skalaskala 1624 ارسال شده در 9 تیر، 2012 شیراز و آب رکنی و اين باد خوش نسیم عیبش مکن که خال رخ هفت کشور است فرق است از آب خضر که ظلمات جای او است تا آب ما که منبعش ال اکبر است ما آبروی فقر و قناعت نمی بريم با پادشه بگوی که روزی مقدر است حافظ چه طرفه شاخ نباتیست کلک تو کش میوه دلپذيرتر از شهد و شکر است 3
*lotus* 20275 ارسال شده در 9 تیر، 2012 تا زیان را غم احوال گرانباران نیست پارسایان مددی تا خوش و آسان بروم 3
skalaskala 1624 ارسال شده در 9 تیر، 2012 منم که گوشه میخانه خانقاه من است دعای پیر مغان ورد صبحگاه من است گرم ترانه چنگ صبوح نیست چه باک نوای من به سحر آه عذرخواه من است 3
skalaskala 1624 ارسال شده در 9 تیر، 2012 تا سر زلف تو در دست نسیم افتادست دل سودازده از غصه دو نیم افتادست چشم جادوی تو خود عین سواد سحر است لیکن اين هست که اين نسخه سقیم افتادست 3
هولدن کالفیلد 19948 ارسال شده در 9 تیر، 2012 ترازو گر نداري پس تو را زان ره زند هركس يكي قلبي بيارايد تو پنداري كه زر دارد 3
*lotus* 20275 ارسال شده در 9 تیر، 2012 تویی که بر سر خوبان کشوری چون تاج سزد اگر همه ی دلبران دهندت باج 1
skalaskala 1624 ارسال شده در 9 تیر، 2012 تویی که بر سر خوبان کشوری چون تاجسزد اگر همه ی دلبران دهندت باج آزاده جون اونی که تو میگی اینه: دویی که بر سر خوبان کشوری چون تاج سزد اگر همه ی دلبران دهندت باج لطفا" اصلاحش کن و یه مقدارم سرعت عمل داشته باش یا یه کم حوصله کن!!! ببین پایان شعر هولدن کالفیلد عزیز چیه؟؟؟!!! 2
skalaskala 1624 ارسال شده در 9 تیر، 2012 به احترام آزاده عزیز با حرف ( ج ) جان فدای دهنش باد که در باغ نظر چمن آرای جهان خوشتر از اين غنچه نبست حافظ از دولت عشق تو سلیمانی شد يعنی از وصل تواش نیست بجز باد به دست 2
*lotus* 20275 ارسال شده در 9 تیر، 2012 آزاده جون اونی که تو میگی اینه: دویی که بر سر خوبان کشوری چون تاج سزد اگر همه ی دلبران دهندت باج لطفا" اصلاحش کن و یه مقدارم سرعت عمل داشته باش یا یه کم حوصله کن!!! ببین پایان شعر عزیز چیه؟؟؟!!! مرسی دوست گلم من با پایان شعر شما شعر گفتم منو آرش هم زمان پست رو زدیم:) برا همین من نتونستم با ج بزنم اون شعر هم از حافظ هست و تا اونجا که من از روی کتاب دیدم با حرف ت شروع می شه تو کز محنت دیگران بی غمی نشاید که نامت نهند آدمی 1
skalaskala 1624 ارسال شده در 9 تیر، 2012 یک نعره مستانه ز جایی نشنیدیم ویران شود این شهر که میخانه ندارد 2
sam arch 55881 ارسال شده در 9 تیر، 2012 داروی دل نمیکنم کان که مریض عشق شد هیچ دوا نیاورد باز به استقامتش 2
skalaskala 1624 ارسال شده در 9 تیر، 2012 شب تاريک و بیم موج و گردابی چنین هايل کجا دانند حال ما سبکباران ساحل ها همه کارم ز خود کامی به بدنامی کشید آخر نهان کی ماند آن رازی کز او سازند محفل ها 3
AFARIN 7196 ارسال شده در 9 تیر، 2012 آورد به يك زخمه جهان را همه در رقص خود جان و جهان نغمه آن پرده نواز است 4
skalaskala 1624 ارسال شده در 9 تیر، 2012 ترسم اين قوم که بر دردکشان می خندند در سر کار خرابات کنند ايمان را يار مردان خدا باش که در کشتی نوح هست خاکی که به آبی نخرد طوفان را 4
sam arch 55881 ارسال شده در 9 تیر، 2012 زاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نیست در حق ما هر چه گوید جای هیچ اکراه نیست 3
skalaskala 1624 ارسال شده در 9 تیر، 2012 تو همچو صبحی من شمع خلوت سحرم تبسمی کن و جان بین که همی سپرم حافظ 3
*lotus* 20275 ارسال شده در 9 تیر، 2012 من از طرح نگاه تو امید مبهمی دارم نگاهت را مگیر از من که ب آن عالمی دارم 2
ارسالهای توصیه شده