-
تعداد ارسال ها
1801 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
تمامی مطالب نوشته شده توسط vergil
-
ناگهان بین من و تو انقدر فاصله افتاد که نامش را میتوانی سفر بگذاری ... /
- 158 پاسخ
-
- 1
-
-
سخن ها دارم از دست تو بر دل ولیکن در حضورت بی زبانم .
-
.:. گاه نوشـــــته های نواندیشـــــانی ها .:.
vergil پاسخی برای - Nahal - ارسال کرد در موضوع : گاه نوشته های نواندیشی ها
دلم خواب میخواهد انقدر عمیق که صبح عکسم را قاب کنند ... / The hope runs dry and the words of comfort -
***ستاد گردآوری پیر پاتالان......جاودانه های نواندیشان***
vergil پاسخی برای pari daryayi ارسال کرد در موضوع : گفتگوی آزاد
دلم واسه این خنگ خانوم تنگ شده : ) -
بــــرای بدست آوردنم خودت را خسته نکن گــــرگ نه قلاده میشناسد نه وفــــــــــا دندان "گــــرد" کنی تو میمانی و گلویی دریده شده هر کجا را صاحب شوی قلب مرا نخواهی شد دنیای من "قلـــــمرویی" به وسعت تنهایی من است... /
- 24 پاسخ
-
- 5
-
-
معرفی چه کنیم تا هر روز سرشار از انگیزه و انرژی باشیم؟
vergil پاسخی برای Mahnaazz ارسال کرد در موضوع : مهارت های زندگی
اوه چقدر خوب و لذت بخش ! یادم باشه حتما این کارُ بکنم ykwim /- 2 پاسخ
-
- 1
-
-
خوشگله.
- 9 پاسخ
-
- 5
-
-
رفتی تا خوشبخت شوی حالا من حالِ کودکی را دارم که نخ بادبادکش پاره شده مانده برای اوج گرفتنش ذوق کند یا برای از دست دادنش گریه.../
-
می دانم.../ آخر یک روز خسته می شود از نیامدنش شوخی که نیست مگر آدم چقدر می تواند نیاید!..
- 261 پاسخ
-
- 4
-
-
CS5&PAINT معنی سکوت را نمیدانستی در واژه سرایت سکوت مرد یعنی خیانت یعنی نامردی .... در لغت نامه من اما سکوت مرد یعنی بغض یعنی خشم یعنی شاید روزی برای خرید بسته ای سیگار رفتن و هرگز برنگشتن ! نخواستی معنای سکوتم را درک کنی شاید آسان تر بود قهوه ات را سر میکشیدی و تنها فکر میکردی که بحثی شده است و همه چیز با بوسه ای با خوبی و خوشی تمام میشود تنها اگر ذره ای از سکوتم را میشنیدی سکوتی از جنس تاریکی از جنس غول های های دوران کودکی به همان سیاهی به همان ترسناکی آن وقت شاید میفهمیدی که چرا مدت هاست برای خرید بسته ای سیگار رفته و برنگشته ام! شاید آن موقع میفهمیدی که همه راه ها به اتاق خواب ختم نمیشود ...
-
عید دیدنی از تالار مهندسی برق,بزرگ انجمن....:)))
vergil پاسخی برای saghar... ارسال کرد در موضوع : مسابقات و گفتگوهای گروه برق
[FLASH=width=1 height=1][Hidden Content]] مرسی /- 735 پاسخ
-
- 6
-
-
عید دیدنی از تالار مهندسی برق,بزرگ انجمن....:)))
vergil پاسخی برای saghar... ارسال کرد در موضوع : مسابقات و گفتگوهای گروه برق
نمیدونم چرا هر موقع این شکلکُ میزارم یکی پشت بندش اینُ میزاره باور کن اهنگش اصلا به لهوُ لعب نمیخوره ها !- 735 پاسخ
-
- 6
-
-
عید دیدنی از تالار مهندسی برق,بزرگ انجمن....:)))
vergil پاسخی برای saghar... ارسال کرد در موضوع : مسابقات و گفتگوهای گروه برق
____________- 735 پاسخ
-
- 4
-
-
عید دیدنی از تالار مهندسی برق,بزرگ انجمن....:)))
vergil پاسخی برای saghar... ارسال کرد در موضوع : مسابقات و گفتگوهای گروه برق
- 735 پاسخ
-
- 7
-
-
من عادت کرده ام به دیوار کشیدن میان خود بودن و همه بودن... من عادت کرده ام به آنکه خاطره های تو دلداریم دهند میان مرز باریک و احمقانه ی بودن یا نبودن میان ذهنی که هیچکس نمی بیند هیچکس احساس نمی کند زنده بودنش را نفس کشیدنش را آهسته آهسته مردنش را قلب من هرگز میان سینه ام نبوده است قلب من میان خاطرات تو در آن اتاق همیشه قفل انتهای راهرو پشت پریشانی های یک ذهن بی قرار می تپد دیوانه وار... آرزو می کند؛ کاش دلبری بود که می آمد یک روز راز احمقانه ی این دیو منتظر را کشف می کرد... /
-
مثلِ گالیور در سرزمینِ کوتولهها توی زندگیام پخش و پلا شدى... معرفى مىكنم از سمت راست من فِلِرتیشیاىِ مهربان تو تو غول عجیب شبهای من بدون چراغ جادو هم حاكمیت تو را به رسمیت مىشناسم... لى لى پوت کف دستهاى تو بود كه جا مىشدم و تو مرا به سرزمین آدم بزرگها معرفى كردى... من فقط بندرى آزاد مىخواستم اما حالا دیگر نگران چیزى نیستم... به جهنم كه ...!
-
.:. گاه نوشـــــته های نواندیشـــــانی ها .:.
vergil پاسخی برای - Nahal - ارسال کرد در موضوع : گاه نوشته های نواندیشی ها
یک وقت هایی یک حرف هایی یک آدم هایی را عجیب از چشمم می اندازد ... ! (2) -
عید دیدنی از تالار مهندسی برق,بزرگ انجمن....:)))
vergil پاسخی برای saghar... ارسال کرد در موضوع : مسابقات و گفتگوهای گروه برق
خب من بدون اون نمیرم تو رو هم نمیبرم پس ! ماری دخانیات نیس :|- 735 پاسخ
-
- 2
-
