رفتن به مطلب

پست های پیشنهاد شده

تار

tar.jpg

 

شكل ظاهري _قسمت كاسه ( شكم ) خود به دو قسمت كوچك و بزرگ تقسيم شده كه

 

 

قسمت كوچكتر را « نقاره » مي گويند .

 

 

روي كاسه و نقاره تار پوست كشيده شده و خرك تار بر پوست كاسه تكيه كرده است .

 

 

قسمت نقاره در انتهاي بالائي ( گردن ) متصل شده است .

 

 

دسته تار بلند ( 45 تا 50 سانتي متر است ) و بر كناره هاي سطح جلوئي آن دو روكش

 

 

استخواني چسبانده اند . دور دسته دستان ها ( پرده هائي عمود بر طول آن با فواصل معين

 

 

بسته شده . قطر هر دستان در داصوات اصلي دستگاه هاي موسيقي ايراني كمي بيشتر از

 

 

اصوات گذرا و كم اهميت تراين موسيقي است . تعداد دستان ها امروزه 28 است .

 

 

Persian_Tar_the_Long_Necked_Lute_of_Iran_Body_and_Neck_original.jpg

 

 

جعبه گوشي (سر) در انتهاي بالائي دسته قرار گرفته و از هر طرف سه گوشي بر سطوح

 

 

جانبي جعبه جا گذاشته شده است .

 

 

Persian_Tar_the_Long_Necked_Lute_of_Iran_Headstock_original.jpg

 

 

تعداد سيم هاي تار شش عدد است كه از انتهاي تحتاني كاسه شروع شده است . از روي خرك

 

 

عبور مي كند ودر تمام طول دسته كشيده شده تا بالاخره به جعبه گوشي ها داخل و در آنجا به

 

 

دور گوشي ها پيچيده مي شوند . دو سيم زرد ( همصدا ) يك سيم سفيد نازك ( به نام زير ) و بالاخره

 

 

يك سيم زرد ( بم ) كه دوتاي آخري غالبا به فاصله اكتاو كوك مي سوند .

 

 

فاصله سيم هاي همصوت سفيد نسبت به سيم هاي زرد غالبا « چهارم » و سيم هاي سفيد نسبت به سيم بم

 

 

معمولا فاصله اكتاو يا هفتم را تشكيل مي دهند . ( به اين ترتيب اگر سيم هاي همصداي سفيد را « دو »

 

 

كوك كنيم سيم هاي زرد بايد غالبا « سل » و سيم بم « دو » يا « ر » كوك شوند ) .

 

 

Tar.jpg

 

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

تنبک

 

 

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.

 

 

تُمبَک، (تنبک، دمبک، دنبک یا ضَرب) یکی از سازهای کوبه‌ای پوستی است و از نظر سازشناسی جزء طبل‌های جام‌شکل محسوب می‌شود که از این خانواده می‌توان به سازهای مشابه مانند داربوکا در کشورهای عربی و ترکیه و همچنین زیربغلی در افغانستان اشاره کرد.

ساختمان

 

بدنه تنبک را در گذشته از جنس چوب، سفال و گاهی هم فلز می‌ساختند، لیکن امروزه از جنس چوب می‌سازند. تنبک از قسمت‌های پایین تشکیل شده است:

 

  • پوست
  • دهانه بزرگ
  • تنه
  • گلویی(نفیر)
  • دهانه کوچک(کالیبر)

تاریخچه

 

قدمت تنبک با نام‌های پهلوی دمبلک و تنبور به پیش از اسلام می‌رسد و طبق نظر دکتر معین دمبک صورت دگرگون‌شدهٔ همین نام است.

تمبک در چند دهه اخیر پیشرفت چشمگیری کرده و به عنوان سازی تکنواز و مستقل مطرح شده است. این پیشرفت مرهون تلاش استادان این ساز است که در این میان نقش استاد حسین تهرانی به قدری اهمیت می‌یابد که از او می‌توان با عنوان پدر تنبک‌نوازی نوین ایران یاد کرد. در جهانی ساختن این ساز، مرحوم ناصر فرهنگ‌فر، مرحوم امیر ناصر افتتاح، استاد محمد اسماعیلی، پژمان حدادی و بهمن رجبی نیز نقش مهمی داشته‌اند.

ریشه نام

 

دربارهٔ وجه تسمیه این ساز، هنوز یک رای نهایی حاصل نشده‌است. گروهی معتقدند که نام این ساز در اصل تنبک بوده و تبدیل آن به تمبک به دلیل قلب حرف «ن» ساکن به «م»، قبل از حرف «ب» است؛ مثل اتفاقی که در تلفظ واژهٔ «شنبه» می‌افتد. اما گروهی دیگر اعتقاد دارند که صورت «تنبک» منشاء منطقی نداشته و به همین دلیل به اشتباه در میان مردم رواج یافته است. اما در نوازندگی این ساز از تکنیک‌هایی به نام های «تُم»، «بک»، «پلنگ» و «ریز» استفاده می‌شود. بنابراین چندان بعید نیست اگر نامگذاری «تمبک» بر اساس همین اسامی صورت گرفته باشد. از دیدگاه زبان‌شناسان واژه Tambourine که در زبان‌های اروپایی برای تمبک به کار می‌رود از واژهٔ تنبور پهلوی وام گرفته شده‌است.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

تنبک

 

 

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.

 

 

تُمبَک، (تنبک، دمبک، دنبک یا ضَرب) یکی از سازهای کوبه‌ای پوستی است و از نظر سازشناسی جزء طبل‌های جام‌شکل محسوب می‌شود که از این خانواده می‌توان به سازهای مشابه مانند داربوکا در کشورهای عربی و ترکیه و همچنین زیربغلی در افغانستان اشاره کرد.

ساختمان

 

بدنه تنبک را در گذشته از جنس چوب، سفال و گاهی هم فلز می‌ساختند، لیکن امروزه از جنس چوب می‌سازند. تنبک از قسمت‌های پایین تشکیل شده است:

 

  • پوست
  • دهانه بزرگ
  • تنه
  • گلویی(نفیر)
  • دهانه کوچک(کالیبر)

تاریخچه

 

قدمت تنبک با نام‌های پهلوی دمبلک و تنبور به پیش از اسلام می‌رسد و طبق نظر دکتر معین دمبک صورت دگرگون‌شدهٔ همین نام است.

تمبک در چند دهه اخیر پیشرفت چشمگیری کرده و به عنوان سازی تکنواز و مستقل مطرح شده است. این پیشرفت مرهون تلاش استادان این ساز است که در این میان نقش استاد حسین تهرانی به قدری اهمیت می‌یابد که از او می‌توان با عنوان پدر تنبک‌نوازی نوین ایران یاد کرد. در جهانی ساختن این ساز، مرحوم ناصر فرهنگ‌فر، مرحوم امیر ناصر افتتاح، استاد محمد اسماعیلی، پژمان حدادی و بهمن رجبی نیز نقش مهمی داشته‌اند.

ریشه نام

 

دربارهٔ وجه تسمیه این ساز، هنوز یک رای نهایی حاصل نشده‌است. گروهی معتقدند که نام این ساز در اصل تنبک بوده و تبدیل آن به تمبک به دلیل قلب حرف «ن» ساکن به «م»، قبل از حرف «ب» است؛ مثل اتفاقی که در تلفظ واژهٔ «شنبه» می‌افتد. اما گروهی دیگر اعتقاد دارند که صورت «تنبک» منشاء منطقی نداشته و به همین دلیل به اشتباه در میان مردم رواج یافته است. اما در نوازندگی این ساز از تکنیک‌هایی به نام های «تُم»، «بک»، «پلنگ» و «ریز» استفاده می‌شود. بنابراین چندان بعید نیست اگر نامگذاری «تمبک» بر اساس همین اسامی صورت گرفته باشد. از دیدگاه زبان‌شناسان واژه Tambourine که در زبان‌های اروپایی برای تمبک به کار می‌رود از واژهٔ تنبور پهلوی وام گرفته شده‌است.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

سه تار

 

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.

 

سه‌تار از سازهای مضرابی موسیقی ایرانی است که آنرا را معمولاً با مضراب نمی‌نوازند و با ناخن، زخمه می‌زنند.

 

سه‌تار و انواع سازهای شبیه به‌آن مانند دوتار و تنبور و چگور در نواحی مرکزی آسیا و خاورمیانه رواج داشته‌است. به نظر می‌رسد که سه‌تار از قرن چهارم رواج داشته‌است.

 

سه‌تار در گذشته سه سیم (تار) داشته و اکنون چهار سیم دارد(البته سیم سوم و چهارم آن نزدیک به هم قرار دارند و همزمان نواخته میشوند و مجموعهٔ آندو رامعمولا سیم «بم» مینامند). با گذشت زمان کسانی چون ابونصر فارابی، ابوعلی سینا، صفی الدین ارموی و از متأخران ابوالحسن خان صبا لزوم افزایش یک سیم دیگر (این سیم از نظر تاریخی سیم چهارم است ولی سیم سوم خوانده میشود) به این ساز را درک کرده و سه تارهای امروزی دارای چهار سیم هستند. سیم سوم سه تار به سیم مشتاق معروف است و به روایتی از ابوالحسن صبا این سیم را نخستین بار درویشی به نام مشتاق علیشاه به این ساز افزوده.

 

برخی از جمله عده‌ای از عرفا به آن «اوتار» نیز می‌گویند.

 

این ساز زیبا از بخشهای زیر تشکیل شده:

 

سیم‌ها:

سیم یکم یا سیم سفید از فولاد

سیم دوم یا سیم زرد از برنز

سیم سوم یا سیم مشتاق یا زنگ که دقیقا هم جنس و هم اندازهٔ سیم یکم است

سیم چهارم که آن هم زرد رنگ است و از دیگر سیمها قطورتر است.

کاسه: از نظر ساختاری مانند کاسهٔ عود یا تنبور است ولی کوچکتر از آنها (درازای کاسه سه تار از ۲۶ تا۳۰ سانتی متر، پهنای آن به تناسب بین ۱۲ تا ۱۶ سانتی متر و ژرفایش نزدیک ۱۳ سانتی متر می‌باشد.). و معمولاً از چوب توت ساخته می‌شود.

صفحه: روی کاسه جا دارد و دست راست نوازنده روی آن قرار می‌گیرد. صفحه دارای سوراخ‌هایی برای خروج صداست.

دسته: درازای دسته ۴۰ تا ۴۸ سانتی متر و قسمتی که گوشی‌ها در آن تعبیه می‌شوند ۱۲ سانتی متر و پهنای دسته ۳ سانتی متر است.

خرک

سیم‌گیر: در بخش پایانی کاسه ساز ابزاری چوبین برای نگهداری سیم هاوجود دارد که عموماً سیم گیر خوانده میشود.

شیطانک

گوشی: سیم از یک طرف به سیم گیر در انتهای کاسه و از طرف دیگر به گوشی‌های کوک شونده در انتهای دسته ساز بسته می‌شوند. با پیچاندن گوشی‌ها ساز کوک میشود.

پرده.

 

 

سه تار دارای صدایی مخملین و ظریف بوده از آنجاییکه که با کنار ناخن انگشت سبابه دست راست نواخته می‌شود، صدای ساز ارتباط مستقیمی با اعصاب و روان نوازنده پیدا می‌کند و از این رو سه تار را اغلب همدم اوقات تنهایی خوانده‌اند.

 

اغلب شنوندگان، ساز سه تار را دارای لحن و نوای غمگینی احساس می‌کنند، اما نوازندگان معاصر موسیقی ایرانی در تلاش برای توسعه موسیقی مدرن و نوی ایران، اثار زیبایی آفریده‌اند که با حال و هوایی که تا دو دهه پیش از این ساز تصور میشد کاملاً متفاوت است.

 

نوازندگان پیشین:

درویش خان، میرزا عبدالله، ابوالحسن صبا، احمد عبادی، نور علی برومند، یوسف فروتن، سعید هرمزی و...

 

نوازندگان کنونی:

جلال ذوالفنون، محمدرضا لطفی، حسین علیزاده، داریوش پیر نیاکان، مسعود شعاری، مجید درخشانی، قشنگ کامکار و رضا عباس زاده و ...

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

رباب

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.

 

ساز معروف مردم فارس و خراسان است )) مفاتيح العلوم خوارزمي

 

(( و آن سازي بود كه بعضي بر آن سه وتر بندند و بعضي چهار و بعضي پنج و اوتار آن مزوج ( جفت ) بندند ((چنانكه هر دو وتر را حكم يك وتر باشد و اصطخاب معهود آن همچون اصطخاب معهود عود باشد. رباب از الات (( ذوات الاوتار مقيدات )) است))مقاصد الاحان- مراغه اي

 

((كاسه رباب بيشتر از چوب زرد آلو مي سازند و اول آن را در چوب شير مي جوشانند يا در آب گرم ، اما شير بهتر باشد تاليونت بيشتر حاصل شود و در وقت نقر كاسه آسان تر بود . رباب 6 وتر دارد . از سه نوع ابريشم اول ريز كه اغلظ اوتار است و دوم حاد كه نسبت با زير ادق است و سيوم مثني كه نسبت با حاد ادق است )) كنز التحف - سه رساله فارسي در موسيقي - به اهتمام تقي بينش

 

(( رباب به ويژه در خراسان محبوبيت داشته است . هر چند اعراب نيز ازين ساز آن قدر حمايت كردند تا سرانجام آن را به يك ساز ملي مبدل ساختند . واژه رباب نزد اعراب گوياي چندين ساز زهي آرشه دار بوده است كه ظاهرا نوعي از آن كه رويه صاف و مسطح داشته به ارباب ملي اعراب تبديل شده بود و به همين سياق ايرانيان نيز رباب خود را (( كمانچه )) مي ناميدند و آن را نام عام سازهاي زهي كشيدني خود قرار داده اند . نوع خاص و قابل تشخيص ديگر رباب ايراني غيشك ( برابر شوشك ) اعراب است )) بهزاد باشي - تاريخ موسيقي خاور زمين - فارمر اصفهان

 

(( رباب در ايران و مخصوصا در خراسان از قديم معروف و معمول بوده و با وجود اينكه بعضي از نويسندگان عرب در سدر اسلام از آن نام برده اند نخستين كسي كه درباره آن به تفصيل سخن ميگويد حكيم بزرگ ابو نصر فارابي است . رباب كلمه اي است كه در سالهاي اخير به سازهايي كه با كمانه مي نوازند اطلاق مي شود ولي به احتمال قوي اين ساز را هم مثل بربط و تنبور ابتدا با ناخن يا زخمه مي نواختند و به تحقيق نمي توان گفت كه در چه تاريخي به صورت ساز آرشه اي در آمده است .

