رفتن به مطلب

vergil

کاربر انجمن
  • تعداد ارسال ها

    1801
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

تمامی مطالب نوشته شده توسط vergil

  1. یه مدت نبودم چی به سرت اومده هی ...!
  2. vergil

    مشاعره

    من نه آنم که دوصد مصرع رنگین گویم من چو فرهاد یکی گویم و شیرین گویم /
  3. نه لاک سبز فسفری بزن مثه شبرنگ شی برو بیرون بگرد ملت ببینَنت! شده 1 ماه شیفت شب هم وای میستم ولی پول اون چادرُ جور میکنم
  4. گفتم توی شرایط خوبی نیستم پرده رو باز کن ببر خیاطی چادرش کنه واست !
  5. vergil

    مشاعره

    دادیم ز كف نقد جوانی و دریغا چیزی به جز از حیرت و حسرت نستاندیم /
  6. سلام/ نرم افزار زیاده واسه این کار ولی فتوشاپ کامل ترینشه از بخش Image size میتونی این کارهایی که گفتیُ انجام بدی !
  7. پرده خونه رو باز کن ببر به وست یه دور دوزی کنن ببند دورت !
  8. Mina Yousefi جزء نفرات برتر ! دست های پشت پرده ...
  9. اوهوم تو ! فکر میکردم مقاومت کنی حرفی ندارم پس :|
  10. vergil

    مشاعره

    دنیا به روی سینه ی من دست رد گذاشت بر هر چه آرزو به دلم بود سد گذاشت /
  11. مسخره میکنی ؟! میخوای از فردا چادر سرت کنم ؟!
  12. vergil

    مشاعره

    در آغاز محبت گر پشیمانی بگو با من كه دل ز مهرت بر كنم تا فرصتی دارم /
  13. وقتی حقیقت رو میدونی گوش دادن به دروغای طرف مقابل چقدر لذت بخشه... /
  14. vergil

    مشاعره

    در دايره قسمت ما نقطه ي تسليميم لطف آنچه تو انديشي حكم آنچه تو فرمايي /
  15. شعر مینویسی خب ننوشتم نمیدونم !
  16. vergil

    مشاعره

    دفتری گر بنویسند ز خوبان جهان تو به سر دفتر خوبان جهان عنوانی /
  17. خط ـتُ میبینه ادم هوس میکنه نامه بنویسه خیلی خوبه /
  18. من باید راه خودم را بروم مدتی است که نشسته ام روبروی صندلی خالی تو و به تو فکر میکنم دست ها زیر چانه. نگاه به روبرو انگار جز نبودن تو هیچ چیز این دنیا را جدی نگرفته ام اما گاهی فکرم همین است. من هم باید راه خودم را بروم! ولی حقیقت این است که ذهنم همیشه درگیر این نبودن است... روی یک صندلی خالی میشود یک بغل کتاب گذاشت یک فنجان چای ... یک پاکت سیگار! فکری که مدام میان افکار دیگر جست و خیز میکند: تو اصلا دقت نکرده ای که من هم باید راه خودم را بروم! حتی حالا که از دور نگاه میکنم منظره اش چندان هم بد نیست: دو صندلی خالی رو بروی هم ... Aram
  19. vergil

    مشاعره

    طاقت ز کفم رفت و ندانم چه کنم یادش همه شب در دل غمگین دارم.
  20. vergil

    مشاعره

    قطره ی اشکیم اما در درون دل نهان گر به سوی دیده ره یابیم دریا می شویم /
  21. vergil

    مشاعره

    ره آورد سفر را میفروشیم نگاه دربدر را میفروشیم دوچشم کور تو غرق تماشاست که ما خون جگر را میفروشیم /
  22. vergil

    مشاعره

    ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی عهد نابستن از ان به که ببندی و نپایی /
×
×
  • اضافه کردن...