سمندون 19440 ارسال شده در 26 اسفند، 2010 اگه خواستي ويزا بگيري بگو خودم وساطت ميكنم.آخه فكر نميكنم راهت بدن پیشته بابااااااا...................... :persiana__hahaha: 1
آرماندیس 4786 ارسال شده در 26 اسفند، 2010 به سلام دوستان ... حقیقتاً منم اگه ایلیا رو می دیدم نمی شناختم ما میخواستیم کوه اومدنمون لو نره که متاسفانه سوتی دادیم جای من خالییییییییییییی ... جمعه خیلی دوس داشتم بیام کوه ... از هفته بعد ایشالا ... 4
CodePlus 15426 ارسال شده در 26 اسفند، 2010 حمید تو در همه ی موارد افتخار آفرینی می کنی اوچیکیم آبجی ............ 1
CodePlus 15426 ارسال شده در 26 اسفند، 2010 اینا کوشن ................................ تموم شد کوه و کوهپیمائیشون .... :JC_thinking: 2
sih092 1978 سازنده ارسال شده در 26 اسفند، 2010 داداش .. خوبه میتونی تالار همکارا رو ببینی و اینو میگی ... شایدم نمیتونی ... آره میتونم ببینم آخه شما رفته بودید تپه واسه همین روتون نشده بود تو تالار عمومی بزنید رفتید اونجا تاپیک استارت کردید 1
sih092 1978 سازنده ارسال شده در 26 اسفند، 2010 بابا قسمت بعدی سریال کی شروع میشه!!؟ الان دارم متنش رو آماده میکنم یک کم طول میکشه 6
Mahnaz.D 61918 ارسال شده در 26 اسفند، 2010 الان دارم متنش رو آماده میکنم یک کم طول میکشه عمو از دستکشا بیشتر بوگو:ws28: 7
Cortex 286 ارسال شده در 26 اسفند، 2010 سلام عرض می کنم خدمت مشاهیر گرامی مسنج... اهم اهم ببخشید فروم نو اندیشان... خودمو معرفی میکنم...اممممم بنام خدا هستم... Cortex هستم خوشحال هستم... و از اینکه پس از مدتی بسیار طویل از اپلای ابراد به محیط صمیمی شما اومدم همچنان خرسندم... داستان از اینجا شروع میشه که راستش منم بازی بودم اونروز...یعنی ما داشتیم می رفتیم نونوایی نون تازه بخریم سر صبح که شنیدیم یه جایی دارن آش میدن(بچه ها در جریانن) ما مشهدیا رو هم که می شناسین... با شنیدن این خبر از خود بی خود گشته و به سوی کوه گرخیدیم...با این آرزو که آشی حقیقی درکار باشد که نبود...مشکل اینجاست که کار از کار گذشته و به لطف و رودربایستی دوستان عازم کوه شدیم...و همانطور که مستحضر هستیم و هستید در عکس ها کاااااملاً مشهود است که بچه ها از فرط سرما به چه چیزهایی که رو نیاورده بودند... خلاصه دیدم خیلی بیکاریم شروع کردیم به کار...از جمع آوری دستکش های ملت بگیر تا کمک به کارگران در جمع آوری سنگ ها(انشالله در قسمتهای بعد خواهید دید) و پس از آن نشانه گیری ملت با سنگ و شرط بندی... همچنین برای رو کم کنی بچه های گرافیکی و طراحی عکسی بسیار خفن بگرفتیم که آنهم خواهید دید...به امید روزهای پرکار تر و افزایش تفریحات سالم برای جوانان ایرانی... ارادتمند Cortex 9