 

در كشور هاي خاور ميانه و نزديك هفت نوع رباب مختلف وجود داشته است :

 

1- رباب با كاسه مربعي شكل 2- رباب با كاسه استوانه اي 3- رباب با كاسه كشتي يا كشكول 4- رباب با كاسه گلابي شكل 5- رباب با كاسه كروي شبيه به كمانچه كنوني ايران 6- رباب با كاسه اي شبيه سه تار يا تنبور كنوني 7- رباب با كاسه اي بيضي شكل )) مهدي فروغ - مداومت در اصول موسيقي ايراني

 

رباب فعلي كه در جنوب شرقي ايران باقي مانده از دسته آلات زهي مضرابي است كه داراي 18 سيم است . سيم ها در انتها به يك دكمه متصل شده و پس از عبور از خرك موازي هم در امتداد دسته ساز به گوشيها متصل ميشوند . اين ساز داراي جعبه بزرگتر پوست كشيده شده است و روي آن خرك قرار دارد كه سيم هاي اصلي و فرعي از روي آن عبور ميكنند . دسته ساز از چوب است و در روي آن سه يا چهار پرده از زه قرار دارد . در روي دسته كه تعدادي روي جعبه دوم قرار گرفته سوراخهاي زيادي به شكلهاي مختلف كنده شده است . اين جعبه فقط براي اضافه كردن طنين بيشتر ساز است . رباب داراي 6 سيم زه اي اصلي است كه به گوش ها متصل است و اضافه بر اين 12 سيم فلزي فرعي دارد كه براي كمك به طنين صداي اصلي است و اين سيمها به وسيله 12 خرك كوچك عاجي به گوشيها كه به بدنه ساز نصب شده متصلند . براي نواختن ساز را روي زانو قرار ميدهند و با مضرابي كه به شكل مثلث است بر سيم ها ضربه وارد ميكنند . شهميري - صداشناسي موسيقي

 

افغان ها به ساز ساده رباب ، قيچك مي گويند . رباب واژه اي ايراني است كه به تعداد زيادي از ساز هاي متفاوت زهي مي گويند . اين ساز در گذشته با كمان و در حال حاضر با مضراب نواخته مي شود . در پاكستان و شمال هند در گذشته حداقل به 2 نوع ساز عود مانند رباب مي گفته اند كه يكي از آن دو در حال حاضر در افغانستان هنوز به همين نام متداول است .

 

 

***********************************

 

رباب:

رباب به ضم اول بر وزن غراب سازی باشد مشهور که می نوازند و آن طنبور مانندی بود بزرگ و دسته کوتاهی دارد و بر روی آن به جای تخته پوست آهو کشند.

شکل ظاهری: رباب معمولا از چهار قسمت شکم، سینه، دسته و سر تشکیل شده است.

شکم در واقع جعبه ای به شکل خربزه است که بر سطح جلویی آن پوست کشیده شده و خرکی کوتاه روی پوست قرار گرفته است. سینه نیز جعبه ای مثلث شکل است که سطح جلویی آن تا اندازه ای گرده ماهی و از جنس چوب است. در سطح جانبی سینه هفت گوشی تعبیه شده که سیم های تقویت کننده صدای ساز به دور آنها پیچیده می شوند. بر سطح جانبی دیگر( سطح پائینی) پنجره ای دایره ای شکل ساخته شده است. دسته ساز نسبتا کوتاه است و بر روی آن حدود ده دستان بسته می شود و بلاخره در سر ساز مانند تار، جعبه گوشی ها قرار گرفته و در سطوح بالائی و پائینی این جعبه گوشی ها کمی به طرف عقب ادامه یافته است.

تعداد سیم های رباب شش یا سه سیم جفتی است که سیم های جفت با یکدیگر همصوت کوک می شوند.

سیم های رباب در قدیم از روده ساخته می شده در حالیکه امروزه آنها را از نخ نایلون می سازند و سیم بم روی نایلون روکشی فلزی دارد.

مضراب رباب امروزی مانند مضراب عود از پر مرغ ساخته شده است.

رباب اساسا محلی است و بیشتر در نواحی خراسان و مرز افغانستان معمول است.

 

رباب سوپرانو:

 

سازی است با مقیاس کوچکتر از رباب معمولی که به پیشنهاد حسین دهلوی آن را رباب سوپرانو نام گذاردند و رباب معمولی، تنها در هنریتان موسیقی ملی و در موارد همنوازی در ارکستر در مقابل رباب ساخته شده سوپرانو نام رباب آلتو به خود گرفت.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

chinese-musical-instrument-pipa.jpg

 

 

پیپا که معروف به گیتار چینی میباشد دارای سابقه ای به بیش از دو هزار سال می باشد. برخی اوقات آنرا لوت چینی نیز نام میبرند که بسیاری از سازهای آسیا بالاخص سازهای جنوب آسیا از این ساز بوجود آمده است و شاید بتوان آنرا مادر سازهای زهی جنوب آسیا دانست. از جمله biwa یک ساز چینی و ساز محلی کشور ویتنام đàn tỳ bà و همچنین پیپای کره ای، اما برخلاف پیپای چینی همتای کره ای این ساز مدتهاست که دیگر نواخته نمیشود و باید آنرا درون موزه ها دید؛ سعی و تلاش در جهت احیای دوباره آن بی ثمره مانده است.

 

 

اسم pípá از دو قسمت تشکیل میشود pí بمعنای فشار دادن انگشتان دست راست از طرف راست به چپ (بیش از یک انگشت میتواند در یک زمان چندین نت را بصدا در آورد) و قسمت دوم بعنی pá به معنای کشیدن انگشت شست دست راست از طرف چپ به راست.

 

در دوران گذشته سیمهای این ساز بوسیله مضراب به صدا در می آمد اما به مرور زمان، انگشتان دست راست جایگزین مضراب در نواختن شدند.

 

در زمان تحول در ساخت ساز در چین و تغییرات در ساختار سازها که در قرن بیستم به اوج خود رسید این ساز نیز مصون از تغییر نماند.

 

سیمهای ابریشمی جای خود را به سیمهای نایلونی با لفاف فلزی داد که از جنس ناخن نیز محکم تر بود برای همین از ناخنهایی مصنوعی در نواختن استفاده میشود.

 

تصاویر و عکسهایی از این ساز در نقاشی ها و نقوش باقی مانده از هزاران سال قبل نشان میدهد که دو نوع پیپا وجود داشته است که اولین مدل از این ساز دارای دست ای راست و صفحه صدایی مدور که دو طرف آن با چرم پوشیده شده است و نوع دوم بصورت بسیار ابتدایی تر بوده و دارای چهار سیم بوده است که به مرور زمان و با تغییرات در ساختار به سازی با عنوان ruan تبدیل شده است.

 

اما شاید جالب باشد که بدانید پیپای مدرن از یکی از سازهای ایرانی بوجود آمده است.

 

در حقیقت از ساز بربط که در زمان سلسله پادشاهی Jin (265-420 A.D.)وارد چین شده بود.

 

در دوره ای این ساز در محافل و جشن های حکومتی و محافل شادمانی پادشاهان بسیار مورد توجه قرار گرفت در زمانی که نوازندگان ایرانی در این کشور مراسم های مختلفی را برپا میساختند و به عنوان معلم موسیقی در این کشور فعالیت مینمودند.

 

در آن زمان پیپا دارای سردسته ای کج و شامل 4 الی 5 سیم ابریشمی و 5 تا شش فرت میشد و بصورت افقی و با مضراب نواخته میشد.

 

با گذشت زمان سر دسته کج جای خود را به سردسته صاف و مستقیم داد و تعداد فرتها به 14 الی 16 عدد افزایش پیدا کرد و حتی در قرن بیستم این تعداد به 17 - 24 - 25 و حتی 30 عدد هم رسید که میتوان فواصل پرده - نیم پرده و ربع پرده را نیز اجرا نماید.

 

این ساز در حال حاضر نیز مورد توجه قرار گفته است و حتی در ارکسترهای چین بکار برده میشود.

 

پی پا دارای صدایی نازک - زیبا و شفاف است که جلوه خاصی از موسیقی مشرق زمین را بیان میکند.

 

اما از میان نوازندگان مختلف معاصر از دو نفر باید نام برد که نقش بسیار مهمی در اشاعه این ساز توسط مهارت خود در نوازندگی را داشتند اسن دو نفر Li Tingsong و Sun Yude هستند

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

قانون :قانون سازی است ایرانی الاصل که در حمله ی اعراب به ایران به دسته ی فراموشی سبرده شد و به راحتی به اعراب واگذار گردید واگذاری این ساز توسطه ایرانیان همانا و ادعدای مالکیت ساز قانون توسط اعراب همان شد که در ایران دیگر این ساز که ظاهری همانند سنتور و نوایی خوش آهنگ دارد بیش از قبل فراموش شد اما در این میان کسی هست که بر اصالت خود بابرجاست و این را فرا میگیرد سبس صاحب سبک ده انگشتی در این ساز می شود هم اکنون سالهاست که در ایران به آموزشه این ساز می بردازد و او کسی نیست جز سرکاره خانومه ملیحه ی سعیدی که زنده یاد استاد احمد ستوده همسر ایشان نیز به ساخت این ساز می برداختند.

رباب :رباب به ضم اول بر وزن غراب سازی باشد مشهور که می نوازد وآن تنبور مانندی بودبزرگ و دسته ی کوتاهی دارد و بر روی آن بجای تخته بوست آهو می کشند وشکلی که در برهان از رباب چاب شده شبیه تار است و کاسه ی آن شامل دو قسمت است به اصطلاح کاسه و نقاره خانه.عبدلقادر مراغی در مقاصد الالحان در وصف سازها می نویسد : اما رباب و آن سازی بود که بر( آ) سه وتر بندند و بعضی چهار و بعضی بنج واوتار آن مزوج بندند چنان که هر وتر را حکم یک وتر باشد و کوک آن مانند کوک عود باشد . دانلد یولچ انگلیسی در یک مجله می گوید که این ساز عربی است و رباب را به هیات چهار بهلو و کمانه است و از این ساز دو ساز اروبایی به وجود آمده.که به گفته عبدلقادر مراغی این ساز آن سازی که عربها به آن رباب می گفتند نبوده . رباب:مجمواا از 4 قسمت.شکم .سینه.دسته و سر تشکیل شده است.سیمهای رباب در قدیم از روده ساخته می شده.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

persian_tar_the_long_necked_lute_of_iran_body_and_neck_original.jpg

 

شكل ظاهري _قسمت كاسه ( شكم ) خود به دو قسمت كوچك و بزرگ تقسيم شده كه

 

 

قسمت كوچكتر را « نقاره » مي گويند .

 

 

روي كاسه و نقاره تار پوست كشيده شده و خرك تار بر پوست كاسه تكيه كرده است .

 

 

قسمت نقاره در انتهاي بالائي ( گردن ) متصل شده است .

 

 

دسته تار بلند ( 45 تا 50 سانتي متر است ) و بر كناره هاي سطح جلوئي آن دو روكش

 

 

استخواني چسبانده اند . دور دسته دستان ها ( پرده هائي عمود بر طول آن با فواصل معين

 

 

بسته شده . قطر هر دستان در داصوات اصلي دستگاه هاي موسيقي ايراني كمي بيشتر از

 

 

اصوات گذرا و كم اهميت تراين موسيقي است . تعداد دستان ها امروزه 28 است .

 

 

iranian_tar_1.gif

 

 

 

جعبه گوشي (سر) در انتهاي بالائي دسته قرار گرفته و از هر طرف سه گوشي بر سطوح

 

جانبي جعبه جا گذاشته شده است .

persian_tar_the_long_necked_lute_of_iran_headstock_original.jpg

تعداد سيم هاي تار شش عدد است كه از انتهاي تحتاني كاسه شروع شده است . از روي خرك

 

 

عبور مي كند ودر تمام طول دسته كشيده شده تا بالاخره به جعبه گوشي ها داخل و در آنجا به

 

 

دور گوشي ها پيچيده مي شوند . دو سيم زرد ( همصدا ) يك سيم سفيد نازك ( به نام زير ) و بالاخره

 

 

يك سيم زرد ( بم ) كه دوتاي آخري غالبا به فاصله اكتاو كوك مي سوند .

 

 

فاصله سيم هاي همصوت سفيد نسبت به سيم هاي زرد غالبا « چهارم » و سيم هاي سفيد نسبت به سيم بم

 

 

معمولا فاصله اكتاو يا هفتم را تشكيل مي دهند . ( به اين ترتيب اگر سيم هاي همصداي سفيد را « دو »

 

 

كوك كنيم سيم هاي زرد بايد غالبا « سل » و سيم بم « دو » يا « ر » كوك شوند ) .

tar.jpg

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

بربط یا عود

 

بربط یا عود یا رود سازی زهی است که در خاورمیانه و کشورهای عربی رایج است و از قدیمی‌ترین سازهای شرقی و ایرانی به شمار می‌رود.این ساز در حقیقت نوعی سمبل تاریخی برای سازهای ایرانی است.

تاریخچهٔ بربط

 

از آن‌جا که پیشینه‌ٔ این ساز به ۱۹۷۰ سال پیش از میلاد مسیح بازمی‌گردد، می‌توان آن را از اصیل‌ترین سازهای موسیقی ایران زمین به شمار آورد. آثار باستانی میان‌رودان متعلق به هزارهٔ دوم پیش از میلاد، نگارهٔ مردی ایستاده را نشان می‌دهد که به نواختن بربط مشغول است.

در حقیقت سومری‌های باستان نخستین مردمی هستند که در آثار به جای مانده از آن‌ها ردپایی از این ساز در دیده می‌شود. ساز عود در ایران پیش از اسلام به نام بربط شناخته می‌شد و پس از سومری‌ها و در دوران هخامنشیان رواج داشته‌است. این ساز در عهد ساسانی بیش از همه ادوار رواج داشته‌است.

گویا در اوایل اسلام به کشورهای عربی راه یافته و جانشین سازی به نام «مزهر» شده است. بر پایهٔ برخی از اسناد «ابن سریح ایرانی نژاد» نخستین کسی است که در عربستان و در قرن یکم هجری عود فارسی یا بربط را نواخته و نوازندگی آن را آموزش داده‌است. الاغانیعبدالله ابن زبیر» جمعی از ایرانیان را به مکهخانهٔ کعبه را تعمیر کنند. دیوارگران ایرانی عود می‌زدند و اهل مکه از ساز و موسیقی ایشان لذت می‌برند و آن را تحسین می‌کردند، ابن سریح پس به عود زدن پرداخت و در این صنعت سرآمد هنرمندان زمان گشت. می‌گوید:آشنایی او با عود از آنجا شروع شد که « دعوت کرده بود تا

و اما عود

چون سطح ساز بربط از چوب پوشیده شده بود، اعراب آن را عود نامیدند.(العود در زبان عربی به معنای چوب است). به باور برخی پژوهشگران موسیقی مانند اکارد نوبوئر (Eckhard Neubauer) این واژه در اصل عربی شدهٔ واژهٔ "رود" فارسی می‌باشد که هم نام دیگر بربط است و هم به معنای سیم در سازهای زهی می‌باشد.

بربط امروزه نقش بسیار کمتری در موسیقی ایرانی دارد. عود عربی بر خلاف بربط ایرانی از اصلی‌ترین سازهای موسیقی عربی است. این ساز پس از اینکه به اروپا برده شد، نام لوت بر آن نهادند. واژه لوت از نگارش كلمهٔ العود به وجود آمده و به تدریج به لوت تبدیل شده است. ابن خلدون در قرن ۸ هجری قمری آن را به ترکه‌های چوبینی که انعطاف‌پذیر است معنی نموده.

خود كلمهٔ بربط در واقع از دو كلمهٔ "بر" و بط" ساخته شده یعنی "مانند بط" و بط به معنی مرغابی است. در كل شكل این ساز به مرغابی تشبیه شده چون سینهٔ جلو داده و گردن كوچكی دارد. دیدگاه دیگر این واژه را برگرفته از نام "باربد" نوازندهٔ رود در دربار خسرو پرویز می‌داند. این واژه به صورت بربت نیز نوشته شده است

 

 

 

 

اصولا بربط یا همان عود در اندازه‌های مختلف ساخته می‌شود که اندازه متداول و معمول همان عودهای ساخت ایران است. نمونه‌های ساخت کشورهای عربی دارای کاسه‌ای بزرگ و عودهای ترکیه کوچک و عودهای ایرانی متوسط است.

