رفتن به مطلب

ارسال‌های توصیه شده

ارسال شده در

ای دوست ترا نان جوین خوش ننماید

معشوق من است آنکه به نزدیک تو زشت است

حوران بهشتی را دوزخ بود اعراف

از دوزخیان پرس که اعراف بهشت است

  • Like 1
ارسال شده در

ترک افسانه بگو حافظ و می نوش دمی

که نخفتیم شب و شمع به افسانه بسوخت

  • Like 2
ارسال شده در

تا تو نگاه می کنی کار من آه کردن است

ای به فدای چشم تو این چه نگاه کردن است

  • Like 2
ارسال شده در

تو را که صورت جسم تو را هیولایی است

چو جوهر ملکی در لباس انسانی

  • Like 3
ارسال شده در

یا رب این نوگل خندان که سپردی به منش

می‌سپارم به تو از چشم حسود چمنش

  • Like 3
ارسال شده در

شه سپهر چو زرین سپر کشد در روی

به تیغ صبح و عمود افق جهان گیرد

  • Like 3
ارسال شده در

دست از طلب ندارم تا کام من برآید

یا تن رسد به جانان یا جان ز تن برآید

  • Like 3
ارسال شده در

دارای دهر شاه شجاع آفتاب ملک

خاقان کامگار و شهنشاه نوجوان

  • Like 3
ارسال شده در

نیست در شهر نگاری که دل ما ببرد

بختم ار یار شود رختم از این جا ببرد

  • Like 3
ارسال شده در

در سنبلش آویختم از روی نیاز

گفتم من سودازده را کار بساز

  • Like 3
ارسال شده در

زمان خوشدلی دریاب دریاب

که دایم در صدف گوهر نباشد

  • Like 2
ارسال شده در

در سینه دلش ز نازکی بتوان دید

ماننده​ی سنگ خاره در آب زلال

  • Like 2
ارسال شده در

لطیفه ایست نهانی که عشق ازو خیزد

که نام آن نه لب لعل و خط زنگاریست

  • Like 2
ارسال شده در

تا کی بود این گرگ ربایی، بنمای

سرپنجه​ی دشمن افکن ای شیر خدای

  • Like 3
ارسال شده در

یکی طفل دندان برآورده بود

پدر سر به فکرت فرو برده بود

که من نان و برگ از کجا آرمش

مروت نباشد که بگذارمش

  • Like 4
ارسال شده در

شرابم ده و روی دولت ببین

خرابم کن و گنج حکمت ببین

  • Like 4
ارسال شده در

نباتی را فریبا ماهرویان

برون از خانه و کاشانه کردند

  • Like 4
ارسال شده در

در این خونفشان عرصه​ی رستخیز

تو خون صراحی و ساغر بریز

  • Like 3
ارسال شده در

زان یار دلنوازم شکریست با شکایت

گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت

  • Like 4
ارسال شده در

توئي آن گوهر يكدانه كه در عالم قدس

ذكر خير تو بود حاصل تسبيح ملك

  • Like 4
×
×
  • اضافه کردن...