sih092 1978 سازنده ارسال شده در 26 اسفند، 2010 خوب بریم سراغ بقیه داستان بعد از اینکه با سمندون و زهرا عکس گرفتیم برگشتیم که از کوه بیاییم پایین (دوباره تاکید میکنم کوه محض اطلاع حمیدرضا افشاری عزیز) بعد هم دستکش ها رو در مکانی امن مخفی کردیم که ایشالله هفته بعد به صاحب های اصلیش (سمندون و زهرا) برگردونیم خلاصه داشتیم برمیگشتیم که یه جای خوب پیدا کردیم و جای همگی خالی شروع کردیم به چای خوردن بعد از خوردن چای اومدیم بیاییم پایین که یه تپه سنگ چشم همه رو به خودش جلب کرد و از اونجایی که مشهدی ها افرادی باهوش هستند تصمیم گرفتیم با این سنگ ها یه دیتا بیس ارور درست کنیم البته مشاور پروژه ایلیای عزیزه اینم عکسش خلاصه شروع کردیم به نوشتن، باید مردمی رو که رد میشدن میدید با خودشون میگفتند خدایا اینا دارن چیکار میکنند تازه چند تا کارگر هم اونطرف تر داشتند کار میکردن که چند دفعه برق بیلشون چشم های ما رو نوازش کرد و کلی باعث ترس ما شده بود:banel_smiley_52: بعد از این همه مشکلات این جمله رو نوشتیم اینم عکسش بعد این که کارمون تموم شد سریع آماده شدیم و فرار کردیم به سمت پایین کوه در همین موقع یکی از کارگرها که معلوم بود از شدت فضولی داشت میمرد بعد از فرار ما اومد سراغ نوشته که حالا چه بلایی سر اون نوشته در آورده الله اعلم موقع برگشتن از راهی که اومده بودیم نرفتیم و از یک راه دیگه رفتیم که چشمتون روز بد نبینه خوردیم به بن بست و به قول معروف game over شدیم!!!!! اینم عکس هاش ولی خوب چون ما قبل از game over شدن save کرده بودیم به مشکلی برنخوردیم و از قبلی شروع به پایین اومدن از کوه load کردیم در حین پایین اومد از کوه رسیدیم به خونه محمد عزیز (ادمین سایت) که عکسش رو میزارم خودتون قضاوت کنید البته تو این عکس دو تا خونه باکلاس دیگه هم میبینید که بعد از تحقیقات گسترده من و ایلیا معلوم شد خونه ادمین های فروم های بزرگ دیگست خوب ببخشید سرتون رو درد آوردم ایشالله اگه هفته آینده عمری باقی بود و رفتیم بازهم تاپیک میزنیم 16
Mohammad Aref 120570 ارسال شده در 26 اسفند، 2010 خونه من در و پیکر محکم و درست و حسابی نداره، شبا از اون خونه بغلی میان شبیخون میزنن 6
sih092 1978 سازنده ارسال شده در 26 اسفند، 2010 خونه من در و پیکر محکم و درست و حسابی نداره، شبا از اون خونه بغلی میان شبیخون میزنن پس واسه شبیخون اونهاست که همش سایت دیتا بیس ارور میده 5
Cortex 286 ارسال شده در 26 اسفند، 2010 خونه من در و پیکر محکم و درست و حسابی نداره، شبا از اون خونه بغلی میان شبیخون میزنن اااا دیگه نشدا...:w00: ما و شبیخون؟ هرگز...:167: 2
CodePlus 15426 ارسال شده در 26 اسفند، 2010 عجب ......................... ... اونوقت دیو قصه کی میاد ؟:JC_thinking: بعد اینجا بوضوح ارتفاع کوهتون مشخصه ..... 3
Mohammad Aref 120570 ارسال شده در 26 اسفند، 2010 اااا دیگه نشدا...:w00: ما و شبیخون؟ هرگز...:167: نه آقا امید. شما که فرق دارین. عکس خونه شما یه خرده سمت چپه، چون بزرگ بود تو کادر عکس مثل اینکه جا نشده 6
قاصدکــــــــ 20162 ارسال شده در 26 اسفند، 2010 عجب ......................... ... اونوقت دیو قصه کی میاد ؟:JC_thinking: بعد اینجا بوضوح ارتفاع کوهتون مشخصه ..... في الحال دلبرا رو داشته باش تا برسيم به ديو و دد كجاي كاري دادم نصفشو بردارن كه دلبااااز بشه ؛ اون دو تا كوه بغلي رو هم يكم دادم عقب انققققده خوب شده 8
ارسالهای توصیه شده