Mahnaz.D 61918 ارسال شده در 30 اسفند، 2011 بی هیچ بهانه تو را به خاطر آوردم دوست داشتن شاید همین باشد بی بهانه یاد کردن 7
designer.ali 191 ارسال شده در 31 اسفند، 2011 برای او که بی رحمانه رفت می خواهم برایت بنویسم ... اما مانده ام که از چه چیز و از چه کسی بنویسم؟ از تو که بی رحمانه مرا تنها گذاشتی ...؟ یا از خودم که چون تک درختی در کویر خشک، مجبور به زیستن هستم ...؟ از تو بنویسم که قلبت از سنگ بود ؟ یا از خودم که شیشه ای بی حفاظ بودم؟ از چه بنویسم؟ از دلم که شکستی ؟ یا از نگاه غریبه ات که با نگاهم آشنا شد؟ ابتدا رام شد ... آشنا شد و سپس رشته مهر گسست و رفت و ناپیدا شد. از چه بنویسم؟ از قلبی که مرا نخواست یا قبلی که تو را خواست؟ شاید هم ... اگر در دادگاه عشق محاکمه بشویم، دادستان تو را مقصر نداند و بر زودباوری قلب من که تو را بی ریا و مهربان انگاشت اتهام بزند. شاید از اینکه زود دل بسته شدم و از همه ی وابستگی ها بریدم تا تو را داشته باشم ؛ به نوعی گناهکاری شناخته شدم. نه! نه! شاید هم گناه را به گردن چشمان تو بگذارند که هیچ وقت مرا ندید ...، یا ندیده گرفت چون از انتخابش پشیمان شده بود. عشقم را حلال کردم تا جان تو را آزاد کنم. که شاید دوری موجب دوستی بیشترمان بشود و تو معنای " دوست داشتن " را درک کنی... امّا هیــهات.... که تو آن را در قلبت حس نکردی و معنایش را ندانستی... از من بریدی و از این آشیان پریدی... ای کاش هیچ گاه نگاهمان با هم آشنا نشده بود... ای کاش هرگز ندیده بودمت و دل به تو دل شکن نمی بستم... ای کاش از همان ابتدا، بی وفایی و ریا کاری تو را باور داشتم ... انتظار باز آمدنت، بهانه ای برای های های گریه های شبانه ام شد وعلتی برای چشم به راه دوختن... و از آتش غم سوختن و دیده به درد دوختن... امّا امشب می نویسم تا تو بدانی که دیگر با یادآوری اولین دیدارمان چشمانم پر از اشک نمی شود. چون بی رحمی آن قلب سنگین را باور دارم. امشب دیگر اجازه نخواهم داد که قدم به حریم خواب ها و رویاهایم بگذاری... چون این بار، " من " اینطور خواسته ام، هر چند که علت رفتن تو را نمی دانم و علت پا گذاشتن روی تمام حرفهایت را... باور کن... که دیگر باور نخواهم کرد عشق را... دیگر باور نمی کنم محبت را... و اگر باز گردی به تو نیز ثابت خواهم کرد...
designer.ali 191 ارسال شده در 31 اسفند، 2011 دلِ سبــــــزم را گــــــ ــــ ـره زد .. و رفتـــــــــــ تا بـــــــه آرزوهـــایش برســــد .. برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام عمر من قد نمي دهد به سفرت بگو كوتاه بيايد....
designer.ali 191 ارسال شده در 31 اسفند، 2011 پلی می زنم از میان خاطره به سوی تمام خاطرات با تو بودن ....... میایم با چشمان بسته و می دانم که عشق مرا به مقصد می رساند . چه مقصدی برتر از وصال تو ........
designer.ali 191 ارسال شده در 31 اسفند، 2011 به حال و هوای تو آمدم به دنیای عاشقی ، در همان حال و هوا حس کردم در حال خودم نیستم ، مات و مبـــهوت در کنار تـــــو ......... انگار مست مست بودم ......... مست چشمان تو . 5
designer.ali 191 ارسال شده در 31 اسفند، 2011 باران .... آسمان بارانی است ، همگی می گذرند ... چتر دارند به دست تا نبارد باران بر سر و صورتشان ، اما ... من تنـــــها و رهـــا زیر این سقف سیاه گام بر می دارم بی چتر ... و به تــــو می اند یــشم 4
Mahnaz.D 61918 ارسال شده در 31 اسفند، 2011 كاش ميدانستی ! در اين كوير تنهايی تو را داشتن همان حس خيس باران است...!!!! 7
sadafv 6585 ارسال شده در 31 اسفند، 2011 نوشتم ( دوستت دارم ... پرانتز را نبستم! بگذار این حقیقت تا ابد جریان یابد... 11
ترانه18 8013 ارسال شده در 1 فروردین، 2012 بگذار ببووسمت نگران نباش کسی ما را نمیبیند این شعرها همه سانسور میشوند! 3
.FatiMa 36560 ارسال شده در 1 فروردین، 2012 از دست رفتهام در برف، برف، برف برفی که پشت پنجره کولاک میکند برفی که در سکوت جهان پخش میشود برفی که رد پای ترا پاک میکند. 11
panisa 12133 ارسال شده در 1 فروردین، 2012 تو نباشی به کی بگم عاشق شدم... بی تو دل میبرم به خدا از خودم... 7
Mahnaz.D 61918 ارسال شده در 1 فروردین، 2012 غزل های من “تـــــــــــو” ندارد میگویند غزل های بی “تـــــــــــــــو”غزل نیست... اگر زحمت نیستـــ گاه گاهی به دل مـــــ ـــ ـــ ــن هم سری بزن... 11
lilac 5892 ارسال شده در 1 فروردین، 2012 تیغ تیزی گر به دستت داد روزی روزگار...هر چه میخواهی ببر اما رفاقت را مبر 8
ترانه18 8013 ارسال شده در 1 فروردین، 2012 دیشب آن قدر باران آمد که اگر بگویم یاد تو نبودم باران با من قهر میکند آن قدر از پنجره بیرون را نگاه کردم که اگر بگویم منتظر تو نبودم پنجره با من قهر میکند آن قدر دلتنگ خوابیدم که اگر بگویم خواب تو را ندیدم خوابت هم مرا ترک میگوید. 4
Mahnaz.D 61918 ارسال شده در 1 فروردین، 2012 دلتنگـی ؛ پیچیــده نیســت... یک دل.. یک آسمان.. یــک بغــض و آرزوهــای تـَـرک خـورده ! به همین ســادگـی 7
هولدن کالفیلد 19948 ارسال شده در 1 فروردین، 2012 گه هم چو باز اشنا بر دست تو پر ميزنم گه چون كبوتر پر زنان اهگ بامت ميكنم از دل سلامت ميكنم اهنگ بامت ميكنم از دل سلامت ميكنم اهنگ بامت ميكنم .... ....... رندان سلامت ميكنند ازدل سلامت ميكنند پنهان پيامت ميكنند شب خانه روشن ميشود چون ياد نامت ميكنم اي بامنو پنهان چو دل از دل سلامت ميكنم ... 4
ترانه18 8013 ارسال شده در 1 فروردین، 2012 هوا آفتابی ست مرا زیر چتر خود ببر فقط زیر چتر تو باران می بارد! 3
ترانه18 8013 ارسال شده در 2 فروردین، 2012 آتشی روشن کرده ام و عهد بسته ام تا خاموش شدنش برایت دعا بخوانم تمام کارهایت رو به راه است چرا که من هیزمی دیگر در آتش اندا خته ام....!!!!! 6
ارسالهای توصیه شده