رفتن به مطلب

JU JU

کاربر انجمن
  • تعداد ارسال ها

    1446
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

تمامی مطالب نوشته شده توسط JU JU

  1. JU JU

    دیر زمانی است که بارانی ام

    امشب، تا صبح بیدارم نمی‌دونم از کجا این جمله یادمه و چطور شنیدم، خوندم، هر نوشته‌ی دیگه، یا هر چیز دیگه، بگذریم، امشب تا صبح بیدارم داره صبح می‌شه البته به یاد اون شب‌ها، تلفنی که به جای زنگ خوردن، یک نور درخشان داشت، و خیلی حرفای دیگه. به یاد ِ آرام‌ترین آرام ِ من! امشب، تا صبح بیدارم احساس ِ سردی عمیقی می‌کنم، گاه این سکوت بدجور آدم رو فرا می‌گیره، خواستم بنویسم، شاید خونده بشه، شاید اندک امیدی باقی مونده باشه، شاید، این نقش من، عوض بشه و رنگ و بوی شیرینی به خودش بگیره قلبم آرام ندارد، بدجور می‌تپد و این تپیدنش، دردی رو در سینه‌م ایجاد می‌کنه، و حال آهنگ Lost Control که باری دیگر، صدای اسپیکر رو بالا برد! Yes, I am falling... how much longer 'till I hit the ground? I can't tell you why I'm breaking down. Do you wonder why I prefer to be alone? Have I really lost control? و زندگی به من خیانت کرد! بگذریم از اون عید می‌گذره چند وقت، همون مسافرت، همون فردای ِ بعد از مسافرت، و خیلی اتفاقات ِ دیگه، و این همه روزها که گذشت، و سال‌ها و ساعت‌هایی که می‌آیند، و شاید به همین منوال بگذرند. یک توکل به خدا، خدایی که می‌گه فریاد بزنید، ولی گویا صدایم اون خشونت لازمه رو نداره، و شاید یا من درک نمی‌کنم، یا نمی‌فهمم خدایم چه سرنوشتی برام می‌خواد رقم بزنه، ولی تنها چیزی که می‌دونم، جواب تمامی سوالاتم رو باید بگیرم! این زندگی تموم می‌شه بالاخره، می‌گذره، با بد کردن، خوب کردن، شکستن، خاطره‌ها، عشق‌بازی بازی با خاطرات و زندگی‌نامه‌ی خود رو می‌نویسم، عشق‌بازی با خاطراتم می‌خواهم بخوابم، و می‌خواهم بدانم، فردا چه روزی خواهد بود و چگونه شروع خواهد شد! و امشب، در انتظار یک کابوس دیگر، برای اضاف شدن به کابوس‌های شبانه‌ام، سیاهی‌های روزهای ِ زندگی ِ من و ....
  2. چجوری محاسبه می‌کنی؟ سفید برفی با خواهرش شما هم با دوستت شدین چهار تا :4chsmu1:
  3. تنها واژه‌ای که میشه برای این انسان عجیب غریب به کار برد ( چه کلاسیک گفتمش :دی ) اینه: کچل
  4. ماهی‌های مختلف، به غذاهای مختلف، عکس‌العمل نشون می‌دن فایتر، نوعی ماهش جنگجو و به گوشت علاقه‌ بیشتری داره ماهی گلی، به نسبت گیاه‌خواره و به گوشت زیاد علاقه نشون نمیده من یه آکواریوم مخصوص ماهیای گوشت‌خوار داشتم با حداقل 5 نوع ماهی، که هر کدوم حداقل 30 سانت شده بودن و یه لاکپشت هر کدوم از این ماهیا، غذا‌های متفاوتی رو می‌خوردن البته عادتی هم هست یه غذا لذیذ بهشون بدین، دیگه فقط دنبال اونن
  5. JU JU

    *** درخواست بازی ***

    در همون آدرس داده شده در بالا، می‌تونین به خواسته خودتون برسین سیمز بازی قوی‌ و خوبی هستش حالا خودم شخصن نمی‌دونم یه بازی شبیه به سیمز، چه بازی‌ای میتونه باشه سالهاست دست به بازی نزدم!
  6. JU JU

