رفتن به مطلب

*** data base error در کوهستان های مشهد *** ____ مشهد 1 ____


ارسال‌های توصیه شده

ارسال شده در
اگه خواستي ويزا بگيري بگو خودم وساطت ميكنم.آخه فكر نميكنم راهت بدن:ws3:

پیشته بابااااااا......................

:persiana__hahaha:

  • Like 1
  • پاسخ 66
  • ایجاد شده
  • آخرین پاسخ

بیشترین ارسال‌ها در این موضوع

بیشترین ارسال‌ها در این موضوع

ارسال شده در

کیههههههههههههههه ؟؟؟ :ws3:

  • Like 1
ارسال شده در

به سلام دوستان ...

حقیقتاً منم اگه ایلیا رو می دیدم نمی شناختم :ws3:

ما میخواستیم کوه اومدنمون لو نره که متاسفانه سوتی دادیم :icon_redface:

جای من خالییییییییییییی ...

جمعه خیلی دوس داشتم بیام کوه ... از هفته بعد ایشالا ...:ws37:

  • Like 4
ارسال شده در

اهم اهم ...

 

 

kooooooooooh.gif

 

:ws3:

  • Like 5
ارسال شده در
اهم اهم ...

 

 

kooooooooooh.gif

 

:ws3:

 

حمید تو در همه ی موارد افتخار آفرینی می کنی :a030::ws3:

  • Like 3
ارسال شده در

سلامممم

 

ايول گزارش .... حال كردم :ws28::ws28::ws28:

مسي :a030::icon_gol:

  • Like 3
ارسال شده در
حمید تو در همه ی موارد افتخار آفرینی می کنی :a030::ws3:

اوچیکیم آبجی ............:ws31:

  • Like 1
ارسال شده در

اینا کوشن ................................ تموم شد کوه و کوهپیمائیشون .... :JC_thinking:

  • Like 2
ارسال شده در
داداش .. خوبه میتونی تالار همکارا رو ببینی و اینو میگی ...

 

شایدم نمیتونی ... :ws3:

 

آره میتونم ببینم

 

آخه شما رفته بودید تپه واسه همین روتون نشده بود تو تالار عمومی بزنید رفتید اونجا تاپیک استارت کردید:ws3:

  • Like 1
ارسال شده در

بابا قسمت بعدی سریال کی شروع میشه!!؟ :ws37:

  • Like 1
ارسال شده در
بابا قسمت بعدی سریال کی شروع میشه!!؟ :ws37:

 

الان دارم متنش رو آماده میکنم یک کم طول میکشه:w16:

  • Like 6
ارسال شده در
الان دارم متنش رو آماده میکنم یک کم طول میکشه:w16:

عمو از دستکشا بیشتر بوگو:ws28::ws28:

  • Like 7
ارسال شده در

سلام عرض می کنم خدمت مشاهیر گرامی مسنج... اهم اهم ببخشید فروم نو اندیشان...

خودمو معرفی میکنم...اممممم بنام خدا هستم... Cortex هستم خوشحال هستم...:w16: و از اینکه پس از مدتی بسیار طویل از اپلای ابراد به محیط صمیمی شما اومدم همچنان خرسندم...

داستان از اینجا شروع میشه که راستش منم بازی بودم اونروز...یعنی ما داشتیم می رفتیم نونوایی نون تازه بخریم سر صبح که شنیدیم یه جایی دارن آش میدن(بچه ها در جریانن) ما مشهدیا رو هم که می شناسین... با شنیدن این خبر از خود بی خود گشته و به سوی کوه گرخیدیم...:ws21:با این آرزو که آشی حقیقی درکار باشد که نبود...مشکل اینجاست که کار از کار گذشته و به لطف و رودربایستی دوستان عازم کوه شدیم...و همانطور که مستحضر هستیم و هستید در عکس ها کاااااملاً مشهود است که بچه ها از فرط سرما به چه چیزهایی که رو نیاورده بودند... خلاصه دیدم خیلی بیکاریم شروع کردیم به کار...از جمع آوری دستکش های ملت بگیر تا کمک به کارگران در جمع آوری سنگ ها(انشالله در قسمتهای بعد خواهید دید) و پس از آن نشانه گیری ملت با سنگ و شرط بندی... همچنین برای رو کم کنی بچه های گرافیکی و طراحی عکسی بسیار خفن بگرفتیم که آنهم خواهید دید...به امید روزهای پرکار تر و افزایش تفریحات سالم برای جوانان ایرانی...