انواع بربط

 

در قدیم بربط را دو نوع به حساب می‌آوردند: یکی بربط با کاسه‌ٔ بزرگ و دسته‌ٔ کوتاه و دیگر با کاسهٔ کوچک اما دستهٔ بزرگ. امروز به اشتباه ساز دسته بلند را بربط و ساز دسته کوچک را عود می‌نامند. در حالی که اینگونه نیست و براساس تحقیقاتی که انجام شده توسط سیگارچی هر دو عود یا همان بربط هستند و از یک ساختمان صدایی برخوردارند.

ساختار بربط

 

شکم این ساز بسیار بزرگ و گلابی شکل و دسته آن بسیار کوتاه است. به طوری که قسمت اعظم طول سیم‌ها در امتداد شکم قرار گرفته‌است. سطح رویی شکم از جنس چوب است که بر آن پنجره‌هایی مشبک ایجاد شده‌است. بربط فاقد «دستان» است و خرک ساز کوتاه و تا اندازه‌ای کشیده‌است. بربط دارای ده سیم یا ۵ سیم جفتی است البته در برخی مواقع استادان قالب شکنی کرده و دو یا یک سیم در قسمت پایین قبل از سیم دو به ساز اضافه می‌کنند که این سیم‌ها فا زیر کوک می‌شود. سیم‌های جفت با هم همصدا (کوک) می‌شوند و هر یک از سیم‌های دهگانه، یک گوشی مخصوص به خود دارد؛ گوشی‌ها در دو طرف جعبه گوشی (سر ساز) قرار گرفته‌اند.

بربط(عود) بم‌ترین ساز بین سازهای زهی است؛ نت نویسی آن با کلید سل است(در واقع نت نويسي آن با توجه به وسعت و بمي صداي ساز بر اساس كليد فا مي باشد كه براي سهولت نت خواني و نوازندگي يك اكتاو بالاتر نوشته ميشود) که جمعا دو اکتاو است. «اکتاو» بم‌تر از نتبم (سُل پائین) معمولاً نقش «واخوان» دارد و گاه این سیم جفت نیست. صدای بربط(عود) به نحوی است که صدای اکتاو چهارم پیانو از راست به چپ برابری دارد و در اصل باید بربط(عود) را با کلید «فا» نواخت یعنی صدای اصلی بربط یک اکتاو پایین‌تر از آن است که امروز متداول شده‌است . نوشته شده حاصل می‌شود. سیم

مضراب بربط از پر مرغ (یا پر طاووس و شاه‌پر عقابو حتي پر لاشخور ) تهیه شده‌است و گاه نیز نوازنده با مضراب دیگری ساز را می‌نوازد. نوازنده‌های امروزی از مضراب‌های پلاستیکی استفاده می‌کنند.

صدای بربط بم، نرم و در عین حال گرم و جذاب و نسبتاً قوی است. این ساز نقش تک‌نواز و هم‌نواز هر دو را به خوبی می‌تواند ایفا کند.همانگونه كه مستحضريد بربت صدايي بم و تا حدودي تو دماغي داردكه دليل آن نوع زه (سيم) ساز و عدم وجود پرده بندي(مانند ويلن) روي دسته ي ساز است.پرده بندي موسيقي ايراني بخوبي روي اين ساز قابل بيان است.

احیاء عود (عود معاصر)

 

با تشکیل هنرستان عالی موسیقی در پنجاه سال پیش، استادانی چون اکبر محسنی، كاموسی و منصور نریمان که اکثرشان سه‌تار می‌نواختند، سعی کردند با تهیه‌ٔ عود و همنوایی آهنگ‌های پخش شده از رادیوهای عربی، شیوه صحیح نواختن عود را یاد بگیرند و به این ترتیب عود در عصر معاصر دوباره احیا شد.

عود نوازهای معروف جهان

 

ساز عود در یک‌صد سال اخیر کاملاً در قبضه‌ٔ عرب‌ها و به‌خصوص مصری‌ها بوده است. از جمله نوازندگان معروف این ساز منیر بشیر (عراقی) است. در کنار او می‌توان به نام‌هایی چون ریاض سنباطی، فريد الاطرش، ناصر شمه و انور براهم اشاره کرد.

عود نوازان معروف ایران

 

در ایران نیز پس از احیای ساز عود تلاش‌های مثمرثمری صورت گرفت. از جمله‌ٔ عود نوازان معروف می‌توان به منصور نریمان، حسن منوچهری، محمود رحمانی پور، اکبر محسنی و عبدالوهاب شهیدی اشاره کرد. در سال‌های اخیر هم که استادان دیگری به این جمع اضافه شدند و اکثر از کسانی هستند که در نواختن ساز عود نوآوری‌هایی داشتند، از جمله این افراد ارسلان کامکار، حسین بهروزی‌نیا، محمد فیروزی و جمال جهانشاد هستند. از عود نوازان معروف خطه جنوب استادانی مانندعلی محبوب ,علی میرشکال , محمد رفیع اشعری, محمد منصور وزیری از جزیره قشم و حسین وفادار از بندر عباس می‌باشند.از عود نوازان معاصر ایران می‌توان به شاهین علوی اشاره کرد که تبحر خاصی در نواختن این ساز دارند.ایشان این ساز را پس از کسب استادی در نواختن گیتار فلامنکو انتخاب و به تبحر رسیدند.

عودسازان ایران

 

عودسازانی مانندبرادران محمدی , محمد اژدری , عرفاتی , مانی جفرودی , عابدینی,ملکشاهی و نریمان آبنوسی در ساخت عود تبحر دارند و باعث رواج بیشتر این ساز اصالتاً ایرانی شده اند.

هم چنین ابراهیم قنبری مهر با ایجاد تغییراتی در ساختار عود عربی از جمله کوچک تر کردن کاسه و بلند تر کردن دسته به قالب جدیدی دست یافته و نام آن را بربت گذاشته است. این تغییرات مورد استقبال نوازندگانی چون حسین بهروزی‌نیا قرار گرفته است.

بسیاری از دیگر سازندگان این ساز نیز به تجربیاتی در تغییر ساختار فیزیکی عود رسیده اند.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

=========

 

 

سنتور

 

 

=========

 

 

250px-Santoor.jpg

magnify-clip.png

استاد کیانی در حال نواختن سنتور ایرانی.

 

 

سنتور یکی از سازهای موسیقی ایرانی است. فرهنگ دهخدا سنتور را اینگونه تعریف کرده است[۱]: « از سازهای ایرانی به شکل ذوزنقه که دارای سیم‌های بسیاری است و به وسیله دو مضراب چوبی نواخته می‌شود.»

250px-Tafelbergliam.jpg

magnify-clip.png

سنتور الکتریک

 

 

 

 

پیشینه

 

سنتور بر پایهٔ شواهد و قراین یکی از کهن‌ترین سازهای منطقه به شمار می‌رود. کهن‌ترین اثری که از این ساز بر جا مانده، از سنگ‌تراشی‌های آشور و بابلیان[نیازمند منبع] (۵۵۹ قبل از میلاد) است. در این سنگ‌تراشی‌ها، صف تشریفاتی که به افتخار آشور بانیپال بر پا شده مجسم گردیده و سازی که شباهت زیادی به سنتور امروزی دارد، در میان آن صف دیده می‌شود.

ابوالحسن علی بن حسین مسعودی (مرگ به سال ۳۴۶ ه.ق) گذشته نگار نامدار و نویسنده کتاب مروج‌الذهب در شرح اوضاع موسیقی در زمان ساسانیان، هنگام نام بردن از سازهای متداول موسیقی ساسانی، واژه سنتور (سنطور) را ذکر می‌کند. در کتب قدیم و تألیفات ابونصر فارابی و ابن سینا نیز نام سنتور چند بار ذکر شده‌است.

عبدالقادر مراغه‌ای ساز یاطوفان را معرفی کرد که شبیه سنتور امروزی بود با این تفاوت که برای هر صدا فقط یک تار می‌بستند و با جابجا کردن خرک‌ها، آن را کوک می‌کردند.

نام سنتور در اشعار منوچهری نیز آمده‌است:

کبک ناقوس‌زن و شارک سنتورزَن است

فاخته نای‌زَن و بربط شده تنبور زنان سنتور، سازی کاملاً ایرانی است که برخی ساخت آن را به ابونصر فارابی نسبت می‌دهند که مانند بربط، ساز دیگر ایرانی بعدها به خارج برده‌شد.[نیازمند منبع]

برخی پژوهشگران بر این باورند که سنتور در زمان‌های بسیار دور از ایران به دیگر کشورهای آسیایی رفته‌است، چنان که امروزه نیز گونه‌های مشابه این ساز در عراق، ترکیه، سوریه، مصر، پاکستان، هند، تاجیکستان، چین، ویتنام، کره، اوکراین و دیگر کشورهای آسیای میانه و نیز در یونان نواخته می‌شود.

بر پایهٔ اسناد و مدارک، نگارگری‌ها و مینیاتورهای سده‌های پیش، آنچه که ما امروزه به عنوان سنتور در اختیار داریم در واقع سنتوری است که از نزدیک به یکصد و پنجاه سال پیش (زمان قاجار) با شکل و شمایل کنونی خود در اختیار هنرمندان این مرز و بوم قرار دارد. چنان که سنتورهای محمدصادق خان (که نخستین نمونه صوتی ساز سنتور به جا مانده از دوران قاجارحبیب سماع حضور و حبیب سماعی، در ابعاد، شمار خرک و چگونگی ساخت، بسیار نزدیک به سنتور امروزی است. متعلق به وی می‌باشد)،

بررسی تاریخ گردش و تحول ساز سنتور نشان می‌دهد که این ساز طیف گسترده‌ای از سبک‌ها و مکاتب گوناگون را در سدهٔ کنونی به خود اختصاص داده، به گونه‌ای که پس از یک بررسی اجمالی، می‌توان اذعان داشت حداقل ۱۵ سبک و مکتب گوناگون و فعال در این عرصه شهره خاص و عام‌اند.[نیازمند منبع]

تنوع و جوراجوری چشمگیر مکاتب و سبک‌ها باعث تنوع در صدادهی ساز، تکنیک نوازندگی و چگونگی آهنگ‌سازی و نغمه‌پردازی در سطوح گوناگون بوده‌است.

سنتور، یا آنچنان که استاد ابوالحسن خان صبا گاه می‌نوشت: سنطور، در سال‌های پایانی عصر قاجار، سازی تقریباً فراموش شده و رو به نابودی بود. سازهای اصلی، تار، تنبک و کمانچه[۲] بودند و دوره قاجار، در واقع «عصر تار» بود. تعداد کمی سنتور می‌نواختند و تعداد کمتری نیز سنتور می‌ساختند و می‌آموختند.

گسترش در جهان

 

با اتکا به قدمت آثار کشف شده گمان این است که این ساز از قلمرو ایران به کشورهای دیگر راه یافته و نام‌های مختلفی پیدا کرده‌است. سنتور با اندک تفاوتی در شکل ظاهر و با نام‌های مختلف در شرق و غرب عالم وجود دارد. این ساز را در کشور چین یان کین، در اروپای شرقیدالسی مر، در انگلستان باتر فلای‌ها، در آلمان و اتریش مک پر،در هندوستان سنتور، در کامبوج فی و در آمریکا زیتر می‌نامند که هر کدام دارای وجه تشابهاتی هستند. ساز سنتور در تعدادی از کشورها مانند ارمنستان و گرجستان نیز رایج هست. همچنین سنتورهای عراقی –هندی- مصری و ترکی که بعضی از آنها حدود ۳۶۰ سیم دارند.

ساختار ساز

 

این ساز از جعبه‌ای ذوزنقه‌ای شکل تشکیل شده که اضلاع آن عبارت‌اند از: بلندترین ضلع، نزدیک به نوازنده و کوتاهترین ضلع و موازی با ضلع قبلی و دور از نوازنده و دو ضلع جانبی با طول برابر که دو ضلع قبلی را به طور مورب قطع می‌کند. ارتفاع سطوح جانبی ۸ تا ۱۰ سانتیمتر است.

جعبه سنتور مجوف است و تمام سطوح جعبه چوبی است. بر روی سطوح فوقانی دو ردیف (معمولاً ۹تایی)خرک چوبی قرار دارد؛ ردیف راست نزدیک‌تر به کناره راست ساز است و ردیف چپ کمی بیشتر با کناره چپ فاصله دارد (فاصله بین هر خرک ردیف چپ تا کناره چپ را «پشت خرک» می‌نامند). از روی هر خرک چهار رشته سیم هم‌کوک عبور می‌کند ولی هر سیم به گوشی معینی پیچیده می‌شود. گوشی‌ها در سطح جانبی راست کنار گذاشته شده‌اند. سیم‌های سنتور به دو دسته «سفید» (زیر) و «زرد» (بم) تقسیم می‌شوند. دسته سیم‌های سفید بر روی خرک‌های ردیف چپ و سیم‌های زرد بر روی خرک‌های ردیف راست به تناوب قرار گرفته‌اند. طول قسمت جلوی خرک در سیم‌های سفید دو برابر طول آن در قسمت پشت خرک است و می‌توان در پشت خرک نیز از سیم‌های سفید استفاده کرد (صدای آن به نسبت عکس طول، یک اکتاو نسبت به صدای قسمت جلوی خرک بالاتر است). همچنین هر سیم زرد، یک اکتاو بم‌تر از سیم سفید بلافاصله بعد از آن صدا می‌دهد.

اطلاعات بیشتر ساختمان سنتور (به انگلیسی)

 

گذشته و امروز

 

ساز سنتور پیشتر با ۱۲ وتر سیم بم و ۱۲ وتر سیم زیر ساخته می‌شد و سنتور ۱۲ خرکیسنتور «لا کوک» نیز ساخته می‌شود. سنتور ۱۱ خرک، سنتور چپ کوک نامیده می‌شود. در واقع هر خرکی که به سنتور اضافه می‌شود صدای ساز یک پرده بم‌تر می‌گردد. سنتور ۹ خرک رایج‌ترین نوع سنتور است که سنتور «سُل کوک» نامیده می‌شود و نت‌های ردیف بر اساس آن نوشته شده‌اند. در سنتور ۹ خرک، چنانچه بر اساس راست کوک تنظیم شود، به ترتیب سیم‌ها از پایین بر مبنای می-فا-سل کوک می‌شوند و برای اجرای گروهی و ارکستر مناسب است. نامیده می‌شد. امروزه سنتور ۱۰ خرک و سنتور ۱۱ خرک و

ساز سنتور برای استفاده در ارکستر دارای نقایصی است که برای رفع آنها چندی است دو نوع سنتور یکی کروماتیک با افزایش ۷ خرک به خرک‌های معمولی و دیگری سنتور باس با صدای بم ساخته شده‌اند.

سنتور کروماتیک و سنتور کروماتیک بم

 

به منظور تکمیل فواصل کروماتیک بین اصوات و نیز به قصد تأمین اصوات بم، در حدود بیست سال اخیر دو نوع سنتور با تعداد زیادتر خرک ساخته شده‌اند. سنتور کروماتیک با همان میدان صدای سنتور معمولی ولی دارای خرک‌ها و اصوات کروماتیک بیشتر است. میدان صدای سنتور کروماتیک بم یک فاصله پنجم بم‌تر از سنتور کروماتیک است و وسعت آن سه اکتاو و نیم است. در دو نوع سنتور کروماتیک، هر صوت توسط سه رشته سیم هم‌کوک حاصل می‌شود. به عبارت دیگر روی هر خرک سه سیم تکیه کرده‌است. از هر دو سنتور کروماتیک و کروماتیک بم در حال حاضر تنها استفاده‌های هم‌نوازی می‌شود.