    *** درخواست بازی ***

    به لینک زیر مراجعه کنید [Hidden Content] ------------------------ در صورت نیاز به بازی می‌تونین به همین سایت بالا یا سایت های زیر مراجعه کنین و در بخش بازی‌ها، به دنبال بازی‌های مورد علاقه خود بگردید چک کردن سیستم مورد نیاز، قبل از دانلود و نصب بازی، ضروری می‌باشد www.net4download.com www.downloadha.com - سایت های دیگه هم هستند، اما من از همینا استفاده میکنم
  7. آیا این اولین به دومین تغییر خواهد کرد ؟
  8. حالا این پرسیتا یعنی چی ؟
  9. فلن یه دو سه ماهی می‌زاریمش، شاید بعد فکری به حالش کردیم :دی
  10. شوما از کوجا می‌دونی سر کار نیستن ؟ :4chsmu1:
  11. نه، جای سفید برفی و افسانه رو هم عوض کن شوما درست گفتی :دی
  12. به میلمون هم می‌فرستی عکسا رو ؟ من سیو نمی‌کنم تا اصلیا رو بگیرم
  13. عطر بارون فقط خواهر سفید برفی رو اشتباه گفت، بقیه‌ش درست بود همه درست گفتن :دی
  14. نه، شوما خاطرتون جمع باشه :4chsmu1:
  15. اصل حکم می‌کنه که طرف من باشن و با اشاره خراب نشن من دوست داشتنی‌ترم :w16:
  16. ای ول پس یه کتک‌کاری حسابی پیش رومونه حواست باشه 90 درصد بچه‌ها طرف منن، خواستی از بیرون آدم جمع کن بیار :4chsmu1:
  17. نه دیگه شما باید زمانی که منم اومدم تهران منو دعوت کنین :4chsmu1:
  18. به نسبت خودم تعریف کردم ولی خوب، زیاد تعریف نکردم عکسا دست افسانه‌ست ابوذر ماشین داره :دی ما ماشین نداشتیم ابوذر بنزین 700 تومنی زده اومده، ما کماکان ماشین نداریم ابوذر سربازه حقوق می‌گیره، ما کماکان ماشین نداریم ابوذر داره سربازیش رو تموم می‌کنه، ما کماکان ماشین نداریم دیدی چرا ابوذر دعوتمون کرد ؟
  19. بعدش رفتیم هایلار پپرونی زدیم :4chsmu1:
  20. ساعت 10:20 وارد باغ شدم، یک نقشه بیشتر نداشت، ولی نقشه‌ای از شیراز هم ورودی باغ قرار داشت حال سوال اینجا بود که بچه‌ها کدام نقشه را مد نظر گرفته‌اند ؟ اندکی صبر کردیم، 10:35 مشغول قدم زدن شدیم و به هر شخصی که وارد می‌شد شدید زل می‌زدیم شاید یکی از بچه‌های نو اندیشان باشد همینگونه که قدم می‌زدیم، آقایی به اسم دکتر از کنارمان رد شد، بعدها دانستیم ایشان از نواندیشان هستند و دکتر همینگونه می‌گشتیم، 3 دختر دیدم، یکی شبیه افسانه، من افسانه را ندیده بودم به طور کلی، ولی از قبل یک عکس از ایشان در اینجا دیده بودم، یک پس زمینه داشتم، حدس زدم بچه‌های نواندیشان باشند راستش غر هم زدم که اگه بچه‌های نواندیشان باشن چه بی‌فکرن که همینجوری دارن می‌رن :دی خودشان نبودند، همینگونه قدم زدم و به کنار نقشه بازگشتم دو شخص بودند، حدسی زدم و سوال پرسیدم از نقشه که آیا نقشه دیگری وجود دارد یا نه؟ ابوذر و دکتر بودند، بعد امیرحسین آمد بعد افسانه، دوست افسانه، سفیدبرفی و خواهرش و بعدش بماند چی شد، بعدش اومدیم خونه :4chsmu1: البته 30 دقیقه تاخیر داشتن دخترا
  21. JU JU

    دفتر مدیرارشد انجمن

    با سلام من نیاز دارم که رشته‌ انتخابیم و همینطور مقطع تحصیلیم به کل پاک بشه و هیچی برای نمایش وجود نداشته باشه نه اینکه سایر بزنم میشه همچین چیزی؟ ممنون می شم
  22. من یکی از گروه اعزامی بودم :دی و تازه رسیدم خونه هایلار هم رفتیم مهمون ابوذر ( البته نواندیشان ) بودیم جاتون خالی بقیه بچه‌ها هم به زودی میان اینجا چی براتون تعریف کنم ؟ عکسا پیش افسانه‌ست
  23. من میرم باغ ارم چادر می‌زنم تا اگه کسی هم نیومد، خودم رفته باشم و بگم که شیرازیا رفتن باغ ارم البته من شیرازی نیستم، قبوله ؟ :4chsmu1:
  24. خوشحال می شم همه بچه‌ها ایشالا سر قرار بیان و ببینمشون تا فردا این آهنگ هم بگوشین فکر کن
×
×
  • اضافه کردن...