ارادتمند

Cortex

  • Like 9
ارسال شده در

خوب بریم سراغ بقیه داستان

بعد از اینکه با سمندون و زهرا عکس گرفتیم برگشتیم که از کوه بیاییم پایین (دوباره تاکید میکنم کوه محض اطلاع حمیدرضا افشاری عزیز)

:ws3:

بعد هم دستکش ها رو در مکانی امن مخفی کردیم که ایشالله هفته بعد به صاحب های اصلیش (سمندون و زهرا) برگردونیم

:banel_smiley_4:

خلاصه داشتیم برمیگشتیم که یه جای خوب پیدا کردیم و جای همگی خالی شروع کردیم به چای خوردن بعد از خوردن چای اومدیم بیاییم پایین که یه تپه سنگ چشم همه رو به خودش جلب کرد و از اونجایی که مشهدی ها افرادی باهوش هستند تصمیم گرفتیم با این سنگ ها یه دیتا بیس ارور درست کنیم

:w16:

البته مشاور پروژه ایلیای عزیزه اینم عکسش

:ws3:

a22n8v0403xd550x964u.jpg

خلاصه شروع کردیم به نوشتن، باید مردمی رو که رد میشدن میدید با خودشون میگفتند خدایا اینا دارن چیکار میکنند تازه چند تا کارگر هم اونطرف تر داشتند کار میکردن که چند دفعه برق بیلشون چشم های ما رو نوازش کرد و کلی باعث ترس ما شده بود:banel_smiley_52:

بعد از این همه مشکلات این جمله رو نوشتیم اینم عکسش

6l81fvad7rhwsk80x66f.jpg

بعد این که کارمون تموم شد سریع آماده شدیم و فرار کردیم به سمت پایین کوه در همین موقع یکی از کارگرها که معلوم بود از شدت فضولی داشت میمرد بعد از فرار ما اومد سراغ نوشته که حالا چه بلایی سر اون نوشته در آورده الله اعلم

:ws28:

موقع برگشتن از راهی که اومده بودیم نرفتیم و از یک راه دیگه رفتیم که چشمتون روز بد نبینه خوردیم به بن بست و به قول معروف game over شدیم!!!!!

اینم عکس هاش

wj0tos0pjnszcph6ogmv.jpg

st871k2zqhr79iy2lhyz.jpg

ولی خوب چون ما قبل از game over شدن save کرده بودیم به مشکلی برنخوردیم و از قبلی شروع به پایین اومدن از کوه load کردیم

:ws3:

در حین پایین اومد از کوه رسیدیم به خونه محمد عزیز (ادمین سایت)

که عکسش رو میزارم خودتون قضاوت کنید البته تو این عکس دو تا خونه باکلاس دیگه هم میبینید که بعد از تحقیقات گسترده من و ایلیا معلوم شد خونه ادمین های فروم های بزرگ دیگست

:ws28:

i41yiu7n4jzk9kj4adl2.jpg

خوب ببخشید سرتون رو درد آوردم ایشالله اگه هفته آینده عمری باقی بود و رفتیم بازهم تاپیک میزنیم:icon_gol:

  • Like 16
ارسال شده در

:ws28:

خونه من در و پیکر محکم و درست و حسابی نداره، شبا از اون خونه بغلی میان شبیخون میزنن :ws3:

  • Like 6
ارسال شده در
:ws28:

خونه من در و پیکر محکم و درست و حسابی نداره، شبا از اون خونه بغلی میان شبیخون میزنن :ws3:

 

پس واسه شبیخون اونهاست که همش سایت دیتا بیس ارور میده:ws28:

  • Like 5
ارسال شده در
:ws28:

خونه من در و پیکر محکم و درست و حسابی نداره، شبا از اون خونه بغلی میان شبیخون میزنن :ws3:

اااا دیگه نشدا...:w00: ما و شبیخون؟ هرگز...:167:

 

 

:ws3:

  • Like 2
ارسال شده در

عجب ......................... ... اونوقت دیو قصه کی میاد ؟:JC_thinking:

 

بعد اینجا بوضوح ارتفاع کوهتون مشخصه ..... :ws17:

 

wj0tos0pjnszcph6ogmv.jpg

  • Like 3
ارسال شده در
اااا دیگه نشدا...:w00: ما و شبیخون؟ هرگز...:167:

:ws3:

نه آقا امید.

شما که فرق دارین. عکس خونه شما یه خرده سمت چپه، چون بزرگ بود تو کادر عکس مثل اینکه جا نشده :ws3:

  • Like 6
ارسال شده در
عجب ......................... ... اونوقت دیو قصه کی میاد ؟:JC_thinking:

 

بعد اینجا بوضوح ارتفاع کوهتون مشخصه ..... :ws17:

 

wj0tos0pjnszcph6ogmv.jpg

 

في الحال دلبرا رو داشته باش تا برسيم به ديو و دد :w02:

 

 

كجاي كاري دادم نصفشو بردارن كه دلبااااز بشه ؛ اون دو تا كوه بغلي رو هم يكم دادم عقب انققققده خوب شده :ws47:

  • Like 8
مهمان
این موضوع برای عدم ارسال قفل گردیده است.

×
×
  • اضافه کردن...