رفتن به مطلب

شیرین ترین و سخت ترین لحضه های زگیتان را بنویسید


ارسال‌های توصیه شده

ارسال شده در
سخت ترین ی هفته قبل از تحویل پروژه :icon_pf (34):

تجربش کردم خیلی سخته مخصوصا روز اخرpicture.php?albumid=1004&pictureid=4136

  • Like 4
ارسال شده در

شيرين ترين لحظه:

وقتي كه مامانم بخنهو خوشحال باشه

 

سخت ترين لحظه:

وقتي مامانم غمگين باشه يا گريه مي كنه!

  • Like 5
ارسال شده در

صبح از خواب بیدار شدن برام خیلی سخته

 

 

خوردن زرشک پلو با مرغ برام خیلی لذت بخشه

  • Like 8
  • 2 ماه بعد...
ارسال شده در

سلام

فعلا یکی از سخت ترین لحظاتی که دارم تحمل میکنم اینه که به کسی که واقعا زندگیم شده دارم کمک میکنم به کسی که دوسش داره برسه!

ای خدا )):

دوستان گلم هر کسی این پست منو میخونه برای سلامتی دوستم یه دعا کوچولو بکنه حال جسمیش اصلا خوب نیس :ws44::ws44:>>> همونی که دارم بهش کمک میکنم

از همتون ممنونم

  • Like 8
ارسال شده در

سلام دوستان عزیزم

فردا روز پر فشار و پر استرسی خواهد بود واسم

لطفا منو فراموش نکنین وسط دعاهاتون

ممنونم

  • Like 5
ارسال شده در

همه ی اینا که گفتی راجع به من صدق میکنه

 

 

 

وای وقتی واسه تموم شدن امتحاناتت روز شماری میکنی

  • Like 4
ارسال شده در

شیرینرین : وقتی پدر و مادرم میخندن

تلخترین : وقتی ناراحت باشن ( که امدوارم هیچوقت نباشن)

  • Like 8
  • 10 ماه بعد...
ارسال شده در

سخت ترین :

 

وقتی تو مترو باشی و مترو انقد شلوغ باشه که جای نفس کشیدن نباشه . همه دستاشون بالا ، زیربغلا عرق کرده بو میده 84eb3ampc0vsywihe0i.gif

تازه ماه رمضون هم باشه ، ملت کل روزو هیچی نخورده باشن، نفس کشیدنشونم بو میده TAEL_SmileyCenter_Misc%20(305).gif

 

داشتم خفه میشددددم TAEL_SmileyCenter_Misc%20(305).gif

  • Like 7
ارسال شده در

من روم نمیشه بهترین لحظمو بگم.

  • Like 2
ارسال شده در
صبح از خواب بیدار شدن برام خیلی سخته

 

 

خوردن زرشک پلو با مرغ برام خیلی لذت بخشه

 

این پست نشانه اینه ایرانیا یه زمانی مرغ میخوردن :ws38:

 

چرا صبح بیدار شدن براتون سخته؟ :ws38: من بیدار موندن برام خیلی سخته اما بیدار شدن آسونه :ws38:

ترم قبل کلاسم ساعت 7.5 بود، ساعت 4 از خواب بیدار میشدم ساعت 7:40 میرسیدم استاد نمیزاشت برم سر کلاس:5c6ipag2mnshmsf5ju3

  • Like 5
ارسال شده در
این پست نشانه اینه ایرانیا یه زمانی مرغ میخوردن :ws38:

 

چرا صبح بیدار شدن براتون سخته؟ :ws38: من بیدار موندن برام خیلی سخته اما بیدار شدن آسونه :ws38:

ترم قبل کلاسم ساعت 7.5 بود، ساعت 4 از خواب بیدار میشدم ساعت 7:40 میرسیدم استاد نمیزاشت برم سر کلاس:5c6ipag2mnshmsf5ju3

اره خداییش یه موقعی مرغ خور بودیم

 

 

من بیدار موندن برام راحتر بیدار شدن سخت:ws3:

  • Like 3
ارسال شده در

سخت ترین لحظه:

 

خوندن اسم همین تاپیک:ws52:

هَی داشتم پیش خودم تحلیل می کردم چه جوری زندگی تون تبدیل شده به زگیتان؟!

