samaneh66 10265 ارسال شده در 1 خرداد، 2011 خیلی سخته که در اوج امیدواری نا امید بشی پارسال همین موقع ها بود که همکارم متوجه شد پسر 18 ساله اش به سر طان لنفاوی دچار شده خیلی سخته برای پدر و مادر که بچشون رو در حال پر پر شدن ببینند یکسال تمام رفتند شیمی درمانی و پرتو گرافی ......خیلی سخته که داری برای کنکور درس میخونی بعد متوجه بشی حتی معلوم نیست تا کی زنده میمونی دیگه شیمی درمانی تمام شده بود و دکتر امیدوارشون کرده بود که شفا پیدا کرده فقط این آزمایش آخر رو بده تا کاملا مطمئن بشیم خیلی سخته که با هزار امید مرخصی بگیری و به مدیریت بگی بار اخره که داریم میریم اما وقتی رفتی از تموم دنیا نا امید بشی خیلی سخته که بهت بگن دوباره غده ها دارند رشد میکنند و باید شیمی درمانی بشی و باید از مغز استخونت کشت کنند و دوباره بهت تزریق کنند خدایا من که بی ابرو ام به درگاهت به حق ابرومندان درگاهت قسمت میدم شفاش بده ای خدا ...... خدایا به جونیش رحم کن ای خدای مهربان عزیزان دعا کنید ......دعا کنید شاید شفا پیداکنه 16
آرماندیس 4786 ارسال شده در 1 خرداد، 2011 آره خیلی سخته ... یه مشتری داشتیم یه دختر و پسر داشت یکی از یکی نازتر ... یه روز که از سر کار برمیگرده میبینه خونه ش آتیش گرفته و دختر ، پسر و شوهرش با هم توی آتیش سوختن ... یک سال از اون اتفاق میگذره من هر وقت بهش فکر می کنم ... همیشه بد از بدتر هست دوست خوبم ... امیدوارم ایشون هم شفا پیدا کنه ... 10
Atre Baroon 19624 ارسال شده در 1 خرداد، 2011 نوه عموم همسن من بود و با هم رقابت درسی داشتیم و سالی که هردو میخواستیم کنکور بدیم که میره دکتر میفهمه سرطان خون داره و حدود دوسال میره بیمارستان و..... دو ماه پیش فوت میکنه 9
samaneh66 10265 سازنده ارسال شده در 1 خرداد، 2011 نوه عموم همسن من بود و با هم رقابت درسی داشتیم و سالی که هردو میخواستیم کنکور بدیم که میره دکتر میفهمه سرطان خون داره و حدود دوسال میره بیمارستان و..... دو ماه پیش فوت میکنه خداوند رحمتش کنه منم از همین موضوع خیلی میترسم که خدایی نکرده بلای سرش بیاد بیچاره خیلی جونه ....... 3
سـارا 20071 ارسال شده در 1 خرداد، 2011 از ته ته قلبم آرزو می کنم که حالش خوب بشه...خدایا خودت کمکش کن.... 6
کتایون 15177 ارسال شده در 1 خرداد، 2011 وای منم یه همکلاسی داشتم که سرطان خیلی عجیبی گرفت...یه بار اومد سر کلاس گفت قلبم درد می کنه ما هم همه به شوخی بهش گفتیم مردی دیگه تموم شد...چند روز بعدش بهمون گفت یه جور سرطانه که مربو ط به قلب میشه و چند ماه بعدشم......................... نمی دونم چرا این روزا این قدر جوونا سرطان میگیرن انواع و اقسام...از سرطان متنفرم کاشکی یه روز بشه که واکسن بزنیم و سرطان نگیریم... خدا جونم کمکش کن... 3
ارسالهای توصیه شده
برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید
برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید
ایجاد یک حساب کاربری
برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !
ثبت نام یک حساب کاربری جدیدورود به حساب کاربری
دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید
ورود به حساب کاربری