رفتن به مطلب

شعـری بـرای تـو...


ارسال‌های توصیه شده

ارسال شده در

میشه منو ببخشی...اون همه خاطره حیف ان باور کن...

  • Like 6
ارسال شده در

بی هیچ بهانه تو را به خاطر آوردم

دوست داشتن شاید همین باشد

بی بهانه یاد کردن

  • Like 7
ارسال شده در

برای او که بی رحمانه رفت

می خواهم برایت بنویسم ... اما مانده ام که از چه چیز و از چه کسی بنویسم؟

 

از تو که بی رحمانه مرا تنها گذاشتی ...؟

 

یا از خودم که چون تک درختی در کویر خشک، مجبور به زیستن هستم ...؟

 

از تو بنویسم که قلبت از سنگ بود ؟ یا از خودم که شیشه ای بی حفاظ بودم؟

 

از چه بنویسم؟

 

از دلم که شکستی ؟ یا از نگاه غریبه ات که با نگاهم آشنا شد؟

 

ابتدا رام شد ... آشنا شد و سپس رشته مهر گسست و رفت و ناپیدا شد.

 

از چه بنویسم؟

 

از قلبی که مرا نخواست یا قبلی که تو را خواست؟

 

شاید هم ... اگر در دادگاه عشق محاکمه بشویم، دادستان تو را مقصر نداند و بر زودباوری قلب من که تو را بی ریا و مهربان انگاشت اتهام بزند.

 

شاید از اینکه زود دل بسته شدم و از همه ی وابستگی ها بریدم تا تو را داشته باشم ؛ به نوعی گناهکاری شناخته شدم.

 

نه! نه!

 

شاید هم گناه را به گردن چشمان تو بگذارند که هیچ وقت مرا ندید ...، یا ندیده گرفت چون از انتخابش پشیمان شده بود.

 

عشقم را حلال کردم تا جان تو را آزاد کنم.

 

که شاید دوری موجب دوستی بیشترمان بشود و تو معنای " دوست داشتن " را درک کنی...

 

امّا هیــهات.... که تو آن را در قلبت حس نکردی و معنایش را ندانستی...

از من بریدی و از این آشیان پریدی...

 

ای کاش هیچ گاه نگاهمان با هم آشنا نشده بود...

 

ای کاش هرگز ندیده بودمت و دل به تو دل شکن نمی بستم...

 

ای کاش از همان ابتدا، بی وفایی و ریا کاری تو را باور داشتم ...

 

انتظار باز آمدنت، بهانه ای برای های های گریه های شبانه ام شد وعلتی برای

چشم به راه دوختن...

 

و از آتش غم سوختن و دیده به درد دوختن...

 

امّا امشب می نویسم تا تو بدانی که دیگر با یادآوری اولین دیدارمان چشمانم پر از اشک

نمی شود.

 

چون بی رحمی آن قلب سنگین را باور دارم.

 

امشب دیگر اجازه نخواهم داد که قدم به حریم خواب ها و رویاهایم بگذاری...

 

چون این بار، " من " اینطور خواسته ام، هر چند که علت رفتن تو را نمی دانم

 

و علت پا گذاشتن روی تمام حرفهایت را...

 

باور کن...

 

که دیگر باور نخواهم کرد عشق را... دیگر باور نمی کنم محبت را...

 

و اگر باز گردی به تو نیز ثابت خواهم کرد...

ارسال شده در

دلِ سبــــــزم را گــــــ ــــ ـره زد ..

 

و رفتـــــــــــ تا بـــــــه آرزوهـــایش برســــد ..

 

 

برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید.

 

عمر من قد نمي دهد

 

به سفرت بگو كوتاه بيايد....

ارسال شده در
Photo-skin_ir-Light106.jpg

 

پلی می زنم از میان خاطره به سوی تمام خاطرات با تو بودن .......

میایم با چشمان بسته و می دانم که عشق مرا به مقصد می رساند . چه مقصدی برتر از وصال

تو ........