یا نکنه اصلا من کلا پرتم!!!:whistle:

اصلا زندگی نیست!!!

 

یا اگر زندگی هست....دالش خونده نمی شه!!!می شه زِنِگیتون....زگیتون چی جوری به وجود اومد الان؟؟!!!:ws37:

حداقل ی نون می زاشتین تو دهن بچرخه مثلا زنگیتون!!!

 

یکی من رو از این مسئله فلسفی نجات بده!!!!sigh.gif

یکی بیاد از داخل وان بپره بیرون بگه یافتم یافتم!!!!!

 

 

یکی بیاد این رو برام ترجمه کنه!:ws38:

 

عجو جونم جوجویی جطوزه؟؟

جی جار می جونی؟؟؟!!!!!

یی وختی می ایی ددر منو فلاموش نکنیییییااا

دل جوجولی من گسه میشه!!!!

 

ای خداااااااااااااااااااااااااا:w74:

 

شیرین ترین لحظه:پیدا کردن جواب این سوال های فلسفی بالا:ws3:

 

 

پ.ن:مِزاحی بیش نبود.پست اول من رو سر ذوق آورد،لبخندی بر لبمون نشست،همین لبخند بعد از خستگی روز برای من شیرین ترین لحظه هست.:ws37:

  • Like 5
ارسال شده در

تلخترین لحظه زندگیم : زمانی بود که پارسا جونم و بردن بیمارستان من زنگ زدم داداشم گفت دستش شقه شده و تاندون و عصب و رگش قطع شده:sad0: فقط اون لحظه مردم و زنده شدم و تمام ایستادگیم دربرابر اتفاق اون شب خرد شد و تا صبحش فقط گریه کردم و کلا نابود شدم:4564: این تلخترین لحظه زندگیم بود..

 

شیرینترینشم : متقابلا وقتی بود و هست که انگشتای دستشو برام تکون داد و دلم آروم شد..البته هنوز یه دونهشو ندیدم ولی انگاری حرکتش برگشته ایشالا حسش هم برمیگرده..:hapydancsmil:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

من تا اونجایی که یادم میاد ننوشته بودم شیرین ترین و تلخترین لحظه زندگیمو:ws38:

  • Like 6
ارسال شده در
من روم نمیشه بهترین لحظمو بگم.
خو بگو کنجکاو شدیم.هیچکی غریبه نیس
  • Like 1
ارسال شده در

زندگی لحظه های تلخ و شیرین که خب زیاد داره

 

اما با آخرین تجربه ای که کردم فهمیدم تلخ ترین لحظه زمانیه که یکی از عزیزترین کسانت رو می خوای بسپری به دست خاک :4564::4564::4564::4564:

  • Like 5
ارسال شده در

از این لحظات زیاد دارم ولی چیزایی که بطور خاص یادم مونده:

شیرین ترین لحظه:قبولی در کارشناسی که وقتی سر سفره شام بودم یکی بهم خبرشو داد و قبولی در ارشد:hapydancsmil:

سختترین لحظه: وقتی مجبور شدم یه حرفی رو به یکی بزنم که خیلی ناراحتش کرد:4564:

  • Like 2
ارسال شده در

سختترین لحظه درزندگی من وقتیه که ناتوان باشم...از مهمترین مسائل زندگیم...از درک ادما..از انجام کارها...از...

شیرین ترین لحظه هم مال وقتیه که شادی افراد رومیبینم...مخصوصا اونایی که مشکلی داشتن و دیگه رهاشدن....

  • Like 1
ارسال شده در

شیرین ترین لحظه ماله آبان ماه بود که داشتم با تنبلی فراوون درس میخوندم واسه کارشناسی که یهو دوستم اس داد گفت دانشگاشون تکمیل ظرفیت میگیره آخ چه حالی داد وقتی فهمیدم لازم نیس یه سال درس بخونم:w16:

تلخ ترین لحظه هم زیاد داشتم

ارسال شده در

لحظات سخت زیاد داشتم...

کلا این دو ساله زندگی بدجور داره منو اذیت میکنه.

ولی لحظات شیرینمو با یه نه احمقانه از دست دادم...

خیلی متاسفم.....

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری
×
×
  • اضافه کردن...