیاده روی بود ، مستقیم هم از شبکه 3 میگن پخش میشد خلاصه حالا من موندم و یه ماشین که جا پارک نداره و کلی بار و بنه چی کنم ، چی نکنم ... گفتم فعلا ماشین بفرستم تو پارکینگ لذا کله صبح خراب شدم خونه ابجیمو اونا رو از خواب ناز پروندم تا ماشینو بذارم تو پارکینگشون حالا باز من موندمو کلی بار و کلی راه تا دانشگاه آزاد که باید با مردمان ورزشکار پیاده گزک ( طی طریق کنم ) خلاصه چشمتون روز بد نبینه من که 7:30 از خونه واسه کلاس ساعت 8 زده بودم بیرون 9:10 رسیدم سر کلاس:icon_pf (34): نفس زنان در حالیکه کلی راهو سر بالا طی کرده بودم اینم از معایب این همایش امروز بود که توفیق اجباری داد به من و خیلی های دیگه که اون مسیرو پیاده رفت و برگشت کنیم ولایت ما یه ماهه اون ماشینو گذاشتن تو خیابون پرچم و اینا که 9 پیاده رویه بعد شب قبل ملت مطلع یشن تاریخش عوض شده ، پس تقصیر شماها بوده :w00: 3
Matin H-d 18147 ارسال شده در 29 تیر، 2011 عكسه كوووووووووووووو؟؟ ستي من عسك موخوااااااااااااامممممم عسک دسته محمده:4chsmu1: 2
bpcom 10070 ارسال شده در 29 تیر، 2011 ولایت ما یه ماهه اون ماشینو گذاشتن تو خیابون پرچم و اینا که 9 پیاده رویه بعد شب قبل ملت مطلع یشن تاریخش عوض شده ، پس تقصیر شماها بوده :w00: تو ولایت ما دو هفته بود که تبلیغشو میکردن دیگه از مشکلات ولایت شما خبر ندارم ولایت ما رو که کردن پایتخت الان این ولایت ما انقدر داره مقام پایتختی میگیره آخرش فکر کنم به جای تهران بشه پایتخت پایتخت خوش نویسی ایران پایتخت ورزش های همگانی ایران یه دو سه تا مقام پایتختی دیگه هم بیاریم کلا میریم صدر جدول البته ما ندید بدید نیستیمااااا اون موقع که تهران وجود نداشت و در حد یه ده کوره بود ولایت ما پایتخت بود 3
الهام. 8079 ارسال شده در 29 تیر، 2011 ميتن قربون دستت اون عكسو واسم خووووووووصوصي بفرست بياد بعدا! من ديگه برم لالا...4ساعت ديگه بايد راه بيفتم برم يوني! شب همگي خوشششش 3
مهندس خوش فکر 11397 ارسال شده در 29 تیر، 2011 .................... فعلا داره آتيش ميگيره...از روش نيميتونم بپرم حیف نامردا کامپیوتر روح انجمن رو هنگ میکنید از اینا گذشته مگه هنر کردید !!!داستان خودمو بگم امروز کلی غبطه می خورید 7:15 صبح بیدار شدم که قدم رنجه کنم دانشگاه خلاصه کلی تاس بقچه رو زدم زیر بغل و گذاشتم تو ماشین و با کلی ذوق و شوق که مجبور نیستم این بار گزافو بدوش بکشم تا دانشگاه استارتو زدم و از خونه اومدم بیرووووون خلاصه گازیدم و گازیدم تا رسیدم به فلکه جانبازان که دیدم ای دل غافل ، خیابونو بستن آخه امروز تو ولایت ما همایش پیاده روی بود ، مستقیم هم از شبکه 3 میگن پخش میشد خلاصه حالا من موندم و یه ماشین که جا پارک نداره و کلی بار و بنه چی کنم ، چی نکنم ... گفتم فعلا ماشین بفرستم تو پارکینگ لذا کله صبح خراب شدم خونه ابجیمو اونا رو از خواب ناز پروندم تا ماشینو بذارم تو پارکینگشون حالا باز من موندمو کلی بار و کلی راه تا دانشگاه آزاد که باید با مردمان ورزشکار پیاده گزک ( طی طریق کنم ) خلاصه چشمتون روز بد نبینه من که 7:30 از خونه واسه کلاس ساعت 8 زده بودم بیرون 9:10 رسیدم سر کلاس:icon_pf (34): نفس زنان در حالیکه کلی راهو سر بالا طی کرده بودم اینم از معایب این همایش امروز بود که توفیق اجباری داد به من و خیلی های دیگه که اون مسیرو پیاده رفت و برگشت کنیم داستانای تخیلی چیه مینویسی عكسه كوووووووووووووو؟؟ ستي من عسك موخوااااااااااااامممممم سر کاری دخترم 2
mIn 2294 ارسال شده در 29 تیر، 2011 توام رفتی تو لیست سیاه .... تو نمایشگاه میبینمت .. :2525s: بزا تو خاکستریها ، قشنگتره منم می بینمتون :4chsmu1:
Matin H-d 18147 ارسال شده در 29 تیر، 2011 تو ولایت ما دو هفته بود که تبلیغشو میکردندیگه از مشکلات ولایت شما خبر ندارم ولایت ما رو که کردن پایتخت الان این ولایت ما انقدر داره مقام پایتختی میگیره آخرش فکر کنم به جای تهران بشه پایتخت پایتخت خوش نویسی ایران پایتخت ورزش های همگانی ایران یه دو سه تا مقام پایتختی دیگه هم بیاریم کلا میریم صدر جدول البته ما ندید بدید نیستیمااااا اون موقع که تهران وجود نداشت و در حد یه ده کوره بود ولایت ما پایتخت بود :banel_smiley_4: 1
مهندس خوش فکر 11397 ارسال شده در 29 تیر، 2011 تو که باز مثل قاشق نشده خودتو انداختی وسطبرو کنار بذار باد بیاد تو چی کاره حسنشی !!! معلووووم نیست از کجا اومده ، اجازه واسه این و اون صادر میکنه برو تا نزدم اون آتیش قلیون رو سرت خالی کنم من همه کارشم مهرداد میام سیبیلاتو میکنم تعادلت بریزه به هما 3
Maryam.Silent 1137 ارسال شده در 29 تیر، 2011 من همه کارشممهرداد میام سیبیلاتو میکنم تعادلت بریزه به هما :ws28::ws28: مگه گربس 2
bpcom 10070 ارسال شده در 29 تیر، 2011 داستانای تخیلی چیه مینویسی داستان تخیلی چیه !!! این عذابی بود که امروز به خاطر علم و دانش کشیدم:viannen_38: اونوقت میان به ستی مدال میدن به من باید کاپ بدن 2
pesare irani 41807 ارسال شده در 29 تیر، 2011 برو بچ طی اخباری که الان به دستم رسید از سوی خداوند یه موریانه فرستاده شده عکس رو خورده 2
ارسالهای توصیه شده