 

 

 

 

ارسال شده در

به حال و هوای تو آمدم به دنیای عاشقی ، در همان حال و هوا حس کردم در حال خودم نیستم ،

مات و مبـــهوت در کنار تـــــو .........

انگار مست مست بودم ......... مست چشمان تو .

  • Like 5
ارسال شده در
s41kwbn71n5lvw8zuap.jpg

باران ....

آسمان بارانی است ، همگی می گذرند ... چتر دارند به دست تا نبارد باران بر سر و

صورتشان ، اما ...

من تنـــــها و رهـــا زیر این سقف سیاه گام بر می دارم بی چتر ...

و به تــــو می اند یــشم

  • Like 4
ارسال شده در

كاش ميدانستی !

در اين كوير تنهايی

تو را داشتن همان حس خيس باران است...!!!!

  • Like 7
ارسال شده در

نوشتم

( دوستت دارم ...

پرانتز را نبستم!

بگذار این حقیقت تا ابد جریان یابد...

 

:ws37:

  • Like 11
ارسال شده در

بگذار ببووسمت

 

 

نگران نباش

 

 

کسی ما را نمی‌بیند

 

 

این شعرها همه سانسور می‌شوند!

  • Like 3
ارسال شده در

از دست رفته‌ام

در برف، برف، برف

برفی که پشت پنجره کولاک می‌کند

برفی که در سکوت جهان پخش می‌شود

برفی که رد پای ترا پاک می‌کند.

  • Like 11
ارسال شده در

نه زخم کهنه بند می‌آید

نه برف پشت پنجره،

نه خاطرات تو.

  • Like 11
ارسال شده در

تو نباشی به کی بگم عاشق شدم...:4564:

بی تو دل میبرم به خدا از خودم...:4564:

  • Like 7
ارسال شده در

غزل های من “تـــــــــــو” ندارد

میگویند غزل های بی “تـــــــــــــــو”غزل نیست...

اگر زحمت نیستـــ

گاه گاهی به دل مـــــ ـــ ـــ ــن هم سری بزن...

  • Like 11
ارسال شده در

تیغ تیزی گر به دستت داد روزی روزگار...هر چه میخواهی ببر اما رفاقت را مبر:ws37:

  • Like 8
ارسال شده در

دیشب آن قدر باران آمد

 

که اگر بگویم یاد تو نبودم

 

باران با من قهر می‌کند

آن قدر از پنجره بیرون را نگاه کردم

 

که اگر بگویم منتظر تو نبودم

 

پنجره با من قهر می‌کند

آن قدر دلتنگ خوابیدم

 

که اگر بگویم خواب تو را ندیدم

 

خوابت هم مرا ترک می‌گوید.

  • Like 4
ارسال شده در


  • دلتنگـی ؛ پیچیــده نیســت... یک دل.. یک آسمان.. یــک بغــض و آرزوهــای تـَـرک خـورده ! به همین ســادگـی
    sigh.gif





  • Like 7
ارسال شده در

گه هم چو باز اشنا

بر دست تو پر ميزنم

گه چون كبوتر پر زنان

اهگ بامت ميكنم از دل سلامت ميكنم اهنگ بامت ميكنم از دل سلامت ميكنم اهنگ بامت ميكنم ....

.......

رندان سلامت ميكنند ازدل سلامت ميكنند پنهان پيامت ميكنند

شب خانه روشن ميشود چون ياد نامت ميكنم

اي بامنو پنهان چو دل

از دل سلامت ميكنم ...

  • Like 4
ارسال شده در

هوا آفتابی ست

مرا زیر چتر خود ببر

فقط زیر چتر تو

باران می بارد!

  • Like 3
ارسال شده در

آتشی روشن کرده ام

و عهد بسته ام

تا خاموش شدنش

برایت دعا بخوانم

تمام کارهایت رو به راه است

چرا که من

هیزمی دیگر در آتش اندا خته ام....!!!!!

  • Like 6
×
×
  • اضافه کردن...