نوازندگی سنتور

 

نوازندگی سنتور بوسیله دو چوب نازک که به آنها «مضراب» گفته می‌شود، انجام می‌شود. مضراب‌ها در گذشته بدون نمد بودند ولی اکنون بیش‌تر به مضراب‌ها نمد می‌چسبانند که خود باعث لطیف‌تر شدن صدای سنتور می‌شود. در اکثر اوقات، نوازنده باید با هر یک از مضراب‌ها، نت متفاوتی را اجرا کند (به ویژه در برخی از چهارمضراب‌ها که بیش‌تر پایه قطعه با دست چپ و ملودی با دست راست اجرا می‌شود). به همین دلیل نوازندگی این ساز علاوه بر چابکی دست‌ها، به تمرکز ذهن نیز نیاز دارد که تنها با تمرین فراوان بدست می‌آید.

سنتور سازی است که اگر نوازنده بر آن چیره شود، می‌تواند بوسیله آن کارهای زیبا و ماندگاری بیافریند. این ساز به خوبی توانایی تکنوازی و همنوازی را دارا می‌باشد.

برابر نیمهٔ عمر تمرین سنتورنوازان، به کوک کردن آن می‌گذرد. چون ضربه‌های مداوم مضراب روی سیم‌ها و تاثیر گذاری رطوبت و حرارت روی چوب و سیم‌ها کوک را به هم می‌زند و ۷۲ سیم باید مرتب کوک یا هم خوان شود، از این رو سنتور، سازی شناخته می‌شود که همراه با زیبایی، بسیاری از عوارض طبیعی می‌تواند روی صدا و کوک آن تاثیر بگذارد و حتی نوازنده‌های کارکشته را برای یک کوک دلخواه ناکام می‌گذارد.

گفته شده‌است که حبیب سماعی نوازنده سرشناس سنتور روزی در مجلسی گفته‌است:

« کوک سنتور مرا پیر کرده‌است. »

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

قانون

 

ghanon.gif

قانون يكي از قديمي ترين سازهاي ايراني است كه توانايي بيان گوشه هاي موسيقي ايراني را دارد ولي متاسفانه مدت مديدي است كه در سرزمين ما ناشناخته مانده ، در حالي كه در كشورهاي همجوار سالهاست كه ازاين ساز استفاده شده است . تقريبا از نيم قرن پيش تا كنون، موسيقي دانان ايراني به اجراي اين ساز روي آورده اند ، اما با وجود اينكه زمينه كار اينان بر نغمه هاي موسيقي ايراني مبتني بوده است ، به دليل تقليد ناآگاهانه از روش و سبك نوازندگي موسيقي عربي، اين پندار اشتباه به وجود آمده كه ساز قانون عربي است و آن را بايد به شيوه عربي نواخت، حال آنكه اين سبك در قانون نوازي ، علاقه مند به موسيقي ايراني را فرسنگها از شناخت اصول و ظرايف اين ساز كه كاملا با موسيقي ايراني منطبق است، دور مي سازد. از آنجا كه نوازندگي بر روي هر ساز و بيرون كشيدن « نغمه » هاي گوناگون از آن ، گذشته از توانايي و مهارت نوازنده ، بستگي به امكانات و موانعي دارد كه در خود ساز و ساختمان آن نهاده شده است ، اينك بايد انديشيد در ساز قانون كه قرنها خارج سرزمين ايران ، در كشورهاي عربي زبان ، ترك زبان و ارمني زبان ، بيرون از مسير موسيقي ايراني به رشد و تكامل خود ادامه داده و « بياني » غير ايراني يافته است ، آيا مي توان آن را به سازي با بيان موسيقي ايراني و با امكاناتي ويژه اصول و ظرايف اين موسيقي ، و با همان پرده بنديهاي مخصوص آن تبديل نمود ؟

اين تبديل البته غير ممكن نيست ، هر چند كه موسيقي دانان ، يعني آن گروه از نوازندگان پنجاه ساله اخير ، كه به معرفي اين ساز و اجراي آن دست يازيده اند ، متاسفانه به فكر اين تبديل نبوده و قانون را كماكان به همان شيوه عربي اجرا كرده اند و جاي بسي تاسف است كه برخي از نوازندگان پيش گفته ، حتي همان شيوه اجرايي را در تعليم به شاگردان خويش به كار گرفته اند ، در نتيجه اصالت راستين و نخستين آن به مرور از ميان رفته ولحني غير ايراني از اجراي ساز قانون انتظار مي رود . حال آنكه مي توان با احساس مسئوليتي لازم شيوه نوازندگي اين ساز را بر پايه نياز موسيقي ايراني منطبق كرد و بر اين زمينه به آموزش و فراگيري اين ساز پرداخت و شيوه هاي متداول در كشورهاي همسايه را به كلي فراموش كرد . قانونهاي فعلي موجود در ايران كه بر اساس پرده بنديهاي خاص خود از كشورهاي ديگر به سرزمين ما وارد شده و يا از روي همان الگوها در ايران ساخته شده اند ، هيچيك جوابگوي موسيقي ايراني نيستند . اين توضيحات ، از يك سو ظرايف موسيقي ما را به سادگي در اختيار نوازندگان و نو آموزان مي گذارد تا به ياري آنها بتوانند قانونهاي موجود را كه خارج از پرده بندي ايراني است ، از راه كوك و تغييرات جزئي ، با پرده بندي اين مجموعه تطبيق دهند و از سوي ديگر خود پيشنهادي همه جانبه است براي سازندگان ساز قانون كه از اين پس ، اين نكات را در نظر داشته باشند ، ضمنا يادآوري اين نكته نيز لازم مي نمايد كه با پرده بندي پيشنهاد شده و امكاناتي كه اين ساز مي تواند در اختيار نوازنده بگذارد ، نه تنها مي توان هر قطعه موسيقي ايراني را در همه مقامها و دستگاهها به اجرا در آورد ، بلكه توان اجراي اغلب قطعات نوشته شده براي سازهاي ديگر اعم از ايراني يا غربي را نيز خواهيم داشت .

تاريخچة ساز قانون و مخترع آن

عده‌اي معتقدند كه مخترع اين ساز فارابي است و برخي ديگر مي‌گويند منشاء آن خراسان بوده و در قرن سيزدهم (ميلادي) در موصل پيدا شده، هر چند هيچيك از اين نظردهندگان دليل بر ادعاي خود ندارند. واقعيت اين است كه در فرهنگ كلاسيك شرق، ردي از سازهاي خانوادة سيتار پيدا نشده و سرمنشاء قانون نيز، مانند سرچشمة بسياري از سازهاي ديگر، تاريك مانده است. آنچه بيشتر محتمل مي‌رسد اينكه قانون از سرزمينهاي شرق نزديك،, به اروپا رسيده و در كشورهاي اروپايي با مكانيزه كردن آن، بزرگترين ساز كلاويه‌دار سيمي را ساخته و پرداخته‌اند...

سيمون ژارژي مي‌نويسد:

كلمة «قانون» از نظر لغوي در زبان عربي، به معناي «قاعده» است ولي از نظر موسيقي، نام سازي است متعلق به خانوادة قديمي سيتار (Cythare)، كه در قرون وسطا تحت عنوان Canon يا miocanon به اروپا آورده شد، اين ساز داراي يك جعبة چوبي به شكل ذوزنقه است كه به وسيلة دو انگشت سبابه و دو مضراب (كه ميان حلقه‌اي كه به انگشت كرده‌اند و خود انگشت قرار مي‌گيرند) نواخته مي‌شود.

براي نواختن ساز، آن را بايد روي زانوها، يا روي ميز قرار داد.

سيمهاي ساز، به تعداد 72=3×24، به فواصل دياتونيك كوك مي‌شوند، براي تامين تغييرهاي كوچك كافي است جهت «كليد»هاي كوچكي را كه براي هر صدا پس از گوشي كوك تعبيه شده، تغيير دهيم. قانون به مثابة همراهي كنندة آواز كمتر به كار مي‌رود، ولي در شركت با اركستر، به همان خوبي عود صدا دهندگي دارد.

فارابی این ساز را هزار سال پیش، به صورت 45 سیمی اختراع و در کتاب خود «الموسیقی الکبیر» بیان کرده است. صفی الدین آن را «نزهه» نامیده است. امروزه در سراسر آفریقا و آسیا، ساز قانون از زدة سازهای سنتی و هنری اعراب به شمار می‌رود. قانون معمولاً توسط مردان (و استثنائاً به وسیلة زنان) اجرا می‌شود. تکنواز (سولیست) قانون، هر گاه با ارکستر همراهی می‌شود، در ردیف اول نوازندگان می نیشند و اگر در نقش همراهی با تکسرا اجرا کند، روبروی او قرار می‌گیرد که در این حالت نقش رهبر تکسرا را ایفا می‌کند.

قانون سازان مصری را می‌توان از صدها سال پیش، یکی از بهترین سازندگان آن معرفی کرد.

از لحاظ دسته بندي سازها قانون جزء سازهاي زهي مترابي از آلات (ذرات الاوتار مطلق است و تعداد سيمهاي آن در مجموع، از 63 تا 84 متغير،م و قانون معمول در تركيه داراي 72 سيم است. سيمها از رودة گوسفند يا نوعي نايلون ساخته شده، كه به دور گوشيهايي كه وضع ستوني دارند، پيچيده مي‌شوند.م وسيلة نواختن، مضرابي است كه توسط انگشتانه به انگشت سبابه مي‌كنند. هر سه سيم قانون هم صدا كوك شده و يك صوت از آنها بر مي‌آيد، از اين رو از قانون 72 سيمي، تنها مي‌توان 24 صوت به دست آورد. قانون مصري 78 سيمي و 26 صوتي است.

سطح فوقاني قانون متشكل از پوششي چوبي، به شكل ذوزنقه است كه سمنت راست نوازنده، قسمتي كم و بيش باريك آزاد است كه به پنج خانة چهار گوش (طي ارتفاع ساز) تقسيم شده، روي آن پوست مي‌كشند. ضلع سمت راست (به طول تقريبي 40 سانتيمتر) قائم به هر دو مبلغ موازي پيش گفته است و ضلع سمت چپ اضلاع موازي را به طور مورب قطع مي‌كند. گاه چهار تكة جداگانه يا يك تكه، روي پوست خرك نصب مي‌شود كه به پنج پايه در زير پوست تكيه مي‌كند. در طرف چپ نوازنده 26 گوشي سه تايي به طور عمودي، و 156 كليد تغيير دهندة كوچك مسي، يا از فلزي ديگر، قرار دارند به اين ترتيب، بر روي هر سه سيم هم صدا، 16 كليد، در محلي كه سيمها به گوشيها مي‌رسند، مورد استفاده قرار مي‌گيرد. با اين كليدها صداي ساز در هر سه سيم جداگانه، اندكي به دلخواه زير و بم مي‌شود، اما تنظيم كوك به وسيلة گوشيها صورت مي‌گيرد. هر گاه نوازنده بخواهد در مقامي ديگر بنوازد، با دست چپ كليدها را بالا يا پايين مي‌برد و در همين حال با دست راست روي سيمها مي‌نوازد.

نوازندة قانون در حاليكه روي صندلي نشسته است، ساز را در هنگام نوازندگي روي زانوي خود مي‌گذارد (تا 50 سال پيش، ساز خيلي پايين‌تر از بدن نوازنده قرار مي‌گرفت).

نوازنده دو دست خود را به فاصلة يك اكتاوروي ساز مي‌گذارد و دست چپ اندكي ديرتر از دست راست به سيم زخمه مي‌زند، در اين حالت صوتي دو صدايي، و همنام به فاصلة اكتاو از ساز شنيده مي‌شود.

اجزاي تشكيل دهندة ساز قانون

1- جعبة ذوزنقه شكل ساخته شده از چوب

2- پرده گردان: كليدهاي كوچك و متحرك كه در سمت چپ ساز بعد از شيطانك نصب شده و باعث تغيير صدا مي‌شود.

3- شيطانك

4- محل گرة سيمها

5- سيمها (هر سه سيم با يكديگر همصدا كوك مي‌شوند).

6- گوشي

7- خرك

8- پاية خرك

9- شبكه‌هاي صوتي

10- صفحة رو

11- صفحة زير

12- ضلع كوچك

13- ضلع بزرگ

14- پوست

15- حلقه‌هاي مضراب

16- مضراب

17- كليد كوك

طريقة نشستن: براي نواختن قانون، آن را روي ميزي كه تا اندازه اي به طرف نوازنه شيب داشته و با وضع نشستن متناسب باشد قرار داده، نوازنده مقابل آن مي‌نشيند به طوري كه قاعدة بلند جعبه (كه سيمهاي ضخيم دارد) در پايين و نزديك به نوازنده قرار گيرد. ميز از صندلي نوازنده كمي بلندتر (و بهتر است زير آن خالي) باشد، به طوري كه درحالت نوازندگي اعضاء بدن به شكل زير قرار گيرد:

1- ساعد با بازو يك زاوية قائمه تشكيل دهد.

2- پشت، كاملاً صاف باشد و به طرف جلو خم نشود.

3- آرنجها بيرون از بدن قرار نگيرد.

4- دستها روي سيمها تكيه نكند.

5- هر دو دست از شانه‌ها در حالت نواختن آزاد باشد. (به دست فشاري وارد نشود)

گاه ممكن است بنا به ضرورت مجبور به قرار دادن قانون بر روي پا باشيم.

در اين شرايط يك پا را بر روي پاي ديگر انداخته و ساز را روي پا قرار مي‌دهيم.

حتي مي‌توان روي زمين (به اصطلاح عاميانه چهار زانو) نشست و ساز را روي پاها قرار داد.

وسيلة نواختن:

عبارت است از دو حلقه فلزی که از جنس نقره، برنج و... که به طور پهن و مدور (به اندازه بند دوم انگشت نشانه) ساخته شده باشد.

مضرابهايي كه داخل حلقه قرار مي‌گيرد از شاخ گاو، گوزن، بز كوهي و... ساخته شده است.

حلقه‌ها را در انگشت نشانه (بند دوم) قرار داده و مضراب را به طرف داخل دست، ميان حلقه و انگشت جاي مي‌دهيم.

اندازة مضراب ساخته شده بايد از نوك انگشت نشانه كمي بلندتر باشد و از زير بند دوم انگشت، پايين‌تر نيايد.

طريقه مضراب زدن: ابتدا روي يكي از سيمها به وسيلة دست راست يا چپ ضربه‌اي بزنيد (موقع مضراب زدن انگشتهاي نشانه بايد از بند آخر خم شود) به طوري كه وقتي مضراب سيم را لمس كرد صدايي كه از آن برمي‌خيزد صاف و شفاف باشد و اين در صورتي امكان پذير است كه هر سه سيم هم صدا در يك لحظه و هم زمان به صدا درآيند.

