رفتن به مطلب

ارسال‌های توصیه شده

ارسال شده در

داد معشوقه به عاشق پیغام که کند مادر تو با من جنگ

نشوم یکدل و یکرنگ تو را تا نســازی دل او از خـون رنگ

 

:icon_pf (34)::icon_gol:

  • Like 3
ارسال شده در
داد معشوقه به عاشق پیغام که کند مادر تو با من جنگ

نشوم یکدل و یکرنگ تو را تا نســازی دل او از خـون رنگ

 

:icon_pf (34)::icon_gol:

 

 

 

گفتم غم تو دارم ، گفتا غمت سر آيد

گفتم كه ماه من شو ،گفتا اگر بر آيد

گفتم ز مهر ورزان ، رسم وفا بياموز

گفتا ز خوب رويان ، اين كار كمتر آيد

  • Like 3
ارسال شده در

دیریست که دلـدار پـیـامی نفرستاد

ننوشت سلامی و کلامی نفرستاد

  • Like 3
ارسال شده در
دیریست که دلـدار پـیـامی نفرستاد

ننوشت سلامی و کلامی نفرستاد

 

 

 

 

در عشق تو از بس که خروش آورديم

درياي سپهر را به جوش آورديم

چون با تو خروش و جوش ما درنگرفت

رفتيم و زبانهاي خموش آورديم

  • Like 2
ارسال شده در

مرا دردی سـت بی درمان، علاجش هیـچ درمــانــی

 

چه سان گویم؟ چه سان گریم؟ حدیث قلب رنجورم؟

  • Like 2
ارسال شده در
مرا دردی سـت بی درمان، علاجش هیـچ درمــانــی

 

چه سان گویم؟ چه سان گریم؟ حدیث قلب رنجورم؟

 

 

 

 

 

من منتظرت شدم ولي در نزدي

 

بر زخم دلم گل معطر نزدي

 

گفتي كه اگر شود مي آيم اما

 

مرد اين دل و آخرش به او سر نزدي

  • Like 3
ارسال شده در

یاد باد آن كه ز ما وقت سفر یاد نكرد

به وداعی دل غم دیده ما شاد نكرد

  • Like 2
ارسال شده در
یاد باد آن كه ز ما وقت سفر یاد نكرد

به وداعی دل غم دیده ما شاد نكرد

 

 

 

 

دوستان عیب کنندم که چرا دل به تو دادم

باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرائی

  • Like 3
ارسال شده در

يکي مي پرسد اندوه تو از چيست؟

سبب ساز سکوت مبهمت کيست؟

برايش صادقانه مي نويسم

براي آنکه بايد باشد و نيست

  • Like 2
ارسال شده در
يکي مي پرسد اندوه تو از چيست؟

سبب ساز سکوت مبهمت کيست؟

برايش صادقانه مي نويسم

براي آنکه بايد باشد و نيست

 

 

 

تست کردم چشمانم را که نگاهی بکند بر رخ زیبای نگار

رفته عمری و هنوزم مست آن تست قشنگم انگار

  • Like 3
ارسال شده در

رفت از بر من آنکه مرا مونس جان بود

دیگر به چه امید در این شهر توان بود

  • Like 2
ارسال شده در
رفت از بر من آنکه مرا مونس جان بود

دیگر به چه امید در این شهر توان بود

 

 

 

دوست دارم شمع باشم تا که خود تنها بسوزم

 

بـــر ســر بالينت امـشـب از غــم فــردا بســوزم

  • Like 3
ارسال شده در

مانده ام سخت عجب كز چه سبب ساخت مرا

 

يا چــه بــوده است مـــراد وي از ايـن سـاختنم

  • Like 3
ارسال شده در
مانده ام سخت عجب كز چه سبب ساخت مرا

 

يا چــه بــوده است مـــراد وي از ايـن سـاختنم

 

 

 

من از آن حسن روزافزون که يوسف داشت دانستم

که عشق از پرده عصمت برون آرد زليخا را

  • Like 4
ارسال شده در

از درد سخن گفتن و از درد شنیدن

با مردم بی درد ندانی که چه دردیست

  • Like 3
ارسال شده در
از درد سخن گفتن و از درد شنیدن

با مردم بی درد ندانی که چه دردیست

 

 

 

تازه عاشق شده بودم هدف تير شدم

 

دوقدم مانده به معشوق زمين گير شدم

  • Like 4
ارسال شده در

ماهم این هفته برون رفت وبه چشـمم سالیست

حال هجران تو چه دانی که چه مشکل حالیست

  • Like 3
ارسال شده در
ماهم این هفته برون رفت وبه چشـمم سالیست

حال هجران تو چه دانی که چه مشکل حالیست

 

 

 

تا شکن زلف توست سلسله جنبان دل

 

جمع نخواهد شدن حال پریشان دل

 

گر چه صبوری خوش است در همه کاری ولی

 

کردن صبر از رخت کی شود امکان دل

  • Like 3
ارسال شده در

لازمه عاشقیست رفتن و دیدن ز دور

و رنه ز نزدیک هم رخصت دیدار هست

  • Like 3
ارسال شده در
لازمه عاشقیست رفتن و دیدن ز دور

و رنه ز نزدیک هم رخصت دیدار هست

 

 

 

 

تو همچنان نفس من،حیات بخش منی

به هرنفس که کشیدم ترادعاکردم

  • Like 3
×
×
  • اضافه کردن...