رفتن به مطلب

MEMOLI

کاربر انجمن
  • تعداد ارسال ها

    962
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

تمامی مطالب نوشته شده توسط MEMOLI

  1. MEMOLI

    دیر زمانی است که بارانی ام

    بی تو هرکاری گریستن است حتی خندیدن ... . . . + 7ماه از رفتنت میگذره ... میگذره اما سخت ... خیلی سخت ...
  2. MEMOLI

    وصف حالتان با زبان شعر

    می بینم صورتمو تو آینه با لبی خسته می پرسم از خودم این غریبه کیه از من چی می خواد ! اون به من یا من به اون خیره شدم باورم نمی شه هرچی می بینم چشامو یه لحظه رو هم می ذارم به خودم می گم که این صورتکه می تونم از صورتم برش دارم ... می کشم دستمو روی صورتم هرچی باید بدونم دستم می گه منو توی آینه نشون میده می گه این تویی نه هیچ کس دیگه ! جای پاهای تموم قصه ها رنگ غربت تو تموم لحظه ها روبروی صورتت تا بدونی حالا امروز چی ازت مونده به جا ... آینه میگه تو همونی که یه روز می خواستی خورشید رو با دست بگیری ولی امروز شهر شب خونه ت شده داری بی صدا تو قلبت می میری ... می شکنم آینه رو تا دوباره نخواد از گذشته ها حرف بزنه ! آینه می شکنه هزار تیکه می شه اما باز تو هر تیکه ش عکس منه عکسا با دهن کجی بهم می گن چشم امید رو ببر از آسمون روزا با همدیگه فرقی ندارن بوی کهنگی میده تمومشون .......
  3. اینکه میگم لذت نیست اما تنها چیزیه که این روزا خودم رو باهاش آروم میکنم ... اینکه مامانم دیگه درد نمیکشه. همین ...
  4. MEMOLI

    مـــــادر

    . . . او كه رفت نه فقط مادر، كه تمام زندگي من بود ...
  5. MEMOLI

    سیاه ... سپید ... خاکستری ...!

    تقصیر کسی نیست که از آب و چای و قهوه هم فال می گیریم ! قرن هاست معجزه ای نباریده و ما تشنه مانده ایم ... بهار منصوری
  6. MEMOLI

    صدای سنگین سکوت...!

    نگاهم به در ماند و آب شد ! دستگیره ها، حرفی برای گفتن نداشتند ...
  7. MEMOLI

    شعرهای لعنتی ...!

    خوب است که زن هستم همین که اگر از زنانگی بیفتم می شوم تو می شوم مرد! اما تو اگر از مردی بیفتی می شوی هیچ ! می شوی نامرد ...
  8. MEMOLI

    حس مرموز...

    اگر از دست بروی از پا می افتم ...
  9. سلام سلام من زیاد باهات برخورد نداشتم فقط اینکه بودنت رو همیشه دوست داشتم و این یعنی برای من دوست خوبی هستی ...
  10. اهل بازی های کامپیوتری هستی؟ (اینو فقط بخاطر اینکه سوالام کامپیوتری باشه پرسیدم:دی) . . . چه چیزایی یا انجام چه کارایی بهت آرامش میدن؟ نظرت راجع به این جمله : آنکه می گرید یک درد دارد آنکه می خندد هزار و یک درد ... احساست نسبت به خودت؟ نسبت به زندگی؟ نسبت به من؟:دی تا حالا شده بری زیر بارون دعا کنی؟ دوست داری دوروبرت شلوغ باشه یا ترجیح میدی تنها باشی؟ بودن با چه جور آدمایی برات لذت بخشه؟ . . . فعلا همینا ...
  11. آدم‌ها گریه می‌کنند، نه برای اینکه ضعیف هستند، برای آنکه مدت زیادی قوی بوده‌اند ...
  12. MEMOLI

    صدای سنگین سکوت...!

    آرامشی می خواهم و خلوتی ... من باشم و تو ... تو سکوت کنی و من ... گوش کنم ...
  13. MEMOLI

    لبخند ميزند ... تلخ !

    خاطراتم خالی اند ... نه پُر می شوند ؛ و نه فراموش !
  14. سارا خدا خیلی زود صدات رو شنید ... مرسی عزیزم خدا جونم خیلی مهربونی. خیلی ...
  15. MEMOLI

    امشب

    لغت کم دارم و قهوه و باران را ! تمام اینها هم که باشد خودم را کم دارم ... نه ! امشب شب من نیست ...
  16. MEMOLI

    آن دورها کسی مرا صدا می زند ...

    . . . خوشبختی در لحظه ای غیر منتظره فرا می رسد افراد کمی آن را می بینند بعضی ها هم دیرتر و خیلی ها اصلا متوجه آمدن و رفتنش نمی شوند ! بعد از هر پیچ در زندگی باید در انتظار خوشبختی بود ! با اینکه همه می دانیم هرگز نمی رسد ...
  17. MEMOLI

    ه ی س . . .

    . . . باران و احساسی که می گوید معجزه نزدیک است ... زندگی ام را در آغوش گرفته است این روزها ...
×
×
  • اضافه کردن...