براي انتقال نيرو به مضراب در يادگيري مراحل اوليه، و هنگام مضراب زدن با دست راست و چپ بايد انگشتي كه مضراب در آن جاي دارد انگشت شست را لمس كند. اين علم براي قوي شدن انگشت و مضراب موثر است، كه بايد آن را در تمرينهاي اوليه اموخت. در تمرينهاي مربوط به مراحل بالاتر كه اجراي ساز رفته رفته سريع‌تر شده و حالتهاي گوناگون به آن داده مي‌شود، ديگر نيازي به تماس انگشت نشانه با شست نيست. در هنگام ضمراب زدن انگشت شست زير انگشت نشانه قرار مي‌گيرد. ساير انگشتان (سه انگشت ديگر) نه بايد جمع و نه باز باشد (به حالت برداشتن مدادي كه به طور افقي در جايي قرار دارد).

طريقة اجرا:

براي نواختن ساز قانون معمولاً دو طريقه به كاربرده مي‌شود:

1- دستها در طرفين: هنگام اجراي ساز، دست راست به موازات پوست قانون (در قسمتي كه پوست به چوب مي‌چسبد) و دست چپ در سمت چپ ساز به موازات پرده گردانها و به طور مايل حركت كند. به اين ترتيب دستها در طرفين ساز قرار مي‌گيرند.

وسعت ساز قانون در كشورهاي مختلف:

سازقانون در كشورهاي مختلف (مانند مصر، تركيه، ارمنستان و شوروي، ايران و...) به اندازة ها و با وسعت‌هاي متفاوت ساخته شده است و بدين جهت تعيين يك وسعت واحد براي سازقانون مقدور نيست.

* قانونهاي (مصري) 26 صدايي

* قانونهاي (تركيه) 24 و 25 صدايي

* قانونهاي (ارمني) 22 صدايي

* قانونهاي (ايراني) 27 صدايي

هنری جورج فارمر چنین می‌نویسد: ساز «نزهه» دوبار بزرگتر از سازی است که ذوزنقه شکل بوده و به نام «قانون» خوانده می‌شود. در حالی که ساز دومی قانون به فارابی نسبت داده شده، ساز اولی «نزهه» را بایستی از ابداعات صفی الدین عبدالمومن دانست.

نوازندگان قانون

رحیم قانونی

جلال قانون

مهدی مفتاح

سینا آقارضی

ملیحه سعیدی

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

دف

 

daf.jpg

 

 

پیکر دف از تألیف شش بخش مجزا حاصل میگردد :

1-)کمانه :

چوبی غالبا" از جنس درخت بید به طول 170 سانتی متر و عرضی بین 5 تا 5/6 سانت است که دو سر آن را در حالت مماس بر یکدیگر نصب می کنند.د رنتیجه حلقه ای چوبین حاصل میگردد که قطر آن غالبا" 50 تا55 سانتی متر می باشد . ضخامت این چوب از سمت بیرونی آن 5/1 سانت بوده و در سوی دیگر که محل نصب پوست می باشد با عمل پخ زدن به 2 تا 3 میلی متر می رسانند این عمل باعث می گردد تا صدای پوست در ناحیه ی کناره ساز کیفیت مطلوبی داشته باشد. همچنین بر روی کمانه فرو رفتگی کوچکی برای قرار گرفتن انگشت شست دست چپ تعبیه میگردد که شستی نامیده می شود . شستی موجب می شود تا کمانه راحت تر در دست نوازنده قرار گیرد.

انواع کمانه :

الف: یک کمه ، کمانه ی یک کمه تنها از یک لایه چوب به ضخامت 5/1 سانت تشکیل می شود و مزیت آن سبک بودنش است .

ب: دو کمه ، کمانه ی دو کمه از دو لایه چوب به ضخامت نهایی 5/1 سانت که لایه ها بر روی هم پرس شده تشکیل می گردد. این چوب از حجم بالاتری برخوردار است ومقاومت بیشتری نسبت به کج شدن در مقابل فشار پوست دارد.

2-) پوست :

پوست دف را می توان از حیوانات مختلفی نظیر آهو ، بز ، بزکوهی ، میش و ماهی تهیه نمود که غالبا" از پوست بز و میش بدلیل صدا دهی مطلوبشان استفاده میگردد.

پوست ساز باید ویژه گیهای زیر را دارا باشد:

الف ) پوست باید کهنه باشد بطوری که اگر قسمتی از آن را تر کنیم هیچ بویی از آن متصاعد نگردد.

ب) ضخامت پوست باید در تمام نقاط آن یکسان بوده و کلفت و نازک نشده نباشد .

ج) رنگ آن نیز باید یکنواخت بوده و دانه دانه و تگرگی نشده باشد.

د) موها وزوائد پوست با قرار گرفتن آن در آب گرفته شود و استفاده از آهک و مواد شیمیایی دیگر موجب آسیب رسیدن به کیفیت پوست می گردد.

3- ) گل میخ :

اتصال پوست بر روی کمانه به وسیله ی میخهای سر تختی شبیه به پونز که از جنس برنج ، مس و یا آهن می باشند انجام می پذیرد

4- ) قلاب :

در داخل کمانه میخها ی کج شده ای به شکل قلاب کوبیده می شود تا حلقه ها توسط آن آویخته شوند . این قلابها به فاصله 3 سانت از پوست و با فاصله یک سانت از یکدیگر تعبیه می گردند.

5- ) حلقه یا زنجیر :

حلقه هایی به قطر 2 سانتیمتر که از جنس برنج ، مس یا آهن هستند در دسته های چهارتایی به قلابها وصل می گردند که نوازنده با تکان دادن دف صداهای مختلفی توسط آنها ایجاد مینماید .

6- ) تسمه ی چرمی :

از تسمه چرمی برای دف نوازی های طولانی که موجب خستگی مچ دست نوازنده می گردد استفاده می شود به گونه ای که نوازنده تسمه نصب شده در قسمت داخلی کمانه را به مچ دست چپ خود بسته و بدین ترتیب فشار کمتری به دست او وارد می گردد . معمولا" در خانقاه ها و مراسم ذکر و سماع که نوازنده برای مدت طولانی ناگزیر به نواختن بوده وجود تسمه ی چرمی ضروری میگردد.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

يكي از دوستان در مورد نحوه ركورد ساز عود از بنده درخواستي كرده بود من لازم ديدم اول در مورد اين ساز كاملا و اصالتا ايراني مطالبي رو عنوان كنم. :

 

 

تاریخچهٔ بربط

 

از آن‌جا که پیشینه‌ٔ این ساز به ۱۹۷۰ سال پیش از میلاد

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
بازمی‌گردد، می‌توان آن را از اصیل‌ترین سازهای موسیقی ایران زمین به شمار آورد. آثار باستانی

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
متعلق به هزارهٔ دوم پیش از میلاد، نگارهٔ مردی ایستاده را نشان می‌دهد که به نواختن بربط مشغول است.

در حقیقت‌

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
نخستین مردمی‌ هستند که‌ در آثار به‌ جای‌ مانده‌ از آن‌ها ردپایی‌ از این‌ ساز در دیده می‌شود. ساز

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
در

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
به‌ نام‌ بربط‌ شناخته‌ می‌شد و پس از سومری‌ها و در دوران

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
رواج داشته‌است. این ساز در

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
بیش از همه ادوار رواج داشته‌است.

گویا در اوایل اسلام به کشورهای عربی راه یافته و جانشین سازی به نام «

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
» شده ‌است. بر پایهٔ برخی از اسناد «ابن سریح ایرانی نژاد» نخستین کسی است که در

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
و در قرن یکم هجری عود فارسی یا بربط را نواخته و نوازندگی آن را آموزش داده‌است.

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
می‌گوید:آشنایی او با عود از آنجا شروع شد که «

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
» جمعی از ایرانیان را به

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
دعوت کرده بود تا

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
را تعمیر کنند. دیوارگران ایرانی عود می‌زدند و اهل مکه از

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
و

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
ایشان لذت می‌برند و آن را تحسین می‌کردند،

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
پس به عود زدن پرداخت و در این صنعت سرآمد

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
زمان گشت.

و اما عود

 

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.

«مجلس شعر» در دربار

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.

download.php?imgf=12812661311.gif

 

 

 

چون سطح ساز بربط از

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
پوشیده شده بود،

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
آن را عود نامیدند.(العود در

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
به معنای چوب است). به باور برخی پژوهشگران موسیقی مانند اکارد نوبوئر (Eckhard Neubauer) این واژه در اصل عربی شدهٔ واژهٔ "رود" فارسی می‌باشد که هم نام دیگر بربط است و هم به معنای سیم در سازهای زهی می‌باشد.

بربط امروزه نقش بسیار کمتری در

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
دارد. عود عربی بر خلاف بربط ایرانی از اصلی‌ترین سازهای موسیقی عربی است. این ساز پس از اینکه به

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
برده شد، نام لوت بر آن نهادند. واژه لوت از نگارش كلمهٔ العود به وجود آمده و به تدریج به لوت تبدیل شده است.

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
در قرن ۸ هجری قمری آن را به ترکه‌های چوبینی که انعطاف‌پذیر است معنی نموده.

خود كلمهٔ بربط در واقع از دو كلمهٔ "بر" و بط" ساخته شده یعنی "مانند بط" و بط به معنی مرغابی است. در كل شكل این ساز به مرغابی تشبیه شده چون سینهٔ جلو داده و گردن كوچكی دارد. دیدگاه دیگر این واژه را برگرفته از نام "باربد" نوازندهٔ رود در دربار خسرو پرویز می‌داند. این واژه به صورت بربت نیز نوشته شده است از جمله در بیتی از منوچهری با واژهٔ بی‌دولت هم‌قافیه شده است:

تاک رزرا گفت ای دختر بی‌دلت

این شکم چیست چو پشت و شکم بربت اصولا بربط یا همان عود در اندازه‌های مختلف ساخته می‌شود که اندازه متداول و معمول همان عودهای ساخت ایران است. نمونه‌های ساخت کشورهای عربی دارای کاسه‌ای بزرگ و عودهای ترکیه کوچک و عودهای ایرانی متوسط است.

انواع بربط

 

در قدیم بربط را دو نوع به حساب می‌آوردند: یکی‌ بربط‌ با کاسه‌ٔ‌ بزرگ‌ و دسته‌ٔ کوتاه‌ و دیگر با کاسهٔ کوچک‌ اما دستهٔ‌ بزرگ. امروز به‌ اشتباه‌ ساز دسته‌ بلند را بربط‌ و ساز دسته‌ کوچک‌ را عود می‌نامند. در حالی‌ که‌ اینگونه‌ نیست‌ و براساس‌ تحقیقاتی‌ که‌ انجام‌ شده توسط سیگارچی‌ هر دو عود یا همان‌ بربط‌ هستند و از یک‌ ساختمان‌ صدایی‌ برخوردارند.

ساختار بربط

 

شکم این ساز بسیار بزرگ و گلابی شکل و دسته آن بسیار کوتاه‌ است. به طوری که قسمت اعظم طول سیم‌ها در امتداد شکم قرار گرفته‌است. سطح رویی شکم از جنس چوب است که بر آن پنجره‌هایی مشبک ایجاد شده‌است. بربط فاقد «دستان» است و

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
ساز کوتاه و تا اندازه‌ای کشیده‌است. بربط دارای ده سیم یا ۵ سیم جفتی است البته در برخی مواقع استادان قالب شکنی کرده و دو یا یک سیم در قسمت پایین قبل از سیم دو به ساز اضافه می‌کنند که این سیم‌ها فا زیر کوک می‌شود. سیم‌های جفت با هم همصدا (کوک) می‌شوند و هر یک از سیم‌های دهگانه، یک

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
مخصوص به خود دارد؛ گوشی‌ها در دو طرف جعبه گوشی (سر ساز) قرار گرفته‌اند.

بربط(عود) بم‌ترین ساز بین

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
است؛ نت نویسی آن با کلید

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
است(در واقع نت نويسي آن با توجه به وسعت و بمي صداي ساز بر اساس كليد فا مي باشد كه براي سهولت نت خواني و نوازندگي يك اكتاو بالاتر نوشته ميشود) که جمعا دو اکتاو است. «

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
» بم‌تر از

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
نوشته شده حاصل می‌شود. سیم

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
(سُل پائین) معمولاً نقش «

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
» دارد و گاه این سیم جفت نیست. صدای بربط(عود) به نحوی است که صدای اکتاو چهارم

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
از راست به چپ برابری دارد و در اصل باید بربط(عود) را با کلید «فا» نواخت یعنی صدای اصلی بربط یک اکتاو پایین‌تر از آن است که امروز متداول شده‌است .

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
بربط از پر

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
(یا پر

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
و شاه‌پر

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
حتي پر لاشخور ) تهیه شده‌است و گاه نیز نوازنده با مضراب دیگری ساز را می‌نوازد. نوازنده‌های امروزی از مضراب‌های پلاستیکی استفاده می‌کنند.

صدای بربط بم، نرم و در عین حال گرم و جذاب و نسبتاً قوی است. این ساز نقش تک‌نواز و هم‌نواز هر دو را به خوبی می‌تواند ایفا کند.همانگونه كه مستحضريد بربت صدايي بم و تا حدودي تو دماغي داردكه دليل آن نوع زه (سيم) ساز و عدم وجود پرده بندي(مانند ويلن) روي دسته ي ساز است.پرده بندي موسيقي ايراني بخوبي روي اين ساز قابل بيان است.

احیاء عود (عود معاصر)

 

با تشکیل‌

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
در پنجاه‌ سال‌ پیش، استادانی‌ چون‌ اکبر محسنی، كاموسی‌ و

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
که‌ اکثرشان‌

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
می‌نواختند، سعی‌ کردند با تهیه‌ٔ عود و همنوایی‌ آهنگ‌های‌ پخش‌ شده‌ از رادیوهای‌ عربی، شیوه‌ صحیح‌ نواختن‌ عود را یاد بگیرند و به‌ این‌ ترتیب‌ عود در عصر معاصر دوباره‌ احیا شد.

عود نوازهای‌ معروف‌ جهان‌

 

ساز عود در یک‌صد سال‌ اخیر کاملاً در قبضه‌ٔ عرب‌ها و به‌خصوص‌

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
بوده‌ است. از جمله‌ نوازندگان‌ معروف‌ این‌ ساز منیر بشیر (

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
) است. در کنار او می‌توان به‌ نام‌هایی‌ چون‌ ریاض‌ سنباطی، فريد الاطرش، ناصر شمه‌ و

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
اشاره‌ کرد.

عود نوازان‌ معروف‌ ایران‌

 

در ایران‌ نیز پس‌ از احیای‌ ساز عود تلاش‌های‌ مثمرثمری‌ صورت‌ گرفت. از جمله‌ٔ‌ عود نوازان‌ معروف‌ می‌توان به‌

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
،

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
،

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
،

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
و

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
اشاره‌ کرد. در سال‌های‌ اخیر هم‌ که‌ استادان دیگری‌ به‌ این‌ جمع‌ اضافه‌ شدند و اکثر از کسانی‌ هستند که‌ در نواختن‌ ساز عود نوآوری‌هایی‌ داشتند، از جمله‌ این‌ افراد

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
،

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
،

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
و

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
هستند. از عود نوازان معروف خطه جنوب استادانی مانند

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
,

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
,

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
,

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
از

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
و

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
از

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
می‌باشند.از عود نوازان معاصر ایران می‌توان به شاهین علوی اشاره کرد که تبحر خاصی در نواختن این ساز دارند.ایشان این ساز را پس از کسب استادی در نواختن گیتار فلامنکو انتخاب و به تبحر رسیدند.

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.

عودسازان ایران

 

عودسازانی مانند

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
,

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
,

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
,

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
,

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
,

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
و

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
در ساخت عود تبحر دارند و باعث رواج بیشتر این ساز اصالتاً ایرانی شده اند.

