سارا-افشار 36441 ارسال شده در 21 اسفند، 2011 در زد در رفت در وا کردم تنها بر در ماندم (پاییزامیدوار) 2
Mahnaz.D 61918 ارسال شده در 22 اسفند، 2011 کاش! دمادم نفسهایت را٬ در زیر و بم خوابهایم٬ می بلعیدم. تا مست شوم در تو و آنچه از توست. ... سرمست رویای بودنت٬ بیصدا می خزم در خود. تا در آغوش تو صبح شود. و با آفتاب دستانت بیدار شوم 12
sam arch 55881 ارسال شده در 22 اسفند، 2011 ای داد بر زمانه...که بیداد مرا نمی شنود از دوری و دلتنگی..... که قدری تند تر بگذرد....شاید نقطه ی دیدارنزدیک تر و نزدیک تر شود..... این را گفتم به زمانه....به تو فقط یک جمله می گویم....آرام بیا.... 8
Himmler 22171 ارسال شده در 22 اسفند، 2011 گفتم دوستت دارم حالا زیاد جدی نگیر . لوس هم نشو .خوشم نمیاد :vahidrk: چرا جام تو را بشکست هیملر ؟ 6
.FatiMa 36560 ارسال شده در 22 اسفند، 2011 این همه خاطره را بر سنگ می زنم تا که بشکند تمام تو در خیال 8
*sepid* 9772 ارسال شده در 23 اسفند، 2011 شکستم به همین سادگی ..... سعی نکن تکه تکه هایم را با هم جور کنی ... نمی شود زیرا من دیگر .... من نیستم ... و تو دیگر .... تو نیستی ..... 7
SH E I KH 18785 ارسال شده در 23 اسفند، 2011 دویدیمو دویدیمو دویدیمو دویدیم به شبهای پر از قصه رسیدیم گره زد سرنوشتامونو تقدیر که تا آخر مجنون بمونیم :hapydancsmil: 7
*sepid* 9772 ارسال شده در 23 اسفند، 2011 از قــــــول من به بــــــاران بی امان بگو : دل اگــــــر دل باشد ، آبـــــــ از آسیابــــــ علاقــــــــه اش نــــمی افتــــــد 8
sam arch 55881 ارسال شده در 23 اسفند، 2011 دور باشد از تو فرسنگ ها دلتنگی.....که می دانم معنی اش چقد بزرگ است در دوری.... اما دست به دست حس مشترکمان بده تا فاصله به قد همان قاصدک کوچک شود.... 9
Sepideh.mt 17530 ارسال شده در 23 اسفند، 2011 یه طلوع تازه میخوام ... یه حریم بی کرانه بعد شب نشینی ما...یه شروع جاودانه یه طلوع رنگ تن تو...جنس ابریشم آغوش زیر سایه همیشه...باتو از غصه فراموش 9
هولدن کالفیلد 19948 ارسال شده در 24 اسفند، 2011 هربار به تو فكر مي كنم يكي از دكمههايم شل مي شود انقراض آغوشم يك نسل به تأخير مي افتد و چيزي به نبضم اضافه مي شود كه در شعرهايم نمي گنجد كافيست تو را به نام بخوانم تا ببيني لكنت عاشقانه ترينِ لهجه هاست و چگونه لرزش لب هاي من دنيا را به حاشيه مي برد دوستت دارم با تمام واژه هايي كه در گلويم گير كرده اند و تمام هجاهاي غمگيني كه به خاطر تو شعر مي شوند دوستت دارم با صداي بلند دوستت دارم با صداي آهسته دوستت دارم . . . . و خواستن تو جنيني است در من كه نه سقط مي شود نه به دنيا مي آيد
.FatiMa 36560 ارسال شده در 24 اسفند، 2011 اگر باران اگر باران نگاهت را بلد باشد به اقیانوس هم راضی نخواهد شد. 6
ارسالهای توصیه شده