هم چنین

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
با ایجاد تغییراتی در ساختار عود عربی از جمله کوچک تر کردن کاسه و بلند تر کردن دسته به قالب جدیدی دست یافته و نام آن را بربت گذاشته است. این تغییرات مورد استقبال نوازندگانی چون

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
قرار گرفته است.

بسیاری از دیگر سازندگان این ساز نیز به تجربیاتی در تغییر ساختار فیزیکی عود رسیده اند.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

رباب ساز معروف مردم فارس و خراسان است.

رباب در عربی به فتح و در فارسی به ضم تلفظ میشود.

رباب و چنگ به بانگ بلند میگویند

كه هوش و گوش به پیغام اهل راز كنید

 

«حافظ»

 

من دوش به كاسه رباب سحری

می نالیدم ترانه كاسه گری

 

«مولوی»

 

 

سازی قدیمی است که خاستگاه آن شرق و جنوب شرق ایران قدیم که هم‌اکنون در قسمت‌های

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
و

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
کنونی می‌باشد. ساز اخیر قبلا دو سیم داشته که بعدها یک سیم دیگر به آن اضافه شده‌است. این ساز با کمانه به صدا درآمده و همان است که ما امروز آن را

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
مینامیم. از نوازندگان این ساز در ایران می‌توان به استاد

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
و استاد

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
اشاره کرد.

رباب به ویژه در خراسان محبوبیت داشته است . هر چند اعراب نیز ازین ساز آن قدر حمایت كردند تا سرانجام آن را به یك ساز ملی مبدل ساختند . واژه رباب نزد اعراب گویای چندین ساز زهی آرشه دار بوده است كه ظاهراً نوعی از آن كه رویه صاف و مسطح داشته به ارباب ملی اعراب تبدیل شده بود و به همین سیاق ایرانیان نیز رباب خود را «كمانچه» می نامیدند و آن را نام عام سازهای زهی كشیدنی خود قرار داده اند. نوع خاص و قابل تشخیص دیگر رباب ایرانی غیشك ( برابر شوشك ) اعراب است.

دو زلفونت بوه تار ربابم

چه می خواهی از این حال خرابم

 

«بابا طاهر»

 

 

با وجود اینكه بعضی از نویسندگان عرب در سدر اسلام از این ساز نام برده اند، نخستین كسی كه درباره آن به تفصیل سخن می گوید حكیم بزرگ ابو نصر فارابی است.

رباب كلمه ای است كه در سالهای اخیر به سازهایی كه با كمانه می نوازند اطلاق می شود ولی به احتمال قوی این ساز را هم مثل بربط و تنبور ابتدا با ناخن یا زخمه می نواختند و به تحقیق نمی توان گفت كه در چه تاریخی به صورت ساز آرشه ای در آمده است.

 

1246350413-%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%A8.jpg

 

اجزاء تشکیل دهنده

 

رباب مجموعا از چهار قسمت شکم، سینه، دسته و سر تشکیل شده‌است، شکم در واقع جعبه‌ای به شکل خربزه‌است که بر سطح جلویی آن، پوست کشیده شده و خرکی کوتاه روی پوست قرار گرفته‌است. سینه نیز جعبه‌ای مثلث شکل است که سطح جلویی آن، تا اندازه‌ای گرده ماهی و از جنس چوب است. در سطح جانبی سینه (سطحی که هنگام نواختن در بالا قرار می‌گیرد)، هفت گوشی تبعیه شده که سیم‌های تقویت کننده صدای ساز به دور آنها پیچیده می‌شوند. بر سطح جانبی دیگر (سطح پائینی)، پنجره‌ای دایره‌ای شکل ساخته شده‌است. دسته ساز نسبتا کوتاه است و بر روی آن، حدود ده «دستان» بسته می‌شود و بالاخره در سر ساز، مانند، تار جعبه گوشی‌ها قرار گرفته و در سطوح بالائی و پائینی این جعبه هر یک سه گوشی تعبیه شده‌است، سطح جانبی جعبه گوشی‌ها کمی به طرف عقب ادامه یافته‌است.

تعداد سیم‌های رباب شش یا سه سیم جفتی است که سیم‌های جفت با یکدیگر همصوت کوک می‌شوند، سیمهای رباب در قدیم از روده ساخته می‌شده در حالیکه امروز آنها را از نخ نایلون می‌سازند و سیم بم روی نایلون روکشی فلزی دارد.

 

Rubab.jpg

● در كشور های خاور میانه نزدیك هفت نوع رباب مختلف وجود داشته است :

۱) رباب با كاسه مربعی شكل

۲) رباب با كاسه استوانه ای

۳) رباب با كاسه كشتی یا كشكول

۴) رباب با كاسه گلابی شكل

۵) رباب با كاسه كروی شبیه به كمانچه كنونی ایران

۶) رباب با كاسه ای شبیه سه تار یا تنبور كنونی

۷) رباب با كاسه ای بیضی شكل

 

رباب فعلی كه در جنوب شرقی ایران باقی مانده از دسته آلات زهی مضرابی است كه دارای ۱۸ سیم است. سیم ها در انتها به یك دكمه متصل شده و پس از عبور از خرك موازی هم در امتداد دسته ساز به گوشیها متصل میشوند . این ساز دارای جعبه بزرگتر پوست كشیده شده است و روی آن خرك قرار دارد كه سیم های اصلی و فرعی از روی آن عبور میكنند . دسته ساز از چوب است و در روی آن سه یا چهار پرده از زه قرار دارد.

 

در روی دسته كه تعدادی روی جعبه دوم قرار گرفته سوراخهای زیادی به شكلهای مختلف كنده شده است . این جعبه فقط برای اضافه كردن طنین بیشتر ساز است . رباب دارای ۶ سیم زه ای اصلی است كه به گوش ها متصل است و اضافه بر این ۱۲ سیم فلزی فرعی دارد كه برای كمك به طنین صدای اصلی است و این سیمها به وسیله ۱۲ خرك كوچك عاجی به گوشیها كه به بدنه ساز نصب شده متصلند . برای نواختن ساز را روی زانو قرار میدهند و با مضرابی كه به شكل مثلث است بر سیم ها ضربه وارد میكنند.

هوشیار زمن فسانه ناید

مانند رباب بی كمانه

 

«مولوی»

 

افغان ها به ساز ساده رباب، قیچك می گویند. رباب واژه ای ایرانی است كه به تعداد زیادی از ساز های متفاوت زهی می گویند. در پاكستان و شمال هند در گذشته حداقل به ۲ نوع ساز عود مانند رباب می گفته اند كه یكی از آن دو در حال حاضر در افغانستان هنوز به همین نام متداول است.

 

وسعت ساز (متداول امروزی در ایران) به ترتیب زیر است:

robab1.gif

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

قانون یکی از قدیمی ترین سازهای ایرانی است که توانایی بیان گوشه‌های موسیقی ایرانی را دارد ولی متأسفانه مدت مدیدی است که در سرزمین ما ناشناخته مانده، در حالی که در کشورهای همجوار سالهاست که ازاین ساز استفاده شده‌است.

تقریبا از نیم قرن پیش تا کنون، موسیقی دانان ایرانی به اجرای این ساز روی آورده‌اند، اما با وجود اینکه زمینه کار اینان بر نغمه‌های موسیقی ایرانی مبتنی بوده‌است، به دلیل تقلید ناآگاهانه از روش و سبک نوازندگی موسیقی عربی، این پندار اشتباه به وجود آمده که ساز قانون عربی است و آن را باید به شیوه عربی نواخت، حال آنکه این سبک در قانون نوازی، علاقه مند به موسیقی ایرانی را فرسنگها از شناخت اصول و ظرایف این ساز که کاملا با موسیقی ایرانی منطبق است، دور می‌سازد. از آنجا که نوازندگی بر روی هر ساز و بیرون کشیدن «نغمه»‌های گوناگون از آن، گذشته از توانایی و مهارت نوازنده، بستگی به امکانات و موانعی دارد که در خود ساز و ساختمان آن نهاده شده‌است، اینک باید اندیشید در ساز قانون که قرنها خارج سرزمین ایران، در کشورهای عربی زبان، ترک زبان و ارمنی زبان، بیرون از مسیر موسیقی ایرانی به رشد و تکامل خود ادامه داده و «بیانی» غیر ایرانی یافته‌است، آیا می‌توان آن را به سازی با بیان موسیقی ایرانی و با امکاناتی ویژه اصول و ظرایف این موسیقی، و با همان پرده بندیهای مخصوص آن تبدیل نمود ؟این تبدیل البته غیر ممکن نیست، هر چند که موسیقی دانان، یعنی آن گروه از نوازندگان پنجاه ساله اخیر، که به معرفی این ساز و اجرای آن دست یازیده‌اند، متاسفانه به فکر این تبدیل نبوده و قانون را کماکان به همان شیوه عربی اجرا کرده‌اند و جای بسی تاسف است که برخی از نوازندگان پیش گفته، حتی همان شیوه اجرایی را در تعلیم به شاگردان خویش به کار گرفته‌اند، در نتیجه اصالت راستین و نخستین آن به مرور از میان رفته ولحنی غیر ایرانی از اجرای ساز قانون انتظار می‌رود. حال آنکه می‌توان با احساس مسئولیتی لازم شیوه نوازندگی این ساز را بر پایه نیاز موسیقی ایرانی منطبق کرد و بر این زمینه به آموزش و فراگیری این ساز پرداخت و شیوه‌های متداول در کشورهای همسایه را به کلی فراموش کرد. قانونهای فعلی موجود در ایران که بر اساس پرده بندیهای خاص خود از کشورهای دیگر به سرزمین ما وارد شده و یا از روی همان الگوها در ایران ساخته شده‌اند، هیچیک جوابگوی موسیقی ایرانی نیستند. این توضیحات، از یک سو ظرایف موسیقی ما را به سادگی در اختیار نوازندگان و نو آموزان می‌گذارد تا به یاری آنها بتوانند قانونهای موجود را که خارج از پرده بندی ایرانی است، از راه کوک و تغییرات جزئی، با پرده بندی این مجموعه تطبیق دهند و از سوی دیگر خود پیشنهادی همه جانبه‌است برای سازندگان ساز قانون که از این پس، این نکات را در نظر داشته باشند، ضمنا یادآوری این نکته نیز لازم می‌نماید که با پرده بندی پیشنهاد شده و امکاناتی که این ساز می‌تواند در اختیار نوازنده بگذارد، نه تنها می‌توان هر قطعه موسیقی ایرانی را در همه مقامها و دستگاهها به اجرا در آورد، بلکه توان اجرای اغلب قطعات نوشته شده برای سازهای دیگر اعم از ایرانی یا غربی را نیز خواهیم داشت.

کلمه «قانون» (و در زبانهای اروپائی :kanon-kanun-kanon)، مفاهیمی گوناگون دارد که در پایین به مهم ترین آنها اشاره می‌شود:

canon قانون و قاعده‌ای که به ویژه بر حسب احکام شرعی کلیسای مسیحیت و منابع انجیلی وضع شده باشد.

canon آثار نبوغ آمیز و برجسته یک خلاق هنری

کانن شکلی از یک قطعه موسیقی، ساخته شده تحت قواعد پیچیده‌ای که یک بخش ملودی بتواند پس از پاسی از زمان، به فاصله همصدا، اکتاو، یا فاصله‌های جز آن، توسط بخش‌های دیگر تقلید شود.

در موسیقی یونان قدیم، kanon نام مونوکورد است و اینک برای نشان دادن «قانون»‌های فیزیک صوت در آزمایشگاه‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد.

یک «پسالتری» (psaltery) نوعی ساز که توسط اروپاییها از شرق گرفته شده و مشتق از کلمه «قانون» (qanun) عربی است. این کلمه و نه الزاماً ساز از ریشه kanon یونانی آمده‌است. در حجاری ستونهای کلیسای جامع سانتیاگو، می‌توان ساز canon,mezzo canon قانون متوسط را مشاهده کرد.

(qanun) Kanun نام عربی برای سازی شبیه به پسالتری به شکل ذوزنقه و با تعداد زیادی سیم است (۶۴ سیم در قرن ۱۴). این کلمه در یونان قدیم (به این شکل Kanon) به معنای مونو کورد به کار می‌رفته و آن دستگاهی است که در آزمایشگاه صوت شناسی مورد استفاده قرار می‌گرفته‌است. نام قانون در اوایل قرن دهم میلادی در کتاب شبهای عرب آمده‌است.م این ساز بعداً به اروپا برده شد (احتمالاً در قرن یازدهم).

 

تاریخچه ساز قانون و مخترع آن

عده‌ای معتقدند که مخترع این ساز فارابی است و برخی دیگر می‌گویند منشاء آن خراسان بوده و در قرن سیزدهم (میلادی) در موصل پیدا شده، هر چند هیچیک از این نظردهندگان دلیل بر ادعای خود ندارند. واقعیت این است که در فرهنگ کلاسیک شرق، ردی از سازهای خانوادة سیتار پیدا نشده و سرمنشاء قانون نیز، مانند سرچشمة بسیاری از سازهای دیگر، تاریک مانده‌است. آنچه بیشتر محتمل می‌رسد اینکه قانون از سرزمینهای شرق نزدیک، , به اروپا رسیده و در کشورهای اروپایی با مکانیزه کردن آن، بزرگ‌ترین ساز کلاویه‌دار سیمی را ساخته و پرداخته‌اند…

قانون را باید سازی از اوایل اسلام دانست. نام ساز از واژة یونانی Kanon گرفته شده، که در آن زبان به مفهومم «قانون، قاعده» مصطلح است. ترک‌ها، زمانی چند این ساز را فراموش کرده بودند، اما از زمان محمود دوم (۱۸۹۹-۱۸۰۸)، عمر افندی، آن را از شام به ترکیه آورد و به سرعت میان مردم رواج یافت.

سیمون ژارژی می‌نویسد:کلمة «قانون» از نظر لغوی در زبان عربی، به معنای «قاعده» است ولی از نظر موسیقی، نام سازی است متعلق به خانوادة قدیمی سیتار (Cythare)، که در قرون وسطا تحت عنوان Canon یا miocanon به اروپا آورده شد، این ساز دارای یک جعبة چوبی به شکل ذوزنقه‌است که به وسیلة دو انگشت سبابه و دو مضراب (که میان حلقه‌ای که به انگشت کرده‌اند و خود انگشت قرار می‌گیرند) نواخته می‌شود.

برای نواختن ساز، آن را باید روی زانوها، یا روی میز قرار داد.سیمهای ساز، به تعداد ۷۲=۳×۲۴، به فواصل دیاتونیک کوک می‌شوند، برای تامین تغییرهای کوچک کافی است جهت «کلید»های کوچکی را که برای هر صدا پس از گوشی کوک تعبیه شده، تغییر دهیم. قانون به مثابة همراهی کنندة آواز کمتر به کار می‌رود، ولی در شرکت با ارکستر، به همان خوبی عود صدا دهندگی دارد.فارابی این ساز را هزار سال پیش، به صورت ۴۵ سیمی اختراع و در کتاب خود «الموسیقی الکبیر» بیان کرده‌است. صفی الدین آن را «نزهه» نامیده‌است. امروزه در سراسر آفریقا و آسیا، ساز قانون از زدة سازهای سنتی و هنری اعراب به شمار می‌رود. قانون معمولاً توسط مردان (و استثنائاً به وسیلة زنان) اجرا می‌شود. تکنواز (سولیست) قانون، هر گاه با ارکستر همراهی می‌شود، در ردیف اول نوازندگان می‌نیشند و اگر در نقش همراهی با تکسرا اجرا کند، روبروی او قرار می‌گیرد که در این حالت نقش رهبر تکسرا را ایفا می‌کند.

قانون سازان مصری را می‌توان از صدها سال پیش، یکی از بهترین سازندگان آن معرفی کرد.از لحاظ دسته بندی سازها قانون جزء سازهای زهی مترابی از آلات (ذرات الاوتار مطلق است و تعداد سیمهای آن در مجموع، از ۶۳ تا ۸۴ متغیر، م و قانون معمول در ترکیه دارای ۷۲ سیم است. سیمها از رودة گوسفند یا نوعی نایلون ساخته شده، که به دور گوشیهایی که وضع ستونی دارند، پیچیده می‌شوند.م وسیلة نواختن، مضرابی است که توسط انگشتانه به انگشت سبابه می‌کنند. هر سه سیم قانون هم صدا کوک شده و یک صوت از آنها بر می‌آید، از این رو از قانون ۷۲ سیمی، تنها می‌توان ۲۴ صوت به دست آورد. قانون مصری ۷۸ سیمی و ۲۶ صوتی است.

سطح فوقانی قانون متشکل از پوششی چوبی، به شکل ذوزنقه‌است که سمنت راست نوازنده، قسمتی کم و بیش باریک آزاد است که به پنج خانة چهار گوش (طی ارتفاع ساز) تقسیم شده، روی آن پوست می‌کشند. ضلع سمت راست (به طول تقریبی ۴۰ سانتیمتر) قائم به هر دو مبلغ موازی پیش گفته‌است و ضلع سمت چپ اضلاع موازی را به طور مورب قطع می‌کند. گاه چهار تکة جداگانه یا یک تکه، روی پوست خرک نصب می‌شود که به پنج پایه در زیر پوست تکیه می‌کند. در طرف چپ نوازنده ۲۶ گوشی سه تایی به طور عمودی، و ۱۵۶ کلید تغییر دهندة کوچک مسی، یا از فلزی دیگر، قرار دارند به این ترتیب، بر روی هر سه سیم هم صدا، ۱۶ کلید، در محلی که سیمها به گوشیها می‌رسند، مورد استفاده قرار می‌گیرد. با این کلیدها صدای ساز در هر سه سیم جداگانه، اندکی به دلخواه زیر و بم می‌شود، اما تنظیم کوک به وسیلة گوشیها صورت می‌گیرد. هر گاه نوازنده بخواهد در مقامی دیگر بنوازد، با دست چپ کلیدها را بالا یا پایین می‌برد و در همین حال با دست راست روی سیمها می‌نوازد.

نوازندة قانون در حالیکه روی صندلی نشسته‌است، ساز را در هنگام نوازندگی روی زانوی خود می‌گذارد (تا ۵۰ سال پیش، ساز خیلی پایین‌تر از بدن نوازنده قرار می‌گرفت).

نوازنده دو دست خود را به فاصلة یک اکتاوروی ساز می‌گذارد و دست چپ اندکی دیرتر از دست راست به سیم زخمه می‌زند، در این حالت صوتی دو صدایی، و همنام به فاصلة اکتاو از ساز شنیده می‌شود.

 

wol_error.gifسایز این عکس تغییر یافته است. برای دیدن سایز اصلی اینجا کلیک کنید. سایز اصلی عکس 500x266.sazeghanoon_40.jpg

 

اجزای تشکیل دهندة ساز قانون

جعبة ذوزنقه شکل ساخته شده از چوب

پرده گردان: کلیدهای کوچک و متحرک که در سمت چپ ساز بعد از شیطانک نصب شده و باعث تغییر صدا می‌شود.

شیطانک

محل گرة سیمها

سیمها (هر سه سیم با یکدیگر همصدا کوک می‌شوند).

گوشی

خرک

پایة خرک

شبکه‌های صوتی

صفحة رو

صفحة زیر

ضلع کوچک

ضلع بزرگ

پوست

حلقه‌های مضراب

مضراب

کلید کوک

 

طریقه نشستن

برای نواختن قانون، آن را روی میزی که تا اندازه‌ای به طرف نوازنه شیب داشته و با وضع نشستن متناسب باشد قرار داده، نوازنده مقابل آن می‌نشیند به طوری که قاعدة بلند جعبه (که سیمهای ضخیم دارد) در پایین و نزدیک به نوازنده قرار گیرد. میز از صندلی نوازنده کمی بلندتر (و بهتر است زیر آن خالی) باشد، به طوری که در حالت نوازندگی اعضاء بدن به شکل زیر قرار گیرد:

ساعد با بازو یک زاویة قائمه تشکیل دهد.

پشت، کاملاً صاف باشد و به طرف جلو خم نشود.

آرنجها بیرون از بدن قرار نگیرد.

دستها روی سیمها تکیه نکند.

هر دو دست از شانه‌ها در حالت نواختن آزاد باشد. (به دست فشاری وارد نشود) گاه ممکن است بنا به ضرورت مجبور به قرار دادن قانون بر روی پا باشیم. در این شرایط یک پا را بر روی پای دیگر انداخته و ساز را روی پا قرار می‌دهیم. حتی می‌توان روی زمین (به اصطلاح عامیانه

چهار زانو) نشست و ساز را روی پاها قرار داد.

 

وسیله نواختن

عبارت است از دو حلقة فلزی که از جنس نقره، ورشو، برنج و… که به طور پهن و مدور (به اندازة بند دوم انگشت نشانه) ساخته شده باشد. مضرابهایی که داخل حلقه قرار می‌گیرد از شاخ گاو، گوزن، بز کوهی و… ساخته شده‌است. حلقه‌ها را در انگشت نشانه (بند دوم) قرار داده و مضراب را به طرف داخل دست، میان حلقه و انگشت جای می‌دهیم. اندازة مضراب ساخته شده باید از نوک انگشت نشانه کمی بلندتر باشد و از زیر بند دوم انگشت، پایین‌تر نیاید.

طریقه مضراب زدن: ابتدا روی یکی از سیمها به وسیلة دست راست یا چپ ضربه‌ای بزنید (موقع مضراب زدن انگشتهای نشانه باید از بند آخر خم شود) به طوری که وقتی مضراب سیم را لمس کرد صدایی که از آن برمی‌خیزد صاف و شفاف باشد و این در صورتی امکان پذیر است که هر سه سیم هم صدا در یک لحظه و هم زمان به صدا درآیند.

برای انتقال نیرو به مضراب در یادگیری مراحل اولیه، و هنگام مضراب زدن با دست راست و چپ باید انگشتی که مضراب در آن جای دارد انگشت شست را لمس کند. این علم برای قوی شدن انگشت و مضراب موثر است، که باید آن را در تمرینهای اولیه اموخت. در تمرینهای مربوط به مراحل بالاتر که اجرای ساز رفته رفته سریع‌تر شده و حالتهای گوناگون به آن داده می‌شود، دیگر نیازی به تماس انگشت نشانه با شست نیست. در هنگام ضمراب زدن انگشت شست زیر انگشت نشانه قرار می‌گیرد. سایر انگشتان (سه انگشت دیگر) نه باید جمع و نه باز باشد (به حالت برداشتن مدادی که به طور افقی در جایی قرار دارد).

 

طریقه اجرا

برای نواختن ساز قانون معمولاً دو طریقه به کاربرده می‌شود:

۱- دستها در طرفین: هنگام اجرای ساز، دست راست به موازات پوست قانون (در قسمتی که پوست به چوب می‌چسبد) و دست چپ در سمت چپ ساز به موازات پرده گردانها و به طور مایل حرکت کند. به این ترتیب دستها در طرفین ساز قرار می‌گیرند.

 

وسعت ساز قانون در کشورهای مختلف

ساز قانون در کشورهای مختلف (مانند مصر، ترکیه، ارمنستان و شوروی، ایران و…) به اندازه‌ها و با وسعت‌های متفاوت ساخته شده‌است و بدین جهت تعیین یک وسعت واحد برای ساز قانون مقدور نیست.

قانونهای (مصری) ۲۶ صدایی

قانونهای (ترکیه) ۲۴ و ۲۵ صدایی

قانونهای (ارمنی) ۲۲ صدایی

قانونهای (ایرانی) طبق پیشنهاد نگارنده ۲۷ صدایی

 

نام تعدادی از نوازندگان این ساز

متاسفانه این ساز طی سالهای دراز به دست باد سپرده شد، ولی می‌توان از نوازندگانی چون رحیم قانونی، جلال قانونی، مهدی مفتاح، سیمین آقارضی، ملیحه سعیدی و پریچهر خواجه نام برد. گفته‌ها و شنیده‌هایی دربارة ساز قانون چنین می‌نویسد: «و آن سازی است که کاسه و سطح آن مثلث بوده (تصویر ۱) و بر آن اکثر مباشران مفتول بندند و هر سه وتر را بر یک آهنگ سازند و طریقة اصطخاب آن و مجموع مطلقات چنان است که نغمات ملائمه ذی الکلی را به هشت نغمه تقسیم کنند هر دایره مناسب با نغمات و ابعاد آن دایره …»

هنری جورج فارمر چنین می‌نویسد: شکل پستالتریوم چهار گوش (تصویر ۲) نیز در همان کتاب خطی کشیده شده که شکل سازها در آن آمده‌است ساز «نزهه» دوبار بزرگ‌تر از سازی است که ذوزنقه شکل بوده و به نام «قانون» خوانده می‌شود. در حالی که ساز دومی قانون به فارابی نسبت داده شده، ساز اولی «نزهه» را بایستی از ابداعات صفی الدین عبدالمومن دانست.

تصویر ۳ پسالتریوم است. فارمر می‌گوید که این ساز را در سوریه «قانون» و در مصر «سنطیر» (Santir) می‌نامند و از این رهگذر آنها را از هم مشخص می‌سازد.هر گاه ساز ذوزنقه یا نزدیک به این شکل باشد، آن را سنطیر و اگر مستطی باشد، قانون می‌نامند. این ادعا البته با آنچه در زبان امروزی عربی و فارسی مشهود است در تناقض قرار می‌گیرد. فارمر به انتقاد می‌گوید که برخی سازندگان ساز، آن را از «نقره و طلا» می‌سازند و توصیه می‌کند که جعبه، به خاطر طنین آن، بهتر است از چوب ساخته شود. با آنکه رهنمودهای بالا مبنی بر این است که هر دو گونة پسالتریوم، در نواختن در سطح افقی قرار داده می‌شود، (تصویر ۳) جهت سیمها را عمودی نشان می‌دهد، که دست چپ نوازنده ساز را عمودی نگهداشته و با انگشتان دست راست بر سیمها زخمه می‌زند.

پسالتریوم چهار گوش «نزهه) بنظر مولف کنزالتحف «پس از چنگ، هیچ سازی شیرین‌تر از نزهه نیست.» وسیلة تقویت ارتعاشی آن به شکل چهار گوش دراز است. (تصویر ۴) مخترع آن را می‌توان صفی الدین عبدالمومن (فوت ۱۲۹۴ م-۶۷۳ه) نوازندة دربار آخرین خلیفة بغداد دانست. در ساختن آن از رودة گوسفند (زه) و چوب سر و استفاده شده روی دور ردیف خرک، ۸۱ سیم کشیده می‌شوند که از هر سه سیم یک صدا تولید می‌شده‌است و وسعت صدای ساز بنابراین ۲۷ صورت بوده و پسالتریوم ذوزنقه‌ای یا شبه ذوزنقه‌ای (قانون) طبق اطلاعات کنزالحف نصف مستطیل آن بوده‌است که ۶۴ سیم داشته‌است واین ساز در قسمت زیر، هر سه سیم یکصدا راحاصل می‌کرده. و در قسمت میانی (قسمت وسط ساز) سیمها دوتایی و در قسمت بم (پایین) تک سیمی بوده‌است. از آنجا که ساز، ذوزنقه‌ای شکل بوده (تصویر ۵) طبعاً سیمها در طول خود اختلاف داشته‌اند همانطوری که دبراه نزهه ذکر شده سیمها به گوشیها محکم می‌شوند. (تصایور ۴و۵ از کنزالتحف گرفته شده) فارمر می‌نویسد قانون، (پسالتریوم، هاکبرت Hackbrett) استناد داده شده به فارابی است اما او چیزی ذکر نکرده‌است. ابن حزم (Hazm) (فوت ۱۰۶۴) قانون را به عنوان رهبر سازها ذکر می‌کند.این ساز از ۶۴ سیم تشکیل شده که بیشتر سیمهای آن (هر سه سیم) یک صدا را حال می‌کند. این ساز بنام Canon از راه اسپانیا به تمام اروپا راه یافت.

قانون یکی از انواع یتار بوده، سازی است که ضلع سمت راست عمود بر دو قاعدة کوچک و بزرگ و ضلع چپ آن مایل به این دو قاعده‌است. سیمهای قانون، در طول ساز در جهت افقی قرار دارند و هر چه از نوازندة ساز دورتر شوند، کوتاهتر می‌گردند. خرک، سمت راست ساز، روی پوست قار رداده شده و وجود پوست زیر خرک صدای ساز را رساتر و روشنتر می‌سازد، هر صوت در این ساز به وسیلة سه سیم به صدا در می‌آید.

یکی از سازهایی که در ارمنستان طی قرنهای متوالی به تکامل رسیده، قانون است.

پیش از میلاد مسیح، سازی در ارمنستان وجود داشته که صوتی شبیه چنگ از آن برمی‌آمده. ولی برخلاف آن فاقد دسته بوده‌است. این ساز به ارمنی «کنار» - (Kunar) نامیده می‌شده (در ارمنستان همة سازهای هم خانوادة قانون را «کنار» می‌نامند).

پاستوس بوازند، مورخ ارمنی متعلق به قرن پنجم می‌نویسد: «در ضیافتها از ارکسترهایی، مرکب از سازهای «تنبور»، «لیر»، «عود»، «چنگ»، و «قانون» استفاده می‌کنند.»

هیسارلیان می‌نویسد: «نام این ساز از کلمة یونانی qanon گرفته شده. هر چند که یونان وطن قانون نبوده‌است». «گ. لوونیان»، در آغاز قرن حاضر از سازهای قانون و کنار نام می‌برد و از آن دو، تصاویری نیز ارائه می‌دهد. به استناد نظر او، قانون مستطیل شکل بوده، سیمهای آن سه به سه همصدا کوک می‌شده و در مجموع بیست و یک صوت وسعت داشته‌است. ولی کنار با ضلع سمت چپ خود، نسبت به دو قاعده مایل بوده، مجموع سیمهای آن ۳۹ است که سه ته سه تا همصدا بوده‌ اند.در این نقشها بعضی نی و برخی چنگ و عده‌ای سازی به شکل قانون می‌نوازند. شباهت ساز نزهه با قانون بسیار زیاد است. مولف کنزالتحف اختراع نزهه را به صفی الدین ارموی نسبت می‌دهد و راجع به قانون می‌گوید قطر جعبة صوتی کمی بیش از یک گره باید باشد و چوب آن را از تنة درخت مو انتخاب کنند. ضلع بلند جعبة ذوزنقه مانند قانون دو برابر ضلع کوتاه یا قاعدة فوقانی آن است و با لمس کردن این سیمها او تار مطلقه به صدا در می‌آیند و آن را با انگشت یا مضراب می‌نوازند و در تشریح ساختمان نزهه می‌گوید که از ترکیب چنگ و قانون درست شده، تنة ساز از چوب بید سرخ و شکل آن مربع کامل نبوده بلکه مربع مستطیل باشد. دو خرک روی صفحة ساز قرار دارد که ۸۱ تار بر آن طوری کشیده شده که هر سه تار آن با هم کوک می‌شوند. نام نزهه در «دره التاج» و «نفایس الفنون» نیز آمده‌است. کلمة قانون ممکن است از زبانی یونانی اقتباس شده باشد زیرا که اصل آن در زبان یونانی کانن است. در برهان قاطع نوشته شده‌است که قانون معرب کانون است و عربی نیست لیکن در عبی مستعمل است. سازی است تقریباً به شکل سنتور یا مضراب فلزی که مانند انگشتانه‌است و به انگشت سبابه می‌کنند و می‌نوازند. قانون از یک جعبة‌مجوف چوبی ساخته می‌شود که سطح قاعدة زیرین و زبرین آن ذوزنقه غیر منظم است. شکل واندازة آن در نواحی مختلف فرق می‌کند مانند قانون مصرفی، ترکیه و قانون بغدادی. معمولاً قانون مصری بزرگ و قانون ترکی کوچک‌تر است. هر قسمت از جعبة ساز نام خاصی دارد. برای خارج شدن ارتعاشات صوتی سه سوراخ که شکلهای متفاوت و از این نظر نامهای مختلفی دارد، ایجاد می‌کنند. در سطح فوقانی ضلع قائم سمت راست خرک بر روی پوستی که جنس آن از پوست اهو یا ماهی است قرار دارد. در طرف ضلع مورب بر حسب بزرگی و کوچکی قانون از ۲۱ تا ۲۹ ردیف سه تایی مجموعاً ۶۳ تا ۸۱ گوی دارد. طرف دیگر که ضلع ان عمود بر قاعده می‌باشد ۶۳ تا ۸۱ سوراخ ریز کوچک تعبیه شده‌است. زه‌ها (اوتار) از روی دو ردیف خرک از طرف راست به چپ می‌گذرد.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

تنبور

تنبور يكى از پرطرفدارترين و پرمخاطب ترين سازهاى موسيقى نواحى ايران است.جذابيت اين ساز، به دليل ماهيت اجراى مقام ها و جنبه عرفانى و معنوى به تدريج پارا از دايره ايران فراتر برده و در اروپا و آمريكا نيز، به اين ساز و اجراى آن توجه و رويكرد فراوان شده است.

ساز تنبور متعلق به موسيقى يارسان و حوزه اصلى رواج آن كرمانشاه و دو منطقه صحنه و گوران است.

موسيقى اجراشده به وسيله اين ساز شامل مقام هاى حقانى و كلام هاى مذهبى، مقام هاى باستانى و سرانجام مقام هاى مجلسى و مجازى است.

این ساز (تنبور) قديمي ترين ساز مضرابي و مقيد ايراني است كه با توجه به نقوش سنگي به جا مانده، حكايت از قدمتي چند هزار ساله دارد.

 

 

wol_error.gifسایز این عکس تغییر یافته است. برای دیدن سایز اصلی اینجا کلیک کنید. سایز اصلی عکس 600x370.tanboor.gif

 

 

 

نخستين مكتوب و مستند مربوط به آن، كتاب موسيقي الكبير ابونصر فارابي است. فيلسوف، دانشمند و موسيقيدان عصر سامانيان با دقتي تحسين برانگيز تمام زيروبم اين ساز را كاويده و در بخش سازشناسي كتابش، برايمان به يادگار نهاده است. او به ضرورت زمان خويش، كتاب را به زبان عربي نوشت تا سرانجام فرزندان خلفش پس از هزار سال به فارسي برگرداندند!

 

فارابي در موسيقي الكبير از دو نمونه تنبور مهم و رايج زمانه خويش نام مي برد. نخست تنبور بغدادي با كاسه اي كوچك و ديگر از تنبور خراساني ياد مي كند. امروزه تنبور خراساني با همان ويژگي هاي مكتوب فارابي يافت مي شود، چه از حيث ابعاد و اندازه ها و چه از نظر پرده بندي، اما تكليف تنبور بغدادي به درستي برايمان روشن نيست. شايد تنبور رايج در غرب ايران (كرمانشاه) با كاسه اي كوچكتر از نوع خراساني بازمانده همان تنبور بغداد باشد.

 

تنبور خراساني امروزه ديگر بدين نام خوانده نمي شود. بنابر ظاهر ساده و بي تكلفش، آن را دوتار مي نامند زيرا تنها از دو عدد تار (سيم) بهره مي برد. همچنين تنبور كرمانشاه را دوتار نمي خوانند. گويا به دليل تضاد اين عنوان با وضع موجود آن باشد.

تنبور امروز كرمانشاه داراي سه عدد تار (سيم) است. دوتار خراسان هم با دو گونه متفاوت هم اينك به حيات چند هزار ساله اش ادامه مي دهد. يكي نوع مربوط به شرق خراسان و به ويژه تربت جام كه ساده ترين دوتار ايران است يعني پرده هاي روي دسته ساز فقط نه عدد است. دوتار ديگر اين خطه متعلق به شمال خراسان با مركزيت قوچان، شيروان و بجنورد است.

در لغت نامه دهخدا در خصوص طنبار، طنبور و طنبوره و .... چنين آمده است:

طنبار معرب طنبور سازي است معروف.

طنبور يكي از آلات ذوات الاوتار است.

 

قسمتي از آن را شش تا گويند كه شش تار دارد و قسمتي ديگر را سه تا كه سه تار دارد. در قديم دو وتر بر آن بوده و امروز تا شش متر بر آن كنند

 

ساز ديگري در ايران بنام طنبور يا تنبور سابقه قديم دارد، اين ساز دو سيم داشته و مضرابي بوده كه با انگشتان دست راست نواخته مي شود، و هم اكنون در كردستان معمول است.شكل طنبور همه جا در نقاشي هاي قديم بخصوص در مينياتورها ديده مي شود و كاسه آن از چوب است و دهانه آن هم پوست ندارد، مثل سه تار ولي كاسه اش بزرگتر است به شكل يك نصفه خربزه.

 

تنبور داراي شكمي گلابي و دسته اي دراز است كه بر روي آن از 10 تا 15 پرده بسته مي شود. رويه جلويي شكم چوبي است. دسته اين ساز مانند سه تار، بر سر ساز متصل است و سر در حقيقت، ادامه دسته است كه بر روي سطوح جلويي و جانبي آن، هر يك دو گوشي كار گذارده شده كه سيم ها به دور آنها پيچيده مي شوند. سيمهاي تنبور 4 عدد و معمولاً به فاصله هاي مختلف كوك مي شده است. اين ساز معمولاً بدون مضراب و با انگشت نواخته مي شود.

 

چنانكه در تاريخ موسيقي ايراني نوشته شده در قديم سازي به نام تنبور وجود داشته و از آن انواع مختلفي ذكر كرده اند. مثلاً گفته شده كه فارابي تئوري دان مشهور موسيقي ايران، تنبور بغدادي و تنبور خراسان را دستان بندي كرده است.

 

قسمتی از گروه نوازی تنبور و دف:

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

عود

 

sazeood_40.jpg

 

 

شكم اين ساز بسيار بزرگ و گلابي شكل و دسته آن بسيار كوتاه است. به طوري كه قسمت اعظم طول سيمها در امتداد شكم قرار گرفته است. سطح رويي شكم از جنس چوب است كه برآن پنجره هايي مشبك ايجاد شده است. عود فاقد «دستان» و خرك ساز كوتاه و تا اندازه اي كشيده است. عود داراي ده سيم يا 5 سيم جفتي است. سيمهاي جفت با هم همصدا كوك مي شوند و بديهي است كه هر يك ازسيمهاي دهگانه، يك گوشي مخصوص به خود دارد؛ گوشي ها در دو طرف جعبه گوشي (سرساز) قرار گرفته اند. عود بم ترين ساز بين سازهاي زهي است؛ نت نويسي آن با كليد سل است كه صداي آن عملاً يك «اكتاو» بم تر از نت نوشته شده حاصل مي شود. سيم بم (سل پائين) معمولاً نقش «واخوان» دارد و گاه اين سيم جفت نيست. مضراب عود از پر مرغ (يا پر طاووس) تهيه شده است و گاه نيز نوازنده با مضراب ديگري ساز را مي نوازد. صداي عود كمي خفه، نرم و غم انگيز ولي نسبتاً قوي است. اين ساز نقش تكنواز و همنواز هر دو را به خوبي مي تواند ايفا كند. عود چنان كه گفته شده از اخلاف سازي قديمي به نام «بربط» است؛ از سوي ديگر ممكن است با نام عربي خود (العود) به اروپا راه يافته و در آنجا نام «لوت» گرفته باشد. عود سازي شهري است.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

دوتار

 

dotar_40.gif

 

 

داراي شكمي گلابي شكل و دسته اي نسبتاً دراز است. تعداد 17 تا 20 دستان بر دسته آن بسته مي شود. برخي از دو تارهاي محلي در نواحي مختلف جنوب فاقد دستان است. سطح روي شكم چوبي است. تعداد سيم هاي آن چنانكه از نام ساز بر مي آيد 2 تا است كه به فاصله هاي مختلف كوك مي شوند. طول دسته حدود 60 و مجموعاً تمام ساز حدود يك متر است. وسعت صداي ساز از نت «دو» تا «سل» است، با تمام فواصل كروماتيك مخصوص موسيقي ايراني: دو تار غالباً با انگشت- يعني بدون مضراب- نواخته مي شود. اين ساز جنبه اي بيشتر محلي دارد و در نواحي جنوب كشور ما بسيار متداول است.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

نـــی

 

0509121242105957.gif

 

ني يکي از مهم ترين سازهاي فولکلوريک بوده که نمونه بارز آن ني نوازي چوپانان است. در بعضي از استان هاي ايران از جمله مازندران فلوت کوچکتري به جاي آن مورد استفاده قرار مي گيرد. ني جايگاه ويژه اي در موسيقي عارفان دارد. ني سمبل دمي است که روح آدمي را به اصل خدايي خويش بالا مي برد و مهم ترين اشعار عارفانه که همان مثنوي جلال الدين رومي است با موعظه ي گوش دادن به ني آغاز مي گردد .

بشنو از ني چون حکايت مي کند از جدايي ها شکايت مي کند

کز نيستان تا مرا ببريده اند از نفيرم مرد و زن ناليده اند ...

(تاريخچه ):

ساده ترين و شايد در عين حال قديمي ترين سازي که در موسيقي کلاسيک ايران به کار رفته است ني مي باشد. تاريخ اين فلوت عمودي شکل به دوره هاي قبل از تاريخ در آسياي مرکزي برمي گردد. ساکس هم در کتاب تاريخ سازهاي موسيقي صفحه ي 90 به يکي از اين فلوت ها در هزاره ي چهارم قبل از ميلاد روي تخته سنگ هاي هيراکون پوليس ( Hieracon polis) اشاره مي کند. سازهايي شبيه ني را مي توان در آسيا و خاورميانه پيدا نمود .

(نی در تعداد زیادی از رسالات و نسخ خط فارسی موسیقی تحت عناوین متفاوت ، مثل نای ، نای هفت بند ، نای عراقی ، شش نای ، نی و ... معرفی می شود.)

(ساختمان ( :

ني سازي است متشکل از يک لوله ي استوانه اي از جنس "ني" که سراسر طول آن از هفت " بند" و شش " گره" تشکيل شده است ( به اين دليل اين ساز را " ني هفت بند" نيز مي گويند)."ني" به قطرهاي متفاوت ( از 5/1 تا 3 سانتيمتر ) و طول هايي مختلف ( حدود 30 تا 70 سانتيمتر ) ساخته شده, در تمام آن ها, روي لوله , کمي در قسمت پايين 5 سوراخ در طرف جلو و يک سوراخ در قسمت عقب قرار گرفته, و در يک يا دو انتهاي" ني " روکشي برنجي با طول کوتاه لوله ي نئي را پوشانده است, و لبه ي لوله در قسمت دهاني آنقدر تيز است که مي تواند لاي دندان ها قرار گيرد .

(نحوه ي نواختن) :

موقع نوازندگی 5 سوراخ روی لوله ی صوتی از محل دمیدن به ترتیب زیر انگشت گذاری می شوند:

انگشتان دست راست:

سوراخ اول : انگشت دوم / سوراخ اول و دوم : انگشت میانه "سوم" / سوراخ دوم : انگشت سبابه .

انگشتان دست چپ:

سوراخ سوم : انگشت دوم / سوراخ چهارم : انگشت میانه / سوراخ پنجم : انگشت سبابه / سوراخ پشت لوله ی صوتی : شست یا انگشت کوچک

نوازنده ي ني آن را رو به پايين نگه مي دارد که از بالا در آن دميده مي شود. يک جنبه ي غريب اين ساز دو موقعيت دهان است .

براي نواختن رژيسترهاي ( منطقه) بم تر, نوازنده اين ساز را در يک طرف لب هاي تقريباً بسته قرار مي دهد. براي رژيسترهاي زيرتر آن را داخل دو دندان جلويي قرار مي دهد, که لب بالايي کاملاً آخر لبک را مي پوشاند. براي انطباق با اين عمل و بر اثر تمرينات زياد بين دندان هاي جلويي بالايي بيشتر نوازندگان ني, فضاي خالي وجود دارد .

خوب نواختن ني کاري بسيار دشوار است . توليد صداي خالص و بدون نفس زدن زياد به ندرت حاصل مي شود. از اين روست که شمار نوازندگان ني کم است. نوازندگان محلي با ابتکارهاي سنتي, تا اندازه اي از قطع شدن صداي ساز , هنگام تازه کردن نفس جلوگيري مي کنند. توضيح آنکه در حين نواختن ، هوا را از بيني به ريه و نيز به "لُپ " ها داخل کرده, ذخيره مي کنند و اين هوا را به تدريج وارد لوله مي فرستند .

(کوک و وسعت صدايي آن ):

ني را نمي توان کوک کرد, بدين نسبت نمي توان آن را با سازهاي ديگر منطبق کرد و از اين رو معمولاً در نقش تکنواز ظاهر مي شود .

گاه -اگر چه بسيار به ندرت- که بخواهند از صوت ني در همنوازي ارکستر استفاده کنند, ناگزير نوازنده ساز تعدادي ني را با کوک ها ) ميدان صدا )ي مختلف فراهم کرده و در دسترس خود مي گذارد تا در طي هم نوازي يا همراهي صداي خواننده به تناسب موقع از يکي از ني ها استفاده کند .

وسعت صداي ني حدود دو اکتاو و نيم است, ولي ميدان صدا ( با کوک ) در سازهاي مختلف متفاوت است .

 

51932-95132.JPG

 

 

(بزرگان ):

در زمره ي نوازندگان ني, نايب اسد الله به" خداوند ني" معروف است .

از جمله ساير نوازندگان متبحر ني سليمان اصفهاني است که حتي برخي او را بر نايب هم ترجيح داده اند. ديگر ني زن ها ابراهيم آقاباشي است که استاد نايب اسد الله و خواننده ي زبر دستي بوده است .

از اساتيد دوران معاصر استاد حسن کسائي حائز يادآوري است

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

Join the conversation

You can post now and register later. If you have an account, sign in now to post with your account.

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از ۷۵ اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.


×
×
  • جدید...